شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۳:۲۸
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
روایت امدادگر هلال احمر از ناله زندگی در زیر آوار

روایت امدادگر هلال احمر از ناله زندگی در زیر آوار

آذربایجان شرقی (ایسنا) - حلما را بغل کرده و در حالیکه خدا را در دل ویرانه‌های یک سازه که پیش از اصابت موشک، خانه‌ای امن و پناهی گرم برای اعضای پنج نفره یک خانواده بوده، صدا می‌زند و در همان حال، قربان صدقه "حلما" می‌رود، امدادگری که از سیل و زلزله تا جنگ، دستانش، جان‌های زیادی را نجات داده و به زندگی بازگردانده است.

هلال احمری‌ها با همان لباس‌های آشنا، در حوادث زیادی زندگی‌بخش شده‌اند، اما ادعای زیادی ندارند و حتی برای گفتن از کارهای بزرگشان، تمایل زیادی نشان نمی‌دهند. مثل «محمد احمدی»، امدادگر و ناجی جمعیت هلال احمر آذربایجان شرقی که در دفاع مقدس سوم در هر اصابتی، مشغول امدادرسانی و تفحص پیکرها بود.

احمدی که از سال ۷۶ به عنوان امدادگر داوطلب به عضویت سازمان جمعیت هلال احمر درآمده و در این حرفه، مو سفید کرده، حالا راوی لحظاتی است که دستانش، ناجی جنگ‌زدگان و پیکرهای بی‌جانی بود که هر چند، شهید شده بودند، اما همه دارایی عزیزانشان، بودند.

او خدمت در لباس یک امدادگر ایرانی در جمهوری اسلامی ایران را افتخاری برای خودش‌ می‌داند و به ایسنا می‌گوید: ما خادم ملت هستیم. الان به عنوان کارمند مجموعه هلال احمر مشغول به کار هستم و هر خدمت کوچکی برای این مردم مایه افتخار من است.

روایت امدادگر هلال احمر از ناله زندگی در زیر آوار
عکس از روابط عمومی هلال احمر استان

احمدی می‌گوید: هلال احمری‌ها در حوادث و سوانح مختلف از زلزله و سیل تا تصادف و جنگ، کمک حال و پشتیبان مردم هستند و همیشه تلاش کرده‌اند تا بخشی از دردها و آلام حادثه‌دیده‌ها را تسکین بدهند. تلاش‌ها و اقدامات امدادگران هلال احمر در هر نقطه از ایران، جای تقدیر دارد؛ چرا که آن‌ها جزو اولین نفراتی هستند که در هر حادثه‌ای در صحنه حاضر می‌شوند و در تمامی حوادث با نیت خیرخواهانه و داوطلبانه، کار می‌کنند.

این امدادگر هلال احمر درست در وسط داستان جنگی که بوده که منازل مسکونی و غیرنظامیان زیادی در آن آسیب دیدند، او می‌گوید: در امداد و نجات در اصابت‌های جنگ رمضان، بعد از وصول گزارش از سوی سازمان مدیریت بحران کشور و استان و ارتباط با بی‌سیم، نیروهای امدادی، سریع در محل حضور پیدا می‌کردند.

او ادامه می‌دهد: تیم‌های عملیاتی هلال احمر در طول جنگ در چند نقطه شهر جهت دسترسی سریع و راحت استقرار داشتند تا خدمات امداد و نجات به موقع انجام شود. در اعزام هر تیمی به هر محله‌ای، اول تیم ارزیابی تشکیل می‌شد و سایر تیم‌ها بعد از ارزیابی اولیه در محل حضور پیدا کرده و نسبت به انتقال مصدومان و مجروحان از محل اقدام می‌کردند.

این امدادگر، نحوه امدادرسانی را نسبت به شدت اصابت و تخریب منازل مسکونی، متفاوت دانسته و می‌گوید: پیکرهای زیر آوار با همکاری نیروهای آتش نشانی و اورژانس از زیر آوار بیرون می‌آمدند و نیروهای هلال احمر معمولا به عنوان اولین نیروی امدادی وارد صحنه شده و آخرین نفر از صحنه خارج می‌شدند. نیروهای امدادی با تمام تجهیزات حضور پیدا کرده و نسبت به تجسس و درآوردن پیکرها از زیر آوار تلاش می‌کردند و بیشتر تلاش‌ها بر این بود تا اول، نسبت به تجسس کسانی که زنده بودند یا احتمال زنده بودنشان بیشتر بود، اقدام کنیم و سپس سعی می‌کردیم تا شهدا را از زیر آوار خارج کرده و به عوامل نیروی انتظامی تحویل دهیم.

احمدی، ناجی و امدادگر هلال احمر، پای کار بودن مردم در کمک به امدادگران را دلگرمی بزرگ و سرمایه‌ای اجتماعی عنوان می‌کند و می‌گوید: پای کار بودن مردم در این صحنه ها زیاو به چشم می‌خورد. مردم در هر حادثه و عملیات اولین نفراتی هستند که در صحنه حاضر شده و به ما کمک می‌کنند و باید قدردان این مردم باشیم.

او می‌گوید: افراد زنده زیر آوار ما را امید می‌دانستند تا آن‌ها را زودتر از زیر آوار بیرون بیاوریم. در محل اصابت زعفرانیه تبریز خانواده‌ای بودند که طبقه همکف ساختمان مورد اصابت قرار گرفته بود و فقط مادر خانواده زنده و مصدوم بود و سه عضو خانواده شهید شده بودند. وقتی ما سر صحنه رسیدیم. برادر مادر خانواده و دیگر آشنایان بی‌تابی می‌کردند که افراد زیر آوار را سریع‌تر دربیاوریم.

این امدادگر هلال احمر در ادامه روایتش از عملیات امداد و نجات، منزل مسکونی مورد اصابت واقع شده در زعفرانیه تبریز، می‌افزاید: تصور می‌کردند پیکرها زیر آوار زنده هستند، اما متاسفانه با توجه به شدت اصابت امکان زنده ماندن وجود نداشت و تلاش کردیم هر چه سریع‌تر پیکرها را دربیاوریم.

او ادامه می‌دهد: اولین پیکری که موفق شدیم با کمک بچه‌ها خارج کنیم، شهید حبیب، پدر خانواده بود که کنار دیوار خوابیده بود و به شهادت رسیده بود. دومین پیکر، ماهان و سومی ماهور، کوچک‌ترین عضو خانواده بود که موقع خارج کردن پبکرش، همه امدادگران شروع به گریه کردند و پیکر را با نوای لبیک یا حسین و کمک گرفتن از امام حسین بیرون بردیم.

او، حس انسان‌ دوستانه ایرانیان را مورد اشاره قرار داده و می‌گوید: حس انسان دوستانه ما زبانزد است. دقت زیادی در عملیات‌ها صرف می‌شود و چنین فرض می‌کنیم که حادثه دیده عضوی از خانواده خودمان است. مکتب ما، مکتب سیدالشهدا بوده و  سعی کرده‌ایم به عنوان یک مسلمان و در عقایدمان و آنچه آموخته‌ایم، ادامه دهنده راه شهیدان باشیم.

به گفته این امدادگر هلال احمر، شروع تا پایان عملیات امداد و نجات پیکرها و بازمانده ساختمان زعفرانیه، تفحص و تحویل پیکرها به مراجع قضایی که در ۱۹ اسفند ماه، مورد اصابت قرار گرفته بود، شش الی هفت ساعت طول کشیده است. 

احمدی می‌گوید: بقبه عملیات ها هم شبیه همین بودند و انجام چنین عملیات‌هایی برای ما بسیار سخت بود؛ چون ما هم از دل همین مردم هستیم.

روایت امدادگر هلال احمر از ناله زندگی در زیر آوار
عکس از روابط عمومی هلال احمر استان

حلما دختر ایران

امدادگر و ناجی هلال احمر در ادامه، داستان حلما را روایت می‌کند، دخترک یک و نیم ساله‌ای که بعد از شهادت پدر  مادر، خواهر و برادرش در حمله به ساختمان مسکونی‌شان به "دختر ایران"، مشهور شد و فیلمی از نجات او توسط آقای احمدی، در شبکه‌های مجازی تا مدت‌ها دست به دست می‌شد. فیلمی که بیم و امید و معجزه را در دل خروارها خاک و بتن و آوار، نشان می‌دهد. 

احمدی در این خصوص هم به ایسنا می‌گوید: خانه‌ حلما در یکی از مجتمع‌ها مورد اصابت قرار گرفته بود و اعضای خانواده‌اش شهید شده بودند. توانستیم حلمای یک و نیم ساله را با کمک امدادگران از زیر بتن و آجر و  حجم بسیار بالای آوار که رویش افتاده بود، زنده بیرون بیاوریم.

 او ادامه می‌دهد: زنده ماندن حلما بعد از ماندن زیر آن حجم از آوار برای خود ما اصلا قابل باور نبود و ما به حکمت پروردگار در بعضی عملیات‌ها بیشتر پی برده‌ایم و با دیدن چنین صحنه‌هایی در عملیات‌ها امیدواریمان چند برابر شده که لطف پروردگار و ائمه است.

۱۴ ساعت در جست‌وجوی پیکر فاطمه 

این امدادگر هلال احمر با اشاره به عملیات امداد و نجات ساختمان مسکونی مورد اصابت در محله شهید مفتح قره باغی تبریز و اینکه عملیات در این ساختمان، یک روز طول کشیده است، می‌گوید: حجم بسیار زیاد آوار و وضعیت جوی به خصوص بارش باران تفحص در این ساختمان را دشوارتر کرده بود و آخرین پیکری که پیدا کردیم، آن هم بعد از ۱۴ ساعت تفحص، پیکر فاطمه بود. جثه او کوچک بود و شدت اصابت، پیکرش را به ساختمان تخریب شده همسایه بغلی پرتاب کرده بود که بعد از تجسس پیدا کردیم.

احمدی در پایان، توصیه‌هایی هم برای مردم دارد: مردم سعی کنند در زمان وقوع حادثه تجمع نکنند؛ به خصوص در زمان جنگ که ممکن است خطرات بعدی هم داشته باشد. خونسردی را حفظ کنند و خودشان و آسیب‌دیدگان را به آرامش دعوت کرده و در محل‌های ایمن پناه بگیرند. مصدومان دارای وضعیت وخیم و دچار خونریزی در اولویت انتقال به مراکز درمانی باشند و هر چه مسیر بازگشایی را باز بگذارند، امدادرسانی، سریع‌تر انجام خواهد شد.

روایت امدادگر هلال احمر از ناله زندگی در زیر آوار
عکس از روابط عمومی هلال احمر استان

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها