بعضی خانههای تاریخی، فقط بناهایی از آجر و کاشی و ارسی نیستند؛ بخشی از حافظه یک شهر در آنها جا مانده است. خانه تاریخی شیخالاسلام از همین بناهاست؛ خانهای که در دوره قاجار از مراکز مهم شبیهخوانی اصفهان بوده و روزگاری صدای شبیهخوانان و نوای مجالس آیینی در آن طنین داشته است.
به گزارش ایسنا، اخیرا مجلس «بازار شام و شهادت حضرت رقیه(سلاماللهعلیها)» در این خانه تاریخی برگزار شد؛ مجلسی که برای ساعاتی، یکی از هنرهای ریشهدار اصفهان را به فضایی بازگرداند که خود بخشی از تاریخ آن هنر است.
حمید مؤمنزاده خولنجانی، شبیهخوان و پژوهشگر تعزیه، که در خانوادهای با بیش از یک قرن سابقه شبیهخوانی رشد کرده و سالهاست در عرصه اجرا و پژوهش این هنر فعالیت دارد، درباره برگزاری این مجلس در خانه شیخالاسلام میگوید: «اهمیت این اجرا برای من فقط در برگزاری یک مجلس شبیهخوانی نیست. خانه شیخالاسلام خودش بخشی از تاریخ این هنر در اصفهان است. وقتی در چنین مکانی شبیهخوانی اجرا میشود، در واقع بخشی از یک میراث زنده دوباره در فضای تاریخی خودش شنیده میشود.»
به گفته او، ارزش چنین اجراهایی در این است که میراث ملموس و ناملموس شهر را در کنار یکدیگر قرار میدهد؛ بنایی که بخشی از تاریخ شهر است و هنری که بخشی از فرهنگ و حافظه مردم آن را شکل داده است.
#مکتب شبیهخوانی اصفهان؛ روایتی که باید ثبت شود#
اصفهان در شکلگیری و گسترش شبیهخوانی در ایران، جایگاهی قابل توجه داشته و تا حدود ۵۰ سال پیش و پیش از آن، شبیهخوانی در این شهر از شیوه و سنتی برخوردار بود که طی نسلها شکل گرفته و از استاد به شاگرد منتقل شده بود؛ از لحن و آواز و موسیقی گرفته تا نسخهها و شیوه اجرای مجالس.
مؤمنزاده میگوید: «شبیهخوانی اصفهان در گذشته ویژگیهایی داشت که آن را از دیگر شیوهها متمایز میکرد. اما به مرور، با گسترش و نفوذ سبکهای دیگر، بهویژه سبک تهران، بخشی از آن ویژگیها کمرنگ شد و امروز بسیاری از ظرایف آن شیوه قدیمی دیگر به شکل گذشته اجرا نمیشود.»
او معتقد است آنچه از این مکتب باقی مانده، اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبت و مستندسازی است: «امروز شاید تعداد استادانی که این شیوهها را به صورت کامل و سینهبهسینه در اختیار دارند، به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد. این افراد فقط پیشکسوت نیستند؛ بخشی از حافظه زنده شبیهخوانی اصفهان هستند و آنچه میدانند در بسیاری موارد در هیچ کتابی پیدا نمیشود.»

مؤمنزاده میگوید حدود ۱۰ سال است که پیشنهاد ثبت و ضبط این میراث را با مسئولان فرهنگی مطرح کرده است: «بارها پیشنهاد کردهام که تا فرصت باقی است، سراغ این استادان برویم، مجالس و نسخههای قدیمی را بازخوانی و ثبت کنیم و شیوههای اجرایی و آوازی شبیهخوانی اصفهان را مستند کنیم. این کار دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. چون اگر این نسل از میان برود، بخشی از این دانش را دیگر نمیتوان از نو به دست آورد.»
اصفهان؛ شهری بزرگ بدون تکیه برای شبیهخوانی
در کنار حفظ مکتب شبیهخوانی اصفهان، نبود فضای مناسب برای اجرای این هنر نیز همچنان یکی از دغدغههای جدی است.
در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک، تکیهها هنوز بخشی از ساختار اجتماعی و آیینی مردم هستند و شبیهخوانی در فضای سنتی خود اجرا میشود؛ اما در شهرهای بزرگی مانند اصفهان و تهران، با وجود پیشینه و ظرفیت گسترده این هنر، تکیهای اختصاصیافته برای اجرای مستمر شبیهخوانی وجود ندارد.
مؤمنزاده با گلایه از وضعیت موجود میگوید: «برای من سؤال است که چرا شهری مانند اصفهان، با این همه سابقه و جایگاه در شبیهخوانی، هنوز یک تکیه مناسب برای این هنر ندارد. تعزیه برای استمرار، فقط به یک صحنه موقت نیاز ندارد؛ به یک خانه نیاز دارد؛ جایی که گروهها بتوانند در آن تمرین کنند، آموزش ببینند، نسخهها را حفظ و بررسی کنند و مجالس خود را به شکل منظم اجرا کنند.»
او ادامه میدهد: «انتظار ما از مسئولان فرهنگی فقط حمایت از یک اجرای مناسبتی نیست. اگر شبیهخوانی را بخشی از میراث فرهنگی و نمایشی اصفهان میدانیم، باید برای آینده آن هم فکری داشته باشیم. داشتن یک فضای دائمی و شایسته، حداقل کاری است که میتوان برای این هنر انجام داد.»
اجرای شبیهخوانی در خانه تاریخی شیخالاسلام، اگرچه تنها یک مجلس بود، اما بار دیگر نشان داد که میان تاریخ این بنا و تاریخ شبیهخوانی اصفهان پیوندی عمیق وجود دارد؛ پیوندی که میتواند دستمایهای برای توجه دوباره به میراثی باشد که هنوز زنده است، اما برای ماندگار شدن، بیش از گذشته به ثبت، پژوهش و حمایت نیاز دارد.


