پاسخها بر این اساس کمککننده هستند، اما بستگی به این دارند که آیا کسی میتواند صحبت کند، به خاطر بیاورد یا تصمیم بگیرد که صادقانه گزارش دهد. چیزی که هیچکس انتظارش را نداشت، یک کانال دوم بود که بهطور مداوم در صورت جریان داشت، آنقدر کوچک که دیده نمیشد و با ضربان قلب هماهنگ بود. این کانال فقط برای دوربینی که ۳۰ بار در ثانیه از پوست اطراف چشم نمونهبرداری میکرد، قابل مشاهده بود.
وقتی درد سرنخهایی از خود به جا میگذارد
محققان دانشگاه راتگرز آمریکا میخواستند درد را به جای پاسخ به یک سوال واحد، به سیگنالهای خود بدن ربط دهند. ایده آنان ردیابی حرکات ریز و کوچک در سراسر صورت، چشمک زدنهایی که خیلی کوتاه هستند و دیده نمیشوند همچنین هماهنگ کردن آنها با ریتم قلب بود.
محققان حرکات ظریف بدن را در بیماران مبتلا به اوتیسم، پارکینسون و سایر بیماریهای عصبی در آزمایشگاه ادغام حسی-حرکتی بررسی کردند. این گروه از ۴۵ بزرگسال سالم در حین انجام وظایف کوتاه فیلمبرداری کرد. در گروه کوچکتر از ۲۱ داوطلب، فعالیت قلب شرکتکنندگان همزمان و ثانیه به ثانیه ثبت شد.
واکنش صورت به درد
محققان برای القای درد، دستگاه فشار خون را دور بازوی هر داوطلب پیچیدند و آن را آنقدر محکم فشار دادند تا دردی عمیق و فزاینده ایجاد شود که در طول هر کار ادامه داشت. داوطلبان چهار کار مختلف بیحرکت نشستن، کشیدن مسیری مارپیچ بین اعداد و حروف، اشاره به یک هدف و قرار دادن میخهای شیاردار در یک تخته را انجام دادند. هر کار به محققان دریچهای متفاوت از نحوه واکنش صورت ارائه میداد.
یک وبکم ساده، چهره را ۳۰ بار در ثانیه ثبت میکرد. نرمافزار سفارشی ۶۸ نقطه را در سراسر ابرو، گونهها و فک نقشهبرداری و تغییرات سرعت را که برای هرگونه حالت قابل مشاهده بسیار کوچک بودند، ثبت کرد. حسگر کوچک قفسه سینه نیز زمان هر ضربان قلب را ردیابی و ریتم قلب را ثبت کرد و سپس محققان میزان تغییر فواصل بین ضربانها را لحظه به لحظه اندازهگیری کردند. این نوسانات بهعنوان معیاری برای میزان تنظیم یا استرس سیستم قلبی عروقی عمل میکردند.
سیگنالی در اطراف چشمها
ناحیه اطراف چشمها، عامل اصلی بود. همانطور که دستگاه کار خود را انجام میداد، سیگنال های حرکت در اطراف ابروها و پلکها بیشتر از گونهها یا فک افزایش مییافت. تا قبل از این تحقیق، هیچ کس چنین ارتباط محکم و ثانیه به ثانیهای بین تغییرات صورت و درد در بزرگسالان سالم را ثبت نکرده بود. این سیگنال در درجه اول در اطراف چشمها ظاهر میشد، حتی زمانی که هیچ چیز دیگری به شکلی که یک ناظر آن را بیانگر بنامد، حرکت نمیکرد.
محققان اظهار کردند: در عرض چند ثانیه، میتوانستیم واکنش درد بدن را که در حرکات ریز صورت منعکس میشد، ببینیم. هرچه قلب بیشتر دچار اختلال شد، این واکنش با وضوح بیشتری در صورت ظاهر میشد.

درد، صورت و قلب را به هم متصل میکند
این دو سیگنال نه تنها با هم افزایش مییافتند، بلکه یکدیگر را ردیابی میکردند. با نامنظمتر شدن فواصل بین ضربانهای قلب، ناحیه چشم نیز در هر مرحله شلوغتر میشد. این ارتباط در طول انجام کارهایی با نیازهای شناختی کمتر، مانند اشاره به یک هدف یا فرو کردن میخ در یک تخته، به وضوح خود را نشان میداد. در طول این فعالیتها، همبستگی بین صورت و قلب به ویژه قوی بود.
نتایج تحقیقات قبلی مدتهاست که ضربان قلب نامنظم را بهعنوان نشانهای از استرس فیزیولوژیکی توصیف کردهاند. آنچه در اینجا جدید بود، همتای قابل مشاهده در صورت است که توسط یک وبکم ساده ثبت شده است.
حواسپرتی سیگنالها را تغییر میدهد
وقتی ذهن مشغول بود، این ارتباط ضعیف میشد. کار نقاشی، ارزیابی شناختی استاندارد که به دنبال کردن حروف و اعداد به ترتیب نیاز دارد این ارتباط را بهطور قابلتوجهی کاهش داد. درد هنوز با وضوح کمتر وجود داشت.
به نظر میرسد، کارهای ذهنی دشوارتر، سیگنال را تضعیف میکنند. محققان هنوز نمیدانند که آیا این اتفاق به این دلیل میافتد که توجه از درد منحرف میشود یا به این دلیل که سیستم عصبی واقعا آن را سرکوب میکند. به همین دلیل است که یک جدول کلمات متقاطع سخت یا یک فیلم جذاب میتواند سردرد را کاهش دهد. همچنین به پزشکان اهرم عمدی حواسپرتی بهعنوان مسکن برای تحمل درد میدهد.
ردیابی درد روزانه
بر اساس گزارش ارث، اسکن کوتاه صورت جایگزین مکالمه نمیشود اما میتواند کانال دومی را برای پزشکان در اختیار افرادی قرار دهد که نمیتوانند از خودشان صحبت کنند و شامل کودکان خردسال، بازماندگان سکته مغزی و افراد مبتلا به زوال عقل است.
همانطور که نتایج تحقیق اخیر نشان میدهد، درد در این گروهها بهطور مداوم دست کم گرفته میشود و ارزیابی عینی و مبتنی بر دوربین میتواند به پر کردن بخشی از این شکاف کمک کند.
نتایج این تحقیق در مجله Frontiers in Neuroscience منتشر شده است.
انتهای پیام

