• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۴:۰۴
  • دسته‌بندی: فارس
  • کد مطلب: 1405022313681
  • منبع : نمایندگی فارس

/یادداشت/

نگاهی به لایه‌های هویتی میدان نقاره‌خانه شیراز

نگاهی به لایه‌های هویتی میدان نقاره‌خانه شیراز

ایسنا/فارس معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس در یادداشتی هویتی موضوع لایه‌های هویتی میدان نقاره‌خانه شیراز را تشریح کرد.

در این یادداشت که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است:

«چه خوش سپیده دمی باشد آنکه بینم باز / رسیده بر در الله اکبر شیراز. بدیده بار دگر آن بهشت روی زمین/ که بار ایمنی آرد، نه جور قحط و نیاز. هزار پیر و ولی بیش باشد اندر وی/ که کعبه بر سر ایشان همی کند پرواز.

آغازِ سخن را با کلامِ شیخِ شیراز متبرک کردیم تا یادآور شویم که در این شهر، هر وجب از خاک، پیوندی ناگسستنی با کلمه و معنا دارد. عصر امروز، در آیین گشایش میدان تاریخی نقاره‌خانه، فرصتی دست داد تا در پیشگاهِ مردم و مدیران ارشد شهر، از لایه‌های پنهانِ این خاک سخن بگویم. اما رسمِ میهمان‌نوازیِ شیرازی حکم می‌کرد تا برای رعایت وقت، سخن کوتاه کنم. آنچه در ادامه می‌آید، واکاویِ شناسنامه‌ی مکانی است که نه یک میدان، بلکه یک «سند تمدنی عمودی» است؛ مکانی که از قرن چهارم هجری تا حماسه‌ی دفاع مقدس، روایت‌های متعددی را در دل خود جای داده است.

۱. طنینِ نقاره؛ ضرب‌آهنگِ زندگی و بیداری

میدان نقاره‌خانه در حافظه‌ی تاریخی ما، تنها یک نشانه‌ی جغرافیایی نیست؛ این میدان، نبضِ بیدارِ شیراز بوده است. روزگاری در این فضا، نقاره‌ها نه فقط برای اعلام زمان، بلکه برای اعلامِ حیات و حاکمیت به صدا در می‌آمدند. اینجا جایگاهِ «صدای بیداری» بود؛ از گلبانگِ سحرگاهان که با معنویت آمیخته بود تا طبلِ رزمی که دلاوران را برای پاسداری از مرزهای ایرانِ عزیز بدرقه می‌کرد. امروز احیای این کالبد، در حقیقت احیایِ بخشی از حافظه‌ی شنیداری و اقتدارِ مدنیِ شیراز است.

۲. فدایِ هویت؛ از مدرسه شاپور تا شکوهِ زندیه

بسیاری از ما با این خاک پیوندی شخصی داریم. پیش از این، در این مکان قامتِ بلندِ «دبیرستان شاپور (ابوذر)» ایستاده بود؛ نخستین کانونِ نوینِ دانایی در شیراز. ما برای بازیابی تصویر باشکوهِ دوران زندیه، از آن خاطره‌ی عزیز گذشتیم تا به یک «اصالتِ کهن‌تر» بازگردیم. این فداکاریِ کالبدی، مسئولیتِ ما را سنگین‌تر می‌کند تا «روحِ داناییِ» آن مدرسه را در این میدانِ جدید حفظ کنیم.

۳. حماسه‌ خاموش؛ پناهگاه‌هایی که گالری می‌شوند

لایه دیگر این خاک، غیرتِ ما را روایت می‌کند. در حینِ حفاری‌ها، پناهگاه‌های دوران جنگ تحمیلی نمایان شدند؛ دالان‌هایی که گواهِ روزهایی است که شیرازِ سربلند، زیر آتشِ دشمن بود، اما زانو نزد. پیشنهادِ بنده این است که این پناهگاه‌ها به عنوان «گالری‌های زیرزمینیِ زمان» احیا شوند؛ جایی که هنرِ امروزِ ما، در بسترِ مقاومتِ دیروزمان شکوفا شود.

۴. ابوحیان توحیدی؛ فیلسوفِ زیبایی‌شناسی و هندسه‌ی غیب

اما عمیق‌ترین لایه‌ی این میدان، رازی جهانی در سینه دارد. ما امروز بر مزارِ گمشده‌ی مردی ایستاده‌ایم که جهانِ اندیشه او را «فیلسوفِ ادیبان» می‌نامد: ابوحیان توحیدی شیرازی.

ابوحیان تنها یک نویسنده نبود؛ او در قرن چهارم هجری، تئوریسینِ بزرگِ زیبایی‌شناسی در جهان اسلام بود. او در آثار گران‌سنگی چون «الامتاع و المؤانسه»، از نسبتِ میان روح و کالبد سخن می‌گوید. ابوحیان معتقد بود که زیبایی، تجلیِ هماهنگیِ غیبی در ساحتِ شهود است. او نخستین کسی بود که به تحلیلِ عمیقِ هنرِ خوشنویسی پرداخت و آن را «هندسه‌ی روحانی» (الهندسة الروحانیة) نامید که با ابزارِ جسمانی پدید می‌آید.

اهمیت ابوحیان زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم او بزرگترین شارح و ستاینده‌ی هنرِ همشهریِ نابغه‌اش، ابن‌مقله شیرازی بود. ابن‌مقله با ابداعِ خطوطِ شش‌گانه، «هندسه‌ کلمات» را آفرید و ابوحیان با نگاهِ فلسفی خود، «معنایِ این هندسه» را تبیین کرد.

چقدر این تقارن زیباست که در هفته‌ی شیراز، از یک سو پیشنهادِ «جایزه جهانی ابن‌مقله» برای تجلیل از مهندسیِ خط مطرح می‌شود، و از سوی دیگر، ما در میدانی جمع شده‌ایم که خانه‌ی ابدیِ فیلسوفی است که حقانیتِ هنرِ ابن‌مقله را به جهانیان ثابت کرد. ابن‌مقله «صورتِ کمال» را ساخت و ابوحیان «جانِ کمال» را.

فرجامِ کلام

میدان نقاره‌خانه باید به «ایوانِ پیوندِ هنر و حکمت» تبدیل شود. شایسته است در طراحیِ نهایی این میدان، یادمانی برای ابوحیان توحیدی در نظر گرفته شود تا پیوندِ میان خوشنویسیِ شیراز و فلسفه‌ی شیراز در تمدنِ اسلامی برای گردشگران و پژوهشگران بازنمایی شود.

سخنم را با نیایشی از ابوحیان توحیدی پایان می‌دهم که گویی خطاب به امروزِ ماست:

خداوندا، ما را از خوابِ غفلت بیدار کن، و چشمِ جانِ ما را به جمالِ حقیقت و زیبایی بگشا؛ که تو بخشاینده‌ خرد و نوری».

انتهای پیام