حسین روزبهانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به افزایش استقبال از جراحیهای زیبایی، حتی بهصورت اقساطی، اظهار کرد: پدیده گرایش به جراحیهای زیبایی در شرایطی که بسیاری از خانوادهها با فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، یکی از پیچیدهترین مسائل اجتماعی و روانشناختی امروز است. این موضوع را نمیتوان صرفاً از یک زاویه بررسی کرد، زیرا با یک معادله چندمجهولی مواجه هستیم که در آن نیازهای روانی، فشارهای اقتصادی و تأثیرات رسانهای همزمان نقشآفرینی میکنند.
وی درباره اینکه چرا افراد با وجود مشکلات مالی همچنان به سمت جراحیهای زیبایی میروند، اظهار کرد: در نگاه نخست، این رفتار متناقض به نظر میرسد؛ اینکه فرد در تأمین هزینههای ضروری زندگی با مشکل مواجه باشد، اما برای انجام عمل زیبایی هزینه کند. با این حال، اگر این موضوع را از منظر روانشناسی مصرف تحلیل کنیم، میتوان دلایل قابل قبولی برای آن یافت. نخستین دلیل این است که در شرایط سخت اقتصادی، افراد معمولاً احساس میکنند کنترل زندگی خود را از دست دادهاند. در چنین وضعیتی، سرمایهگذاری بر ظاهر، چون امری ملموس و قابل تغییر است، به آنها نوعی احساس قدرت و کنترل میدهد. در واقع، تغییر چهره میتواند بهعنوان یک پناهگاه روانی عمل کند و فرد را بهصورت موقت از فشارهای اقتصادی و مشکلات روزمره دور سازد؛ بنابراین میتوان این رفتار را نوعی اقدام جبرانی یا حتی تلاشی برای فرار موقت از واقعیتهای زندگی دانست.
این روانشناس بالینی با اشاره به دومین عامل مؤثر در این زمینه گفت: زمانی که جایگاه اجتماعی افراد دچار افت میشود، بسیاری از آنها تلاش میکنند از طریق ظاهر خود، هویت یا پرستیژ اجتماعی پیشینشان را حفظ کنند. به بیان دیگر، برخی افراد میخواهند به دیگران نشان دهند که همچنان از همان جایگاه اجتماعی برخوردار هستند و تغییر ظاهر را ابزاری برای حفظ این تصویر ذهنی میدانند. سومین دلیل سازوکارهای مغزی مرتبط با سیستم پاداش است؛ جراحی زیبایی وعده یک تغییر ناگهانی و دگرگونکننده را به فرد میدهد. همین انتظار تغییر، میتواند ترشح دوپامین را در سیستم پاداش مغز افزایش دهد و بهطور موقت احساسات منفی ناشی از فقر، ناکامی یا شکستهای زندگی را کاهش دهد. به همین دلیل، این احساس لذت و امید کوتاهمدت برای بسیاری از افراد جذاب است و آنها را به سمت انجام عملهای زیبایی سوق میدهد.
شبکههای اجتماعی و استانداردهای غیرواقعی زیبایی، موتور محرک نارضایتی از ظاهر
روزبهانی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در گسترش این گرایش اظهار کرد: شاید نتوان شبکههای اجتماعی را عامل اصلی افزایش جراحیهای زیبایی دانست، اما بدون تردید این فضا بهعنوان یک شتابدهنده قدرتمند عمل میکند و نقش پررنگی در شکلگیری این رفتار دارد. انسانها ذاتاً تمایل دارند خود را با دیگران مقایسه کنند، اما در شبکههای اجتماعی، افراد معمولاً پشتصحنه زندگی واقعی خود را با ویترین ویرایششده و درخشان زندگی دیگران مقایسه میکنند. نتیجه این مقایسه، شکلگیری فاصله میان «خود واقعی» و «خود ایدهآل» است؛ فاصلهای که احساس ناکافی بودن، نارضایتی از خود و نیاز به اصلاح ظاهر را در افراد تقویت میکند.
وی با بیان اینکه استفاده گسترده از فیلترها و ویرایش تصاویر نیز در این روند تأثیرگذار است، تصریح کرد: هنگامی که افراد بهطور مداوم تصاویر ویرایششده از خود منتشر میکنند، بهتدریج نوعی استاندارد غیرواقعی و دستنیافتنی از زیبایی را بازتولید میکنند. مغز انسان نیز به مرور این تصاویر مصنوعی را بهعنوان وضعیت طبیعی میپذیرد و در نتیجه، هنگامی که فرد خود را بدون فیلتر در آینه میبیند، میان تصویر ذهنی و واقعیت شکاف عمیقی احساس میکند که میتواند زمینه نارضایتی از ظاهر و تمایل به انجام جراحیهای زیبایی را افزایش دهد.
این روانشناس بالینی با اشاره به یکی دیگر از کارکردهای شبکههای اجتماعی در افزایش تمایل به جراحیهای زیبایی اظهار کرد: زمانی که افراد تصاویر خود را در فضای مجازی منتشر میکنند و از طریق لایکها و نظرهای دیگران بازخورد مثبت دریافت میکنند، نوعی سیستم پاداش فوری در مغز فعال میشود. این تأیید اجتماعی موجب ترشح دوپامین شده و احساس خوشایندی را برای فرد به همراه دارد. در نتیجه، فرد بهتدریج عزتنفس خود را به تأیید دیگران گره میزند و در چرخهای از وابستگی به تأیید اجتماعی قرار میگیرد؛ چرخهای که میتواند تمایل به تغییر مداوم ظاهر و انجام عملهای زیبایی را تقویت کند.
روزبهانی درباره این باور که «ظاهر بهتر میتواند موفقیت در ازدواج یا شغل را تضمین کند» گفت: این باور، ترکیبی از واقعیت و افسانه است. مطالعات رفتاری نشان میدهد در برخی مصاحبههای شغلی، بهویژه مشاغلی که ارتباط مستقیم با اربابرجوع دارند، ظاهر مناسب ممکن است بهصورت ناخودآگاه امتیاز مثبتی برای فرد ایجاد کند و حتی برداشت مثبتی نسبت به مهارتهای اجتماعی یا هوش او به وجود آورد. در موضوع ازدواج نیز زیبایی ظاهری میتواند آغاز ارتباط را تسهیل کند و به ایجاد فرصت اولیه کمک کند، اما این تنها بخش کوچکی از ماجراست. پایداری یک رابطه عاطفی یا موفقیت شغلی، بیش از هر چیز به مهارتهای فردی، هوش هیجانی، شخصیت، صداقت و تواناییهای ارتباطی افراد وابسته است. بنابراین، ظاهر صرفاً میتواند درِ ورود را باز کند، اما ادامه مسیر به عوامل عمیقتری بستگی دارد.
وی اضافه کرد: به همین دلیل، بسیاری از افرادی که هزینههای سنگینی برای جراحیهای زیبایی پرداخت میکنند، پس از ورود به محیط کار یا زندگی مشترک، متوجه میشوند که مشکلات اصلی زندگی آنها با تغییر ظاهر برطرف نشده است و چالشهای اساسی همچنان پابرجاست. بخش مهمی از این تصور که زیبایی مساوی خوشبختی است، محصول تبلیغات گسترده صنعت زیبایی است. این فضا افراد را به این باور میرساند که با تغییر ظاهر میتوانند جایگاه اجتماعی بهتری به دست آورند؛ در حالی که این احساس، در بسیاری از موارد مصنوعی، کوتاهمدت و ناپایدار است.

پرداخت اقساطی چگونه منطق مالی را به تصمیمهای هیجانی تبدیل میکند؟
این روانشناس بالینی درباره تأثیر اقساطی شدن خدمات زیبایی بر تصمیم افراد گفت: بدون تردید، پرداخت اقساطی میتواند تصمیمهای هیجانی را افزایش داده و توجه افراد به پیامدهای مالی را کاهش دهد. زمانی که مراکز زیبایی امکان پرداخت اقساطی را فراهم میکنند، سازوکار تصمیمگیری افراد بهگونهای تغییر میکند که بیشتر به نفع مراکز ارائهدهنده خدمات است تا به سود خود افراد. در روانشناسی رفتاری مفهومی به نام «درد پرداخت» وجود دارد. زمانی که دریافت خدمت از زمان پرداخت هزینه جدا میشود، فشار روانی ناشی از پرداخت پول کاهش پیدا میکند و مغز، هزینه واقعی را کمتر از آنچه هست ارزیابی میکند. به همین دلیل، پرداخت اقساطی باعث میشود فرد احساس کند با هزینه اندکی روبهروست، در حالی که مجموع هزینه پرداختی ممکن است بسیار سنگین باشد.
روزبهانی مطرح کرد: از سوی دیگر، پرداخت اقساطی باعث میشود افراد هزینههای آینده را نادیده بگیرند. انسانها بهطور طبیعی تمایل دارند پاداشهای فوری را به منافع بلندمدت ترجیح دهند. در چنین شرایطی، فرد تنها به نتیجه فوری، یعنی تغییر ظاهر، فکر میکند و پیامدهای مالی چند ماه بعد را چندان جدی نمیگیرد. در واقع، مراکز ارائهدهنده خدمات زیبایی نیز تا حدی بر همین سوگیری شناختی سرمایهگذاری میکنند. با برداشته شدن مانع مالی اولیه، تصمیمگیری هیجانی نیز افزایش پیدا میکند. زمانی که فرد احساس کند بدون پرداخت یکجای هزینه نیز میتواند عمل زیبایی انجام دهد، منطق تا حدی کنار میرود و احساسات لحظهای جای آن را میگیرد. در نتیجه، ممکن است فرد بدون در نظر گرفتن مجموع بدهیهای آینده یا توان واقعی خود برای بازپرداخت اقساط، تصمیم به انجام جراحی بگیرد؛ تصمیمی که بعدها میتواند مشکلات مالی بیشتری برای او ایجاد کند.
وی درباره راهکارهای کاهش فشار اجتماعی ناشی از استانداردهای غیرواقعی زیبایی، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم با این موج فشاری که در جامعه شکل گرفته مقابله کنیم و عزتنفس را به معنای واقعی آن بازگردانیم، باید در سه سطح آموزش، رسانه و سیاستگذاری و همچنین خانواده و فرهنگ، اقدامات هماهنگ و مؤثری انجام شود. نخستین گام، ارتقاء سواد رسانهای از مدرسه و دانشگاه است. نوجوانان باید آموزش ببینند که تصاویر ویرایششده، فیلترها و بازنماییهای غیرواقعی در فضای مجازی را بشناسند، تحلیل کنند و خود را با آنها مقایسه نکنند. همچنین باید به نوجوانان آموزش داده شود که ارزش هر انسان به ظاهر، اندازه اندام یا ویژگیهای فیزیکی او وابسته نیست و مهارتها، اخلاق، توانمندیها و ویژگیهای شخصیتی، ارکان اصلی هویت افراد را تشکیل میدهند. در واقع، لازم است عزتنفس از تصویر بدن تفکیک شود و افراد بدانند ارزشمندی آنها به ظاهرشان محدود نمیشود.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت آموزش سواد مالی، تصریح کرد: یکی دیگر از موضوعات مهم، آموزش درباره پیامدهای وامهای مصرفی، کارتهای اعتباری و هزینههای بلندمدت پرداختهای اقساطی است تا افراد بتوانند تصمیمهای مالی آگاهانهتری بگیرند و صرفاً تحت تأثیر تبلیغات قرار نگیرند. لازم است همانند بسیاری از کشورهای دنیا، برای تصاویر ویرایششده و تبلیغات مرتبط با زیبایی، مقررات مشخصی در نظر گرفته شود. همچنین تبلیغات کلینیکهای زیبایی باید همراه با هشدارهایی درباره پیامدهای مالی و عوارض احتمالی پزشکی باشد تا افراد با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند. رسانهها نیز میتوانند با معرفی افرادی که با وجود ظاهر معمولی یا خارج از استانداردهای رایج، در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی موفق بودهاند، الگوهای جدیدی را به جامعه معرفی کنند و نگاه افراد را از ظاهر صرف به تواناییها، شخصیت و مهارتها تغییر دهند.
روزبهانی با اشاره به نقش خانوادهها در این زمینه، اضافه کرد: خانوادهها باید از این باور فاصله بگیرند که انجام عمل زیبایی میتواند شانس ازدواج فرزندانشان را افزایش دهد و در عوض، بر تقویت ویژگیهای شخصیتی، مهارتهای ارتباطی و رشد فردی آنان تمرکز کنند.همچنین لازم است در جامعه، گفتوگوها و معیارهای ارزشگذاری افراد تغییر کند. به جای اینکه ملاک قضاوت، میزان ثروت یا جذابیت ظاهری باشد، باید ویژگیهایی مانند خلاقیت، مهربانی، مسئولیتپذیری و توانمندیهای فردی مورد توجه قرار گیرد تا عزتنفس واقعی افراد تقویت شود. عزتنفس واقعی کالایی نیست که بتوان آن را در فروشگاه یا مطب پزشک خریداری کرد. عزتنفس مفهومی عمیق است که باید در خانواده، مدرسه و محیطهای تربیتی شکل بگیرد، نه در اتاق عمل. اگر بتوانیم نگرش جامعه را نسبت به ارزشگذاری افراد اصلاح کنیم و معیارهای موفقیت و زیبایی را بازتعریف کنیم، بسیاری از گرایشهای افراطی به جراحیهای زیبایی نیز بهتدریج کاهش خواهد یافت.
انتهای پیام

