شکستن بتهای درونی نه در هیاهو که در سکوتی ابراهیمی رخ میدهد؛ آنجا که میان خواسته دل و حق، دیواری میبینیم و آگاهانه، پا بر روی منیّت خویش میگذاریم. این همان موتِ ارادی(مرگ اختیاری) است که مولانا درباره آن میگوید: «بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید، در این عشق چو مردید همه روح پذیرید، بمیرید بمیرید وز این نفس ببرید، که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید»
اینجا مشهد است و در پهنه حرم مطهر رضوی در روز عید قربان، این سلوک معنوی، رنگی از شهود به خود میگیرد. در این قطعه از بهشت، جماعتی از زن و مرد، کودک و پیر، گرداگرد مضجع شریف برای اقامه نماز عید قربان، قامت بستهاند. کتیبهها و پرچمهای سبز در وزش نسیمِ بندگی میرقصند و بوی عود و سپند، مشام جان را برای ملاقات با حق آماده میکند.
در این فضا، یکی از خدام که سپندسوزی در دست دارد و آن را میان زائران میگرداند، در پاسخ به این پرسش که چرا تعلقات دنیایی مانع رشد انسان هستند، میگوید: دل انسان مانند آیینه است و تعلقات دنیا، همچون لایههای دود و غباری که روی این آیینه مینشینند. عید قربان بهانهای است تا آیینه دل را غبارروبی کنیم؛ زیرا تا زمانی که تصویر خودمان و داشتههایمان در این آیینه باشد، جمال خدا را در آن مشاهده نخواهیم کرد.
زمان در ساعات اولیه صبح عید قربان متوقف میشود و صوت صلوات خاصه امام رضا(ع ) در فضا طنین انداز میشود. صدای به هم خوردن استکانهای چایخانه، با نوای «ای صفای قلب زارم هرچه دارم از تو دارم» در هم میآمیزد. دقایقی بعد، صدای سخنران نیز از بلندگوها پخش میشود: عید قربان، روز معرفت و شناخت بوده و تفاوت است میان آنکه خدا را در خیال خویش میجوید با آنکه به مقام «احساسِ حضور» رسیده است. در دعای عرفه، جان آدمی به مرحلهای میرسد که خدا را نه در کتابها، که در تپشهای قلب خویش حس میکند و این همان معرفتی است که لرزه بر پیکر گناه میاندازد؛ چرا که بنده، خود را در محضر معشوق میبیند.

بانویی ۵۵ ساله که از گرگان به زیارت آمده است، پیام اصلی این روز را «تسلیم» میداند و میگوید: حضرت ابراهیم (ع) به ما آموخت که بندگی یعنی در برابر خواست خدا «چون و چرا» نیاوریم. باید یاد بگیریم چگونه خواستههای خودمان را فدا کنیم تا اراده خداوند در زندگیمان جاری شود.
کمی آن طرفتر، دخترکی که دست در دست مادربزرگش دارد، با زبانی ساده اما عمیق میگوید: به نظرم تا زمانی که ویژگیهای بدی مانند حسادت، دروغ یا خودخواهی را در قلبمان قربانی نکنیم، جایی برای لطف و مهربانی خدا باقی نخواهد ماند. مادربزرگ او، در تایید سخنان نوهاش، کلام پیامبر (ص) را یادآور میشود که «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَةٍ» و اضافه میکند: عروج به سمت خدا سبکباری میخواهد. اگر اسیر مادیات شویم، نخواهیم توانست به راحتی از زمین دل بکنیم.
زمانی که تیغ تسلیم را بر گلوی خواهشهای نفسانی قرار میدهیم، در واقع قفس را میشکنیم تا مرغِ جان، پرواز را تجربه کند. در آن لحظه که آدمی از داشتههایش میگذرد، درمییابد که در بیکرانگی حق، همهچیز از آنِ او است و این همان مقامی است که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «مَا رَأَیْتُ شَیْئاً اِلاَّ وَ رَأَیْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»؛ هیچ چیزی را ندیدم مگر آنکه خدا را قبل، بعد و همراه آن دیدم.
عید قربان، عیدِ بریدن از «خود» برای پیوستن به «او»، مبارک باد.
انتهای پیام

