• یکشنبه / ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۶:۴۰
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد مطلب: 1405021911003

خلق دشمن به بهانه تامین امنیت؛ راهبرد تل‌آویو برای بقا

خلق دشمن به بهانه تامین امنیت؛ راهبرد تل‌آویو برای بقا

اندیشکده آمریکایی در تحلیلی مفصل تاکید کرد جست‌وجوی رژیم صهیونیستی برای دستیابی به «امنیت دائمی» نه‌تنها امنیتی برای این رژیم ایجاد نکرده، بلکه آن را وارد چرخه‌ای از «جنگ دائمی»، تخریب گسترده، دشمن‌تراشی مستمر و جنایت علیه غیرنظامیان کرده است.

به گزارش ایسنا، اندیشکده آمریکایی «مؤسسه کشورداری مسئولانه کویینسی» در تحلیلی نوشت، رژیم صهیونیستی با تکیه بر دکترین موسوم به «امنیت دائمی» در حال دنبال کردن سیاستی است که مرز میان نظامی و غیرنظامی را از بین می‌برد و به جنگی بی‌پایان علیه ملت‌های منطقه دامن می‌زند. این گزارش تاکید می‌کند تلاش برای حذف کامل تهدیدهای واقعی یا حتی فرضی، به تخریب غزه، گسترش جنگ به لبنان و دشمن‌تراشی مستمر منجر شده است.

به گزارش کویینسی، طیف گسترده‌ای از مورخان، از جمله پژوهشگران هولوکاست، گروه‌های حقوق بشری و یک کمیسیون مستقل سازمان ملل معتقدند رژیمی که در سال ۱۹۴۸ با این بهانه که پناهگاهی برای بازماندگان هولوکاست باشد، شکل گرفت، امروز در حال ارتکاب نسل‌کشی است.

کویینسی نسل‌کشی را به معنای قصد نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی «به‌عنوان یک گروه» تعریف می‌کند. این جنایت به‌عنوان بدترینِ جنایات در جهان شناخته می‌شود و ارتکاب آن توسط رژیمی که خود را بازمانده فشارهای آلمان نازی می‌داند، در جوامع غربی بحث‌برانگیز می‌نماید.

«دیرک موزِس» مورخ استرالیایی در کتاب خود با عنوان «مسائل نسل‌کشی» که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، اصطلاح تحلیلی جدیدی ارائه داد که توضیح می‌دهد چرا دولت‌ها در حالی که به ظاهر مدعی «پایبندی» به هنجارهای حقوق بین‌الملل و ادعای «دفاع مشروع» هستند، به نابودی غیرنظامیان دست می‌زنند.

موزس استدلال می‌کند «امنیت دائمی» که یک آرمان سیاسی با پیامدهای شوم است، یعنی از بین بردن هرگونه تهدید بالقوه کنونی یا آتی، چه واقعی و چه خیالی، چه داخلی و چه خارجی. تحقق چنین هدفی معمولاً ناممکن است. کویینسی می‌نویسد: «دستیابی به این نوع امنیت مستلزم استفاده از نیرویی افراطی است که مرز میان نظامیان و غیرنظامیان را محو یا کاملاً حذف می‌کند. به‌مرور زمان، این رویکرد به نسخه‌ای برای جنگ بی‌پایان تبدیل می‌شود، زیرا دشمنان جدیدی از دل مرزهای آشفته سر برمی‌آورند.»

ویرانگری، از غزه تا لبنان

در روزهای ابتدایی پس از عملیات فلسطینی طوقان الاقصی، «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اهداف نظامی ادعایی این رژیم را بر مبنای تصور پوچ «امنیت دائمی» تعریف کرد. او گفت: «حماس خلع سلاح خواهد شد؛ دیگر هیچ تهدیدی از نوار غزه علیه اسرائیل وجود نخواهد داشت و برای تضمین این موضوع، ارتش اسرائیل تا هر زمان که لازم باشد کنترل امنیتی غزه را برای جلوگیری از ترور حفظ خواهد کرد.»

«یوآو گالانت» وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی که مانند نتانیاهو از سوی دیوان کیفری بین‌المللی به ارتکاب جنایت جنگی متهم شده و برایش قرار بازداشت صادر شده است، دستور محاصره کامل غزه را صادر کرد و در سخنانی رکیک و اهانت‌آمیز که موجی از محکومیت‌ها را برانگیخت، فلسطینیان ساکن غزه را «حیوانات انسان‌نما» توصیف کرد!

اما برای صهیونیست‌ها، صرف به شهادت رساندن نیروهای مقاومت و حمله به پایگاه‌های آن‌ها کافی نبود، بلکه غذا و دارو نیز باید قطع می‌شد و خودِ سرزمین باید به مکانی زیست‌ناپذیر تبدیل می‌شد.

به گزارش کویینسی، در دوران جنگ‌های خشن معاصر، چارچوب نظری موزس در میان پژوهشگران، تحلیلگران و روزنامه‌نگاران در حال گسترش است. «یاگیل لوی» کارشناس روابط ارتش و جامعه در دانشگاهی در اراضی اشغالی به کویینسی گفت: «ممکن است کل یک جامعه به‌عنوان تهدید بالقوه بازنمایی شوند و گناه جمعی به آن‌ها نسبت داده شود. منطق پیش‌دستانه ممکن است دولت‌ها را به هدف قرار دادن گروه‌ها سوق دهد، آن هم نه به‌خاطر کاری که تمام اعضای آن‌ها واقعا انجام داده‌اند، بلکه به‌خاطر کاری که شاید برخی از آن‌ها در آینده انجام دهند.»

او ادامه داد: «پس از آنکه این روش در غزه به کار گرفته شد، به سایر جبهه‌ها نیز گسترش یافت و در سه اصل سیاستی بازتاب پیدا کرد. نخست اینکه اسرائیل دیگر خود را به مرزهای تثبیت‌شده محدود نمی‌کند و تلاش کرده عملاً مرزهایش را در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه گسترش دهد. دوم اینکه اسرائیل در این مناطق به‌دنبال ایجاد مناطق حائل میان شهرک‌های غیرنظامی اسرائیلی و نیروهای بالقوه دشمن در غزه و لبنان بوده است. سوم اینکه در جاهایی که امکان کوچاندن جمعیت وجود ندارد، اسرائیل خواستار خلع سلاح کامل مناطقی شده که آن‌ها را تهدید تلقی می‌کند.»

خلق دشمن به بهانه تامین امنیت، راهبرد تل‌آویو برای بقا
قربانیان جنگ رژیم صهیونیستی در غزه 

تخریب غزه و کشتار عامدانه غیرنظامیان

دیرک موزس نیز به کویینسی گفت عملکرد رژیم صهیونیستی نمونه‌ای روشن از تلاش مذبوحانه برای دستیابی به «امنیت دائمی» است. او به تلفات به‌شدت نامتناسب غیرنظامیان، از جمله شهادت هزاران کودک، تخریب گسترده خانه‌ها و آوارگی جمعی فلسطینی‌ها، طی یورش‌های مرگبار نظامیان اشغالگر، اشاره کرد.

به اذعان او، ابعاد این ویرانی، ادعای بی‌اساس «ضرورت نظامی» که از سوی رژیم صهیونیستی مطرح می‌شود را زیر سؤال می‌برد. موزس گفت: «اسرائیل تصمیم گرفت به هفتم اکتبر با نابود کردن کامل حماس پاسخ دهد؛ این دقیقاً تبعات همان روش "امنیت دائمی" است و در پی آن، غزه تخریب شد.»

او در گفت‌وگو با روزنامه هلندی «ان‌آرسی» در ماه مارس گفت: «اگرچه هدف راهبردیِ امنیت، سابقه‌ای طولانی دارد، اما کابینه کنونی اسرائیل این رویکرد را به سطحی شدید و افراطی‌ رسانده است. رویکرد فعلی فقط به‌دنبال به اصطلاح "دفاع" نیست، بلکه هدفش بازطراحی فعالانه خاورمیانه است و از اهداف امنیتی محدودترِ گذشته فراتر می‌رود... نکته هولناک این است که این رویکرد به ظن مقام‌های امنیتی کاملاً درست به‌نظر می‌رسد.»

در همین حال، مجله اسرائیلی «+۹۷۲» که با فرماندهان ارتش صهیونیستی گفت‌وگو کرده است، فاش کرد که ارتش اشغالگر به آن‌ها دستور داده بود تمام یک محله را با بولدوزر نابود کنند تا «بازگشت مردم به این مناطق دیگر اتفاق نیفتد.»

در همان گزارش آمده است که همه ساختمان‌های نزدیک حصار امنیتی، حتی اگر به‌عنوان به اصطلاح «زیرساخت تروریستی» شناسایی نشده بودند، به‌صورت سیستماتیک تخریب شده‌اند. تصاویر پهپادی خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز ابعاد این ویرانی را آشکار کرده است.

برخی چهره‌های افراطی در رژیم صهیونیستی هم اظهاراتی سخیف مطرح کرده‌اند که کودکان فلسطینی را «تروریست‌های آینده» توصیف می‌کند که باید از بین برده شوند! طبق اعلام یونیسف، بیش از ۵۰ هزار کودک در غزه شهید یا زخمی شده‌اند. جراحان شهادت داده‌اند که پهپادهای معلق به رژیم صهیونیستی، کودکان را عامدانه هدف قرار داده‌اند.

«یائیر گولان» سیاستمدار مخالف کابینه و معاون پیشین رئیس ستاد ارتش صهیونیستی هم اذعان کرده بود که این رژیم نوزادان را «به‌عنوان سرگرمی» می‌کشد؛ اظهارنظری که او بعداً آن را پس گرفت.

اکنون رژیم صهیونیستی مدعی است که هدفش از نابود کردن روستاها در جنوب لبنان، از بین بردن «تهدیدهای در حال ظهور» است؛ روستاهایی که به‌عنوان پایگاه حمایت حزب‌الله معرفی می‌شوند و ممکن است هزاران لبنانی شیعه دیگه نتوانند به آنجا بازگردند. «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی گفت این رویکرد بر اساس «مدل رفح و بیت‌حانون در غزه» دنبال می‌شود.

دشمن‌سازی دائمی، نتیجه اجتناب‌ناپذیر سیاست تل‌آویو

به گفته «مارک لوین»، مورخ تاریخ معاصر غرب آسیا در دانشگاه «یوسی ایرواین»، تبعات حملات مرگبار گذشته رژیم صهیونیستی که با ادعاهای واهی «دفاع مشروع» و «مقابله با حملات فرامرزی» انجام شده بودند، همچنان ادامه دارند.

لوین به اندیشکده آمریکایی گفت: «حزب‌الله تا پیش از حمله و اشغال غیرقانونی جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲ وجود نداشت؛ حمله‌ای که بی‌رحمانه، مرگبار و همراه با پاکسازی قومی بود.»

به اذعان لوین، همین اقدام رژیم صهیونیستی بود که تشکیل یک جنبش مقاومت مسلحانه در واکنش به جنایات رژیم اشغالگر را اجتناب‌ناپذیر کرد، اما تل‌آویو سپس همان جنبش مقاومت که موجب تشکیلش شده بود را دستاویز اشغال ۱۸ ساله لبنان کرد.

به گزارش کویینسی، این مسئله به تناقض بنیادیِ رویکرد غیرمنطقی «امنیت دائمی» اشاره دارد: «جست‌وجوی امنیت کامل، دشمنان جدیدی خلق می‌کند و این امر تقریباً اجتناب‌ناپذیر است.»

ارتش صهیونیستی در جنگ ۱۹۸۲ پایگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین را نابود کرد، اما در عین حال شرایط ظهور دشمنی سرسخت‌تر را فراهم ساخت. از زمان عقب‌نشینی صهیونیست‌ها از لبنان در سال ۲۰۰۰، حزب‌الله بارها تجدید قوا کرده و با راکت‌ها و موشک‌های خود در نواحی شمالی فلسطین اشغالی، عرصه را بر صهیونیست‌ها تنگ کرده و قدرت مانور آنها را گرفته است.

در همین راستا، کویینسی می‌نویسد: «همان‌طور که شکنجه نه‌فقط به قربانی، بلکه به شکنجه‌گر نیز آسیب می‌زند، ویژگی تراژیک رویکرد به اصطلاح "امنیت دائمی" نیز این است که به همه طرفین آسیب می‌زند، برای آنان ناامنی به بار می‌آورد و نظم بین‌المللی را به ویرانی می‌کشاند. در واقع امنیت دائمی، به معنای جنگ دائمی است.»

انتهای پیام