• دوشنبه / ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۶:۵۵
  • دسته‌بندی: دفاعی - امنيتی
  • کد خبر: 1404111307649
  • خبرنگار : 71489

تغییر در دکترین دفاعی ایران؛ از «دفاع بازدارنده» تا «آفند پیش‌دستانه»

تغییر در دکترین دفاعی ایران؛ از «دفاع بازدارنده» تا «آفند پیش‌دستانه»

به گفته‌ی رئیس ستادکل نیروهای مسلح دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دستخوش تغییراتی شده است؛ تغییراتی که بر اساس آن نه فقط حمله انجام‌شده بلکه تهدیدِ درحال شکل‌گیری نیز می‌تواند مشروعیت اقدام ایران را ایجاد کند؛ اقدامی مبتنی بر رویکرد «عملیات برق‌آسا و دامنه‌دار»، با اتخاذ راهبردهای نظامی «ناهمگرا و کوبنده».

به گزارش ایسنا، امیر سرلشکر سید عبدالرحیم رحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بازدید شبانه‌ای از وضعیت آمادگی یکی از یگان‌های نیروهای مسلح انجام و در جریان این بازدید از تغییر دکترین دفاعی کشور خبر داد و گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه و ادامه اقدامات موذیانه آمریکایی‌- صهیونی، در دکترین دفاعی کشور تجدیدنظر کردیم و به دکترین آفندی نیروهای مسلح، مبتنی بر رویکرد عملیات برق‌آسا و دامنه‌دار، با اتخاذ راهبردهای نظامی ناهمگرا و کوبنده تغییر دادیم؛ بر این اساس، اقدام ما سریع، قاطع و به‌دور از محاسبات آمریکا خواهد بود.

این اظهارات در کنار بیانیه اخیر دبیرخانه شورای دفاع که ۱۶ دی ماه سال جاری منتشر شد و تصریح کرد که «در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌داند و نشانه‌های عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی می‌کند» حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران در حال گذار از «دکترین دفاع بازدارنده» به «دکترین آفندیِ فعال و پیش‌دستانه» است؛ گذاری که پیامدهای مهمی برای معادلات امنیتی منطقه خواهد داشت و بر اساس آن نه فقط حمله انجام‌شده بلکه تهدیدِ در حال شکل‌گیری نیز می‌تواند مشروعیت اقدام برای ایران را ایجاد کند.

دکترین جدید پیامدهای مهمی برای معادلات امنیتی منطقه دارد و بر اساس آن نه فقط حمله طرف متخاصم بلکه تهدیدِ در حال شکل‌گیری نیز می‌تواند مشروعیت اقدام برای ایران ایجاد کند

طی ۴۸ سال گذشته و از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تا مقطع اخیر، دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان «دفاع بازدارنده مبتنی بر صبر راهبردی» توصیف کرد؛ دکترینی که ماهیت آن اساساً دفاعی و بازدارنده بود اما در درون خود عناصر محدودی از اقدام تهاجمی واکنشی را نیز در بر داشت؛ در این چارچوب، بازدارندگی نه از طریق حمله پیش‌دستانه بلکه بر پایه تهدید متقابل و افزایش هزینه تجاوز برای دشمن تعریف می‌شد. منطق اصلی این دکترین آن بود که جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ نباشد اما در صورت تعرض، پاسخی قاطع، کنترل‌شده و در عین حال پشیمان‌کننده ارائه دهد.

این الگو به روشنی در جریان دفاع مقدس ۸ ساله (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) و همچنین در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه سال جاری قابل مشاهده بود؛ به‌گونه‌ای که در هر دو مقطع، ابتدا ضربه اولیه دشمن مهار و مدیریت شد و سپس در مراحل بعدی، پاسخ‌ها با شدت و دامنه بیشتری طراحی و اجرا گردید. پاسخ‌هایی که هدف اصلی آن‌ها، تغییر محاسبات دشمن و جلوگیری از تداوم تجاوز بود.

بر اساس بیانیه دبیرخانه شورای دفاع و اظهارات اخیر رئیس ستادکل نیروهای مسلح، ایران در دکترین دفاعی خود تجدیدنظر کرده و آن را از «دفاع بازدارنده مبتنی بر صبر راهبردی» به «آفندی» مبتنی بر رویکرد «عملیات برق‌آسا» و «دامنه‌دار»، با اتخاذ راهبردهای نظامی «ناهمگرا و کوبنده» تغییر داده است. این دکترین جدید دارای چند مؤلفه روشن است؛ نخست آنکه بر اساس آن دیگر «آفند» صرفاً پاسخ به تجاوز نیست بلکه ابزار پیشگیری از تهدید نیز هست به این معنا که اگر تهدید عینی تشخیص داده شود، اقدام نظامی می‌تواند پیش از حمله دشمن صورت گیرد. دومین مولفه‌ی دکترین جدید دفاعی ایران تاکید بر «عملیات برق‌آسا» است؛ گذاره‌ای که این مفهوم را در ذهن ایجاد می‌کند که ایران به‌دنبال درگیری‌های فرسایشی نیست.

«دامنه‌دار بودن اقدام» دیگر مولفه‌ی دکترین جدید دفاعی ایران است؛ بر اساس این مولفه، دیگر اقدام نظامی ایران محدود به یک نقطه نخواهد بود بلکه می‌تواند در چند حوزه، چند جغرافیا و چند سطح ادامه یابد. چهارمین مولفه‌ی روشن دکترین جدید را نیز می‌توان «راهبردهای ناهمگرا و کوبنده» دانست که بیان‌گر استفاده همزمان از ابزارهای متنوع در حوزه‌های مختلف اعم از موشکی، پهپادی، سایبری و اطلاعاتی با هدف برهم‌زدن محاسبات دشمن و جلوگیری از پیش‌بینی‌پذیری است.

بر اساس دکترین جدید نظامی ایران، دیگر اقدام نظامی ایران محدود به یک نقطه نخواهد بود بلکه می‌تواند در چند حوزه، چند جغرافیا و چند سطح ادامه یابد

به گفته رئیس ستادکل نیروهای مسلح، «این تجدیدنظر در دکترین دفاعی کشور پس از جنگ ۱۲ روزه و ادامه اقدامات موذیانه آمریکایی‌- صهیونی رخ داده است»؛ بر این اساس شاید بتوان عملیات‌های خرابکارانه، ترور، جنگ سایبری، اعمال تحریم‌های اقتصادی، تهدیدهای آشکار نظامی سال‌های اخیر و شکل‌گیری وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در پی تحمیل آتش‌بس به رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه و نیز استمرار اقدامات مداخله‌جویانه سیاسی آمریکا در امور داخلی ایران در جریانات اعتراضات دی‌ماه و حضور نظامی آمریکا در منطقه و طرح تهدیدات نظامی پیاپی علیه ایران را از دلایل تغییر در دکترین دفاعی کشور دانست.

با توجه به اینکه همواره و به ویژه طی روزهای اخیر و در پی حضور نظامی ایالات متحده آمریکا در منطقه و افزایش تهدیدات نظامی علیه ایران، مقامات عالی‌رتبه ایران بارها بر جنگ طلب نبودن ایران تاکید کرده‌اند، می‌توان گفت که تغییر دکترین دفاعی به معنای جنگ‌طلبی نیست بلکه تلاشی برای کاهش احتمال جنگ از طریق افزایش هزینه خطا برای دشمن است و ایران وارد مرحله‌ی بازدارندگی فعال شده و دیگر منتظر ضربه اول دشمن نخواهد ماند؛ به زبان ساده‌تر دکترین جدید می‌گوید که اگر احساس کنیم حمله‌ای در راه است، منتظر نمی‌مانیم تا ضربه اول را بخوریم.

تغییر دکترین دفاعی به معنای جنگ‌طلبی نیست بلکه تلاشی برای کاهش احتمال جنگ از طریق افزایش هزینه خطا برای دشمن است

در چارچوب دکترین جدید جمهوری اسلامی ایران، تحرکات نظامی اخیر آمریکا در منطقه، از جمله استقرار ناوهای هواپیمابر و تشدید آرایش نیروها، در کنار لفاظی‌ها و تهدیدات علنی برخی مقامات آمریکایی علیه ایران، از نگاه تهران صرفاً نمایش قدرت یا بازدارندگی تلقی نمی‌شود بلکه این اقدامات به‌عنوان «نشانه‌های عینی تهدید» تعریف می‌شوند؛ نشانه‌هایی که می‌توانند مبنای اقدام پیش‌دستانه قرار گیرند.

تغییر در دکترین دفاعی ایران، محاسبات گذشته را دگرگون می‌کند و به آمریکا این پیام را می‌دهد که تمرکز قدرت نظامی در منطقه، الزاماً به معنای مصونیت یا کنترل بحران نخواهد بود. هشدار صریح روز گذشته حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبری انقلاب و فرمانده کل قوا به آمریکا مبنی بر اینکه «اگر جنگی راه بیاندازید، جنگ منطقه‌ای خواهد بود» نیز چارچوب راهبردی این پیام را تبیین می‌کند. این هشدار، نه یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه تعریف صریح میدان نبرد در دکترین جدید دفاعی ایران است.

همچنین با مورد توجه قرار دادن پیام‌های مکرر مقامات ایران و هشدار آنها نسبت به گسترش دامنه جنگ به کل منطقه و سایر کشورها، به نظر می‌رسد که دیگر هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، محدود به یک جغرافیا یا یک بازیگر نخواهد ماند و به سرعت به سطح منطقه‌ای تسری می‌یابد؛ در این منطق، منطقه دیگر حاشیه درگیری نیست، بلکه بخشی از متن معادله بازدارندگی ایران محسوب می‌شود.

آنچه که در پی تغییر دکترین دفاعی ایران، کشورهای منطقه باید مورد توجه قرار دهند این است که باید در نظر داشته باشند که اتکای امنیتی به حضور نظامی آمریکا می‌تواند آن‌ها را ناخواسته درگیر بحرانی کند که کنترل آن از دست بازیگران محلی خارج شود؛ از سوی دیگر نیز باید توجه داشته باشند که همراهی یا تسهیل اقدامات خصمانه علیه ایران، می‌تواند هزینه‌های مستقیم امنیتی برای آن کشورها ایجاد کند چراکه دکترین جدید دفاعی ایران، با پیوند زدن سرنوشت امنیتی بازیگران منطقه، عملاً هشدار می‌دهد که ثبات، بیش از گذشته نیازمند تصمیم‌های مستقل منطقه‌ای و پرهیز از تبدیل شدن به میدان تقابل قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha