نبود فرصتهای شغلی و فقدان زیرساختهای تربیتی و آموزشی، باعث شده تا برخی از جوانان، به جای روی آوردن به مسیرهای سازنده، در چرخه معیوب فقر و بیهویتی گرفتار شوند. نتیجه این فرآیند، پدیدهای نگرانکننده است؛ رواج مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی که به عنوان راهکاری کاذب برای فرار از واقعیت سخت و تلخ انتخاب شدهاند. این مصرف، تنها یک آسیب فردی نیست، بلکه به موتور محرکه نزاعهای خانوادگی تبدیل شده است؛ جایی که نزاعهای ساده، با استفاده از ابزارهای خطرناکی همچون چاقو و ... به درگیریهای خونین ختم میشود.
در پس این غبار غلیظ، هنوز نبضِ استعدادهای درخشانی میزند؛ جوانانی مستعد که در صورتِ فراهم بودن کمترین زیرساخت و فرصت، میتوانند از دل این محرومیت، حماسههای سازندگی، نوآوری و افتخار خلق کنند. ضرورت حیاتی بازنگری در شرایط این مناطق و ایجاد بسترهای رشد، نه تنها یک نیاز اجتماعی، بلکه پاسخی به حقِ زندگی نسلهایی است که در انتظار جرقهای از امید برای شکوفایی هستند.
اما سوال اصلی اینجاست؛ وقتی سایه ناامنی بر سر خانوادهها سنگینی میکند، نقش نهادهای حافظ نظم و قانون چیست؟ آیا حضور نیروی انتظامی در این نقاط، جنبه بازدارنده دارد یا در میانه این دعواها، تنها شاهد و ناظر است؟
در همین راستا، ایسنا با چند تن از ساکنان، کسبه و معتمدانِ این مناطق حاشیهنشین و پرآسیب جهت واکاوی ریشههای این خشونتهای عریان و بررسی میدانی مطالبات مردم از نهادهای انتظامی به گفتوگو نشست.
یک مرد کهنسال از فروشندگان قدیمی طبرسی شمالی در مناطق حاشیهای شهر مشهد با بیان اینکه من سالیان متمادی است که در این محدوده فعالیت میکنم و شاهد تغییرات تدریجی امنیت در این منطقه بودهام، اظهار کرد: امروزه شاهد افزایش قابل توجه درگیریهای لفظی و فیزیکی میان جوانانی هستیم که گمان میکنم به دلیل مشکلات اقتصادی و فقدان آموزشهای خانوادگی صحیح صورت میگیرد.
وی افزود: متأسفانه این تنشها گاهی به استفاده از ابزارهای تیز مانند چاقو ختم میشود. در این میان، واکنش نیروهای انتظامی جالب است؛ گویی اولویت آنها صرفاً حضور فیزیکی بعد از فروکش کردن غائله است. آنها در مواجهه با سرقتها بسیار پیگیر هستند، اما وقتی پای نزاعهای خیابانی وسط میآید، ترجیح میدهند زمانی برسند که کار از کار گذشته باشد تا مجبور به تقابل مستقیم با جوانان از خود بیخود شده نشوند.
یک بانوی خانهدار جوان از ساکنین طرق در منطقه جنوب شرقی شهر مشهد با بیان اینکه وضعیت امنیت در محله ما بهگونهای است که باعث ایجاد نگرانی مستمر در میان خانوادهها شده است، توضیح داد: درگیریهای میان برخی جوانان، که اغلب ریشه در مسائل خانوادگی و روابط فامیلی نزدیک دارد، به شدت بالا و گاه همراه با استفاده از ابزارهای خطرناک رخ میدهد. البته قدیمها اوضاع بدتر بود اما بزرگترهای فامیل درگیریها را ختم به خیر میکردند.
وی ادامه داد: از نظر من، مأموران انتظامی دغدغه امنیت ما را دارند، اما کمی دستبهعصا راه میروند. در زمان درگیریهای چاقوکشی، تا وقتی که اوضاع آرام نشود، حضورشان در کوچه و پسکوچهها حس نمیشود؛ گویی امنیت خودشان را به مداخله در دعواهای پرخطر ترجیح میدهند.
در ادامه مرد جوان صاحب سوپرمارکتی در منطقه حاشیهای رسالت مشهد میگوید: من به عنوان کسی که بهصورت روزمره با ساکنان این منطقه در ارتباط هستم، مشاهده میکنم که سطح درگیریها اغلب در ساعات پایانی شب میان تعدادی از جوانان افزایش مییابد. بسیاری از این درگیریها ناشی از مصرف مواد مخدر و نوشیدنیهای الکلی است که در میان برخی از جوانان این منطقه منجر به رفتارهای پرخاشگرانه و استفاده از چاقو میشود.
وی یادآور شد: با وجود گزارشهای مکرر، سرعت پاسخگویی مأموران به گزارشهای سرقت مغازه بد نیست، اما به محض اینکه گزارش یک نزاع دستهجمعی را میدهیم، با تعلل مواجه میشویم. به نظرم مأموران چون میدانند این درگیریها ریشه در مسائل ناموسی یا مواد دارد، نمیخواهند خودشان را وارد بازی بیپایان انتقامگیریهای محلی کنند و فقط به یک صورتجلسه ساده اکتفا میکنند.

پشت دیوار شهر؛ جایی که فریادها دیر شنیده میشود
در ادامه دختر جوان دانشجویِ حقوق از اهالی منطقه سیدی شهر مشهد، به ایسنا گفت: تحلیل من از وضعیت اجتماعی این منطقه نشان میدهد که خلاءهای فرهنگی و اقتصادی، بستر مناسبی برای بروز رفتارهای متمایل به خشونت فراهم آورده است. درگیریهای میان برخی از جوانان این منطقه نه تنها از نظر فیزیکی با استفاده از ابزارهای تند و تیز خطرناک است، بلکه از نظر روانی نیز آرامش جامعه را مختل میکند.
وی با اشاره به عملکرد نیروهای انتظامی، گفت: پلیس در این منطقه دچار نوعی فرسودگی در نظارت شده است. به نظر میرسد آنها در پروندههای مالی و سرقت نمره قبولی میگیرند، اما در برخورد با اراذل و اوباش، بیشتر نقشِ ناظر را بازی میکنند. به نظر میرسد مأموران از تبعاتِ حقوقی و درگیریهای بعدی با خانوادههای پرجمعیت حاشیه شهر واهمه دارند و به همین دلیل در نزاعها کمتر ریسک میکنند. این منطقه در دل خود جوانان بسیار مستعدی دارد که نیازمند فضایی امنتر و مساعدتر برای رشد این استعدادهاست.
پیرمرد کفاش، از اهالی معتمد و قدیمی روستای علیآباد واقع در جاده سیمان شهر مشهد با اشاره به اینکه از سالهای دور شاهد بودم که این مناطق محیط امنی بوده است، بیان کرد: اما اکنون وضعیت تغییر کرده است. از آنجا که خانه ما در حاشیه خیابان است، گاهی با صدای فریاد برخی از اراذل که درگیر درگیریهای فیزیکی هستند، بیدار میشویم و شاهد استفاده از ابزارهای جنگی در خیابانها هستیم.
وی خاطرنشان کرد: متأسفانه مأموران پلیس شبها که صدای فریاد و قدارهکشی بلند میشود، هرچه تماس میگیریم دیر میرسند. انگار منتظر میمانند تا طرفین دعوا حسابی همدیگر را خسته کنند و بعد برای جمعوجور کردنِ زخمیها وارد صحنه میشوند که این موضوع اصلاً برای اراذل بازدارنده نیست.
در ادامه یک مرد میانسالِ تعمیرکار موتور سیکلت در اسماعیلآباد منطقه ۱۰ شهر مشهد، توضیح داد: افزایش نرخ جرم و جنایت، از جمله سرقت و قاچاق، مستقیماً با افزایش سطح مصرف مواد مخدر در این محله در ارتباط است. این مسائل باعث شده که درگیریهای خیابانی بسیار شدید و با استفاده از سلاحهای سرد و گاه اسلحه رخ دهد.
وی با تأکید بر اینکه عملکرد پلیس در بخش مقابله با قاچاق قطعات خوب است و سریعأ با متخلفان برخورد میکنند، تصریح کرد: اما در درگیریهای خشن، شاهد یک نوع مدارای مصلحتی هستیم. مأموران به دلیل رفتوآمدهای مداوم در محل، با خیلی از این افرادِ شرور آشنایی پیدا کردهاند و همین روابط شخصی باعث شده که در زمان وقوع جرم، آن قاطعیت لازم برای دستگیری و برخوردِ سخت را نداشته باشند.
مأموران بر این باورند که این دعواها بخشی از فرهنگ جداییناپذیر حاشیه شهر است
سپس مرد جوان دیگری از کاسبان میوه و ترهبار قرقی واقع در امتداد جاده سیمان حاشیه شهر مشهد، با بیان اینکه در سرعت عمل پلیس چه در مورد سرقت و چه در مورد نزاعهای خیابانی، نوعی بیتفاوتی دیده میشود، اظهار کرد: به نظر میرسد مأموران بر این باورند که این دعواها بخشی از فرهنگ جداییناپذیر حاشیه شهر است و به همین دلیل، به جای برخورد ریشهای، فقط سعی میکنند با تأخیر در رسیدن، از هزینههای درگیری نیروهای خودشان کم کنند و گاهأ یک نظارت نمایشی دارند.
همچنین شاطر یکی از نانواییهای محلات حاشیهای رسالت در شهر مشهد با بیان اینکه اکثر ساکنان این مناطق با هم نسبت خویشاندی دارند، گفت: اما همچنان در طول سالیان فعالیتم، شاهد افزایش روزافزون ناامنی در این خیابانها بودهام. درگیریهای میان برخی جوانان که ناشی از مصرف الکل است، بسیار تند و پرخطر بوده و اغلب با چاقوکشی همراه است.
وی یادآور شد: حدودأ یک ماه پیش ما شاهد یک درگیری میان چند جوان موتور سوار بودیم که متوجه علت نزاع بینشان نشدیم اما بعد از تماس اهالی با نیروی انتظامی، قائله ختم به خیر شد، هرچند که مأموران هم دیر آمدند و دو تا از موتوریها فرار کردند اما به نظر میرسد سایر افرادی که در درگیری حضور داشتند دستگیر و مجازات شدند.

صدای قهرمان ملی از دل محلههای حاشیهنشین؛ اینجا فقط محل آسیب نیست، کانون استعداد است
در ادامه محمدمهدی ۲۱ ساله، قهرمان کشوری در رشته بوکس از منطقه رسالت در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه من اهل همین منطقهام و سالهاست اینجا زندگی میکنم، اظهار کرد: منطقه ما مانند تمام مناطق دیگر، با مشکلاتی مانند افزایش مصرف مواد و برخی آسیبهای اجتماعی روبهروست، اما در کنار آن ظرفیت انسانی و استعدادهای فراوان هم کم نیست. واقعیت این است که جوانان مستعد زیادی همین اطراف زندگی میکنند؛ کسانی که با وجود شرایط سخت اقتصادی و فشارهای روزمره، هنوز امیدشان را حفظ کردهاند و تلاش میکنند مسیر درست را ادامه بدهند.
وی افزود: من از نزدیک دیدهام که خیلی از همسنوسالهایم، به جای درگیری و خشونت، دنبال رشد هستند؛ ورزش میکنند، درس میخوانند و به خودشان و جامعهشان فکر میکنند. من بهعنوان کسی که در ورزش فعالیت کردهام و طعم سختی مسیر را چشیدهام، میدانم اگر یک فرصت واقعی فراهم شود، این جوانها مسیرشان را عوض میکنند و حتی روی دیگران هم اثر میگذارند.
این ورزشکار خاطرنشان کرد: اگر به جای نگاه صرفاً امنیتی، برای این قشر برنامه حمایتی و درست در نظر گرفته شود؛ از امکانات ورزشی و آموزشی گرفته تا مشاوره، اشتغال و رسیدگی فرهنگی، بسیاری از آنها هیچوقت به سمت خلاف، دعوا و خشونت نمیروند؛ چون انگیزه و امید جای خشم و ناامیدی را میگیرد. در چنین شرایطی طبیعی است که نیاز به ورود نیروهای انتظامی هم کمتر میشود و هزینهها و تنشها کاهش پیدا میکند. کاش مسئولان و نهادهای مربوطه بیش از پیش به این ظرفیتها توجه کنند؛ چون این منطقه فقط محل آسیب نیست، محل امید و تلاش هم هست.
حضور پلیس برای ما احساس امنیت و دلگرمی است
سپس دختر نوجوانی از دانش آموزان یکی از مدارس متوسطه روستای گرجی واقع در منطقه حاشیهای جاده سیمان شهر مشهد، به ایسنا توضیح میدهد: محیط پیرامون ما بهگونهای است که باعث ایجاد نوعی اضطراب دائمی در میان مردم شده است. شنیدن اخبار درگیریهای شدید میان برخی جوانان و استفاده از ابزارهای خطرناک در کوچه و خیابان، امنیت روانی ما را مختل کرده است؛ هرچند که در همه خانوادهها آنگونه نیست اما همان تعداد معدود اراذل نیز باعث ایجاد ترس میشود.
وی یادآور شد: راستش حضور پلیس برای ما احساس امنیت و دلگرمی است اما کاش این امنیت ریشهای باشد تا نیازی به حضور مداوم آنها نباشد. خانواده من از ترس مزاحمتهای خیابانی برای یک مسیر کوتاه از خانه تا مدرسه مجبور به پرداخت شهریه سرویس مدرسه هستند تا مبادا مشکلی برای من پیش بیاید.
در ادامه یک راننده تاکسی از اهالی مناطق غیرحاشیهنشین مشهد که روزانه به سبب مسافران به شهرک شهیدرجایی واقع در قلعهساختمان تردد میکند، در گفتوگو با ایسنا میگوید: تجربه من از تردد در این مناطق نشان میدهد که درگیریهای میان جوانان، بهویژه در ساعات شب، بسیار شدید و گاه همراه با استفاده از سلاحهای سرد و گرم است. ریشه این خشونتها را باید در مشکلات اقتصادی و مصرف مواد مخدر جستجو کرد که بهنظر نظارت بر این مسائل در این مناطق کمرنگتر است.
وی خاطرنشان کرد: درباره امنیت اما به خاطر دارم مدتی پیش در ساعات نیمهشب که لوازم خانه یکی از مسافرانم را دزدیده بودند به محض تماس با نیروی انتظامی، خودشان را رساندند و پیگیر موضوع شدند. اما آنچه از مسافرانم شنیدم در نزاعهای خیابانی، مأموران به دلیل اینکه با اکثر این خانوادهها سلاموعلیک دارند، بیشتر نقش واسطه و داور را بازی میکنند؛ همین برخورد رفاقتی و کدخدامنشی باعث شده که اراذل، ترسی از عواقب قانون نداشته باشند.
سپس یک بانوی خیاط از ساکنین جدید کال زرکش واقع در توس حاشیه منطقه ۱۰ مشهد، با بیان اینکه من روزانه با تعداد زیادی از بانوان این منطقه هم صحبت میشوم که مشتریان من هستند، اظهار کرد: آنها میگویند بسیاری از این درگیریهای پرخاشگرانه، ناشی از روابط فامیلی پیچیده و مشکلات خانوادگی است که در این منطقه بسیار رایج است.
وی ادامه داد: متأسفانه مأموران پلیس انگار بین جرم و اختلاف خانوادگی فرقی نمیگذارند. وقتی درگیری شدیدی با قمه رخ میدهد، با این بهانه که «اینها فامیل هستند و خودشان آشتی میکنند»، خیلی دیر و آرام در صحنه حاضر میشوند. البته این تأخیر در برخورد با مجرمان صرفأ مربوط به نزاعها و درگیری خیابانی نیست؛ در این مناطق آمار سرقت زیاد است اما نه نظارت کافی و جدی وجود دارد نه برخورد قاطع با سارقان. این بیمیلی آنها برای درگیر شدن در دعواهای محلی نیز، باعث شده که همواره نگران فرزندان خود باشیم.

خلاصه آنچه از زبان ساکنان این منطقه شنیدیم، تصویری تکاندهنده از یک بحران چندوجهی است که ریشههای آن در اقتصاد و فرهنگ استوار است، اما میوه آن را در امنیت عمومی میبینیم. آنچه بیش از همه باعث دلسردی و نگرانی مضاعف مردم شده، نه تنها خود درگیریها، بلکه نحوه برخورد با پیامدهای آن است. روایتهای مکرر از تأخیر مأموران انتظامی در رسیدن به محل جرم و یا رویکرد مصلحتآمیز در برخورد با متخلفان، نشاندهنده نوعی از کاستی در اجرای نظم عمومی است.
به نظر میرسد شناخت قبلی مأموران از بافت محلی، گاه منجر به نوعی بیتفاوتی میشود که نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه با ایجاد حس بیقانونی، فضای امن را از بین میبرد. اما برای عبور از این وضعیت، تنها حضور پلیس کافی نیست؛ بلکه اصلاح ساختارهای اقتصادی و بازسازی هویت فرهنگی ضرورتی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. در دل همین کوچههای ناآرام، جوانان هوشمند و باارادهای زندگی میکنند که اگر به جای چرخه آسیب، در مسیر فرصتهای برابر قرار گیرند، بزرگترین سرمایه برای تغییر چهره محله خواهند بود.
تا زمانی که زنجیره «فقدان شغل، اعتیاد و برخوردهای سلیقهای» قطع نشود و جای خود را به ایجاد بسترهای رشد و نظارتِ قاطع و عادلانه ندهد، این استعدادها در سایه باقی میمانند. احیای امنیت، پیشنیاز رهایی این نسل مستعد از حصار بنبستهای محیطی است تا دوباره آرامش به سفره و جان مردم بازگردد.
انتهای پیام

