۱۴۰۵-۰۳-۰۵ | ۱۵:۴۰
منبع: سازمان اسناد انقلاب اسلامی
نخستین چاه نفت ایران چگونه در مسجدسلیمان کشف شد؟

۵ خرداد ۱۲۸۷، اولین اکتشاف نفت در ایران

نخستین چاه نفت ایران چگونه در مسجدسلیمان کشف شد؟

در تاریخ نفت ایران، روز ۵ خرداد ۱۲۸۷ به سبب کشف اولین چاه نفت در منطقه مسجدسلیمان، از اهمیت فراوانی برخوردار است و صاحب‌نظران آن را مبدأ توجه جهانیان به نفت ایران و خاورمیانه قلمداد می‌کنند.

به گزارش ایسنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت:

دوران حکومت سلسله قاجار با انقلاب صنعتی و گسترش سرمایه‌گذاری خارجی در کشف و استخراج منابع و ذخایر طبیعی مواجه بود. سرمایه‌گذاران و شرکت‌های خارجی و نیز دولت‌های ممالکت پیشرفته برای جلب سرمایه و منافع بیشتر، به نفوذ در کشورهای دوردست و برخوردار از ذخایر طبیعی می‌اندیشیدند و به بهانه فراهم‌آوردن زمینه‌های رشد و پیشرفت، راهی آن کشورها می‌شدند. در برخی مناطق نیز به جلب امتیازات بزرگ و درازمدت توفیق می‌یافتند و سلطه خود را برای مدت‌های مدید بر منابع زیرزمینی کشورها برقرار می‌کردند. از سوی دیگر، حکام کشورهای صاحب منابع طبیعی، اما بی‌تجربه در بهره‌برداری از این منابع، تن به خواسته سرمایه‌گذاران خارجی می‌دادند، بدون اینکه به درستی از عواقب آن باخبر باشند.  

ایران نیز در زمره این کشورها قرار داشت. ایران در دوران قاجار کم‌وبیش کانون رفت‌وآمد معامله‌گران بزرگ خارجی در بخش ذخایر نفتی قرار گرفت؛ معامله‌گرانی که با اغتنام فرصت تنها به دستیابی به امتیازات بزرگ و طولانی می‌اندیشیدند و به هنگام انعقاد قرارداد به چیزی جز استیلای درازمدت بر ذخایر نفتی ایران راضی نمی‌شدند. این دوره از تاریخ نفت را باید عصر امتیازات و تسلط کامل شرکت‌های خارجی بر منابع نفتی کشورهای صاحب نفت خواند.

در یادداشت حاضر، به شرحی از چگونگی اکتشاف نخستین چاه نفت در ایران توسط تیم اعزامی ویلیام دارسی ـ که جرج رینولدز سرپرستی آن را برعهده داشت ـ پرداخته‌ایم.

ناامیدی دارسی از اکتشاف نفت قصرشیرین

پس از آنکه امتیاز نفت از سوی دولت وقت ایران در زمان مظفرالدین‌شاه قاجار به ویلیام دارسی اعطا شد، او هیأتی را به رهبری جرج رینولدز (George Reynolds) به منطقه قصرشیرین اعزام کرد. حفاری در منطقه قصرشیرین به دلیل دشواری‌های زیاد و هزینه‌های بالای آن ادامه نیافت و با توقف روبه‌رو شد. دارسی که تلاش‌های حفاران را در این منطقه بی‌حاصل و هزینه‌های صرف‌شده جهت عملیات حفاری را در ناحیه قصرشیرین بی‌ثمر دید، به ناچار درصدد فروش امتیاز خود برآمد و اقداماتی را نیز در این زمینه صورت داد. در این شرایط دریاسالار لرد فیشر فرمانده نیروی دریایی انگلستان به بهانه تغییر سوخت ناوگان جنگی انگلستان از زغال سنگ به نفت، به کمک دارسی آمد و هیأتی را به منظور تحصیل امتیاز دارسی مأمور کرد. این هیأت پس از بررسی، تحصیل این امتیاز را برای دولت انگلستان مغایر با سیاست‌ها و اصول کلی تشخیص داد و آن را به صلاح کشور ندانست. ولی در عوض استفاده از سرمایه‌های بخش خصوصی انگلیس را برای این امر ممکن شناخت.

به همین منظور، هیأت به شرکت نفت انگلیس برمه متوسل شد. لرد استراتکونا رئیس شرکت مذکور، خواسته هیأت را اجابت کرد. حاصل توافق به عمل آمده، تشکیل شرکت جدیدی با عنوان «سندیکای امتیازات» بود که با سهامدارانی، چون دارسی، لرد استراتکونا و شرکت نفت برمه شکل گرفت. شرکت سندیکای امتیازات پس از شکل‌گیری، کاوش نفت را از منطقه قصرشیرین به میدان نفتی جنوب منتقل کرد. انتقال تجهیزات و کلیه ابزار و ادوات حفاری به آن منطقه کار سهل و آسانی نبود و تدبیر خاص خود را می‌طلبید. لوله‌های حفاری توسط ارابه‌های ابتدایی حمل می‌شد. راه‌های منتهی به خاک جنوبی آنچنان که باید مساعد نبود. در پاره‌ای موارد، عبور ارابه‌های ساختگی را به دشواری ممکن می‌ساخت؛ به‌ویژه آنجا که از عرض نهرها و رودخانه‌های می‌‎گذشت.

آغاز حفاری‌ها در مسجدسلیمان

حوزه عملیاتی در دو نقطه از منطقه جنوب به نام‌های «شاردین» و «نفتون» تعیین شد. البته ناحیه نفتون در مقایسه با شاردین از موقعیت بهتری برخوردار بود. این نکته را رینولدز مسئول عملیات به خوبی می‌دانست و بر آن اصرار می‌ورزید. درحالی‌که شرکت، بیشتر به انجام عملیات در منطقه شاردین نظر داشت و آن منطقه را سرشار از ذخایر نفتی می‌دانست.

عملیات حفاری در مسجدسلیمان با دشواری‌های بسیاری همراه بود و در پاره‌ای موارد حفاران را با دلسردی و ناامیدی مواجه می‌ساخت. اما روحیه خستگی ناپذیر و پرشور رینولدز ۵۵ ساله، سرپرست گروه حفار، بالاترین پشتوانه و عاملی بود که عملیات حفاری را استمرار می‌بخشید. گزارش رینولدز به مدیران شرکت نفت برمه در گلاسکو از دشواری کار در منطقه عملیات مسجدسلیمان حکایت داشت. آلوده‌بودن آب آشامیدنی که پیوسته افراد را در معرض انواع بیماری‌ها قرار می‌داد و یا قربانی می‌گرفت، در صدر خیل مشکلات بود. به علاوه، ناهمواری اراضی و موقعیت جغرافیایی و فقدان راه‌های مواصلاتی، بر حجم مشکلات می‌افزود. رینولدز که موفقیت در اجرای عملیات را در گرو رفع این مشکلات می‌دید، در قدم نخست به احداث جاده‌ای مناسب اقدام کرد و ماشین‌آلات و تجهیزات لازم را برای شروع کار حفاری روانه منطقه عملیاتی ساخت. اما این تازه آغاز دست‌وپنجه نرم کردن با حجم وسیع مشکلات و نارسایی‌ها بود.

البته شرایط دشوار کار از دید مدیران سندیکای امتیازات در لندن، پنهان نبود. آنان از نوع گزارش‌های فرد مقاوم و پرشوری، چون رینولدز که به اشاره، خبر از مشکلات می‌داد، به عمق دشواری و تنگناهای عملیات حفاری پی برده بودند. اما تنها چیزی که مدیران انگلیسی را نگران کرده بود، عدم اطمینان از دستیابی به ذخایر نفتی بود و این نگرانی ادامه عملیات را مورد تهدید قرار می‌داد. رینولدز نیز این نگرانی را در وجود آنان احساس می‌کرد و پیوسته بیم از آن داشت که مبادا آنان در نظر خود مبنی بر کشف نفت، ضعف نشان دهند و دستور به توقف عملیات حفاری صادر نمایند. از این رو، در لابه‌لای گزارش‌های خود کم‌وبیش مدیران سندیکای امتیازات را نسبت به حصول موفقیت و فرجام عملیات امیدوار می‌ساخت. با این حال، عدم دستیابی به منابع کافی نفت و سنگین‌شدن بار مالی، مدیران سندیکای امتیازات را در لندن به تصمیم بر توقف عملیات واداشت.

طی تلگرافی فرمان توقف عملیات حفاری در اختیار رینولدز قرار گرفت؛ تلگراف ارسالی از انگلستان روحیه رینولدز را آزرد و او را خشمگین ساخت. اما او سرسخت‌تر از آن بود که در برابر این دستور سر تسلیم فرود آورد و به این سادگی دست از کار بکشد. وی به آرنولد ویلسون فرمانده انگلیسی گاردهای سواره‌نظام هندی گفت که اگر قرار بود دستورات تلگرافی را اجرا کند، به خودش لعنت می‌فرستاد. ضمناً خاطرنشان کرد که در نظر دارد با ارسال تلگرافی به لندن از آنها اجازه کتبی بگیرد که به کار حفاری چاه تا عمق ۱۶۰۰ پا ادامه دهد؛ لذا او بی‌اعتنا به تلگراف مدیران سندیکای امتیازات مبنی بر توقف عملیات، امیدوارانه به کار خود ادامه داد و تا حصول موفقیت و دستیابی به مقصود از پای ننشست. البته سرپیچی رینولدز از این فرمان قابل توجیه بود؛ زیرا ارسال تلگراف در آن شرایط در زمانی کوتاه ممکن نبود. این همان چیزی بود که تصمیم رینولدز را به ادامه عملیات، موجه و قابل قبول می‌ساخت.

تلگراف زمانی ارسال شد که عملیات تا مرز موفقیت فاصله چندانی نداشت. همه‌چیز از وقوع یک اتفاق بزرگ حکایت می‌کرد. شب ۲۵ مه ۱۹۰۸ (۴ خرداد ۱۲۸۷ شمسی) خوابیدن در فضای محدود و بی‌اندازه گرم چادرها برای تعدادی از حفاران امکان‌پذیر نبود. آرنولد ویلسون از جمله کسانی بود که چادر را برای خوابیدن در فضای باز ترک گفت. هنوز چند ساعتی نگذشته بود که در حوالی بامداد صدای مهیبی او را از خواب بیدار کرد؛ این صدا چیزی نبود مگر فوران نفت که تا ۵۰ پا ارتفاع، فضا را می‌شکافت و نفت حاصله را پس از گذشت ۷ سال از انعقاد قرارداد، هویدا می‌کرد. فوران نخستین چاه نفت در منطقه نفتون مسجدسلیمان در روز ۲۶ مه ۱۹۰۸ میلادی (۵ خرداد ۱۲۸۷ شمسی) آنچنان خاطره‌ساز بود که بعدها به‌عنوان یک روز تاریخی و زادروز صنعت نفت خاورمیانه نام گرفت.

گزارش به لندن

حال دیگر همه‌چیز برای تنظیم یک گزارش نویدبخش و خبرساز مهیا بود. چنان‌که گفته می‌شود، نخستین گزارشی که به انعکاس خبر این رویداد موفقیت‌آمیز اختصاص داشت، از سوی ویلسون نگاشته شد که با استفاده از عبارتی در «کتاب مقدس» نوشته بود:

«به جمله سوم آیه ۱۵ مزمور ۱۰۴ کتاب مقدس مراجعه کنید.»

گزارش اگرچه به رمز بود، اما با مراجعه به متن کتاب مقدس براساس نشانی داده شده، همه‌چیز به خوبی مفهوم بود. عبارت آن آیه چنین بود:

«باشد که او از دل زمین، نفت بیرون آورد تا شادمان گردد.»

گزارش تنظیمی از سوی ویلسون در شرایطی به کشور انگلستان ارسال شد که دارسی در یک میهمانی شام به سر می‌برد. وی با دریافت این گزارش بی‌اندازه شادمان شد، اما در این شرایط خود را مسلط نشان داد و کوشید خوشحالی خود را تا تأیید خبر ارسالی، از دیگران پنهان نگاه دارد. خبر خیلی زود مورد تأیید قرار گرفت و دارسی را از صحت آن مطمئن ساخت.

بازتاب خبر اکتشاف نفت

خبر فوران چاه شماره یک مسجدسلیمان در ۲۶ مه ۱۹۰۸ (۵ خرداد ۱۲۸۷) خیلی زود به سراسر جهان انعکاس یافت و نظر کارشناسان و صاحب‌نظران نفتی را به خود جلب کرد. مدیران شرکت نفت برمه که تا قبل از این تاریخ ناامیدانه اخبار مربوط به عملیات حفاری را تعقیب می‌کردند و بارها از سر دلسردی تصمیم بر توقف کار و برچیدن بساط حفاری در منطقه مسجدسلیمان گرفته بودند، در چنین شرایطی روحیه از دست رفته خود را بازیافتند و مصمم به ادامه عملیات شدند. حالا دیگر به خوبی زمینه حفاری برای سایر نقاط نیز فراهم بود و عملیات حفاری در چاه‌های مشابه از ضریب موفقیت بسیار بالایی حکایت داشت. چنان‌که پس از گذشت هفت روز از فوران نخستین چاه نفت در مسجدسلیمان، چاه شماره دو در عمق ۱۰۱۰ پا به نفت رسید؛ آن هم در شرایطی که فشار بسیار زیاد گاز آن قابل کنترل نبود. چندی نگذشت که مدیران شرکت نفت برمه که همگی شاهد موفقیت‌های چشمگیر حفاران مستقر در سایت عملیاتی جنوب بودند، طی نامه‌ای موافقت خود را با تأمین اعتبار مالی به منظور ادامه حفاری تا عمق ۱۶۰۰ پا اعلام داشتند.

اهمیت چاه‌های نفت مسجدسلیمان

فوران چاه‌های نفت مسجدسلیمان و توان بالای تولیدی آن تأثیر شگرفی بر صنعت جهانی نفت در آن روزگار بخشید. این واقعیت چیزی نبود که از نظر صاحب‌نظران جهانی نفت و سیاستمداران خارجی پنهان بماند. پیرامون ویژگی‌های چاه‌های نفت آن منطقه گفته می‌شود که موجودی هیچ‌یک از چاه‌های نفت دنیا را یارای مقابله و مقایسه با موجودی چاه‌های نفت مسجدسلیمان نبود. قدرت نسبی تولید یک چاه نفت در آمریکا در آن دوران فقط ۴.۵ بشکه در روز محاسبه می‌شد، درحالی‌که در مسجد سلیمان یک چاه به تنهایی قادر بود ۹۱۰۰ بشکه در روز عرضه کند. علاوه بر این ظرفیت برداشت یک چاه نفت در مسجدسلیمان طی ۳۰ سال، معادل ۲ هزار بشکه در روز بود. برای نمونه، چاه شماره هفت مسجدسلیمان که در سال ۱۹۱۴ میلادی (۱۲۹۳ شمسی) فوران کرد، روزانه معادل ۶۰۰ هزار گالن نفت در اختیار نفت‌گران قرار می‌داد.

منبع

راسخی لنگرودی، احمد (۱۳۹۶). موج نفت: تاریخ نفت ایران از امتیاز تا قرارداد، چاپ چهارم، تهران: انتشارات اطلاعات، صص ۳۸ ـ ۵۰.

انتهای پیام

#

# ایسنا+

آخرین اخبار ایسنا+