۱۴۰۵-۰۳-۰۶ | ۱۰:۴۶
منبع: نمایندگی اصفهان
شکوه رستن؛ عید قربان، جشن بلوغ روح در تلاقی تیغ و تپش

شکوه رستن؛ عید قربان، جشن بلوغ روح در تلاقی تیغ و تپش

گاهی زندگی در یک‌ لحظه فشرده می‌شود؛ لحظه‌ای که راهی برای فرار نیست و تو باید میان آنچه داری و آنچه هستی یکی را انتخاب کنی. عید قربان، همین نقطه بحرانی و شکوهمند تاریخ است. روزی که نه در لابه‌لای برگه‌های تقویم که در اتاق‌های خلوت قلب ما اتفاق می‌افتد. وقتی کارد تردید بر گلوی دلبستگی‌هایمان می‌نشیند، ما در حال بازآفرینی تجربه ابراهیم هستیم. 

غروب خورشید در روز عید قربان، نشانه‌ای از ورق‌خوردن فصلی از کتاب زندگی است. آن‌ها که در این روز، تمرین گذشتن کرده‌اند، حلاوت نابی را در رهایی یافته‌اند؛ چراکه عید قربان، نه یک نقطه پایان، بلکه آغازی برای سبک‌بالی روح است. 

حقیقت این عید، نه در تماشای بیرون که در نگریستن به زوایای پنهان درون نهفته است. درک این نکته که چه تعلقاتی سال‌ها است مانع پرواز شده‌اند، اولین گام رستگاری است. کینه‌هایی که چون موریانه جان را می‌فرسایند، قضاوت‌های ناعادلانه رسوب‌کرده در ذهن و غروری که راه بر بخشش می‌بندد، همگی باید در مسلخ خلوت قلب ذبح شوند. 

عید قربان، جشن بلوغ انسانی است؛ ضیافت کسانی که دریافتند برای تصاحب ابدیت، باید از دنیای فانی عبور کرد. رسالت انسان در این جهان، شدن است، نه صرفاً داشته باشی؛ و این فرایند صیرورت، بدون تیغ قربانی بر پیکر منیّت ممکن نخواهد بود. در طول عمر، بارها باید به آن صحرای ابراهیمی بازگشت، با کارد تصمیم روبه‌رو شد و میان ماندن و گذشتن، انتخاب کرد. هر تصمیمی که برای تعالی روح و به نفع حقیقت گرفته می‌شود، عید قربانی کوچک است که جان را صیقل می‌دهد. 

زیباترین لحظه این عید، آن لبخند عمیقی است که پس از یک گذشت بزرگ، بر سیمای آدمی می‌نشیند؛ لبخندی که گواهی می‌دهد انسان از مرزهای تنگ من خاکی عبور کرده و به مای متعالی پیوسته است. تمام آموزه این روز در یک جمله خلاصه می‌شود: زندگی، هنر گذشتن برای رسیدن است. 

در این لحظات قدسی، بازشناختن آن بخش از وجود که هنوز در بند منیت است، ضرورت زیستن مؤمنانه است. به دست‌گرفتن کارد، نه برای نابودی که برای رهایی؛ این است مسیر ابراهیم بودن در دنیای امروز و شکوه زیستنی که فراتر از تقویم‌ها، در قلب ابدیت تپش دارد. 

یکی از جلوه‌های عید قربان سنت قربانی گوسفند و توزیع گوشت آن در بین نیازمندان است که این سنت معنا و مفهوم خاص خود را در پی دارد. 

این عید، روز تمرین رهایی است. رهایی از هرآنچه که ما را به زمین می‌دوزد 

زهرا ذاکری نصرآبادی، استاد جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی دانشگاه پیام‌نور اصفهان به ایسنا اظهار می‌کند: عید قربان، بیش از آنکه تجلی یک آیین بیرونی باشد، معماری روح است. ما در دنیای مدرن، به‌گونه‌ای تربیت شده‌ایم که «بودن» را در «داشتن» جستجو کنیم. هر آنچه داریم از اشیا گرفته تا عقاید و حتی منزلت‌های اجتماعی لایه به لایه بر گرد هسته مرکزی «من» تنیده می‌شوند و گویی سدی می‌سازند میان ما و بی‌کرانگی. عید قربان، روز فروریختن این حصارها است. روزی که در آن، نگاه خیره هستی به ما می‌گوید: آیا حاضری از آنچه تو را تعریف می‌کند، بگذری تا من تو را تعریف کنم؟

وی می‌افزاید: بزرگ‌ترین هنری که یک انسان در طول حیاتش می‌تواند بیاموزد، هنر رهاکردن است. ما آموخته‌ایم که چنگ بزنیم، نگه داریم و انباشته کنیم، اما در عید قربان، ما در کلاس معکوس هستی می‌نشینیم. در اینجا، ارزش یک انسان به آن چیزی که به دست آورده سنجیده نمی‌شود، بلکه به آن چیزی که توانسته است از آن بگذرد سنجیده می‌شود. 

استاد جامعه‌شناس اظهار می‌کند: وقتی از قربانی سخن می‌گوییم، منظور لزوماً یک عمل آیینی صوری نیست؛ بلکه اشاره به آن لحظه باشکوهی است که انسان، خود کوچک خودخواه را به تیغ خود بزرگ معنوی می‌سپارد. آیا حاضری در برابر خشم به حقی که داری، سکوت کنی؟ این یک قربانی است. آیا حاضری وقتی حق با تو است، کوتاه بیایی تا صلح برقرار شود؟ این، همان قربانی ابراهیمی است. هر بار که خود خودخواه را برای خیر دیگران ذبح می‌کنیم، عید قربان در عمق جان ما طلوع می‌کند. 

ذاکری ادامه می‌دهد: بزرگ‌ترین دشمن انسان، نه حوادث بیرونی، بلکه جزیره تنهایی من است. ما چنان در این جزیره محبوس شده‌ایم که فراموش کرده‌ایم سهم ما از جهان، چقدر با سهم دیگران گره‌خورده است. قربان، جغرافیا را در ذهن ما تغییر می‌دهد. وقتی در این روز از تقسیم‌کردن سخن می‌گوییم، در واقع داریم مرزهای جغرافیایی «من» را می‌شکنیم. 
وقتی تو سهمی از زندگی‌ات را به دیگری می‌بخشی، در حال فروریختن بت مالکیت هستی. در آن لحظه، تو دیگر یک فرد جدا افتاده نیستی؛ تو بخشی از یک کل بزرگ‌تر شده‌ای. قربان، عید پیوستن است. روزی که در آن، فاصله میان «من» و «دیگری» به‌قدری کم می‌شود که صدای تپش قلب همسایه، طنین صدای قلب خودت می‌شود. 

وی تصریح می‌کند: شاید برای یک ناظر بیرونی عجیب باشد که چرا روز ذبح و گذشتن، باید «عید» نامیده شود. پاسخ در یک کلمه جادویی نهفته است: «سبک‌بالی». درد ازدست‌دادن، کوتاه است؛ اما رنج چسبیدن به آنچه باید رها شود، ابدی است. وقتی تو چیزی را که نباید، به‌زور نگه می‌داری، تمام انرژی‌ات صرف محافظت از آن می‌شود، اما وقتی آن را قربانی می‌کنی، گویی باری از دوش جانت برداشته می‌شود. آن شادی که در پایان عید قربان در دل مؤمنان می‌نشیند، شادی تصنعی نیست؛ شادی یک پرنده است که قفس آهنینش را شکسته است. ما در این روز، آزادی مطلق را جشن می‌گیریم. آزادی از زنجیر ترس‌هایمان؛ ترس از فقر، ترس ازدست‌دادن، ترس از قضاوت. قربانی‌کردن، یعنی به هستی اعلام کنی: من به تو اعتماد دارم؛ پس از هرچه که غیر تو است، می‌گذرم. 

این جامعه‌شناس تأکید می‌کند: بسیاری می‌پرسند: در عصر تکنولوژی، در میان بمباران داده‌ها و هیاهوی شهر، چطور می‌توان به آن عمق ابراهیمی دست‌یافت؟ پاسخ ساده، اما دشوار است: اصالت. ابراهیم زمانه، کسی است که در میانه هیاهوی «همه می‌گویند»، خودش تصمیم می‌گیرد. او کسی است که ارزش‌هایش را بر اساس سود و زیان شخصی بنا نمی‌کند. قربان در عصر ما، یعنی در جایی که نفاق و دورویی می‌تواند سودآور باشد، صادق بمانی. یعنی در جایی که بی‌عدالتی می‌تواند جایگاه تو را بالاتر ببرد، عدالت را انتخاب کنی. این‌ها قربانی‌های واقعی عصر ما هستند. هر زمان که انسانی میان سود شخصی و فضیلت اخلاقی دومی را انتخاب می‌کند، یک قربانی بزرگ انجام داده است.

ذاکری خاطرنشان می‌کند: در سنت قربان، رسم بر آن است که گوشت قربانی به نیازمندان برسد. این بخش از سنت، فقط یک عمل خیریه نیست؛ یک درس بزرگ هستی‌شناسانه است. این عمل به ما می‌گوید که تو مالک مطلق هیچ‌چیز نیستی. تو فقط امانت‌داری هستی که قرار است این خیر را در میان کل پیکره جامعه پخش کند. وقتی تو دست دیگری را می‌گیری، در واقع داری به خودت یادآوری می‌کنی که هستی من بدون تو ناقص است. در این روز، دیوار بین مال من و مال تو فرو می‌ریزد و همه چیز تبدیل به مال خدا می‌شود. این یعنی زیستن در فضای «ما». جایی که در آن، تک‌تک افراد جامعه، مسئول شکم‌گرسنه همسایه هستند. این، اوج مدنیت و شکوه اخلاق است که در قامت یک آیین دینی ظاهر شده است. 

قربان چگونه تیغ بر گلوی خودخواهی‌های مدرن می‌کشد؟ 

سید محسن علوی، استاد فلسفه دانشکده امام صادق و پژوهشگر حوزه دین به ایسنا اظهار می‌کند: عید قربان در لایه‌های عمیق وجودی، فراتر از یک آیین تاریخی، دعوتی است به یک جراحی درونی؛ جایی که انسان معاصر باید بندهای نامرئی دلبستگی‌اش را که به نام هویت به آن‌ها چسبیده، شناسایی و برای رسیدن به اصالت انسانی‌اش، آن‌ها را به تیغ اراده بسپارد. 

وی می‌افزاید: ما در دنیای امروز، چنان در چنبره داشتن‌ها گرفتار شده‌ایم که گویی فراموش کرده‌ایم اصل ماجرا چیست؟ ازاین‌رو، قربانی‌کردن در این روز، تمرین جسورانه، خالی‌شدن از ترس‌ها، طمع‌ها و غرورهایی است که ظرف وجودی ما را اشغال کرده‌اند تا امکان پر شدن از حقیقت و معنا فراهم شود. 

این پژوهشگر حوزه دین، با اشاره به اینکه این تقسیم‌کردن گوشت قربانی، یک «ذبح اجتماعی خودخواهی» است، بیان می‌کند: وقتی انسان، سهمی از دارایی‌اش را با دیگری سهیم می‌شود، در واقع دارد مرزهای خودمحورانه «من» را می‌شکند؛ چرا که در منطق قربان، هستی فرد بدون پیوند ارگانیک با پیکره جامعه، همواره ناقص و ناتمام باقی می‌ماند. 

علوی ادامه می‌دهد: عید قربان در جوهر خود، جشن سبک‌بالی و رهایی از زنجیر هراس‌آور ازدست‌دادن است؛ زیرا کسی که شجاعت و سپردن عزیزترین‌های خود را به تیغ اعتماد دارد، در حقیقت به این باور والای ایمانی دست‌یافته است که هستی، نه در انباشتن فانیات، بلکه در تسلیم عاشقانه به حقیقت مطلق تعریف می‌شود. 

وی با اشاره به‌دشواری حفظ اخلاق در مناسبات پرهیاهوی کنونی، تأکید می‌کند: ابراهیم زمانه ما، نه در صحراهای دوردست، بلکه در قلب تپنده کلان‌شهرها زندگی می‌کند و همان کسی است که در موقعیت‌های تضاد منافع، صادقانه اخلاق را بر منفعت ذبح می‌کند؛ چرا که هر تصمیم اخلاقی، در واقع یک قربانی بزرگ و پنهانی در قربانگاه وجدان او است. 

این استاد دانئشگاه تصریح می‌کند: پیشنهاد من به همه جست‌وجوگران معنا در این روز بزرگ، این است که به‌جای نگاه بیرونی به مناسک، به خلوت قلبتان سفر کنید و ببینید کدام عادت، کینه یا توقع نابجا است که همچون یک بت مدرن، مسیر تعالی روح شما را سد کرده است تا با ذبح آن، شاهد طلوع دوباره انسانیت در وجودتان باشید. 

علوی با اشاره به اینکه عید قربان فصل بلوغ روح است، خاطرنشان می‌کند: زندگی، چیزی جز هنر گذشتن برای رسیدن نیست و زیباترین تصویر این عید، لبخند رضایتی است که پس از این «رهایی بزرگ» بر لبان انسان می‌نشیند؛ چرا که او دریافته است برای رسیدن به بی‌کرانگی ابدیت، چاره‌ای جز گذشتن از محدودیت‌های خاکی من کوچک وجود ندارد. 

وی تأکید می‌کند: عید قربان تنها یک آیین عبادی برای تقرب به درگاه الهی نیست، بلکه یک تکنولوژی رهایی است که به انسان می‌آموزد چگونه اضطراب‌های ناشی از فقدان را با پذیرش امر متعالی معاوضه کند؛ در حقیقت، کسی که در این روز با چشم دل به مسلخ ابراهیمی می‌نگرد، می‌آموزد که درد ناشی از جدایی از دلبستگی‌های دنیوی، نه یک پایان تراژیک، بلکه پیش‌شرطی ضروری برای تولد دوباره روح در ساحت بی‌کرانگی است. 

این استاد دانشگاه با اشاره به‌ضرورت انتقال این مفاهیم به فضای عمومی جامعه، توضیح می‌دهد: ما باید از پوسته و ظاهر مناسک عبور کنیم تا به مغز جان‌بخش آن برسیم؛ چرا که قربان حقیقی در فضای مدرن زمانی رخ می‌دهد که فرد بتواند میان خواسته‌های حقیر روزمره و آرمان‌های بلند انسانی یکی را برگزیند و با قربانی‌کردن اولی، راه را برای ظهور دومی باز کند؛ این همان لحظه نابی است که تپش قلب انسان، با نبض آفرینش هم‌نوا می‌شود و عید، از یک تاریخ تقویمی به یک واقعه وجودی در اعماق جان ما بدل می‌شود.

به گزارش ایسنا، در نهایت، عید قربان نه یک ایستگاه در تقویم که یک هجرت همیشگی از ساحت داشتن به اقلیم شدن است. شکوه این روز نه در قربانی‌کردن نعمات که در یافتن شجاعت برای بریدن بندهای نامرئی تعلقات است؛ بندهایی که روح را به زمین دوخته‌اند.

ره‌آورد واقعی این ضیافت، آن آرامش ژرفی است که پس از هر گذشت بزرگ در قلب جوانه می‌زند و به انسان یادآور می‌شود که در هندسه هستی، تنها راه رسیدن به اوج، رهاکردن بار سنگین منیت است. باشد که هر روزمان با تصمیمی برای حقیقت، عید قربانی باشد تا در سایه‌سار این سبک‌بالی، شکوه زیستن در قلب ابدیت را تجربه کنیم.

انتهای پیام

#

# استان ها

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای