به گزارش ایسنا، روزنامه انگلیسی تلگراف با این مقدمه نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز دوشنبه در پستی طولانی در پلتفرم اجتماعی خود، علناً از کشورهای درگیر در جنگ ایران - یا در تلاش برای پایان دادن به آن - خواست تا توافقنامه ابراهیم برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی را امضا کنند.
او مدعی شد که توافق صلح قریبالوقوعی که امیدوار است با جمهوری اسلامی منعقد کند نشاندهنده ثبتنام گسترده برای این توافقنامه خواهد بود! و در ادعایی مضحک از خود ایران و همچنین عربستان سعودی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر و اردن به عنوان کشورهایی که میخواهد به این پیمان بپیوندند، نام برد و یادآوری کرد که امارات متحده عربی و بحرین از قبل عضو آن هستند.
با توجه به وضعیت فعلی منطقه، این یک درخواست متوهمانه است.
توافقنامه ابراهیم که در دستور کار سیاست خارجی دولت اول ترامپ، به رسمیت شناختن دیپلماتیک بین اسرائیل، امارات و بحرین را برقرار کرد با میانجیگری جارد کوشنر، داماد ترامپ، حاصل شد. مراکش و سودان اندکی پس از آن امضا کردند و در نوامبر سال گذشته اعلام شد که قزاقستان نیز به عضویت آن در خواهد آمد.
اما در پاسخ به این درخواست «خواجه آصف» وزیر دفاع پاکستان با تاکید جدی بر اینکه اسلامآباد از هیچ توافقی که با «ایدئولوژیهای اساسی» این کشور در تضاد باشد، حمایت نخواهد کرد، گفت: «شخصا فکر نمیکنم که ما باید به هیچ پیمانی که با ایدئولوژیهای اساسی ما در تضاد باشد، بپیوندیم.»
وزیر دفاع پاکستان با زیر سوال بردن اعتبار تعامل با رژیم صهیونیستی افزود: «چگونه با کسانی که حتی یک روز هم نمیتوان به حرفشان اعتماد کرد، تعامل خواهید کرد؟ ما تنها کشوری هستیم که در گذرنامههایمان حتی نام اسرائیل هم وجود ندارد.»
یک منبع عربستانی هم اعلام کرد که ریاض تنها پس از وجود یک مسیر واضح در راستای برپایی کشور فلسطین با رژیم صهیونیستی عادیسازی روابط خواهد کرد.
وی افزود که عربستان به موضع خود پایبند است و آن وجود مسیری قطعی به سمت برپایی کشور فلسطین است.
این پیمان هیچ تعهد واقعی برای اسرائیل برای تغییر سیاستهایش در قبال مردم فلسطین ایجاد نکرده است. این یک مشکل برای عربستان سعودی بود - و هنوز هم هست.
در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، از «توافقنامههای ابراهیم» به عنوان یک اصطلاح کلی برای نشان دادن جاهطلبی او برای توافقهای بیشتر که اسرائیل را به رسمیت میشناسد، استفاده شده است.
ظاهرا آشتی رسمی بین اسرائیل و عربستان سعودی اوج رویاهای ترامپ است. اما احتمال گسترش توافقات به کشورهای ذکر شده در پست او، خیالی به نظر میرسد.
در ابتدا، به نظر میرسد این جاهطلبی بر این فرض استوار است که جنگی که در ۲۸ فوریه آغاز شد، به طور کلی خاورمیانه را به اسرائیل نزدیکتر کرده است، با توجه به اینکه چه تعداد زیادی از کشورها مورد حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند. این روایتی است که مشتاقانه توسط اسرائیل تبلیغ میشود، اما لزوماً مورد قبول واقع نمیشود. روایتی فراوان در جهان عرب وجود دارد مبنی بر اینکه اگر ترامپ و بنیامین نتانیاهو جنگی بیهوده را آغاز نکرده بودند، این کشورها اصلاً نیازی به دفاع از خود نداشتند.
به هر حال دلایل زیادی وجود دارد که چرا کشورهای ذکر شده توسط ترامپ ممکن است ترجیح دهند اسرائیل را به رسمیت نشناسند، به ویژه در حال حاضر، و انجام این کار همچنان اصل اساسی توافقنامهها است.
روابط اردن و مصر با اسرائیل پر چالش و تیره است. هر دو کشور از جنگ در غزه ابراز ناراحتی و انزجار کردهاند. به ویژه اردن، که تا سال ۱۹۶۷ کرانه باختری را کنترل میکرد و ادعاهای تاریخی بر اماکن مقدس مسلمانان در بیتالمقدس تحت کنترل اسرائیل دارد، به طور فزایندهای از وخامت اوضاع فلسطینیان انتقاد میکند.
در قرن گذشته، رهبران هر دو کشور پس از پیشنهادهای صلح جنجالی با اسرائیل ترور شدهاند. با توجه به جایگاه دولت یهود در منطقه در حال حاضر، تصور اینکه رئیس جمهور مصر السیسی یا ملک عبدالله در اردن با امضای این توافقنامهها راحت در رختخواب خود بخوابند، دشوار است. عربستان سعودی، به نوبه خود، روشن کرده است که تا زمانی که فلسطینیها در مسیر معتبری برای تشکیل یک کشور مستقل قرار نگیرند، اسرائیل را به رسمیت نخواهد شناخت
همچنین مشخص نیست که اسرائیل چگونه به احتمال تشکیل پیمان با ترکیه و قطر واکنش نشان خواهد داد. تلآویو هر دو کشور را، با توجیهی، به حمایت از ایدئولوژی اسلامگرای اخوان المسلمین که حماس از آن ظهور کرده است، متهم میکند.
به ویژه قطر، به دلیل آنچه اکنون در مورد پرداختهای نقدی به حماس قبل از ۷ اکتبر اعلام شده و همچنین نقش نتانیاهو در تسهیل آنها، از نظر سیاسی در اسرائیل مسموم است. در مورد ایران هم این رویا بسیار دور و غیرواقعی به نظر میرسد.
پست ترامپ با لحن خیالپردازانه و تهدید، نشان از استیصال و نمایانگر کسی است که به شدت به دنبال رسیدن به یک توافق و تمام کردن یک جنگ دشوار و بحثبرانگیز است.
انتهای پیام

