• سه‌شنبه / ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۴:۴۵
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021508730

یک جامعه‌شناس: اگر طیف خاکستری به آینده امیدوار شود، می‌تواند کارهای بزرگی برای کشور کند

یک جامعه‌شناس: اگر طیف خاکستری به آینده امیدوار شود، می‌تواند کارهای بزرگی برای کشور کند

ایسنا/خراسان رضوی یک جامعه‌شناس گفت: اگر بتوان طیف خاکستری را برانگیخته کرد و به آن برای ساخت کشور انگیزه و امید داد، آن‌گاه این جمعیت وسیع می‌تواند مانند یک سیل خروشان، کشور را به شکوفایی برساند.

حامد بخشی در گفت‌وگو با ایسنا با تشریح مفهوم قشر خاکستری در جامعه، اظهار کرد: در نسبت جامعه با نظام سیاسی، می‌توان افراد را به‌طور کلی به سه دسته تقسیم کرد؛ دو گروه موافق و مخالف که برای نگرش و خواست خود آمادگی پرداخت هزینه دارند و یک اکثریت که در طیف موافق یا مخالف نسبی قرار می‌گیرد و معمولاً حاضر به پرداخت هزینه جدی برای موضع خود نیست. این تقسیم‌بندی را می‌توان به‌صورت یک نمودار زنگوله‌ای نمایش داد؛ به‌ طوریکه در دو سوی نمودار، گروه‌های موافق و مخالف قرار دارند و در مرکز آن، طیف قابل توجه جامعه یا همان قشر خاکستری جای می‌گیرد.

وی با اشاره به ویژگی‌های گروه موافق نظام سیاسی، اظهار کرد: این گروه به دلایلی مانند تعلقات ایدئولوژیک، دلبستگی‌های عاطفی و پایگاهی یا منافع مشخصی که در نظام حاکم دارند، ثبات نظام برایشان اهمیت بالایی دارد و در صورت لزوم حاضرند برای حفظ آن هزینه بدهند. در مقابل، گروه مخالف یا اپوزیسیون قرار دارد که آن‌ها نیز به دلایلی همچون از دست دادن منافع، پایگاه و موقعیت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک متفاوت یا نگرانی نسبت به ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی، در صورتی که احتمال موفقیت را ببینند، آمادگی دارند برای تغییر حاکمیت هزینه کنند.

این جامعه‌شناس ادامه داد: قشر خاکستری میان این دو سر طیف قرار می‌گیرد و خود به دو بخش خاکستری متمایل به موافق و خاکستری متمایل به مخالف تقسیم می‌شود. ویژگی مشترک این دو گروه، آن است که با وجود تفاوت در نگرش، میزان موافقت یا مخالفتشان آن‌قدر پررنگ نیست که حاضر به پرداخت هزینه برای آن باشند. به همین دلیل، این قشر معمولا در کنش‌های پرهزینه یا بسیج‌های سیاسی مشارکت فعال ندارد. عدم حضور قشر خاکستری متمایل به مخالف در اعتراضات ضدحاکمیتی به معنای کمک آگاهانه به پیروزی یا شکست یک طرف نیست؛ همان‌طور که عدم مشارکت طیف خاکستری متمایل به موافق در برخی مقاطع، الزاما به معنای ضربه زدن به کشور یا نظام تلقی نمی‌شود. قشر خاکستری بیش از آنکه کنشگر فعال باشد، ناظر و منتظر تحولات است و رفتار آن بیشتر تابع ارزیابی هزینه فایده و شرایط عینی جامعه است تا تعلقات ایدئولوژیک پررنگ.

بخشی با اشاره به نقش طیف خاکستری در تحولات سیاسی، اظهار کرد: کنشگری این طیف و حتی بی‌کنشی آن می‌تواند در نهایت تعیین‌کننده نتیجه یک نظام سیاسی باشد. به بیان دیگر، این طیف به عنوان یک ظرفیت جمعیتی قابل توجه، می‌تواند در بزنگاه‌ها مسیر تحول را تغییر دهد؛ نه لزوما به خاطر یک جهت‌گیری از پیش‌تعیین‌شده، بلکه به خاطر نرخ ادراک هزینه و سود کنش در ذهن افراد. طیف خاکستری وقتی احساس کند کنشگری سیاسی برایش هزینه چندانی ندارد، به نسبت تعلقی که به هر یک از دو سر طیف دارد، یعنی به سمت موافق یا مخالف، می‌تواند در صحنه حاضر شود. اگر طیف خاکستری احساسی جدی و واقعی پیدا کند که نظام در حال از دست رفتن است، در آن صورت آمادگی دارد پای صحنه بیاید. به طور مثال راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و مشابه آن و راهپیمایی‌هایی که قرار است در یک بازه زمانی محدود انجام شود، اما در صورت شکل‌گیری ادراک جمعی، خود طیف خاکستری می‌تواند نقش مهمی در حضور داشته باشد.

وی اضافه کرد: در مقابل، طیف خاکستری در بُعد منفی نیز زمانی فعال می‌شود که احساس کند بیرون آمدن و ورود به اعتراض، برایش هزینه چندانی ندارد. بر این اساس، ممکن است این طیف به عنوان واکنشی به نظام حاکم، در اعتراضات فعال شود. در همین چارچوب، یکی از کارکردها و سیاست‌هایی که یک حاکمیت برای مدیریت می‌تواند به کار گیرد، کنترل طیف خاکستری است، زیرا این طیف از نظر جمعیتی پرحجم است.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه طیف خاکستری اصولا آمادگی پرداخت هزینه‌های جدی را ندارد، افزود: نه به این خاطر که لزوما بی‌اعتقاد است، بلکه چون می‌خواهد زندگی کند. این گروه قرار نیست برای اعتقاداتش کشته شود، زندان طولانی‌مدت را بپذیرد یا تبعید را تحمل کند. این‌ها کنشگر سیاسی حرفه‌ای نیستند، بلکه کنشگران اجتماعی‌ اند و می‌خواهند زندگی کنند، از زندگی لذت ببرند و مایل نیستند عمرشان را پای اعتقادات یا ارزش‌های سیاسی در زندان، تبعید و مشابه آن‌ها بگذارند و تبدیل به یکی از چهره‌هایی شوند که نماد فداکاری تمام‌عیار در عرصه سیاسی محسوب می‌شوند. ویژگی قشر خاکستری این است که چون می‌خواهد زندگی‌اش را بکند، سعی دارد عرصه اجتماعی را تا جایی که می‌تواند، به رنگ زندگی خود دربیاورد؛ یعنی حتی اگر درگیر سیاست به‌ معنای کلاسیک آن نشود، تلاش می‌کند فضای اجتماعی را با سلیقه، سبک زندگی و نیازهایش هماهنگ کند.

بخشی ادامه داد: در چنین وضعیتی حاکمیت همواره باید مراقب باشد که طیف خاکستری را از نظر نگرشی، تا حد ممکن در موافقت یا دست‌کم در عدم مخالفت شدید با خود نگاه دارد. همین طیف خاکستری، به دلیل گستره و جمعیت زیاد، اگر صاحب انگیزه شود، می‌تواند منشأ اقدامات بسیار در حوزه‌های مختلف از جمله حوزه توسعه و تغییرات مثبت ساختاری باشد و اگر بی‌انگیزه شود، به همان میزان، حاکمیت و حکومت و سازوکار کشورداری را دچار نوعی ازکارافتادگی می‌کند. اکنون اگر بتوان این طیف را برانگیخته کرد و به آن برای ساخت کشور انگیزه و امید داد، آن‌گاه این جمعیت وسیع می‌تواند مانند یک سیل خروشان، کشور را به شکوفایی برساند. این سیل خروشان چیزی است که یک گروه وفادار، هرقدر هم منسجم و متعهد، به تنهایی قادر به انجامش نیست. گروه وفادار می‌تواند پایگاه ثبات باشد، اما برای حرکت‌های بزرگ، توسعه‌محور و پایدار، نیاز به همین توده‌ای است که در ادبیات سیاسی، طیف خاکستری نامیده می‌شود؛ توده‌ای که اگر امید و انگیزه بگیرد، موتور محرک جامعه می‌شود.

انتهای پیام