سوم خرداد، یادآور یکی از حماسیترین لحظات تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که خرمشهر، «شهر خون»، پس از ۵۷۸ روز اشغال، با ایثار و جانفشانی رزمندگان اسلام و با شعار «خرمشهر را خدا آزاد کرد» به آغوش وطن بازگشت. این پیروزی نه تنها یک عملیات نظامی، بلکه نمادی از ایستادگی، غرور ملی و وحدت در برابر تهاجم همهجانبه بود.
اما تراژدی خرمشهر پس از آزادی، در پارادوکسی تلخ رقم خورد. در حالی که سالها از پایان جنگ تحمیلی نخست میگذرد، شهری که دروازه اقتصادی ایران بود و باید به نماد بازسازی و رفاه تبدیل شود، همچنان در کشاکش زخمهای بهجامانده از جنگ و سوءمدیریتهای پس از آن دست و پنجه نرم میکند.
واقعیت این است که خرمشهر امروز، با وجود جایگاه استراتژیک، همچنان با محرومیتهای زیرساختی، مشکلاتی نظیر آب آشامیدنی نامناسب، نرخ بالای بیکاری، گرد و غبار، و ضعف در خدمات شهری مواجه است. گویی خرمشهر در خاطرات دوران دفاع مقدس متوقف شده و از دستیابی به توسعهای که حق مسلم شهروندانش بوده، بازمانده است.
در این میان، شکاف عمیقی میان جایگاه نمادین این شهر در گفتمان رسمی و واقعیت عینی زندگی مردم وجود دارد؛ مردمی که روزی فاتح بودند، امروز درگیر نبردی دیگر برای احقاق ابتداییترین حقوق شهروندی خود هستند. بررسی وضعیت خرمشهر، در واقع بازخوانی داستانی است که در آن آزادی سرزمین محقق شد، اما عدالت در توسعه همچنان در کوچههای این شهر به دنبال خانهای میگردد که سالهاست منتظر آبادانی است.
قدم زدن در کوچههای خرمشهر و تماشای آرامش رودخانه کارون، خاطرات روزهای پرهیاهو و حماسی این شهر را حتی اگر فقط شنیدهاش باشی، زنده میکند، اما همین که کمی به عمق مسائل اقتصادی و زیرساختی شهر نگاه کنید، شکاف عمیقی را میبینید؛ شکاف میان آنچه خرمشهر «بود» و آنچه «باید باشد».
صدای شهروندان خرمشهر
خبرنگار ایسنا به سراغ چند خانواده این شهر حماسهساز رفته تا ببیند مردم خرمشهر در سالها پس از آزادی، چه احساسی نسبت به شهرشان دارند.
از بازاریهای قدیمی خرمشهر است. خود را مرتضی معرفی میکند و حسش را از سوم خرداد این گونه میگوید" سوم خرداد برای ما مثل عید است، اما عیدی که با کمی تلخی همراه است. ما آن روزها را با تمام وجود میدانیم. روزی که نه تنها زمینمان، بلکه عزتمان را پس گرفتیم. اما امروز، بازار خرمشهر دیگر آن رونق سابق را ندارد. با وجود تمام پتانسیلهای گردشگری و تجاری، هنوز هم احساس میکنیم فراموش شدهایم. ما برای آزاد شدن جنگیدیم، ولی در شرایط اقتصادی فعلی، باید به نوعی باز هم بجنگیم.
رباب هم یک خانهدار و ساکن محلههای قدیمی خرمشهر است. او میگوید: وقتی میگویند خرمشهر آزاد شد، اشک در چشمان همه ما حلقه میزند هم از شوق آنروزها و هم از غم شهری که به آن رسیدگی نشد؛ وقتی به وضعیت آب و فاضلاب و وضعیتهای بهداشتی شهر نگاه میکنم، میپرسم آیا این همان شهری است که با خون بچههای ما محافظت شد؟ ما لیاقت شهر بهتری را داریم. شهر ما باید مرکز گردشگری باشد، نه شهری که فقط با خاطرات جنگ شناخته شود.
عماد هم دانشجوی جوان خرمشهری است. او هم شهرش را نیازمند توسعه بیشتری میداند و ادامه میدهد: بسیاری از دوستان من به دلیل نبود فرصتهای شغلی و زیرساختهای آموزشی و اقتصادی، تصمیم به مهاجرت دارند. خرمشهر برای همه ما جای خاطرات است ولی واقع برای آینده، جای خالی امکانات را حس میکنیم. ما میخواهیم در شهری که بزرگ شدهایم، زندگی کنیم، نه اینکه فقط از شکوه گذشتهاش حرف بزنیم، ولی کلی حسرت به دلمان باشد.
خودش را حجیه خانم معرفی میکند. حدود ۷۰ سال سن دارد و انگار به اندازه تمام موهای سفیدش دل پری دارد از وضعیت شهرش؛ او می گوید: در آن سالها ما میتوانستیم از خرمشهر برویم و شرایطش را هم داشتیم اما نرفتیم. خاک خرمشهر آدم را اسیر خودش میکند، حتی گرمای سوزانش و تمام نداشتههایش ولی به خدا این حق این مردم که با زجر و سختی پای شهر ماندند، نیست. باور میکنید هنوز آب آشامیدنی و کپسول گاز میخریم؟ محلهای پایینتر را هم ببنید که وضعیت بدتری دارند. اصلا خودتان قضاوت کنید این حق مردم خرمشهر است؟ این شهر اصلا آنطور که حقش است، پیشرفت نکرده است. سالهاست شما خبرنگاران از خرمشهر مینویسید و به نظر خودتان تغییری میبینید؟
فراتر از یک مراسم سالانه
آزادسازی خرمشهر، یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ معاصر است که باید همیشه با افتخار از آن یاد کرد. اما وظیفه ما امروز تنها برگزاری مراسم و یادبود نیست؛ وظیفه اصلی، جبران زحمات مردمی است که برای آزادی این خاک جان دادند.
خرمشهر امروز، بیش از هر چیز به برنامهریزی هوشمندانه و سرمایهگذاری واقعی نیاز دارد تا شکوه آن سوم خرداد، در لبخند رضایت مردم امروز این شهر معنا پیدا کند. مردمی که شاید سالهاست نمیخندند چون شهرشان لبخند به لب ندارد؛ این مردم توقع زیادی هم ندارند، فقط میخواهند دیده شوند، به حق هم دیده شوند. به اندازه تمام روزهای سختی که گذراندند، از خود گذشتگی کردند و شهرشان را با چنگ و دندان نگه داشتند، دیده شوند.
آیا آنهایی که باید خرمشهر را میدیدند و به آن عزت بیشتری میدادند، حالا از آنچه برای این شهر کردهاند رضایت دارند؟ سوالی که مردم خرمشهر سالهاست جواب آن را جستجو میکنند.
انتهای پیام

