۱۴۰۵-۰۳-۰۴ | ۰۸:۳۸
منبع: نمایندگی زنجان
یک روانشناس بالینی: سیاست‌های حمایتی خانواده باید از آمارمحوری به خانواده‌محوری تغییر کند

یک روانشناس بالینی: سیاست‌های حمایتی خانواده باید از آمارمحوری به خانواده‌محوری تغییر کند

 روانشناس بالینی، با طرح این پرسش که حمایت‌های دولتی تا چه حد به تقویت واقعی خانواده منجر می‌شود، گفت: بخش قابل توجهی از سیاست‌های حمایتی موجود بیش از آنکه خانواده‌محور باشد، آمارمحور است و بر تشکیل خانواده تمرکز دارد، نه پایداری آن.

 یوسف قاسمی شامگاه دیروز (یکشنبه ۳ خرداد) در چهارمین سلسله میزگرد علمی و تخصصی به مناسبت هفته ملی ازدواج و هفته ملی جمعیت با موضوع تحلیل سیاست‌های حمایتی دولت از خانواده که به همت اداره کل ورزش و جوانان و معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی زنجان در سالن شهید شهریاری جهاددانشگاهی زنجان برگزار شد، اظهار کرد: تقریباً همه دولت‌ها مدعی حمایت از خانواده هستند، اما سؤال اصلی این است که آیا این سیاست‌ها واقعاً خانواده را تقویت می‌کند یا صرفاً تلاش دارد آثار نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی را به‌صورت موقت کنترل کند؟ امروز دیگر بحران خانواده فقط بحران اخلاقی نیست؛ بحران اقتصادی، روانی، شغلی و حتی بحران سیاست‌گذاری هم محسوب می‌شود.

وی با تأکید بر ضرورت تعریف دقیق سیاست حمایتی، افزود: آیا حمایت یعنی فقط وام ازدواج و چند برنامه مسکن که به جامعه تزریق شود و اثرات مقطعی بگذارد؟ دولت‌ها و حاکمیت‌ها معمولاً در پنج حوزه وارد حمایت از خانواده می‌شوند؛ حمایت اقتصادی مثل یارانه، وام ازدواج، وام مسکن، بیمه و کمک‌هزینه فرزندآوری؛ حمایت شغلی شامل مرخصی زایمان، امنیت شغلی مادران، ساعات کاری منعطف و حمایت از والدین شاغل؛ حمایت روانی-اجتماعی مانند مشاوره خانواده، آموزش فرزندپروری، خدمات مرتبط با طلاق و سلامت روان؛ حمایت فرهنگی از طریق آموزش رسمی و تبلیغات سبک زندگی و در نهایت حمایت حقوقی در حوزه قوانین حضانت، حمایت از کودکان، خشونت خانوادگی و حقوق زنان و مردان در خانواده.

قاسمی با اشاره به نگاه سیستمی به خانواده، گفت: خانواده یک سیستم است و اثرگذاری هر عضو روی بخش‌های دیگر مستقیم است. بنابراین سیاست‌های تحکیم خانواده و بسته‌های حمایتی هم باید سیستمی دیده شود. در همین چارچوب، تفاوت حمایت واقعی و حمایت نمایشی اهمیت پیدا می‌کند؛ اینکه کدام سیاست‌ها صرفاً شوآف است و کدام واقعاً اثربخش می‌شود.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه سیاست‌های حمایتی امروز بیشتر آمارمحور است تا خانواده‌محور، تصریح کرد: گاهی دولت‌ها روی شروع خانواده سرمایه‌گذاری می‌کنند نه پایداری خانواده. در حالی که حتی در همین گام نخست هم چالش داریم؛ صف طولانی متقاضیان وام ازدواج نشان می‌دهد نقطه آغاز با مانع مواجه است، چه برسد به اینکه بخواهیم درباره پایداری خانواده صحبت کنیم.

او اضافه کرد: افزایش وام ازدواج لزوماً کیفیت ازدواج را بالا نمی‌برد. تشویق فرزندآوری بدون امنیت اقتصادی می‌تواند اضطراب خانواده را بیشتر کند. سیاست‌هایی که صرفاً تشکیل خانواده را هدف بگیرند، اما به پایداری آن نپردازند، ناقص هستند.

قاسمی در ادامه با اشاره به ابعاد روانشناختی پایداری خانواده، گفت: خانواده فقط با پول حفظ نمی‌شود. امنیت روانی، کیفیت ارتباط، سبک دلبستگی، فرسودگی شغلی و اضطراب اقتصادی روی دوام خانواده اثر مستقیم دارد. وقتی زوجین دائماً درگیر ناامنی اقتصادی هستند، سیستم عصبی وارد حالت بقا می‌شود؛ در حالت بقا دیگر نمی‌توان از کیفیت گفت‌وگو، صمیمیت و مهارت حل مسئله حرف زد.

وی با بیان اینکه برخی متغیرها تناظر مستقیم با هم دارند، اظهار کرد: من یک‌بار در یک همایش گفتم سن ازدواج رابطه مستقیم و تقریباً یک‌به‌یک با سن تورم دارد. بسیاری از آسیب‌های اجتماعی هم با فقر رابطه مستقیم دارند؛ اگر رفاه نسبی در جامعه حاکم شود، بخشی از آسیب‌ها اساساً تولید نمی‌شود که بخواهیم بعداً برای آن کارگروه و اتاق فکر تشکیل دهیم.

این روانشناس بالینی تصریح کرد: البته رفاه اقتصادی به‌تنهایی کافی نیست. در برخی کشورهای اسکاندیناوی با وجود حمایت‌های گسترده مانند مرخصی والدینی طولانی، مهدکودک‌های دولتی و قوانین حمایتی، باز هم نرخ ازدواج و فرزندآوری پایین است. بنابراین عوامل فرهنگی و تحولات سبک زندگی هم نقش تعیین‌کننده دارند.

قاسمی با اشاره به تجربه کشورهای شرق آسیا، گفت: در ژاپن و کره جنوبی با وجود هزینه‌کردهای سنگین برای سیاست‌های جمعیتی، نرخ تولد پایین مانده است. وقتی فشار شغلی و کیفیت زندگی نامطلوب باشد، مشوق‌های مالی به تنهایی رفتار جمعیتی را تغییر نمی‌دهد.

او این وضعیت را نوعی تناقض مدرن توصیف کرد و افزود: از یک طرف گفته می‌شود ازدواج کنید و خانواده تشکیل دهید، از طرف دیگر ساختار اقتصادی مدرن زمان، آرامش و انرژی لازم را از افراد می‌گیرد. در کلان‌شهرها می‌بینیم فرد از صبح تا شب کار می‌کند و عملاً انرژی برای رابطه و خانواده باقی نمی‌ماند.

وی با تأکید بر اینکه فقط پایین بودن طلاق، نشانه موفقیت خانواده نیست گفت: خانواده موفق، خانواده‌ای است که کارکرد داشته باشد و سلامت روان اعضا را ارتقا دهد؛ نه اینکه صرفاً به هر قیمتی حفظ شود. مفاهیمی مثل طلاق عاطفی نشان می‌دهد ممکن است خانواده ظاهراً برقرار باشد، اما کارایی لازم را نداشته باشد.

قاسمی بی‌ثباتی را یکی از عوامل کلیدی تضعیف خانواده دانست و افزود: بی‌ثباتی اقتصادی، بی‌ثباتی قوانین و بی‌ثباتی چشم‌انداز آینده، برنامه‌ریزی را از جوان می‌گیرد. وقتی آرامش و امید اجتماعی نباشد، نه تشکیل خانواده به‌درستی رخ می‌دهد و نه پایداری آن.

این روانشناس بالینی با انتقاد از مداخلات دیرهنگام در سیاست‌گذاری، گفت: یکی از آسیب‌ها این است که صبر می‌کنیم مسئله ریشه‌دار شود و بعد تازه کارگروه تشکیل می‌دهیم. باید از نگاه‌های شعاری فاصله بگیریم و عمیق‌تر و واقعی‌تر به موضوعات نگاه کنیم. با توصیه‌های اخلاقی یا وام‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، خانواده نه درست شکل می‌گیرد و نه پایدار می‌ماند؛ آنچه لازم است، احساس امنیت روانی، ثبات اقتصادی، امید اجتماعی و ارتقای کیفیت روابط انسانی است.

انتهای پیام

#

# استان ها

آخرین اخبار استان ها