به گزارش ایسنا، مریم نصر اصفهانی، استاد مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، امروز در همایش امر ملی و جنگ که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، با اشاره به وضعیت اجتماعی و روانی جامعه ایران گفت: جامعه امروز ایران پر از زخم و انباشت لایهلایه عواطف منفی است؛ عواطفی که محصول یکی دو عامل یا صرفاً چند سال اخیر نیستند، بلکه در طول زمان شکل گرفته و در سالهای اخیر به اوج رسیدهاند.
وی افزود: در چنین شرایطی سخن گفتن از وطندوستی، امید به آینده، شفقت و مراقبت اجتماعی دشوار است، مگر آنکه ابتدا برای ترمیم زخمهای جامعه فکری جدی شود.
«چرخش عاطفی»؛ رویکردی تازه در علوم انسانی
نصراصفهانی با اشاره به تحولات جدید در حوزه علوم انسانی اظهار کرد: از اواسط دهه ۹۰ میلادی به این سو، مفهومی با عنوان «چرخش عاطفی» در حوزههایی مانند فلسفه، اخلاق، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و حتی علوم اعصاب شکل گرفته است.
وی توضیح داد: این رویکرد معتقد است عواطف برخلاف تصور رایج، کور و غیرعقلانی نیستند، بلکه عناصر شناختی دارند و میتوانند در رشد اخلاقی انسانها و جوامع نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
از «ارابه افلاطون» تا «فیل و فیلسوار»
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به برخی تمثیلهای فلسفی درباره نسبت عقل و عاطفه گفت: در سنت فلسفی افلاطون، نفس انسان به ارابهای تشبیه میشود که عقل باید با مهار و کنترل، بخشهای غیرعقلانی آن را هدایت کند.
نصر اصفهانی افزود: اما در دوره جدید، متفکرانی مانند دیوید هیوم و بعدها جاناتان هایت، نگاه متفاوتی به عواطف ارائه کردند و نشان دادند که عواطف بخش مهمی از حیات اخلاقی انسان هستند.
وی با اشاره به تمثیل «فیل و فیلسوار» در آثار جاناتان هایت گفت: در این نگاه، عواطف مانند فیلی قدرتمند و هوشمند هستند و عقل نیز همان فیلسوار است؛ نه آنقدر ناتوان که صرفاً تابع عواطف باشد و نه آنقدر مسلط که بتواند با زور و اجبار آنها را کنترل کند.
جامعه ایران؛ جامعهای از «فیلها و فیلسوارهای زخمی»
نصراصفهانی تأکید کرد: امروز با جامعهای مواجه هستیم که به تعبیر استعاری، پر از «فیلها و فیلسوارهای زخمی» است.
وی ادامه داد: بسیاری از روشنفکران، دانشگاهیان و اندیشمندان ایرانی طی دو دهه گذشته مدام هشدار دادهاند که باید راهی برای پذیرش تکثر و بهرسمیتشناختن یکدیگر پیدا کنیم، اما این هشدارها کمتر شنیده شدهاند.
این استاد مطالعات زنان اظهار کرد: اکنون به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از افراد، فارغ از گرایشهای فکری یا مذهبی، احساس میکنند دیگر توان سخن گفتن ندارند، زیرا مطالبات و هشدارهایشان بارها تکرار شده اما جدی گرفته نشده است.
ضرورت «مشروعیتبخشی به اختلاف»
نصراصفهانی با اشاره به دیدگاه برخی روشنفکران جهان عرب گفت: مسئله پذیرش اختلاف، صرفاً مختص ایران نیست و متفکران عرب نیز بهشدت به آن پرداختهاند.
وی با نقل قولی از علی امیل، روشنفکر مراکشی، اظهار کرد: ما باید برای «اختلاف» مشروعیت قائل شویم.
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: ضروری است در سنت فکری و فرهنگی خودمان جستوجو کنیم و ببینیم چگونه میتوان با وجود اختلافها، امکان همزیستی و بهرسمیتشناختن متقابل را فراهم کرد.
همبستگی ملی بدون «بهرسمیتشناختن» تفاوتها ممکن نیست
استاد مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با تأکید بر ضرورت پذیرش تکثر در جامعه ایران گفت: همزیستی اجتماعی بدون بهرسمیتشناختن تفاوتها امکانپذیر نیست و بهرسمیتشناسی نیز صرفاً یک شعار یا واژه نظری نیست، بلکه نیازمند تحقق عملی در سطوح مختلف اجتماعی و حقوقی است.
وی افزود: نظریهپردازان حوزه «بهرسمیتشناسی» مانند آکسل هونت، مراتب مختلفی برای این مفهوم تعریف کردهاند که نخستین مرحله آن، پذیرش عواطف و تفاوتهای افراد در روابط شخصی و خانوادگی است.
خانواده؛ آخرین نهاد امنیت عاطفی در جامعه
نصراصفهانی اظهار کرد: خانواده در جامعه ایران تا حد زیادی توانسته بود خود را با تحولات اجتماعی بازسازی کند و به نهادی تبدیل شود که افراد در آن احساس پذیرش و امنیت داشته باشند.
وی ادامه داد: با این حال، پس از رخدادهای اخیر، گزارشهای نگرانکنندهای درباره شکافهای عاطفی در خانوادهها منتشر شد و این نگرانی به وجود آمد که حتی این نهاد نیز کارکرد حمایتی و بهرسمیتشناسانه خود را از دست بدهد.
نابرابری حقوقی، مانع همبستگی ملی
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به مرحله دوم بهرسمیتشناسی گفت: مرتبه بعدی، برابری حقوقی است؛ موضوعی که جامعه ایران همچنان با چالشهای جدی در آن مواجه است.
نصراصفهانی افزود: زنان هنوز در بسیاری از حوزهها از برابری حقوقی کامل برخوردار نیستند و علاوه بر آن، اشکال مختلفی از نابرابریهای غیررسمی نیز وجود دارد که باعث میشود برخی گروهها خود را شهروند درجه دو یا حذفشده احساس کنند.
وی تصریح کرد: بسیاری از افراد احساس میکنند در تصاویر و روایتهای رسمی جایی ندارند و بازتابی از هویت، افکار و سبک زندگی خود را در فضای عمومی نمیبینند.
احترام متقابل؛ مرحله نهایی بهرسمیتشناسی
نصراصفهانی با تأکید بر اینکه همبستگی ملی تنها با برابری حقوقی محقق نمیشود، گفت: مرحله سوم بهرسمیتشناسی، شکلگیری احترام متقابل و احساس ارزشمندی برای همه شهروندان است.
وی افزود: تنها در چنین شرایطی میتوان از مفاهیمی مانند شفقت، عشق مدنی، همدلی و مراقبت اجتماعی سخن گفت.
چرا برخی خواستار آسیب به کشور خود شدند؟
این استاد مطالعات زنان با اشاره به برخی واکنشهای اجتماعی در رخدادهای اخیر اظهار کرد: برای من بسیار تکاندهنده بود که برخی افراد از یک قدرت خارجی درخواست آسیبزدن به کشور خود را داشتند.
نصراصفهانی ادامه داد: هرچه تلاش کردم با روشهای مبتنی بر همدلی این مسئله را درک کنم، در نهایت به این نتیجه رسیدم که ما صدای یکدیگر را نشنیدهایم و امکان گفتوگوی واقعی را از بین بردهایم.
وی خاطرنشان کرد: روشنفکران و دانشگاهیان طی دهههای گذشته بارها بر ضرورت ایجاد بستری برای بروز و ظهور دیدگاههای مختلف تأکید کردهاند، اما این هشدارها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
«مراقبت» یک فضیلت سیاسی است، نه صرفاً امر زنانه
نصراصفهانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «اخلاق مراقبت» گفت: مراقبت را نباید صرفاً به مادری، خانه یا نقشهای سنتی زنانه تقلیل داد.
وی افزود: مراقبت در فلسفه اخلاق و اندیشه سیاسی، یک فضیلت عمومی و سیاسی است که هرچند ریشه در تجربههای زنان و مادران دارد، اما در فضای عمومی معنایی گستردهتر پیدا میکند.
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی توضیح داد: یکی از نظریهپردازان حوزه مراقبت، آن را هر اقدامی میداند که برای حفظ، بقا و ترمیم جهان انسانی انجام میشود تا امکان زندگی بهتر در آن فراهم شود.
مراقبت بدون شنیدن صداهای حذفشده ممکن نیست
نصراصفهانی تأکید کرد: مراقبت در عرصه عمومی زمانی معنا پیدا میکند که به کسانی توجه شود که تاکنون نادیده گرفته شدهاند؛ کسانی که صدایشان شنیده نشده یا در تعریف رسمی از «مردم» جایی نداشتهاند.
وی افزود: بسیاری از افراد هرگاه سخن از مردم به میان آمده، احساس نکردهاند که مخاطب این سخنان هستند یا مسائل و دغدغههای آنان دیده میشود.
مسئولیتپذیری؛ شرط تحقق مراقبت اجتماعی
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مراقبت صرفاً همدردی لفظی نیست، اظهار کرد: مراقبت مستلزم مسئولیتپذیری و عمل است.
نصراصفهانی افزود: چه در سطح روابط فردی و خانوادگی، چه در سطح دانشگاه و چه در سطح حاکمیت، باید اقدام عملی برای ترمیم شکافها و رسیدگی به مسائل جامعه صورت گیرد.
وی تأکید کرد: مسئولان باید امور را به دست افرادی بسپارند که از مهارت، شایستگی و توان لازم برای مراقبت از جامعه و مدیریت مسائل آن برخوردارند.
«مراقبت» بدون شنیدن صدای مخاطب به سلطهگری نرم تبدیل میشود
استاد مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با تأکید بر اینکه مراقبت نباید به تحمیل خیرخواهانه تبدیل شود، گفت: بسیاری اوقات افراد تصور میکنند چون نیت خیر دارند، میتوانند آنچه را خود صلاح میدانند، حتی با مهربانی و فریب، به دیگری تحمیل کنند؛ در حالی که این رفتار «مراقبت» نیست.
وی افزود: یکی از مهمترین ویژگیهای مراقبت، دریافت بازخورد از مخاطب است؛ یعنی باید دید فرد مقابل چه احساسی دارد و آیا واقعاً احساس کرده که صدایش شنیده شده و مورد توجه قرار گرفته است یا خیر.
نصراصفهانی ادامه داد: اگر فرد احساس کند با نوعی هدایت پنهان و فریبآمیز به سمتی سوق داده میشود که دیگری میخواهد، این وضعیت نهتنها مراقبت نیست، بلکه نوعی سلطهگری نرم است که به عواطف منفی و احساس تحقیر در جامعه دامن میزند.
شفقت، مفهومی پیوندخورده با عدالت
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به سابقه مفهوم «شفقت» در فلسفه گفت: از زمان ارسطو تاکنون، شفقت همواره با مسئله عدالت پیوند داشته، اما درکی که از عدالت ارائه میدهد با برداشتهای رایج متفاوت است.
نصراصفهانی اظهار کرد: شفقت پیش از هر چیز متوجه رنج و بیعدالتی است و اگر قرار باشد در سطح حاکمیت یا مدیریت اجتماعی از شفقت سخن گفته شود، باید ابتدا ریشههای رنج و نابرابری دیده شود.
ضرورت نگاه «مشفقانه» در پروندههای قضایی
وی با اشاره به برخی احکام قضایی و برخوردها با بازداشتشدگان اخیر گفت: اگر قرار بود سیاستی مبتنی بر شفقت اتخاذ شود، لازم بود در چنین شرایطی نسبت به برخی احکام، بهویژه درباره جوانان و نوجوانان، تحمل و مدارا بیشتری وجود داشته باشد.
نصراصفهانی افزود: بسیاری از افرادی که در برخی اقدامات یا ناآرامیها حضور داشتند، نوجوانان یا جوانانی بودند که تحت تأثیر فشارها،
بیعدالتیها و مسائل مختلف اجتماعی به این مسیر کشیده شدند.
وی ادامه داد: لازم بود از قضات خواسته شود که پروندهها را با نگاهی مشفقانه بررسی کنند و ببینند چه رنجها و چه احساس بیعدالتیهایی این افراد را به چنین نقطهای رسانده است.
«اشد مجازات» بدون دیدن ریشههای مسئله کافی نیست
این استاد مطالعات زنان تأکید کرد: صرف مطالبه اشد مجازات، بدون توجه به قصورها و زمینههایی که افراد را به سمت خشونت یا تخلف سوق داده، نمیتواند به حل مسئله کمک کند.
نصراصفهانی گفت: گزارشهایی که درباره برخی بازداشتشدگان منتشر شده، بهویژه در مورد افراد کمسنوسال، بسیار تکاندهنده بوده و نشان میدهد باید با حساسیت و درک بیشتری به این مسائل نگاه کرد.
باید صدای «نیمه ناشناخته جامعه» شنیده شود
وی با اشاره به شکافهای اجتماعی موجود اظهار کرد: بخشی از جامعه وجود دارد که بسیاری از ما آن را نمیشناسیم؛ بخشی که واکنشهایش، از جمله شادی نسبت به برخی رخدادها یا سکوت در برابر برخی حوادث، برای دیگران شوکآور بوده است.
نصراصفهانی افزود: به جای حذف یا تحقیر این بخش از جامعه، باید امکان شنیدهشدن صدای آنها فراهم شود و این کار نیز باید با نگاهی مشفقانه و انسانی صورت گیرد.
«رنج هر فرد»، رنج همه جامعه است
این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تأکید کرد: اگر بخواهیم به سمت شکلگیری عشق مدنی و همبستگی ملی حرکت کنیم، باید بپذیریم که رنج هر فرد، رنج همه جامعه است.
وی ادامه داد: در سیاستگذاری داخلی نیز باید این نگاه بهصورت آشکار و صریح وجود داشته باشد که هیچ گروهی از دایره همدلی و توجه کنار گذاشته نشود.
مصالحه نشانه ضعف نیست
نصراصفهانی با تأکید بر ضرورت حرکت به سمت مصالحه اجتماعی گفت: کسی که نخستین گام را برای مصالحه برمیدارد، ضعیفترین فرد نیست، بلکه از فضیلت اخلاقی بیشتری برخوردار است.
وی افزود: حرکت به سمت آشتی، گفتوگو و پرهیز از تحقیر و توهین، بهویژه در فضای داخلی کشور، نه نشانه ضعف بلکه نشانه بلوغ اخلاقی و اجتماعی است.
تحقیر و طرد، زخمهای اجتماعی را عمیقتر میکند
وی با انتقاد از برخی ادبیات طردکننده در فضای عمومی اظهار کرد: جملاتی مانند «اگر نمیخواهید، بروید افغانستان یا سوریه» برخلاف فضایل عاطفی و اخلاقی است و تنها به عمیقتر شدن زخمهای اجتماعی منجر میشود.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: امیدوارم بتوانیم به سمت مصالحه حرکت کنیم و یکی از اصول بنیادین این مصالحه نیز آن باشد که همه شهروندان، بهعنوان انسانهایی برابر، پای یک میز بنشینند و بر سر همزیستی محترمانه و مسالمتآمیز به توافق برسند.
انتهای پیام
