به گزارش ایسنا، این فیلمبردار سینمای ایران که در سومین ویژهبرنامه «جمعههای تئاترشهر» سخن میگفت، ادامه داد: بهناز نازی بسیار تلاش کرد که جهان ما زیبا شود. تا روزی که بود، جهان برای من بسیار زیبا بود. البته که با وجود تکتک شما بزرگان و همه عزیزان دیگری که در هنر تئاتر تلاش میکنند، این جهان زیبا خواهد شد.
او با بیان خاطراتی از نحوه آشنایی و ازدواج با مرحوم بهنازی نازی افزود: زمانی که در خانه مشغول تمرین تئاتر بود چند چیز از او یاد گرفتم. او به شدت علاقهمند به تماشاگر بود. همه تماشاگران را دوست داشت. تمام دوستان تئاتر و همکاران را دوست میداشت. او مطلقا نسبت به فردی حس حسادت ، تنفر و این صفتها را نداشت.

بدخشانی افزود: ما در کنار هم چند سال کار کردیم. اما به یک باره سینما را گذاشت کنار و گفت نمیتوانم سینما کار کنم. یادم میآید روزی به او گفتم: « نمیتوانی بازی کنی.» گفت: «چرا؟» گفتم: «من دوربین دارم. تو عادت داری چشم تماشاگر را ببینی. دوربین یک حدِّ فاصلی که نمیگذارد تمامِ تو بودن را نشان بدهی. مستقیم باید بروی بازی کنی.» بهناز مدتی فکر کرد و گفت: «درست میگویی» و ناگهان سینما را کلاً گذاشت کنار و چسبید به تئاتر؛ تئاتری که از پیش هم، سالها بود با آن کار کرده بود.
وی ادامه داد: بهناز نازی به شدت عاشق کارش بود. او عاشق تماشاگر بود، عاشق گروه بود و جالب اینکه یکی از کسانی که در گروه «شایا» که بهناز در آن حضورداشت و به دلم نشست، یعقوب (صباحی) بود. یعقوب بسیار خالص بود. نمیدانم چطور بیان کنم. در لحظهٔ اول فکر میکردی ۲۰ سال است او را میشناسی، میتوانی با او حرف بزنی و ارتباط برقرار کنی. برای من خیلی خاص بود.
همسر مرحوم بهناز نازی در بخش دیگری از صحبتهایش، درباره دوران بیماری این بازیگر توضیح داد: بهناز زمانی که درگیر بیماری شد، گفت: «میخواهم روی صحنه بمیرم» او چهار سال مبارزه کرد. ارادهٔ بسیار قوی داشت. دقیقاً نمایش «فردریک» بود که بعد از آن شرایط سخت، دوباره روی پا شد. یعنی دقیقاً در همان ایام، یکی از دشوارترین نقشها و کاملترین بازیها را در سالن بزرگ و سختی مثل سالن اصلی، با موفقیت و با شکوه تمام اجرا کرد ولی بعد از آن دیگر نتوانست. خودش هم خیلی متوجه شده بود. خیلی مبارزه میکرد، اما به هر حال نشد و الان خوشحالم که بهناز نازی به آرامش رسیده، دیگر درد ندارد و در جایی است که خیلی خوب است. او همیشه پیش من است. الان در خانه با او حرف میزنم.
ویژه برنامه تئاترشهر با پخش فیلم تئاتر «درخشش درساعت مقرر» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی با یادی از بهناز نازی و یعقوب صباحی دو هنرمند فقید تئاتر، سخنرانی حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان تئاتر، بهرام بدخشانی فیلبمردار پیشکسوت سینمای ایران و کورش سلیمانی، رئیس مجموعه تئاتر شهر عصر روز جمعه هشتم خردادماه برگزار شد.
در این ویژهبرنامه، فیلم نمایش «درخشش در ساعت مقرر» که آذر و دی ماه سال ۱۳۹۱ در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت، با حضور تعدادی از عوامل اجرایی این اثر نمایشی، اعضای گروه تئاتر «شایا» و تعدادی از هنرمندان از جمله شهرام کرمی، پریدخت عابدیننژاد، سیاوش چراغیپور، رضا مهدیزاده ، کرامت رودساز، رضا حیدری، سیاوش لطفی، محمد فرشتهنژاد، علی زارعی، محمد هادی عطایی، سید علی تدین صدوقی، محمدرضا عطاییفر، شهرام ابوالقاسمی و ... پخش شد.
«جمعههای تئاترشهر» یک قرار هفتگی برای باهم بودن است
کورش سلیمانی، بازیگر، کارگردان و رئیس مجموعه تئاترشهر در ابتدای این نشست با قدردانی از حضور خانواده بهناز نازی و یعقوب صباحی و اعضای گروه تئاتر «شایا»، گفت: بیشک این دو هنرمند در خانواده تئاتر، از شریفترینها بودند که امیدوارم جای خالی و ارزشمند آنها به واسطه نسل درخشان تئاتر ایران پُرشود. چرا که این دو هنرمند بزرگوار بخشی از خاطرات زیبای «تئاتر» و «تئاترشهر» هستند که بنده و همه همکارانم به حضور و وجود چند سالهشان در این مجموعه با آثار درخشانی که روی صحنه اجرا کردند، افتخار میکنیم.
وی ضمن ارائه گزارشی از روند برگزاری ویژهبرنامه «جمعههای تئاترشهر»، افزود: «جمعههای تئاترشهر» یک قرار هفتگی به میزبانی مجموعه تئاتر شهر است که میخواهیم با برگزاری آن در قالبهای مختلف دوباره «باهم بودن» را یادآوری کنیم. مسیری که طی دو برنامه گذشته به واسطه استقبال و همراهی بسیار ارزشمند و موثرشما مخاطبان و هنرمندان شریف عرصه تئاتر عزم و اراده ما را مصممتر کرد تا بتوانیم برنامههای مستمری را برگزار کنیم و چه خوب که امروز برای اولین اکران فیلم تئاترهای این پروژه، پخش فیلم تئاتر «درخشش در ساعت مقرر» را به یاد بهناز نازی و یعقوب صباحی انتخاب کردیم که قطعا می تواند آغازگر خوبی برای دیگر برنامه هایمان در حوزه نمایش «فیلم تئاتر» باشد.

نمی دانم بدون «یعقوب» و «بهناز» چگونه به تئاتر بازگردم
طبق گزارش روابط عمومی تئاترشهر، حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان نمایش «درخشش در ساعت مقرر» هم با گرامیداشت یاد و خاطره یعقوب صباحی و بهناز نازی و قدردانی از حضور خانواده این دو هنرمند گفت:متأسفانه روزهای سختی بر گروه تئاتر«شایا» میگذرد. در طول شش ماه اخیر سه اتفاق بزرگ برای من رخ داده است؛ یعقوب صباحی را از دست دادم، مادرم را از دست دادم، و بعد بهناز نازی. با رفتن «یعقوب» و«بهناز» غم مادرم از یادم رفت. میتوانم بگویم که پشتم خم شده است. اصلاً نمیدانم چگونه میتوانم دوباره به تئاتر بازگردم. البته که مرگ بسیار دیدهام، عزیزان زیادی را از دست دادهام، اصلاً با مرگ زیستهام. به همین دلیل است که نمایشهایم اینقدر از مرگ سخن میگویند اما هرگز فکر نمیکردم که این دو عزیز، مرا تنها بگذارند. من که با بهناز و یعقوب سی و دو سال زیستهام ؛ چون ما با یک کار با هم دوست شدیم، رفیق شدیم، خانواده شدیم و امروز سی و دو سال از آن میگذرد.
وی افزود: اصلا نمیدانم الان خدا چقدر به بهرام بدخشانی (همسر زنده یاد بهناز نازی) نیرو داده که ایستاده است. البته که باید بایستد، برای اینکه یادگاری از بهناز برای ما به جا گذاشته شده که باید مراقبش باشیم، همان گونه که باید مراقب هلن عزیز یادگاری یعقوب صباحی، باشم. البته که من هنوز مرگ یعقوب را باور نکردهام. مگر میتوانم حالا رفتن بهناز را باور کنم؟ هیچگاه به این راحتی فکر نمیکردم گروه من از پا درآید و تمام این روزها دارم به این فکر میکنم که آیا دیگر میتوانم تئاتر کار کنم یا نه ؟ اما امیدوارم به خاطر گرامیداشت یاد این دو عزیز که شده، من بتوانم دوباره کار کنم.

نعیمی توضیح داد: اگر منِ حمیدرضا نعیمی امروز به عنوان نویسنده و کارگردان شناخته میشوم، دلیلش همهٔ کسانی هستند که در کنارم بودند. اگر بهناز نازی و شهرام کرمی و یعقوب صباحی و دیگر دوستان گروه نبودند، قطعاً هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. اگر الان اسم من نویسنده و کارگردان است، به این خاطر است که رضا مهدیزاده، سیاوش چراغی پور، رضا حیدری، سیاوش لطفی، سحر لطفی و دیگران را داشتم که سنگ تمام گذاشتند تا گروه تئاتر«شایا» حرفی برای گفتن داشته باشد.
این کارگردان تئاتر با ارائه خاطراتی از روند آمادهسازی نمایش «درخشش در ساعت مقرر»، یادآوری کرد: عجیب است که من بعد از ۱۳ سال، برای اولین بار این فیلم را دیدم. از زمانی که فیلمبرداری و اجرا شده، من این فیلم را ندیدهام. اصلاً کلاً دیدن تئاترهایی که کار کردهام، برای من بسیار سخت است. چون علاقهٔ زیادی به دیدن نمایشهای خودم ندارم چون وقتی یک تئاتر را می نویسم و کارگردانی میکنم تمام شبانهروزم با آن اثر است اما وقتی تمام شد، دیگر تمام شده است اما مگر الان دیگر میتوانم به تئاترهایم کاری نداشته باشم؟ تا امروز یعقوب و بهناز را داشتم ولی الان دیگر نمیتوانم به آنها فکر نکنم. اینها دیگر سند تاریخی و تاریخ تئاتر این مملکت هستند. برای همین الان با آنها کار دارم برای اینکه بچههای جوان بعد از ما بدانند که ما در شرایطی که هیچ حمایتی از ما نشد با پشتوانه هم و پولی که خودمان روی هم می گذاشتیم، یک تئاتر را روی صحنه می بردیم و هیچ چشمداشتی هم نداشتیم. با درآمد این تئاترها زندگیمان تامین نشد، اما سعی کردیم تئاتر و دیالوگ را در ایران زنده نگه داریم.
وی با اشاره به مرارتی که برای اجرای تئاتر کشیده است، ادامه داد: برای اجرای این نمایش سختی بسیار کشیدیم و هنوز هم این نمایش کارکرد دارد و به همین دلیل تصمیم به بازنویسی و بازتولید آن گرفتم ولی چه کنم که حسرت اجرای این اثر با بهناز و یعقوب تا ابد به دلم نشست.

نعیمی در بخش دیگری از صحبتهای خود، با روایت خاطراتی از اجرای نمایش «درخشش در ساعت مقرر» گفت: وقتی امروز موهای سفید یعقوب را در این نمایش دیدم، یاد روزی افتادم که به او گفتم «یعقوب، میخواهم موهایت را برای این نمایش سفید کنم» موهای یعقوب هم مشکی بود؛ رنگ زدیم، دکلره زدیم. یعقوب می خواست رنگ موهایش برگردد و میگفت: «حمید، باور کن اگر روزی من آلزایمر بگیرم و همه چیز را فراموش کنم، این روز و این زجر را فراموش نمیکنم.»
او سخنان خود را با خوانش متن دیگری در تجلیل از بهناز نازی و یعقوب صباحی به پایان رساند.

ویژه برنامه «جمعههای تئاترشهر» از جمله رویدادهای جدید مجموعه تئاترشهر در این دوره است که طی آن برنامههایی چون «اکران فیلم تئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «رونمایی از کتاب های تخصصی حوزه تئاتر»، «نشستهای پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهرههای شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاههای آموزشی» ، «جلسات نمایشنامهخوانی» و برنامههای متنوع دیگر پیشروی مخاطبان قرار خواهد گرفت.

عکس : پرتو جغتایی
انتهای پیام

