علیرضا محمدی روزبهانی ـ کارگردان سریال «صفر بیست و چهار» ـ با اشاره به دقتهای لازم برای تولید یک اثر دفاع مقدسی در تلویزیون به ایسنا گفت: محدودیتهای رسانهای برایمان جدی بود؛ ما برای تلویزیون کار میکنیم که مخاطب گستردهای دارد. در صحنههایی مانند رختشورخانه یا بیمارستان صحرایی به دلیل ماهیت رسانه عمومی نیاز به دقت بیشتری وجود داشت. همچنین باید مراقب میبودیم روایت دفاع مقدس ناخواسته به اثری تبدیل نشود که در تقابل با آن قرار بگیرد؛ این مرز بسیار ظریف است و باید هوشمندانه مدیریت شود.
او با اشاره به چالشهای ساخت این سریال بیان کرد: در بخشهایی که مستندات دقیق وجود داشت، به بازسازی مستندگونه نزدیک شدیم، اما در برخی بخشها برای تقویت روایت ناچار به تفسیر دراماتیک بودیم. تلاش کردم این دو رویکرد در تعادل باشند؛ نه آنقدر به سمت مستند برویم که اثر خشک و گزارشی شود و نه آنقدر به درام تکیه کنیم که از واقعیت فاصله بگیریم.

روزبهانی با اشاره به روحیه حاکم بر سریال «صفر بیست و چهار» تصریح کرد: آنچه برای من اهمیت داشت، روحیه پیشرفت و خودباوری جوانان در شرایط دشوار بود؛ روحیهای که در بستر اتحاد شکل میگیرد. این داستان از دل مردم برخاسته است و قصههایی که ریشه مردمی دارند، هیچگاه کهنه نمیشوند. مفاهیمی چون تلاش، همدلی، امید و خلاقیت همچنان زندهاند و این روایت میتواند امروز نیز برای نسل جدید معنا داشته باشد؛ نه به عنوان یک اثر شعاری، بلکه به عنوان تجربهای انسانی.
او در ادامه درباره شکلگیری ایده، رویکرد محتوایی و دغدغههای اجتماعی این اثر گفت: نقطه آغاز مجموعه «صفر بیست و چهار» برای من در ابتدا یک پیشنهاد تولید در حوزه دفاع مقدس بود، اما آنچه باعث شد این پیشنهاد را جدی بگیرم، جنس سوژه بود. در آثار دفاع مقدس معمولاً با بیوگرافیها، عملیاتهای شاخص یا یک دستاورد نظامی مشخص روبهرو هستیم، اما در این پروژه با یک تاریخ شفاهی مستند درباره «ساخت قایق» مواجه شدم؛ موضوعی که در ظاهر شاید ساده به نظر برسد، اما وقتی وارد جزئیات آن میشوید، عمق انسانی و اجتماعی بسیار گستردهای پیدا میکند.
وی ادامه داد: هرچه بیشتر وارد طرح، قصه و مستندات شدم، برایم روشنتر شد که این پروژه صرفاً بازسازی یک اتفاق نیست، بلکه روایت یک خلاقیت جمعی در دل بحران است. همین ویژگی باعث شد احساس کنم با سوژهای متفاوت روبهرو هستم. بنابراین اگرچه شروع کار با پیشنهاد تهیهکنندگان بود، اما آنچه باعث شد آن را بپذیرم، جذابیت روایت و ظرفیت دراماتیک و انسانی آن بود.

محمدی روزبهانی خاطرنشان کرد: آنچه برای من اهمیت داشت، روحیهای بود که در این روایت حضور داشت؛ روحیه پیشرفت و خودباوری جوانان در شرایط دشوار. وقتی این پیشرفت در بستر اتحاد شکل میگیرد ـ اتحادی که از خانواده تا اجتماع و پشت جبهه امتداد دارد ـ تبدیل به مفهومی فراتر از یک مقطع تاریخی میشود. این داستان از دل مردم برخاسته است و معتقدم قصههایی که ریشه مردمی دارند، هیچگاه کهنه نمیشوند. هرچند زمان تغییر میکند، اما مفاهیمی چون تلاش، همدلی، امید و خلاقیت همچنان زندهاند. احساس کردم این روایت میتواند امروز نیز برای نسل جدید معنا داشته باشد؛ نه به عنوان یک اثر شعاری، بلکه به عنوان تجربهای انسانی. به همین دلیل مایل بودم این داستان در قالبی روایت شود که برای مخاطب امروز نیز قابل درک و ارتباط باشد.
وی افزود: در ابتدا ما یک مستند داشتیم که باید به یک اثر نمایشی تبدیل میشد. این فرآیند طبیعتاً بدون تغییر نبود. برای ایجاد نقاط دراماتیک، انسجام روایی و شکلگیری شخصیتهای قابلباور، نسخههای مختلفی از فیلمنامه نوشته شد و میان من، نویسنده، تهیهکننده و مشاوران پروژه رفتوبرگشتهای متعددی صورت گرفت. برخی بخشها نیاز به پرداخت دراماتیک بیشتری داشت تا مخاطب بتواند با داستان همراه شود. با این حال، تلاش کردیم وفاداری به اصل واقعه حفظ شود و روایت از مسیر تاریخی خود خارج نشود. تغییرات بیشتر در شیوه بیان و ساختار نمایشی بود، نه در اصل اتفاقات. هدف آن بود که مستندات به شکلی منسجم و چفتوبستدار در قالب درام ارائه شوند.
این کارگردان تلویزیون گفت: رویکرد ما ترکیبی از هر دو رویکرد بود. در بخشهایی که مستندات دقیق و مشخص وجود داشت، بیشتر به بازسازی مستندگونه نزدیک شدیم و سعی کردیم فضای واقعی آن دوران حفظ شود. اما در برخی بخشها برای تقویت روایت نمایشی، ناچار به تفسیر دراماتیک بودیم؛ چراکه نمیتوان یک مستند را بدون تغییر به درام تبدیل کرد. تلاش کردم این دو رویکرد در تعادل باشند: نه آنقدر به سمت مستند حرکت کنیم که اثر خشک و گزارشی شود و نه آنقدر به درام تکیه کنیم که از واقعیت فاصله بگیریم. این توازن برای من اهمیت بسیار داشت.

وی ادامه داد: شاید خط قرمز شخصی به آن معنا نداشتم، اما محدودیتهای رسانهای برایم جدی بود. ما برای تلویزیون کار میکنیم که مخاطب گستردهای دارد و باید چارچوبهای آن رعایت شود. در برخی موضوعات، مانند صحنههای رختشورخانه یا بیمارستان صحرایی، به دلیل ماهیت رسانه عمومی، نیاز به دقت بیشتری وجود داشت. همچنین باید مراقب میبودیم که روایت دفاع مقدس ناخواسته به اثری تبدیل نشود که در تقابل با آن قرار بگیرد. مرز میان نمایش واقعیت جنگ و تبدیل شدن به اثری ضدجنگ بسیار ظریف است و باید هوشمندانه مدیریت شود. تلاش کردم روایت در همان مسیر اصلی خود باقی بماند.
او بیان کرد: خوشبختانه این پروژه پشتوانه پژوهشی قابل توجهی داشت. تحقیقات آن از سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ آغاز شده بود و مستندات و کتابهای مرجع معتبری در اختیار داشتیم. علاوه بر این، مشاوران نظامی، ناظر کیفی پروژه و تیم مستندسازی در کنار ما حضور داشتند. حضور آقای علی حمامی، سازنده قایق، در پروژه بسیار کمککننده بود. در طراحی صحنه نیز از تجربیات آقای حمید شویری، از رزمندگان دفاع مقدس، بهره بردیم و در طراحی لباس، خانم نیاز حمیدی با سابقه آثار دفاع مقدس همکاری داشتند. این مجموعه مشاورهها و منابع پژوهشی، باعث شد فضاسازی اثر از نظر تاریخی و بصری به واقعیت نزدیک باشد.
وی ادامه داد: در طراحی لحن بصری سریال تلاش کردیم تلفیقی از واقعگرایی خام و زیباییشناسی کنترلشده ایجاد کنیم. واقعگرایی به مستندگونه شدن اثر کمک میکرد، اما در عین حال نمیخواستیم تصویر خشن و بیساختار باشد. تمرکز اصلی ما بر شخصیتها بود، نه صرفاً نور، رنگ و لوکیشن. سعی کردیم زیبایی در شخصیتپردازی جلوه کند و مخاطب از طریق آدمها وارد جهان روایت شود. به عبارت دیگر، فضا و نور در خدمت انسانها بودند، نه بالعکس.
روزبهانی در پایان تاکید کرد: «صفر بیست و چهار» را میتوان چنین تعریف کرد. روایتی مردمی از خلاقیت و اتحاد در دل بحران؛ قصهای که تاریخ را از زاویه انسان روایت میکند، نه صرفاً از منظر حماسه.
انتهای پیام


نظرات