علی عزیزیان در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تعریف و ابهامات مربوط به تاریخ باستان، اظهار کرد: واژه «باستان» از نظر زمانی و مفهومی دارای ابهام است. در مطالعات تاریخی، «ایران باستان» معمولاً به دورهای اطلاق میشود که با شکلگیری نخستین دولتهای ایرانی آغاز و با سقوط شاهنشاهی ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی پایان مییابد، اما تعیین نقطه دقیق آغاز این دوره محل بحث است.
وی افزود: برخی آغاز این دوره را با استقرار اقوام ایرانی در فلات ایران در هزاره دوم پیش از میلاد مرتبط میدانند و برخی دیگر بر شکلگیری دولتهای تاریخی مانند مادها و هخامنشیان تأکید دارند.
عزیزیان درباره تمایز اسطوره و تاریخ، بیان کرد: سلسلههای پیشدادی و کیانی بیشتر به حوزه سنتهای اسطورهای و حماسی تعلق دارند تا تاریخ سیاسی قابل اثبات، اما تاریخ ایران پیش از ورود اقوام ایرانی را نمیتوان نادیده گرفت.
وی ادامه داد: فلات ایران پیش از ورود اقوام ایرانی نیز عرصه شکلگیری تمدنهای بزرگ و پیچیده بوده و شناخت این تمدنها برای درک کامل تاریخ ایران باستان ضروری است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به تمدنهای پیشاایرانی گفت: ایلام از مهمترین تمدنهای پیشاایرانی به شمار میرود که دارای خط، دیوانسالاری و معماری گسترده بود و ارتباطات عمیقی با بینالنهرین داشت.
وی افزود: محوطههایی مانند جیرفت، شهر سوخته، تپه سیلک، تپه یحیی، گنجدره و علیکش نیز نشان میدهند که بخشهای مختلف فلات ایران از دیرباز در فرآیندهای مهم شهرنشینی، تولید، مبادله و سازمان اجتماعی نقش داشتهاند.
عزیزیان با اشاره به پیوستگی تمدنها، اظهار کرد: تمدن ایلام با وجود ضربات سنگین آشور بهطور کامل از میان نرفت، بلکه بخشی از سنتهای اداری و زبانی آن در دوره هخامنشی استمرار یافت.
وی تصریح کرد: کاربرد زبان ایلامی در اسناد دیوانی هخامنشی و تداوم برخی عناصر بومی در ساختار حکمرانی آنان، نشانهای از این پیوستگی تاریخی است.
این دکترای تاریخ دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به منابع مطالعه تاریخ ایران، گفت: منابع تاریخی بهطور کلی به دو دسته «دستاول» و «دستدوم» تقسیم میشوند. در منابع دستاول، گزارشدهنده واقعه خود شاهد یا ناظر مستقیم رویداد بوده، اما در منابع دستدوم، گزارشدهنده مشاهدات و روایتهای دیگران را بازگو میکند.
وی افزود: در دوره هخامنشی با منابعی مانند کتیبه بیستون، کتیبههای تختجمشید و اسناد اداری و همچنین گزارشهای کلاسیک مورخان یونانی مانند هرودوت و گزنفون مواجه هستیم.
عزیزیان درباره چالشهای استفاده از منابع دوره هخامنشی و اشکانی، خاطرنشان کرد: یکی از چالشهای اصلی در استفاده از منابع هخامنشی، مسئله «سوگیری تبلیغاتی» است. کتیبهها بیش از آنکه گزارش وقایع باشند، «بیانیههای سیاسی» محسوب میشوند و شکستها و بخشهای تاریک حکومت را بازتاب نمیدهند.
وی ادامه داد: مورخان یونانی نیز از دیدگاهی بیرونی و با پیشفرضهای فرهنگی خود به ایران نگاه میکردند و آن را در جایگاه «دشمن» تحلیل میکردند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان اضافه کرد: در دوره اشکانی با منابع محدودتری شامل سکهها، یافتههای باستانشناسی و گزارشهای رومی مواجه هستیم که بیشتر بر جنگها تمرکز دارند.
وی درباره منابع دوره ساسانی نیز گفت: در دوره ساسانی، هم متون مذهبی و هم کتیبههایی مانند کتیبههای شاپور اول، کتیبههای کرتیر و کتیبه پایکولی وجود دارد. همچنین تاریخنگاریهای اسلامی متأخر مانند تاریخ طبری و شاهنامه فردوسی در اختیار ماست که ممکن است روایتهای آنها از نگرشهای اسلامی تأثیر پذیرفته باشد.
عزیزیان تأکید کرد: یک مورخ متبحر هرگز به یک منبع واحد تکیه نمیکند و برای شناخت هر دوره باید منابع مختلف را با یکدیگر تطبیق داد.
وی با تأکید بر ضرورت رویکرد تطبیقی در مطالعه منابع تاریخی، تصریح کرد: برای شناخت هخامنشیان باید کتیبهها را در کنار آثار یونانی و یافتههای باستانشناسی بررسی کرد تا بتوان تصویر دقیقتری از واقعیت تاریخی به دست آورد.
این دکترای تاریخ دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: برای شناخت اشکانیان نیز باید سکهها را با گزارشهای رومی تطبیق داد و در بررسی دوره ساسانی، متون مذهبی پهلوی را در کنار تاریخنگاری اسلامی مورد تحلیل و تفسیر قرار داد.
انتهای پیام

