• پنجشنبه / ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۸:۳۴
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد مطلب: 1405021710035

ای قهرمانِ قصه‌ها، «ماکان»!

ای قهرمانِ قصه‌ها، «ماکان»!

رضا اسماعیلی از زبان مادر ماکان نصیری که بر اثر اصابت موشک آمریکایی در نخستین روز تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و در مدرسه میناب پرکشید و از پیکرش نشانه‌ای پیدا نشد، سروده است.

به گزارش ایسنا، این شاعر در سروده خود با عنوان «قهرمانِ قصه‌ها» آورده است:


تنگِ غروب است و دلم آشوب
تو قاب چشمم عکس تو مونده
ای نوگل پرپر به دست باد
داغت دلِ دُنیارو سوزونده

یادم نمیره رنگِ چشماتو
روشن‌تر از لبخند دریا بود
در سینۀ پاک تو یک خورشید
لبخندهات شیرین و زیبا بود

دست سخاوتمند تو هر روز
واسه پرستو دونه می‌پاشید
از پُشت اَبرا مِهر عالمتاب
اسم تورو از عشق می‌پُرسید

تو مثل بارون مهربون بودی
دُنیا به لبخند تو عادت داشت
پروانه، یاسِ مهربونی رو
از باغِ لبخند تو برمی‌داشت

اون روز رفتی و دلم لرزید
من اسم اعظم رو قسم خوردم
جنگنده‌ها تو آسمون بودند
من آب ریختم پُشتِ تو، مُردم

من «آیت الکُرسی» برات خوندم
پُشت سرِ تو آب پاشیدم
من گریه کردم، بی صدا، غمگین
تو خواب کابوسِ بدی دیدم

رفتی و موشک‌های بی‌احساس
روی دل من داغ باریدند
شد مدرسه آوار و گل پژمرد
پروانه‌ها از شهر کوچیدند

می‌بینمت هر روز تو کوچه
با همکلاسی‌های دیروزت
من مانده‌ام با یاد تو تنها
من مانده‌ام با داغ جانسوزت

فردا گل و آیینه می‌باره
از آسمون کشور ایران
فردا تو «جاویدالاثر» هستی
ای قهرمانِ قصه‌ها، «ماکان»!

انتهای پیام