دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ | ۰۸:۳۳
نفت برای ملت شد

نفت برای ملت شد

بیست و نهم اسفندماه سال ۱۳۲۹، مقارن با به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت و تصویب قانون ملی شدن نفت است که از آن به‌ عنوان آغازی در مسیر استقلال صنعت نفت کشورمان یاد می‌شود.

به گزارش ایسنا، حدود ۱۵ سال از قرارداد ۱۹۳۳ میلادی که با سال ۱۳۱۲ خورشیدی مصادف شده بود، می‌گذشت. جنگ جهانی دوم به پایان راه خود رسیده بود و متفقین سرمست از پیروزی‌های پی‌درپی خود، نادانسته میدان سیاست و اقتصاد را برای آمریکایی‌ها خالی می‌کردند. انگلستان و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی از دست‌وپنجه نرم کردن با نازیسم و فاشیسم آلمانی و ایتالیایی، تاب و توانشان را از دست داده بودند. حالا این آمریکا بود که باید از آب گل‌آلود جنگ جهانی دوم، ماهی قدرت خودش را صید کند. در چنین فضایی نیروی‌های ملی و جنبش‌های هویت‌خواه درون ایران، نفسی تازه کردند و توجهشان به صنعت نفت جلب شد.

وضعیت شرکت نفت در دوران پیش از ملی شدن نفت است یک استعمار تمام‌عیار را در کشورمان به نمایش گذاشته بود. آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» در این باره نوشته است: «شرکت نفت ایران و انگلیس شبیه یک موسسه اقتصادی مستعمراتی نمونه بود. روزنامه‌هایش کشور میزبان را نادیده می‌گرفتند، جداسازی تقریباً به‌طور کامل اعمال می‌شد، چه در امور اساسی و عمده مانند استخدام یا اسکان و چه در استفاده از اتوبوس‌ها و سینماها و باشگاه‌ها... تصور اینکه نگاه حاکم در بین انگلیسی‌ها نسبت به کارگران، یعنی آن ۵۰ هزار نفر مزدبگیری که هر روز با آنها در تماس بودند، چه نوع نگاهی بود، دشوار نیست. انگار که این کارگران از جنس جداگانه‌ای بودند، به همین جهت می‌گفتند تنها راه اداره آنها، تحکم و عتاب و خطاب کردن به آنها، ترساندن آنهاست تا از شما اطاعت کنند». اما این همه ماجرا نبود. داستان زخم انگلیسی‌ها بر پیکره هویت ملی و مذهبی ایرانیان بسیار عمیق‌تر از اینها بود.

طرح پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت برای نخستین بار

پیشنهاد ملی شدن نفت برای نخستین بار توسط عباس اسکندری در ۳۰ مرداد سال ۱۳۲۷ در مجلس مطرح شد و در ۱۸ اسفند همان سال محمد ساعد، نخست وزیر، شخصا وارد مذاکرات نفت شد و خواستار قبول اصل پنجاه_پنجاه از طرف شرکت نفت انگلیس و ایران شد.

۲۸ تیر ۱۳۲۸ لایحه نفت یا قرارداد گس_گلشاییان به مجلس تقدیم و در مجلس تصویب شد و در ۳۰  خرداد ۱۳۲۹ به درخواست علی منصور، نخست وزیر، کمیسیون مخصوصی برای رسیدگی به کار نفت تشکیل و لایحه نفت به این کمیسیون ارجاع شد. ۲۷ شهریور همان سال کمیسیون نفت به سیاست مبهم رزم آرا در خصوص نفت اعتراض کرد و خواستار در اختیار قرار گرفتن پرونده و سوابق مذاکرات نفت شد و هفت ماه بعد از آن کمیسیون نفت با لایحه نفت مخالفت کرد و قراردادالحاقی را برای استیفای حقوق ایران کافی ندانست.

۴ آذر ۱۳۲۹ پیشنهاد ملی کردن نفت برای نخستین بار در خانه نریمان توسط نمایندگان جبهه ملی به تصویب رسید و در ۸ آذر ۱۳۲۹ مصدق، حائری زاده، صالح، مکی و شایگان پیشنهادی به کمیسیون نفت درمورد ملی شدن نفت در تمام نقاط ایران دادند. همان سال رزم آرا لایحه نفت را از مجلس پس گرفت و حدود دو هفته بعد گزارش کمیسیون نفت در مخالفت با لایحه گس_گلشاییان در مجلس تایید شد.

نفت برای ملت شد

مخالفت انگلستان با ملی شدن صنعت نفت

۴ اسفند ۱۳۲۹ سفیر بریتانیا در ملاقات با رزم آرا اعلام کرد انگلستان با هرگونه طرحی که متضمن ملی شدن صنعت نفت باشد مخالف است و آمادگی شرکت برای مذاکره درباره برقراری تصنیف عواید را مطرح کرد و در ۱۲ اسفند مصدق در نامه ایی به رزم آرا نوشت:ملت ایران مطمئن است که در همان سال اول ملی شدن صنعت نفت بیش از این ها بفروشد و عواید کسب کند.

۱۷ اسفند ۱۳۲۹ مصدق پیشنهاد ملی شدن نفت را در کمیسیون صنعت مخصوص نفت به رای گذاشت و به اتفاق آرا و ۲۴ اسفند گزارش کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت به اتفاق آرا در مجلس شورای ملی تصویب شد. ۱۰روز بعد از آن  دین اچسن، وزیر امور خارجه امور خارجه امریکا، در تلگرافی به سفیر آن کشور در تهران از عدم مخالفت آمریکا با ملی کردن نفت در ایران به منظور جلوگیری از افتادن این کشور در دامان شوروی خبر داد.

در چنین فضایی، اقتصاد سیاسی جدید جهان پس از جنگ اجازه نمی‌داد که قراردادهایی چون ۱۹۳۳ میلادی پابرجا بماند. بسیاری از کشورها مانند ونزوئلا، کویت و عربستان سعودی در قراردادهای جدیدشان به سهم‌های ۵۰ – ۵۰ رسیده بودند. جهان غرب دیگر نمی‌توانست به روال قدیم، نفت ایران را بگیرد و سهم اندکی ما به ازای آن به دولت بدهد. ماجرای قوام‌السلطنه و سادچیکف روسی هم به پایان رسیده بود و با مخالفت مجلس و زیرکی قوام، نخست‌وزیر ایران، امتیاز نفت شمال داده نشد و شوروی هم از خاک ایران بیرون رفت.

نفت برای ملت شد

نخستین اتفاق تاریخی نفت ایران

 نخستین اتفاق نفتی ثبت شده در تاریخ امضای امتیازنامه ویلیام ناکس دارسی، سرمایه دار یهودی الاصل استرالیایی تبعه انگلیس در تهران در خردادماه سال  ۱۲۸۰بود. دارسی به موجب این امتیاز حق اکتشاف، استخراج، حمل و نقل، پالایش صدور نفت و گاز را در سراسر ممالک محصوره ایران به جز پنج ایالت شمالی به مدت ۶۰ سال به طور انحصاری به دست آورد. بعد از آن درمردادماه همان سال طرح احداث خط لوله نفت در ایران به امضای تزار نیکولای دوم رسید.

حفاری در مسجد سلیمان که نشانه های طلای سیاه در پهنه آن دیده شده بود در سوم بهمن ماه سال  ۱۲۸۶ مسجد سلیمان آغاز شد و حدود پنج ماه بعد، در پنجم خرداد ماه سال ۱۲۸۷، زمانی که اکتشاف‌گران از پیدایش نفت در ایران نا امید شده بودند، نخستین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان در عمق ۱۱۸۰پا فوران کرد و سرنوشت ایران با نفت گره خورد.

اندکی پس از فوران نخستین چاه نفت، شرکت نفت انگلیس و ایران تاسیس شد و تمام حقوق امتیازنامه دارسی به آن انتقال یافت و حدود یک سال بعد، یعنی سال ۱۲۸۸، نخستین اختلاف رسمی میان شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت ایران پیش آمد. سالی که سرآغاز نخستین تجربه های  صنعت نفت ایران بود. در این سال ساخت پالایشگاه آبادان و یک سال بعد و در سال ۱۲۹۰، ساخت نخستین اسکله نفتی ایران آغاز شد.

در سال ۱۲۹۱، خط لوله نفت مسجد سلیمان به آبادان کشیده شد. خط لوله‌ای که در سال ۱۲۹۴ بر اثر خراب کاری قطع شد و نه تنها هزاران تن نفت به هدر رفت بلکه تولید نفت پنج ماه متوقف شد. نخستین محموله نفت خام ایران  در اردیبهشت‌ماه ۱۲۹۱ صادر شد (میزان نفت صادراتی ایران در سال ۱۲۹۸ از یک میلیون تن تجاوز کرد) و یک سال بعد از آن، در ۳۰ اردیبهشت‌ماه ۱۲۹۳، میان دولت انگلیس و شرکت نفت انگلیس و ایران توافقی حاصل شد که به موجب آن ۵۱ درصد سهام شرکت به دولت انگلیس تعلق می گرفت. به همین دلیل یک سال بعد، انگلیس گروهی سرباز هندی را برای حفاظت تاسیسات نفتی به خوزستان آورد.

همکاری ایران و انگلیس در صنعت نفت ایران بی چالش نبود و دومین اختلاف رسمی میان شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت ایران در سال ۱۲۹۴  پیش آمد. در نهایت در سال ۱۲۹۶ سرچالز گرینوی تجدید نظر در امتیازنامه دارسی را مطرح کرد.

نفت برای ملت شد

کشف دومین میدان بزرگ نفتی ایران

دومین میدان بزرگ نفتی ایران در هفتگل خوزستان در سال ۱۳۰۶ به بهره برداری رسید و دو سال بعد از آن، در ۸ خرداد ۱۳۰۷، جکس، مدیر شرکت نفت انگلیس و ایران، در دیدار و گفت و گو با رضا پهلوی طرح تاسیس شرکتی برای توزیع نفت در ایران را مطرح و رضا پهلوی با آن موافقت کرد. در تیرماه همان سال تیمورتاش طرح جایگزینی امتیازنامه دارسی با امتیازنامه جدید را با کدمن مطرح کرد.

پنج ماه بعد، در آبان ۱۳۰۷، رضا پهلوی در پیغامی به شرکت نفت انگلیس و ایران از امیتازنامه دارسی اظهار ناخشنودی کرد و خواهان تجدیدنظر در آن شد و در اسفند همان سال  مذاکرات کدمن و تیمورتاش برای تجدیدنظر در امتیازنامه دارسی آغاز شد و تا چهار فروردین ۱۳۰۸ ادامه یافت و پیش نویس قرارداد جدیدی تهیه شد. این پیش نویس در اردیبهشت ۱۳۰۸ در اختیار کمیسر نفت ایران قرار گرفت.

نفت برای ملت شد

درخواست مطبوعات از رضا پهلوی برای لغو امتیازنامه دارسی

در نهایت ۲۵ آبان ماه سال ۱۳۱۱ روزنامه ایران در سرمقاله خود از رضا پهلوی خواست امتیازنامه دارسی را لغو کند و ۵ آذر ۱۳۱۱ امتیازنامه دارسی توسط رضا پهلوی لغو و ۶ آذرماه وزارت دارایی اعلامیه لغو امتیازنامه دارسی را به مدیر شرکت نفت انگلیس و ایران ابلاغ کرد. الغای امتیازنامه دارسی ۱۰ آذر ۱۳۱۱ به مجلس شورای ملی گزارش شد و مجلس به اتفاق آرا آن را تصویب کرد. دو روز بعد شرکت نفت انگلیس و ایران رسما به الغای امتیازنامه دارسی واکنش منفی نشان داد. ۹ اردیبهشت ۱۳۱۲ قرارداد جایگزین امتیازنامه دارسی به امضا و ۷ خرداد قرارداد جایگزین امتیازنامه دارسی به تصویب شورای ملی رسید.

افتتاح  پالایشگاه کرمانشاه در سال ۱۳۱۴، تصویب قرارداد تاسیس خط لوله تا خلیج فارس میان شرکت نفت آمریکا_ایران و شرکتی آمریکایی به نام شرکت لوله نفت ایران در سال ۱۳۱۵ و تجاوز تولید نفت خام از ۱۰ میلیون تن در سال ۱۳۱۶ مهم‌ترین اتفاقات صنعت نفت در سه سال مذکور بود.

تصویب قانون ممنوعیت واگذاری امتیاز نفت به خارجیان

۷ آذر ۱۳۲۳ مصدق طرحی دو فوریتی درمورد ممنوعیت واگذاری امتیاز نفت به خارجیان در مجلس ارائه کرد و به صورت قانون درامد. یک سال بعد از آن تولید نفت خام ایران به نوزده میلیون تن رسید و در ۱۳۲۹ از ۳۱ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه تجاور کرد.

۱۵ فرورین ۱۳۲۵ موافقت نامه معروف به قوام_سادچیک درمورد نفت شمال بین ایران و اتحاد شوروی امضا شد. این موافقت نامه در ۲۹ مهر ۱۳۲۶ از طرف مجلس باطل اعلام شد. واگذاری امتیاز نفت به خارجیان ممنوع و دولت مکلف به استیفای حقوق ایران از نفت جنوب شد. ۱۴ ا