به گزارش ایسنا، به مناسبت روز جهانی صنایع دستی، راهی خیابان استاد نجاتاللهی (ویلای سابق) شدیم؛ خیابانی که نامش برای بسیاری از تهرانیها با صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران گره خورده است. راستهای قدیمی در قلب پایتخت که سالها پیش عنوان «گذر صنایع دستی تهران» بر پیشانی آن نشسته و قرار بود به یکی از مهمترین ویترینهای هنر ایرانی در پایتخت تبدیل شود.
در نخستین نگاه، خیابان همچنان هویت آشنای خود را حفظ کرده است؛ پشت شیشه مغازهها، رنگهای درخشان میناکاریها چشم را مینوازند. ظروف خاتمکاریشده، تابلوهای قلمزنی، پارچههای قلمکار، آثار سفالی و دهها محصول دیگر در ویترینها چیده شدهاند. آثاری که هر یک حاصل ساعتها کار، تجربه و ذوق هنرمندانی هستند که در گوشه و کنار کشور به خلق آنها مشغولاند. اما با کمی تأمل، نشانههایی از واقعیتی دیگر نیز خودنمایی میکند، واقعیتی که فعالان این حوزه مدتهاست با آن دست به گریباناند.
در میانه روز، خیابان آن شور و ازدحامی را که از یک گذر تخصصی صنایع دستی انتظار میرود، ندارد. برخی مغازهها باز هستند و صاحبانشان در سکوتی طولانی چشم به رفتوآمد رهگذران دوختهاند. در میان واحدهای فعال، کرکرههای پایینکشیده مغازههایی نیز دیده میشود که یادآور روزهای پررونقتر این راسته هستند. فروشندگانی که هنوز در خیابان ماندهاند، از تغییرات بازار و دشواریهای ادامه فعالیتشان سخن میگویند؛ از افزایش هزینهها، کاهش مشتریان و شرایطی که بسیاری از همکارانشان را ناچار به ترک این حرفه کرده است.
یکی از فروشندگان این گذر که نزدیک به دو دهه در حوزه صنایع دستی فعالیت دارد، وضعیت بازار را «نابسامان» توصیف میکند. به گفته او، رکود بازار تنها به ماههای اخیر محدود نمیشود، اما تحولات و شرایط ناشی از جنگ نیز مشکلات پیشین را تشدید کرده است. کاهش ورود گردشگران خارجی، افت سفرهای تجاری و محدود شدن رفتوآمد مشتریان، از جمله عواملی است که به گفته فروشندگان این حوزه، بر فروش صنایع دستی تأثیر مستقیم گذاشته است.
او به ایسنا میگوید: «الان خودتان بازار را میبینید. نه توریست میآید و نه خریدی که بتواند بازار را سرپا نگه دارد. قبلاً گردشگران خارجی و حتی تاجران برای خرید صنایع دستی مراجعه میکردند اما مدتی است که این رفتوآمدها بسیار کمتر شده و شرایط اخیر هم مشکلات قبلی را بیشتر کرده است.»
در میان ویترینها، آثار هنری همچنان چشمنوازند، اما تولیدکنندگان با چالشهای تازهای روبهرو شدهاند؛ افزایش قیمت مواد اولیه باعث شده بسیاری از کارگاهها نتوانند مانند گذشته تولید کنند. مس، برنج، پشم، ابریشم و سایر مواد مورد نیاز تولید صنایع دستی، در سالهای اخیر افزایش قیمت قابل توجهی را تجربه کردهاند؛ موضوعی که نه تنها هزینه تولید را بالا برده، بلکه به گفته فروشندگان صنایع دستی، بر کیفیت برخی محصولات نیز تأثیر گذاشته است.
یکی از فروشندگان در توضیح این وضعیت میگوید: «مواد اولیه صنایع دستی شامل مس، برنج، پشم، ابریشم و خیلی اقلام دیگر است. قیمت این مواد آنقدر بالا رفته که تولیدکننده ناچار شده برای پایین آوردن قیمت نهایی، وزن و حجم کار را کمتر کند.»
به گفته او، این مسئله حتی بر کیفیت برخی آثار نیز اثر گذاشته است. «قبلاً یک ظرف مسی با وزن دو یا سه کیلو تولید میشد اما امروز تلاش میکنند سبکتر ساخته شود تا قیمت تمامشده کمتر باشد. طبیعتاً این اتفاق روی کیفیت هم تأثیر میگذارد.»
فروشنده دیگری نیز با اشاره به تغییر شرایط تولید میگوید: «تا قبل از عید وضعیت تولید بد نبود اما حالا بسیاری از کارگاهها مثل گذشته تولید مستمر ندارند. برای بعضی از کالاها باید سفارش بدهیم تا تولید شوند و دیگر مانند گذشته محصول آماده به وفور در بازار وجود ندارد.»
افزایش هزینهها در نهایت به قیمت نهایی محصول میرسد، موضوعی که به گفته فعالان بازار، بر میزان استقبال خریداران نیز تأثیر گذاشته است. یکی از فروشندگان میگوید: «وقتی یک گلدان کوچک چند میلیون تومان قیمت دارد، برای خیلی از مردم خرید آن سخت است. به همین دلیل معمولاً کالاهای کاربردیتر بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.»
در میان گفتوگوها، نگرانی درباره آینده تولیدکنندگان بیش از هر موضوع دیگری به چشم میخورد. فعالان این حوزه معتقدند صنایع دستی تنها به فروشندگان محدود نمیشود و مجموعهای از تولیدکنندگان، هنرمندان، صادرکنندگان و عرضهکنندگان را در بر میگیرد.
یکی از فروشندگان در این باره به ایسنا میگوید: «اگر ما نتوانیم بفروشیم، طبیعتاً سمت خرید کالا از تولیدکننده هم نمیرویم. در نتیجه کارگاهها آسیب میبینند. این یک زنجیره است؛ تولیدکننده، فروشنده، صادرکننده و مصرفکننده همه به هم وصل هستند. اگر یک حلقه آسیب ببیند، کل زنجیره دچار مشکل میشود.»
در بخش دیگری از گفتوگوها، موضوع فرش و تابلوفرش ایرانی نیز مطرح میشود؛ محصولاتی که روزگاری از شناختهشدهترین نمادهای هنر ایران در جهان بودند. یکی از فروشندگان به ایسنا میگوید: «چند سالی است که فرش دستباف و تابلوفرش ایرانی از رونق افتادهاند. در حالی که کشورهایی مثل چین و بلژیک نمونههای مشابه را به صورت ماشینی تولید و عرضه میکنند، تولیدکنندگان ایرانی با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکنند.»
موضوع حمایتهای دولتی نیز از جمله مطالبات مشترک فعالان این گذر است. آنها معتقدند بخش مهمی از مشکلات موجود را میتوان با سیاستهای حمایتی در حوزه تأمین مواد اولیه و توسعه بازار برطرف کرد.
یکی از فروشندگان میگوید: «مواد اولیه صنایع دستی روزبهروز گرانتر میشود. اگر حمایتها به سمت تولیدکنندهها و تأمین مواد اولیه برود، بسیاری از فعالان این حوزه میتوانند دوام بیاورند.»
فروشنده دیگری نیز پیشنهاد میدهد که صنایع دستی بیش از گذشته در هدایای رسمی و سازمانی مورد استفاده قرار گیرد. او معتقد است: «صنایع دستی فقط یک کالا نیست، بخشی از فرهنگ و هویت این کشور است. اگر سازمانها و نهادها از این محصولات استفاده کنند، هم به تولیدکننده کمک میشود و هم هنر ایرانی بیشتر دیده خواهد شد.»
با وجود همه این گلهها، امید هنوز در میان فروشندگان این حوزه زنده است. آنان از علاقه و دلبستگی خود به این حرفه سخن میگویند؛ از سالهایی که در کنار هنرمندان و تولیدکنندگان سپری کردهاند و از تلاشی که برای زنده نگه داشتن این هنرها انجام میدهند. بسیاری از آنها معتقدند صنایع دستی ایران همچنان ظرفیتهای فراوانی برای رشد و حضور در بازارهای داخلی و خارجی دارد، به شرط آنکه بیش از گذشته دیده شود و مورد حمایت قرار گیرد.
خیابان ویلا در روز جهانی صنایع دستی، تصویری دوگانه از این حوزه را پیش چشم میگذارد؛ از یک سو ویترینهایی مملو از رنگ، نقش و خلاقیت که گواه پویایی هنر ایرانی هستند و از سوی دیگر نگرانیهایی که فعالان این عرصه درباره آینده بازار و معیشت خود مطرح میکنند. با این همه، در پس سکوت برخی مغازهها و گلههای فروشندگان، هنوز امیدی به چشم میخورد؛ امید به روزی که صنایع دستی نه تنها به عنوان یادگاری از گذشته، بلکه به عنوان بخشی زنده و اثرگذار از اقتصاد و فرهنگ امروز ایران، جایگاه شایسته خود را بازیابد.
انتهای پیام
