به گزارش ایسنا، جغرافیا دانشی است که با مکان، محیط، توزیع پدیدهها، تغییرات اقلیمی و انسانی و رابطه میان انسان و زمین سروکار دارد. به همین دلیل، آموزش آن تنها با کتاب، کلاس و توضیح استاد کامل نمیشود. دانشجوی جغرافیا برای آنکه بتواند یک پدیده را درست بفهمد، باید آن را در جای واقعی خود ببیند، زیرا آنچه در کتاب به صورت نمونه یا تصویر میآید، همیشه با واقعیت محیط طبیعی و انسانی یکسان نیست. کارشناسان آموزش میدانی نیز بر این نکته تأکید دارند که کار میدانی میتواند فرصت کسب مهارتهای عملی را فراهم کند، نگاه دانشجو را به محیط تغییر دهد و به رشد فردی و اجتماعی او کمک کند. از این دیدگاه، بازدید علمی فقط یک سفر گروهی نیست، بلکه بخشی از فرایند یادگیری است که میتواند آموختههای ذهنی را به تجربه عینی تبدیل کند.
در آموزش متعارف جغرافیا در ایران، تمرکز زیادی بر انتقال اطلاعات و افزودن دانستههای دانشجویان وجود داشته است. این شیوه اگر با مشاهده و تجربه همراه نشود، پس از مدتی ممکن است به فراموشی سپرده شود و اثر آموزشی خود را از دست بدهد. در واقع، جوهره آموزش جغرافیا بر پایه مکان و مشاهده استوار است و مفاهیمی مانند فضا، محیط و فرایندهای فضایی زمانی بهتر درک میشوند که دانشجو آنها را در میدان ببیند. پژوهشهای داخلی و خارجی نیز نشان دادهاند که بازدیدهای میدانی میتوانند مشارکت دانشجویان را بیشتر کنند، کیفیت تدریس را بالا ببرند و یادگیری را لذتبخشتر کنند. با این حال، پرسش مهم این است که آیا هر بازدید علمی، صرفاً به دلیل برگزار شدن، واقعاً به یادگیری اثربخش منجر میشود یا نه.
ولیاله نظری، دانشیار گروه آموزش جغرافیا در دانشگاه فرهنگیان تهران، همراه با دو همکار همدانشگاهی خود، تحقیقی را در این زمینه انجام دادهاند. آنان در این پژوهش به تجربه دانشجویان جغرافیای دانشگاه فرهنگیان استان البرز از بازدیدهای علمی پرداختهاند و تلاش کردهاند روشن کنند این بازدیدها تا چه اندازه به یادگیری مؤثر کمک کردهاند.
این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناختی انجام شده است. پدیدارشناسی در زبان ساده یعنی بررسی تجربه انسانها از یک پدیده؛ در اینجا، پدیده مورد نظر همان بازدید علمی بوده است. پژوهشگران برای این کار، ۳۰ گزارش بازدید علمی ارائهشده از سوی دانشجویان را بررسی کردهاند. هدف اصلی بازدید علمی در این پژوهش، افزایش دانش، درک بهتر از جهان پیرامون، افزایش بینش و تغییر شیوه فکر کردن دانشجویان دانسته شده است. پژوهشگران خواستهاند از دل نوشتههای دانشجویان بفهمند بازدید علمی برای آنان بیشتر یک تجربه آموزشی بوده یا یک خاطره و گردش گروهی.
یافتهها که در «دوفصلنامه نظریه و عمل در تربیت معلمان» وابسته به دانشگاه فرهنگیان منتشر شده، نشان دادند از میان ۳۰ گزارش بررسیشده، بیشترین فراوانی بازدیدها مربوط به جنوب کشور با ۲۷ درصد و شمال کشور با ۲۳ درصد بوده است. در بررسی محتوای گزارشها، نشانههایی از کسب و به خاطر سپردن دانش دیده شده و شرکتکنندگان در بسیاری از موارد بر مفاهیمی تمرکز کردهاند که در جریان بازدید با آنها روبهرو شدهاند. همچنین ۶۴ درصد از شرکتکنندگان، یافتههای بهدستآمده از تحلیل پژوهشگران را تأیید کردهاند؛ یعنی نتایج پژوهش، از نگاه بخش قابل توجهی از دانشجویان، با تجربه آنان از بازدیدها همخوان بوده است.
با این حال، نتیجه اصلی پژوهش نشان میدهد که یادگیری اثربخش در این بازدیدها به میزان بسیار کمی رخ داده است. طبق گزارش پژوهش، از میان ۳۰ گزارش دانشجویی، فقط در یک تا سه مورد نشانههایی از یادگیری اثربخش دیده شده است. منظور از یادگیری اثربخش، فقط حفظ اطلاعات نیست، بلکه استفاده از دانش قبلی، بازیابی آموختهها، تطبیق آنها با موقعیتهای جدید و رسیدن به بینش تازه است. در بسیاری از گزارشها، بازدید علمی بیشتر جنبه تفریحی داشته و در مواردی به خاطرهنویسی شبیه شده است تا تحلیل علمی.
اهمیت این یافته در آن است که نشان میدهد صرف برگزاری بازدید علمی برای بهبود آموزش کافی نیست. بازدید علمی زمانی ارزش آموزشی پیدا میکند که قبل، هنگام و بعد از آن برنامهریزی روشن وجود داشته باشد. در این پژوهش به سه گام مهم اشاره شده است: پیشبازدید، خود بازدید و پسبازدید. در مرحله پیشبازدید، دانشجویان باید از نظر آموزشی آماده شوند؛ مثلاً با عکسها، فیلمها، سمینارها، آزمایشهای تعاملی اینترنتی یا شبیهسازیهای سهبعدی، تصویری مقدماتی از مکان و موضوع بازدید به دست آورند. پژوهش نشان میدهد که در مورد بررسیشده، ظاهراً جنبه مدیریتی بازدیدها رعایت شده، اما آمادگی آموزشی پیش از بازدید ضعیف بوده است.
در مرحله خود بازدید نیز نقش دانشجو و آموزشگر اهمیت دارد. اگر دانشجو نداند دقیقاً باید چه چیزی را مشاهده کند، چه پرسشی بپرسد و چگونه دادهها و تجربههای خود را ثبت کند، احتمالاً بازدید برای او بیشتر به یک سفر عمومی تبدیل میشود. پس از بازدید نیز گزارشنویسی و فعالیتهای تکمیلی باید انجام شود. اما بر پایه یافتههای پژوهش، بسیاری از گزارشها به جای تحلیل جغرافیایی، حالوهوای خاطرهنویسی داشتهاند. به همین دلیل پژوهشگران پیشنهاد کردهاند تفاوت گزارش بازدید علمی با خاطرهنویسی برای دانشجویان روشن شود، چکفهرستی برای گزارشنویسی خوب تهیه شود و در بازدیدها از استادان با تخصصهای گوناگون استفاده شود.
این پژوهش همچنین یادآور میشود که هدف بازدید علمی باید تغییر در نگاه و تفکر دانشجو باشد. دانشجوی جغرافیا و احتمالا هر رشته تحصیلی دیگری باید بتواند پس از دیدن یک مکان، رابطه میان مفاهیم درسی و واقعیت محیط را توضیح دهد؛ یعنی میان ذهن و عین پیوند برقرار کند. وقتی بازدید علمی چنین پیوندی ایجاد نکند، نمیتوان آن را به معنای کامل، تجربهای کارآمد و اثربخش دانست. بنابراین پیام کاربردی پژوهش این است که بازدیدهای علمی باید از حالت برنامهای جانبی و گاه تفریحی خارج شوند و به بخشی دقیق، هدفمند و آموزشمحور از برنامه درسی جغرافیا تبدیل شوند.
انتهای پیام
