این سرزمین کهن، با پیشینهای که به دوران پیش از تاریخ بازمیگردد، همواره گنجینهای از روایات، اسطورهها و وقایع تاریخی بوده است که بسیاری از آنها در تار و پود حماسههای ملی، به ویژه شاهنامه، تنیده شدهاند.
پرسش از تطبیق روایتهای اساطیری شاهنامه با مکانهای واقعی، همواره یکی از جذابترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در حوزه تاریخ و ادبیات بوده است. در این میان، بررسی ابعاد تاریخی و اساطیری «جنگ ۱۲ رخ» و پیوندهای احتمالی آن با جغرافیا و فرهنگ منطقه گناباد، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر ریشههای حماسههای ملی ایران میگشاید.
یک پژوهشگر و استاد ادبیات، با تأکید بر جایگاه استثنایی شاهنامه، بیان کرد: این اثر را نباید صرفاً یک کتاب شعر یا مجموعهای از داستانهای تخیلی دانست.
دکتر حامد خاتمیپور، در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه شاهنامه در واقع حافظه جمعی ایرانیان و گنجینهای که در آن، فردوسی با هوشمندی تمام، ترکیبی از تاریخ شفاهی، اساطیر باستانی و جغرافیای شناخته شده زمانه خویش را به کار بسته است، خاطرنشان کرد: گناباد و به ویژه منطقه زیبد، با پیشینهای که به دوران پیش از تاریخ بازمیگردد، همواره پتانسیل تبدیل شدن به کانون رویدادهای حماسی را داشته است.
وی اظهار کرد: هرچند بسیاری از مکانهای ذکر شده در شاهنامه جنبه نمادین دارند، اما تطبیق برخی از این روایتها با عوارض طبیعی، دژهای قدیمی و آثار باستانی گناباد، نشان دهنده پیوندی عمیق میان این سرزمین و حماسههای ملی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور با اشاره به اینکه این پیوند، گناباد را به گواهی خفته بر حماسههای کهن تبدیل میکند که شایسته کاوش و بازشناسی است، در خصوص جنگ ۱۲ رخ، اظهار کرد: این نبرد یکی از پیچیدهترین و نمادینترین تقابلها در متون اساطیری است.
وی با بیان اینکه عدد ۱۲ در اساطیر جهان، عددی کامل و نمادین است که به چرخههای زمانی، مانند چرخه ماهها و برجهای فلکی، اشاره دارد، گفت: جنگ ۱۲ رخ را میتوان به عنوان نمادی از یک چرخه کامل از تحولات اجتماعی، سیاسی و مذهبی در ایران باستان تفسیر کرد. این نبرد، در لایههای زیرین خود، تقابل میان نیروهای نظمبخش و نیروهای ویرانگر را به تصویر میکشد.
خاتمیپور معتقد است؛ این تقابلها در سطح خرد، میتوانند بازتابی از مبارزات واقعی قبایل یا پادشاهان محلی برای تسلط بر منابع حیاتی، به ویژه آب و زمین در این منطقه خشک اما استراتژیک باشند.
وی تأکید کرد: وقتی در شاهنامه از دشتها و کوههایی سخن میرود که صحنه نبرد پهلوانان بوده است، باید به جایگاه استراتژیک گناباد و زیبد در مسیرهای تجاری و نظامی باستان نگاه کرد.
این پژوهشگر ادبیات افزود: این مناطق، به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع حیاتی، همواره کانون توجه و درگیری بودهاند و این واقعیت تاریخی، میتواند در تار و پود حماسههای فردوسی تنیده شده باشد.
وی ادامه داد: پژوهشها حاکی از آن است که مناطق تاریخی گناباد و به ویژه زیبد، نقشی کلیدی در ریشهیابی و درک عمیقتر حماسههای کهن ایران، از جمله شاهنامه، ایفا میکنند. این نواحی صرفاً نقاط جغرافیایی نیستند، بلکه گواهانی زنده بر پیوند میان تاریخ واقعی و اساطیر ملی به شمار میروند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت ویژه زیبد، این منطقه را به دلیل ساختار دفاعی، مهندسی منحصر به فرد قناتها و استقرار انسانیاش، گواه خاموش تاریخ خواند و احتمال داد که بسیاری از روایات نبردهای محلی که بعدها در قالب حماسههای بزرگتر مانند «جنگ ۱۲ رخ» در شاهنامه بازتاب یافتهاند، ریشه در وقایع تاریخی واقعی این منطقه داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: صلابت معماری و تاریخی زیبد، شاهدی بر تمدنی است که برای بقا در برابر تهدیدات و شرایط سخت اقلیمی، نبردهایی حماسی را تجربه کرده است. تجربیاتی که در نهایت به زبان شعر و اسطوره در آثار فردوسی جاری شده و هویت حماسی منطقه را در حافظه ملی ثبت کرده است.
خاتمیپور استدلال کرد که وجود دژها و آثار نظامی قدیمی در اطراف گناباد، میتواند مؤید این باشد که این منطقه در گذشته صحنه درگیریهای گستردهای بوده که بعدها در قالب داستانهای حماسی باز روایت شدهاند.
وی بر ضرورت همکاری میان متخصصان ادبیات، تاریخ و باستانشناسی برای تشخیص دقیقتر بازتاب واقعیتهای تاریخی در روایات فردوسی تأکید کرد.
این پژوهشگر ادبیات همچنین به اهمیت بازخوانی حماسهها در عصر حاضر اشاره کرد و برجسته کردن پیوند میان شاهنامه و مناطقی چون گناباد را تلاشی برای زنده کردن تاریخ محلی در بستر تاریخ ملی دانست.
تاریخ محلی گناباد، تکهای از پازل بزرگتر تاریخ ایران است
وی معتقد است؛ این رویکرد باعث میشود شهروندان و بازدیدکنندگان، با نگاهی عمیقتر به خاک این سرزمین بنگرند و هر تپه، قلعه و قنات را روایتگر نبردی برای بقا و شکوه گذشته بدانند.
خاتمیپور ابراز امیدواری کرد: با تداوم این پژوهشها، گناباد بیش از پیش به عنوان گواه حماسههای کهن ایران شناخته شود و میراث شاهنامه در این سرزمین زنده بماند.
وی گفت: تداوم این پژوهشها نشان میدهد که تاریخ محلی گناباد، تکهای از پازل بزرگتر تاریخ ایران است که هرچه بیشتر مورد پژوهش قرار گیرد، ابعاد جدیدی از شکوه و عظمت پیشینیان را آشکار میسازد و پیوند میان انسان، طبیعت و اسطوره را در این منطقه بازتعریف میکند.
این استاد ادبیات تأکید کرد: با توجه به اهمیت این موضوع، ضروری است که تحقیقات و پژوهشهای بیشتری در این زمینه انجام شود تا ابعاد مختلف این پیوند روشنتر شود. همچنین، آگاهی از این موضوع میتواند به تقویت هویت ملی و منطقهای کمک شایانی کند و موجب شود که مردم ایران با نگاهی عمیقتر به تاریخ و فرهنگ خود بنگرند.
«زیبد» نقطهای کلیدی در حافظه تاریخی ایران
وی در بررسی پیوندهای عمیق میان جغرافیا و اسطورههای ملی، منطقه زیبد را نقطهای کلیدی در حافظه تاریخی ایران معرفی کرد و معتقد است: این نامی که بارها در شاهنامه فردوسی تکرار شده، حامل میراثی افتخارآمیز است؛ چرا که یکی از حماسیترین و عزتمندانهترین نبردهای تاریخ شاهنامه، یعنی جنگ دوازده رخ، در دشتی گسترده میان زیبد و گناباد و در دامنه کوه سیاه رخ داده است.
خاتمیپور با اشاره به استقرار سپاه ایران در این منطقه، یادآور شد که گودرز با درایت تمام، پهلوانان برگزیده را در زیبد برای نبردی سرنوشتساز آماده کرد؛ همانطور که فردوسی میسراید:
چو گودرز نزدیک زیبد رسید / سران را ز لشکر همی بر گزید
این پژوهشگر ادبیات توضیح داد: لشکریان ایران از زیبد به سوی سپاه توران به فرماندهی پیران ویسه در نزدیکی کوه گناباد گسیل شدند:
چو دانست گودرز کآمد سپاه / بزد کوس و آمد ز زیبد به راه
وی گفت: نبرد دوازده رخ که یکی از طولانیترین روایتهای شاهنامه است، اهمیتی فراتر از یک جنگ ساده داشت؛ زیرا پس از شکست ایرانیان در جنگ پشنگ، پیروزی در این نبرد به مثابه اعاده حیثیت ملی بود و مفاهیمی چون میهندوستی و فداکاری را به زیباترین شکل به نمایش گذاشت.
وی تأکید کرد: بقایای این وقایع هنوز در زیبد موجود است و اهمیت این خطه تنها به موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه سبقه فرهنگی و اسطورهای آن را به بخشی جدانشدنی از خاک پاک میهن تبدیل کرده است.
خاتمیپور افزود: نبرد دوازده رخ در واقع عرصهای برای مذاکره و صلح بود. در واقع بنای این رویداد بر رعایت حقوق بشر در زمان جنگ استوار است؛ به گونهای که گفت و گو بر نبرد اولویت یافت و دو تیم برگزیده برای مبارزه تن به تن تشکیل شدند تا از خونریزی بیدلیل جلوگیری شود.
این پژوهشگر ادبیات با اشاره به جایگاه اسطورهای این منطقه گفت: حتی کیخسرو نیز برای تجلیل از پیروزی پهلوانان، به زیبد (مقر فرماندهی گودرز) آمد و یک هفته در آنجا اقامت کرد.
گناباد، پایتخت حماسی شاهنامه ایران
وی با توصیف زیبد و گناباد به عنوان پیمانههای قصههای شاهنامه، اظهار کرد: این دو شهر سرشار از دلاوری و خردورزی هستند و همین خصلتهاست که هویت ایرانی را در میان ملتها برجسته کرده است.
وی خاطرنشان کرد: توصیفات فردوسی چنان با عارضههای جغرافیایی منطقه منطبق است که گویی شاعر بر فراز کوه سیاه ایستاده و دشت گناباد را ترسیم کرده است.
این استاد دانشگاه در ادامه به پیشینه تمدنی این منطقه اشاره کرد و گفت: بیابان گناباد بستر نخستین قنات جهان در ۲۵۰۰ سال پیش و خاستگاه تمدن قناتی است.
وی پیشنهاد کرد: گناباد با دارا بودن مقبره پیران ویسه، قناتهای افسانهای و پیشینه جنگ دوازده رخ، میتواند لقب پایتخت حماسی شاهنامه ایران را یدک بکشد که این امر موجب رونق گردشگری در خراسان و ایران خواهد شد.
خاتمیپور در پایان تأکید کرد: گناباد صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه تجلیگاه اسطورههاست. رویداد دوازده رخ را باید حماسهای دانست که از یک سو کیان ایرانیان را حفظ کرد و از سوی دیگر، شفقت و جوانمردی را به نمایش گذاشت.
انتهای پیام

