تفاوتهای فردی در زندگی مشترک، نه مانع که فرصتی برای لذت بردن از کنار هم بودن است. تجربه زوجهای موفق نشان میدهد که پذیرش همین تفاوتها، راز ماندگاری یک رابطه سالم است. اما بسیاری از جوانان پیش از ازدواج، تصویری ایدهآل و عاری از هرگونه نقص از همسر آینده خود میسازند. این در حالی است که واقعیت زندگی مشترک با فرازونشیبها، خستگیها و روزهای نهچندان ایدهآل همراه است. حال پرسش این است: چگونه میتوان از مرحله خوشبینی اولیه عبور کرد و با نگاهی واقعبینانه، زندگی مشترکی پایدار ساخت؟ در گزارش پیش رو، تجربیات چند زوج موفق و سپس تحلیل یک روانشناس را از این موضوع میخوانیم.
تفاوتهای فردی زندگی را لذت بخش میکند
آقای کریمی ۲۵ سال است که با همسر خود زندگی مشترکی را تشکیل داده است و حاصل این سالهای مشترک زندگی؛ دو پسر و سه دختر است و مربی رشته ورزشی رزمی است، وی درباره تفاوت ۶ ماه ابتدایی زندگی با ۶ ماه قبل از عقد بیان میکند: بزرگترین تفاوت میان دوره قبل از عقد و بعد از آن درک بهتر از زندگی مشترک است، وقتی زن و شوهر زیر یک سقف زندگی خود را آغاز میکنند، تکه جدیدی در وجودشان شکل میگیرد و در این زندگی مشترک دل و ذهنشان بسیط میشود و به درک عمیقتری از زندگی میرسند.
وی با بیان اینکه تفاهم دلی، ذهنی و جسمی و تمرین برای درک بهتر همسر به زندگی مشترک قوام میبخشد، گفت: مهمترین مهارتی که زوجین باید آن را بلد باشند این است که در همه کارها و تصمیمات با هم یکی باشند و از خودخواهی پرهیز کنند. امکان ندارد یک زوج کاملا شبیه هم باشند و همین تفاوتها زندگی را لذت بخش میکند، اینکه دو انسان با تفکرات متفاوت در قالب یک نفر زندگی کنند، لذت بخش است.
کریمی با بیان اینکه از شروع زندگی مشترک هیچگاه پشیمان نشده زیرا عشق واقعی باعث پشیمانی نمیشود، افزود: در زندگیهای پرمشغله امروز باید عاشق بودن و دوست داشتن را لحظه به لحظه تمرین کرد، دوست داشتن و احترام گذاشتن در زندگی مشترک معقولهای جدا از هم نیست، همانطور که علاقه داشتن به همسر موجب احترام گذاشتن به او میشود، احترام گذاشتن نیز باعث علاقه بیشتر زوجین به یکدیگر میشود.
تفاهم در زندگی مشترک یعنی از «من» به «ما» رسیدن
خانم قادری همسر آقای کریمی با بیان اینکه تکیه کردن به شخصی که با شما متفاوت است، احساس زیبایی از عشق را القا میکند، گفت: هیچ وقت همسر خود را با شخص دیگری مقایسه نکنید و تفاوتها را بپذیرید، زیرا همین تفاوتها به زندگی زیبایی میبخشد. به نظرم مهمترین مهارتی که یک زوج باید بلد باشد، درک متقابل و «من» را کنار گذاشتن است، باید در تمام مسائل زندگی «ما» جریان داشته باشد نه «من».
وی معنای تفاهم در زندگی مشترک را کنار آمدن با تفاوتها دانست و ادامه داد: همیشه صبر حلال مشکلات بزرگ خواهد بود و هر دو طرف باید در یک زندگی صبوری به خرج دهند. زمانی که زندگی با عشق و تفاهم شروع و ادامه یابد، هیچ وقت پشیمان نخواهید شد و مرور لحظات خوب در کنار همسر و یادآوری ویژگیهای خوب یکدیگر باعث میشود؛ احساسات طرفین در زندگی پر مشغله امروز پا برجا بماند. به زوجهای جوان توصیه میکنم با علاقه و عشق زندگی را شروع کنند و در زندگی به یکدیگر اعتماد داشته باشند، هیچ وقت اجازه دخالت کسی را ندهند و با کمک یکدیگر زندگی را به پیش ببرند و بیشتر خوبیها را در نظر بگیرند تا کمبودها.
مهارتی که باید قبل از ازدواج آموخت؛ درک و پذیرش تفاوتهای دیگران
محدثه ۲۸ سال سن دارد و کارمند است، او درک و پذیرش زوجین از یکدیگر را مهارتی میداند که قبل از ازدواج به دختر و پسر آموزش داده نمیشود و همین موضوع باعث عدم سازش در زندگی مشترک میشود و در ادامه گفت: به عنوان مثال تربیت و سبک زندگی یک خانواده کم جمعیت با یک خانواده پر جمعیت متفاوت است و درک و پذیرش چنین شرایطی با تمرین قبل از ازدواج کسب میشود.
وی با بیان اینکه تمرین درک و پذیرش موقعیت دیگران باعث میشود که زوجین در زندگی مشترک کمتر به چالش برخورد کنند، گفت: تفاهم به معنای شبیه بودن به یکدیگر نیست، زن و شوهر در زندگی مشترک نحوه برخورد و اخلاقیات یکدیگر را میآموزند، به شخصه آدم پر جنب و جوشی هستم و هیجان بالایی دارم اما همسرم انسان خونسرد و آرامی است و همین تفاوت رفتار باعث واکنشهای متفاوت ما نسبت به یک موضوع مشترک میشود که در روند زندگی در حال یادگیری نوع برخورد و واکنش نسبت به احساسات یکدیگر هستیم.
محدثه رازدار بودن را مهمتر از صبور بودن در زندگی مشترک دانست و ادامه داد: هر مسئله، چالش یا اختلاف سلیقهای نباید از دایره زندگی مشترک و خانه خارج شود، در واقع رازداری باعث دوام و پایداری زندگی مشترک میشود. کارهایی مانند باهم آشپزی کردن، باهم به مهمانی رفتن یا برگزاری مهمانی یا پیادهروی مشترک به پیوند بیشتر زن و شوهر در زندگی کمک میکند، شاید همین کارهای ساده و روزانه در دوران مجردی هم انجام میشد اما در زندگی متاهلی همین کارهای کوچک اگر دونفره انجام شود به جذابیت زندگی مشترک کمک میکند.
وی افزود: احترام گذاشتن به مراتب سختتر از دوست داشتن در زندگی مشترک است، ممکن است به شخصی علاقمند باشی اما به تفکرات یا سلیقهاش احترام نگذاری، چون خودت فرد زودرنج و حساسی هستی یا به بلوغ کامل برای درک و پذیرش تفاوتها نباشی، بنابراین احترام گذاشتن سبب ایجاد علاقه نیز میشود. اگر به اوایل دوران عقد خود بر میگشتم سعی میکردم به اضطراب و استرس خود غلبه کنم تا بتوانم از شروع یک فصل جدید از زندگی لذت ببرم.
محدثه در پایان افزود: به زوجهای جوانی که پروسه انتخاب، خواستگاری و مراحل اولیه را گذراندند توصیه میکنم عینک ذرهبینی که با آن طرف مقابل را میسنجیدند را از چشم بردارند و زندگی مشترکشان را شروع کنند، زیرا از مرحله انتخاب عبور کردند و این ریزبینی و سختگیری زندگی را به کام شما تلخ میکند.
در کنار این تجربیات عملی، نگاهی تخصصی به موضوع نیز ضروری است. سمانه صومعلو، روانشناس و پژوهشگر حوزه سلامت، با اشاره به تأثیر هورمونهای عشق در اوایل رابطه، هشدار میدهد که بسیاری از جوانان در دوره نامزدی با یک «عینک خوشبینی» به طرف مقابل نگاه میکنند. به گفته وی، پس از فروکش کردن طوفان شیمیایی عشق، واقعیت زندگی خود را نشان میدهد و در اینجاست که زوجین با نقاط قوت و ضعف واقعی همسرشان روبهرو میشوند. در ادامه، این روانشناس به شرح مهارتهای بنیادین ارتباطی، زنگهای خطر دوران نامزدی و راهکارهای عملی برای مدیریت تفاوتها میپردازد.
در ادامه سمانه صومعلو، روانشناس و پژوهشگر حوزه سلامت در گفتوگو با ایسنا درباره تصور رویایی جوانان از عشق و فاصله آن با واقعیت، اظهار کرد: پیش از ازدواج و در اوایل رابطه، مغز تحت تأثیر هورمونهایی مانند دوپامین و اکسیتوسین قرار دارد، این هورمونها وقتی زیاد ترشح میشوند؛ عملکرد بخش منطقی مغز (قشر پیشپیشانی) موقتا کاهش مییابد، یعنی یک عینک خوشبینی نسبت به نامزدمان یا همسرمان زدیم و فقط نقاط قوت را میبینیم.
وی افزود: به صورت ناخودآگاه عیبهای نامزد خود را فیلتر میکنیم و فکر میکنیم او یک ابرقهرمان بیعیب و نقص است، اما وقتی زوجین؛ زندگی مشترک خود را زیر یک سقف آغاز میکنند، بعد از مدتی، ۶ ماه تا ۲ سال، آن طوفان شیمیایی هورمونهای عشق فروکش میکند و مغز به حالت پایدار و منطقی خود برمیگردد و اینجا است که زوجین جوان با واقعیت زندگی روبرو میشوند.
صومعلو ادامه داد: یعنی همسرم یک روز خسته از سر کار به خانه میآید، یک روز خوشحال و یک روز ناراحت است، یک روز در محل کار بحثی پیش آمده و حالش خوب نیست، حتی دیگر همزمان با یکدیگر نمیخوابیم و بیدار نمیشویم و در این موقعیتها متوجه میشوم؛ همسرم یک انسان با نقاط قوت و ضعف مربوط به خود است. این واقعیتهای زندگی به این معنی نیست که عاشق نشوید اما با یک دید صرفا مثبت و خوشبین همسر خود را نگاه نکنید.
وی تصریح کرد: باید به خودتان یادآوری کنید که همسرتان یک ابرقهرمان بیعیب و ایراد نیست، همسر شما یک انسان با خوبیهای بسیار در کنار برخی نقصها است، در دوران نامزدی؛ زمانی که فقط خوبیهای طرف مقابل را میبینید به خودتان تلنگر بزنید و از خود بپرسید این شخص میتواند بهترین رفیق، هم تیمی و شریکم باشد؟ آیا پس از گذشت ۶۰ سال در کنار یکدیگر میتوانیم باهم حرف بزنیم و حرف یکدیگر را بفهمیم؟
صومعلو با بیان اینکه عشق را میتوانیم مثل یک سفر جادهای تصور کنیم، بیان کرد: استارت زدن ماشین و شروع حرکت میتواند به عشق تشبیه شود و واقعیت زندگی؛ رانندگی در مسیرهای مختلف است؛ گاهی مسیر کوهستانی، جنگلی، هموار و صاف و گاهی ناهموار خواهد بود.
وی درباره اینکه دوران شیرین نامزدی و عقد را به یک فرصت طلایی برای شناخت یکدیگر تبدیل کنیم، گفت: باید بدانیم که آدمها در دوران نامزدی معمولا بهترین، قشنگترین، مهربانترین و صبورترین نسخه خودشان را نشان میدهند و در این دوره قرار گذاشتن در یک کافه شیک به شناخت طرفین منجر نمیشود، شناخت واقعی زمانی اتفاق میافتد که شما بتوانید نامزد خود را در موقعیتهای ناخوشایند یا خارج از کنترل ببینید.

صومعلو عنوان کرد: باید واکنش فرد مقابل را در موقعیتهای واقعی ببینید به عنوان مثال چه واکنش و رفتاری نسبت به ترافیک شدید، خستگی یا گرسنگی دارد یا زمانی که برنامههایش به هم میریزد، سریع از کوره در میرود و به زمین و زمان بد و بیراه میگوید یا میتواند خودش را کنترل کند، بعد رفتارش را با دیگران بسنجید، با گارسون رستوران، دستفروش یا راننده تاکسی چگونه صحبت میکند و مهمتر از آن، با پدر و مادر خودش چگونه رفتار میکند.
وی افزود: نحوه برخورد او با خانوادهاش، آیینه تمامنمای رفتار او با شما در ۵ سال آینده است، در دوره نامزدی، زوجین با ملایمت رفتار میکنند، اما سیمکشی واقعی مغز، میزان ادب و اصالت در برخورد با دیگران مشخص میشود، همچنین در قرارهای ملاقات سوالات کلیشهای مانند آیا تو دست و دل بازی، مهربانی و ... نپرسید و درباره سناریوهای واقعی زندگی با یکدیگر بحث کنید.
صومعلو ادامه داد: به عنوان مثال از یکدیگر بپرسید: اگر بعد از ازدواج به مشکل مالی برخورد کنیم و مجبور شویم یک سال را با قناعت زندگی کنیم، برنامهات چیست یا اگر مادر من و مادر تو سر یک مسئلهای اختلافنظر پیدا کنند، به نظرت ما دو نفر چطور باید این مسئله را مدیریت کنیم که حرمتها شکسته نشود. در روانشناسی؛ به رفتارهایی که نشاندهنده مشکلات عمیق شخصیتی در آینده هستند، «زنگ خطر» گفته میشود.
وی تصریح کرد: اگر این نشانهها را مشاهده کردید، هرگز به این امید نباشید که بعد از عروسی درست میشود یا به خاطر من خودش را تغییر میدهد، همچنین اگر نامزد شما حرفهایی مانند با فلان دوستت قطع رابطه کن، چرا به فلان فامیل خندیدی، بدون اجازه من جایی نرو میگوید یا مدام گوشی شما را چک میکند، اینها نشانه عشق زیاد نیست، بلکه نشانه نیاز شدید به کنترلگری است که میتواند بعد از عروسی تبدیل به یک زندان واقعی شود.
صومعلو عنوان کرد: اگر نامزد شما هنگام بحث داد میزند، کلمات تحقیرآمیز و زشت به کار میبرد، وسایل را پرت میکند یا قهرهای طولانیمدت و تنبیهی میکند، این یک زنگ خطر بزرگ برای عدم کنترل تکانه و خشم است. نحوه ابراز عصبانیت مهم است، همچنین احترام به پدر و مادر واجب است، اما اگر نامزد شما برای کوچکترین تصمیمات زندگی دو نفرهتان، از خرید یک لباس تا هماهنگی یک مهمانی، باید حتما از مادر یا پدرش اجازه بگیرد و استقلال رأی ندارد، در آینده با چالش شدید دخالت اطرافیان روبرو خواهید شد.
وی توصیه کرد که به رفتار نامزدتان بعد از یک دلخوری نگاه کنید؛ آیا مسئولیت اشتباهش را میپذیرد و عذرخواهی میکند یا اینکه همیشه آسمان به ریسمان میبافد تا ثابت کند مقصر اصلی شما، جامعه، ترافیک یا شانس بد او بوده است و بیان کرد: آدمهایی که هیچوقت اشتباه خود را قبول نمیکنند، شریکهای خوبی برای حل مشکلات زندگی نیستند.
صومعلو ادامه داد: اگر نامزد شما دروغهای کوچک و پنهانکاری دارد و هر بار که متوجه میشوید و از او میپرسید چرا این کار را کرده، میگوید «نخواستم نگرانت کنم برای همین دروغ گفتم»، مراقب باشید، رابطه پایدار بر روی ستون امنیت و اعتماد بنا میشود و دروغ، این ستون را موریانهوار میخورد. دوران نامزدی، باانگیزهترین زمان یک آدم برای خوب بودن است و اگر او در این دوران نمیتواند خودش را کنترل کند، بعد از رفتن زیر یک سقف و عادی شدن رابطه، اوضاع قطعا سختتر خواهد شد.
مهارتهایی که زوجین باید بیاموزند
وی در ادامه به سه مهارت بنیادین ارتباطی اشاره کرد و گفت: اگر ازدواج را مانند رانندگی در یک جاده کوهستانی بدانیم، مهارتهای ارتباطی دقیقا مانند فرمان، ترمز و کلاچ ماشین هستند و بدون بلد بودن این مهارتها، حتی با بهترین همسفر نیز احتمال تصادف بالا میرود. نخستین مهارت؛ همدلی است، همدلی یعنی وقتی همسرتان ناراحت است، بتوانید دنیا را از دریچه چشم او ببینید، حتی اگر با نظرش مخالف باشید، یعنی وقتی همسرتان خسته یا عصبانی است، به جای اینکه بگویید «انقدر غر نزن»، با خودتان بگویید «او الان تحت فشار است و نیاز دارد شنیده شود.» تأیید کردنِ احساس او، نیمی از عصبانیتش را فرو مینشاند.
صومعلو مهارت دوم را «بیان شفاف نیازها» عنوان کرد و افزود: خیلی از ما عادت کردهایم وقتی ناراحت میشویم، قهر کنیم یا با تیکه و کنایه حرف بزنیم، با این پیشفرض که «اگر مرا دوست دارد، خودش باید بفهمد»، روانشناسی میگوید همسر شما پیشگو نیست، رابطه موفق رابطهای است که در آن آدمها نیازها و دلخوریهایشان را شفاف، مهربان و مستقیم بیان میکنند.
این روانشناس سومین مهارت را «پذیرش سهم خود در اختلاف» دانست و بیان کرد: در ۹۹ درصد دعواهای زناشویی، یک نفر کاملا مقصر و دیگری کاملا بیگناه نیست و مهارت بزرگ این است که وقتی آرام شدیم، کلاه خودمان را قاضی کنیم و بگوییم قبول دارم که لحن من هم در فلان جا تند بود. دو فرمول ساده برای جلوگیری از تبدیل شدن گفتگوها به رینگ بوکس وجود دارد که اولین آن فرمول پیام من است.
صومعلو اضافه کرد: زمانی که میخواهید از همسرتان انتقاد کنید، گفتگو را با کلمه تو شروع نکنید، کلمه «تو» مانند شلیک گلوله است و همسر شما را در حالت دفاعی یا تهاجمی قرار میدهد. به جای آن، از احساس خودتان بگویید، به عنوان نمونه جمله غلط «تو اصلا به من اهمیت نمیدهی و همیشه سرت در گوشی است» را به شکل درست «من این روزها کمی احساس تنهایی میکنم و دلم میخواهد وقت بیشتری را بدون گوشی با هم بگذرانیم» بیان کنید.
وی دومین تکنیک را «طوطی سخنگو» یا گوش دادن انعکاسی نامید و گفت: وقتی همسرتان دارد گلایه میکند، وسط حرفش نپرید تا دفاع کنید، ابتدا اجازه دهید حرفش تمام شود، سپس مانند یک طوطیِ باهوش، خلاصه حرفش را به او پس بدهید تا مطمئن شود صدایش را شنیدهاید، مثلا بگویید: «پس اگر درست متوجه شده باشم، تو از اینکه من دیشب بدون هماهنگی با تو برنامهریزی کردم ناراحت شدی و حس کردی نظرت برای من مهم نبوده؛ درسته؟» همین یک جمله، تمام گارد دفاعی همسرتان را پایین میآورد.
صومعلو درباره مدیریت اختلافات تصریح کرد: پژوهشهای علمی نشان میدهند که حدود ۷۰ درصد اختلافات زوجین هرگز به صورت کامل حل نمیشوند، چون ریشه اختلافشان در تفاوتهای شخصیتیشان است، به طور مثال یکی ولخرج است و دیگری مقتصد، یا یکی شلخته است و دیگری وسواسی، زوجهای موفق به جای تلاش برای حل این مسائل و تغییر همسرشان، این اختلافات را مدیریت میکنند.

وی عنوان کرد: اگر همسرتان فردی جزئینگر و شما کلنگر هستید، او را وسواسی صدا نزنید و به شخصیت همسرتان برچسب نزنید و بپذیرید که این فقط یک تفاوت در سیمکشی مغز او است، نه لجبازی با شما و تفاوتها را به عنوان ویژگیهای مکمل نگاه کنید. در زندگی مشترک، چیزی به نام «برد من به معنای باخت تو» وجود ندارد و اگر شما در یک بحث همسرتان را ضربه فنی کنید و حرف خودتان را به کرسی بنشانید، در واقع رابطهتان را تضعیف کردهاید، همیشه به دنبال راه میانهای بگردید که هر دو طرف تا حدی راضی باشند.
صومعلو ادامه داد: هر وقت اختلاف نظر دارید و به سمت تحریک و عصبانیت هدایت میشوید، قانون ۵ ثانیه سکوت را اجرا کنید، یک نفس عمیق بکشید تا مغز منطقیتان به مدار برگردد و به یاد داشته باشید هدف از گفتگو در زندگی مشترک، اثبات اینکه حق با چه کسی است نیست، بلکه ترمیم رابطه و رسیدن به آرامش است. در روانشناسی خانواده، ازدواج به معنای خداحافظی از خانوادههایتان نیست، درواقع با هم یک شرکت جدید تأسیس میکنید که این شرکت جدید برای اینکه ورشکست نشود، باید اساسنامه و دیوارهای خودش را داشته باشد. ما باید یاد بگیریم دور زندگیمان سه مدل دیوار و مرز بکشیم و مرزبندی اصلا به معنی قطع رابطه، قهر یا بیاحترامی به پدر و مادرها نیست، بلکه به معنی مشخص کردن قلمرو تصمیمگیری است.
وی اولین مرز را «دیوار اطلاعاتی» نامید و افزود: بزرگترین اشتباه زوجهای جوان این است که به محض بروز یک بحث یا دلخوری، تلفن را برمیدارند و جزئیات را به مادر یا پدرشان میگویند، شما و همسرتان دو روز دیگر آشتی میکنید و همهچیز را فراموش میکنید، اما خانواده شما چون عاشق شما هستند، آن رنجش را در دلشان نگه میدارند و نگاهشان به همسر شما تغییر میکند. مسائل مالی خصوصی، عادات شخصی همسر در خانه و قهر و آشتیهای زودگذر باید کاملا درون مرز دو نفره شما باقی بماند.
صومعلو دومین مرز را «دیوار تصمیمگیری» عنوان کرد و اضافه کرد: پدر و مادرها تجربههای ارزشمندی دارند و میتوانند مشاوران فوقالعادهای باشند، اما نباید تصمیمگیرنده باشند و از جزئیات خرید وسایل خانه و برنامهریزی برای مسافرت گرفته تا مسائل بزرگتر، حرف آخر را باید توافق دو نفره شما و همسرتان بزند، نه نظرات تحمیلی اطرافیان و سومین مرز؛ دیوار فیزیکی، یعنی حرمت خانه است و کارهایی مانند ورود بدون هماهنگی قبلی به خانه یکدیگر یا داشتن کلید خانه برای ورود در غیاب شما، به تدریج باعث ایجاد حس ناامنی عاطفی میشود. خانه شما، قلمرو مستقل شما است.
وی یکی از کاربردیترین اصول را مدیریت خانواده خود معرفی کرد و گفت: هر یک از زوجین مسئول مرزبندی و ملایم کردن رفتارهای خانواده خودش است، اگر شما به رفتار یا دخالت مادر همسرتان اعتراض کنید، هر چقدر هم محترم باشید، ممکن است به عنوان عروس یا داماد ناسپاس یا تندخو دیده شوید، اما اگر همسرتان خودش با لحنی مهربان و محترمانه به خانوادهاش مرزها را یادآوری کند، رابطه آنها آسیب نخواهد دید. برای این کار ابتدا در خلوت خود با همسرتان به توافق برسید، سپس هرکدام با زبان و لحن مناسب فرهنگ خانواده خود، آن تصمیم را به خانواده خودتان اعلام کنید.
صومعلو بیان کرد: وقتی والدین توصیهای تحمیلی یا دخالتگونه میکنند، گارد تدافعی نگیرید و با لحن بد صحبت نکنید و به جای اینکه بگویید «این موضوع به خودمان ربط دارد، لطفا دخالت نکنید»، بگویید: «مامان/باباجان، ممنون که انقدر دلسوز ما هستید. پیشنهادتان را شنیدیم، رویش فکر میکنیم ولی اجازه بدهید در نهایت تصمیمی بگیریم که با شرایط فعلی زندگی خودمان سازگارتر است.»
وی افزود: اگر خانوادهها حس کنند میان شما و همسرتان شکرآب است یا با هم هماهنگ نیستید، ناخودآگاه برای حمایت از فرزند خود وارد حریم رابطه میشوند. در مهمانیها و دیدارهای خانوادگی، همیشه یک جبهه واحد، محترم و هماهنگ از خود نشان دهید و وقتی اطرافیان ببینند شما پشت همسرتان هستید، چراغ دخالت خاموش میشود، همچنین کیفیت دیدارها را به جای کمیت آنها در نظر بگیرید و رفتوآمدهای افراطی و بدون برنامه میتواند به ناراحتی و تنش ختم شود.
صومعلو ادامه داد: در روانشناسی خانواده، تفاوتها و بحرانهایی مانند مشکلات مالی، بیماری یا استرسهای شغلی اصلا به این معنی نیست که شما بدبخت شدهاید یا انتخاب اشتباهی داشتهاید، بلکه این موقعیتها مانند وزنههای باشگاه بدنسازی هستند. اگر بلد باشید چطور آنها را بلند کنید، عضلات رابطهتان قویتر میشود و اگر بلد نباشید، به خودتان آسیب میزنید. بسیاری از جوانان فکر میکنند همسر خوب کسی است که کپی خودشان باشد، اما علم روانشناسی دو نگاه واقعبینانه را پیشنهاد میکند. تصور کنید یکی از شما بسیار منظم و برنامهریز است و دیگری کمی راحتتر و اهل لذت بردن از لحظه و به جای اینکه مدام بجنگید و بگویید «او مایه عذاب من است»، این تفاوت را به چشم یک قطبنما ببینید.
وی تصریح کرد: آدم برنامهریز به زندگی مشترک ساختار و امنیت میدهد و آدم راحتتر، به زندگی روح و نشاط میبخشد، شما دو قطعه متفاوت از یک پازل هستید که کنار هم کامل میشوید. بزرگترین اشتباه سالهای اول زندگی، تلاش یکی از زوجین برای تغییر دادن ویژگیهای شخصیتی همسر است، در روانشناسی اصطلاحی داریم به نام «پذیرش رادیکال» و این یعنی بپذیرید همسر شما یک انسان مستقل با ژنتیک و گذشته متفاوت است، نه خمیری که شما باید آن را از نو قالب بزنید، وقتی او را همانطور که هست بپذیرید، لجبازیها به شدت کم میشود.
صومعلو عنوان کرد: در روابط ضعیف، به محض بروز مشکل، زوجین شروع به مقصرتراشی میکنند اما در یک رابطه بالغ، زوجین یک جبهه واحد تشکیل میدهند، آنها دست یکدیگر را میگیرند، مشکل را بیرون از خودشان میگذارند و در قالب یک تیم مشکل را حل میکنند. روابطی میتوانند از بحرانها جان سالم به در ببرند که بتوانند از دل سختی، یک درس یا معنا پیدا کنند. زوجهای موفق پس از عبور موفقیتآمیز از سختیها و چالشهای بزرگ، صمیمیتی عمیق و فولادین بینشان ایجاد میشود که با هیچ سفر یا هدیه لوکسی به دست نمیآید.
وی با بیان اینکه به جای قضاوت همسر درباره علت رفتارش کنجکاو باشید، گفت: همچنین با یک دید مثبت نسبت به رفتارهای همسر نگاه کنید به عنوان مثال اگر همسرتان مدام حسابکتاب مالی میکند و سختگیر است، نیت او حفظ امنیت آینده شما و زندگیتان است و زمانی که این نیت مثبت را ببینید، چشمتان به روی دلسوزی او باز میشود و خشمتان جای خود را به درک متقابل میدهد.
آنچه از میان روایت زوجهای موفق و تحلیل روانشناس برمیآید، این است که رمز ماندگاری یک زندگی مشترک نه در نبود تفاوتها، بلکه در توانایی مدیریت آنها نهفته است. عشق اولیه اگرچه شروعی شیرین است، اما به تنهایی برای عبور از طوفانهای زندگی کافی نیست؛ مهارتهایی مانند همدلی، ارتباط شفاف و پذیرش رادیکال تفاوتها، عضلات اصلی این رابطه را میسازند. همچنین مرزبندی محترمانه با خانوادهها و تبدیل شدن از «من» به «ما»، دو بال پرواز برای یک ازدواج سالم هستند. در نهایت این ما هستیم که میتوانیم انتخاب کنیم هر روز بیشتر از دیروز عاشق شویم یا در پیچ و خم زندگی سردرگم شویم.
انتهای پیام

