کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این روند میتواند در دهههای آینده، ساختار جمعیتی کشور را با تغییرات عمیقی مواجه کند، بهگونهای که کاهش جمعیت جوان، افزایش شمار سالمندان، کمبود نیروی کار و فشار مضاعف بر نظامهای حمایتی و رفاهی، به بخشی از واقعیت زندگی نسلهای آینده بدل شود.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان پس از مواجهه با بحران سالمندی و کاهش جمعیت، هزینههای سنگینی برای جبران این روند پرداخت کردهاند، ایران نیز در نقطهای حساس از تحولات جمعیتی قرار گرفته است.توجه به سیاستهای حمایتی، رفع موانع فرزندآوری و ترویج فرهنگ خانوادهمحور، بیش از هر زمان دیگری به ضرورتی انکارناپذیر برای تضمین آیندهای پویا و متوازن تبدیل شده است؛ آیندهای که شکلگیری آن در گرو تصمیمها و اقداماتی است که امروز برای حفظ سرمایه انسانی کشور اتخاذ میشود.
چرا خانوادهها به سمت تکفرزندی حرکت کردهاند؟
یک روانشناس با اشاره به پیامدهای روانی و اجتماعی ناشی از سبک زندگی مدرن و افزایش گرایش خانوادهها به تکفرزندی، بر ضرورت حمایت جدیتر دولت از نهاد خانواده تأکید کرد.
امیر پناهعلی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در گذشته، تصور عمومی از خانواده خانهای بزرگ با حیاطی وسیع و حضور چندین کودک در حال بازی بود، اما امروزه این تصویر به آپارتمانهای کوچک با حضور دو والد و یک فرزند تغییر یافته است.
وی افزود: تغییرات فرهنگی، شرایط اقتصادی، اشتغال زنان و سایر عوامل اجتماعی موجب شده است بسیاری از خانوادهها داشتن تنها یک فرزند را ترجیح دهند، تصمیمی که از نظر اقتصادی مقرونبهصرفهتر به نظر میرسد و امکان تمرکز بیشتر والدین بر فرزند را فراهم میکند.
وی با هشدار نسبت به روند رو به رشد سالمندی جمعیت ادامه داد: ایران و بسیاری از کشورهای دیگر در سالهای آینده با کاهش جمعیت جوان روبهرو خواهند شد. تغییر هرم سنی جامعه میتواند پیامدهای گستردهای در حوزههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به همراه داشته باشد و به یکی از چالشهای مهم آینده تبدیل شود.
وی با بررسی ابعاد روانشناختی این مسئله گفت: بسیاری از کودکان تکفرزند، بهویژه آنهایی که والدین شاغل دارند، بخش زیادی از زمان خود را در تنهایی سپری میکنند. این شرایط ممکن است زمینهساز مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، ضعف در برقراری روابط اجتماعی و اختلال در رشد عاطفی آنها شود.
پناهعلی خانواده را نخستین و مهمترین بستر اجتماعی شدن کودکان دانست و اظهار کرد: در خانوادههای تکفرزند، فرآیند اجتماعی شدن تا حدی غیرطبیعی شکل میگیرد، زیرا کودک همواره در مرکز توجه قرار دارد و محبت و حمایت بیش از اندازه دریافت میکند. چنین شرایطی میتواند به پدیده فرزندسالاری و حتی شکلگیری ویژگیهای شخصیتی خودشیفته در کودک منجر شود.
این روانشناس به گسترش پدیده «تکنوهای» اشاره کرد و گفت: امروزه برخی خانوادهها تنها یک نوه دارند و همین مسئله موجب میشود حجم زیادی از توجه و انتظارات اعضای خانواده بر یک کودک متمرکز شود، موضوعی که فشار روانی قابل توجهی را به او تحمیل میکند.
پناهعلی با اشاره به سیاستهای تشویقی دولت برای خانوادههای دارای چند فرزند افزود: هرچند اقداماتی مانند ارائه تسهیلات مالی و امتیازات مختلف در نظر گرفته شده است، اما برای دستیابی به جامعهای سالم و پویا باید حمایتهای عملی و گستردهتری از خانوادهها صورت گیرد و این موضوع تنها در حد شعار باقی نماند.
وی توصیه کرد: والدینی که تنها یک فرزند دارند، در شیوههای تربیتی خود تجدیدنظر کنند.
به گفته او، توجه و نظارت بیش از حد میتواند موجب شود کودک در آینده فردی وابسته، مغرور و خودمحور شود.
وی افزود: برخی والدین برای پر کردن خلأ همبازی، خود را در سطح کودک قرار میدهند و زمان زیادی را صرف بازی با او میکنند، در حالی که کودک بیش از هر چیز به تعامل با همسالان خود نیاز دارد.
این روانشناس تأکید کرد: حضور کودکان در محیطهایی مانند مهدکودک، مراکز آموزشی، پارکها و شهربازیها فرصت مناسبی برای تقویت مهارتهای ارتباطی و اجتماعی آنها فراهم میکند. در غیر این صورت، احتمال ضعف در روابط اجتماعی در سالهای بعد افزایش مییابد.
استقلال، مهارتی که باید از کودکی آموخته شود
پناهعلی سبک زندگی مدرن را یکی از عوامل کاهش فرصتهای بازی و تعامل اجتماعی کودکان دانست و گفت: والدین باید از سنین پایین استقلال را به فرزندان خود آموزش دهند. بسیاری از کودکان تکفرزند به دلیل حمایت بیش از اندازه والدین، وابستگی بیشتری پیدا میکنند. بنابراین لازم است انجام کارهای ساده و مسئولیتهای متناسب با سن به آنها سپرده شود.
وی خاطرنشان کرد: کودکان در بستر جامعه و از طریق مواجهه با چالشها و تجربههای مختلف رشد میکنند. از آنجا که والدین همیشه در کنار فرزندان خود نخواهند بود، باید آنها را به گونهای تربیت کنند که بتوانند در آینده افرادی مستقل، توانمند و مؤثر برای جامعه و کشور باشند.
نقش خواهر و برادر در رشد اجتماعی کودکان
یک کارشناس سلامت خانواده و جمعیت در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اهمیت جمعیت در توسعه کشورها گفت: جمعیت باعث اقتدار و توانایی است و یک سرمایه عظیم و بسیار مهم در تمام جوامع محسوب میشود.
فریبا صادقی افزود: در دهههای ۶۰ و ۷۰ میانگین تعداد فرزندان در هر خانواده حدود ۶ فرزند بود، اما شاغل بودن زنان و درآمد ناکافی، جمعیت را به سمتی سوق داد که این تفکر شکل گرفت که هرچه تعداد فرزندان کمتر باشد، زندگی راحتتر خواهد بود. در نتیجه این میانگین در سالهای بعد به حدود دو فرزند رسید که تبعات آن نیز به مرور زمان بروز خواهد یافت.
وی با اشاره به اهمیت ارتباطات خانوادگی در رشد کودکان اظهار کرد: یکی از روشهای مؤثر در میان کودکان، بازیدرمانی است. تعاملاتی که افراد با یکدیگر دارند، موجب یادگیری بیشتر میشود و کودکان از طریق بازی کردن، بسیاری از مسائل را فرا میگیرند.
صادقی ادامه داد: اگر تعداد فرزندان بیشتر باشد، غم و شادی میان همه آنها تقسیم میشود و این یک حسن محسوب میشود.
وی با بیان اینکه کودک تکفرزند تفاوت بسیاری با کودکی دارد که دارای خواهر یا برادر است، گفت: نحوه رشد و زندگی این کودکان بسیار متفاوت است. حساسیت و نگرانی والدین نسبت به کودک تکفرزند بیشتر است و این کودک نمیتواند بهخوبی با دیگران تعامل برقرار کند. همچنین افکار، بازیها و حتی سود و زیان خود را نمیتواند با کسی در میان بگذارد.
این کارشناس افزود: تابآوری این کودکان در مدرسه و جامعه نیز متفاوت است. زمانی که تعداد کودکان کاهش پیدا میکند، نسبت سنی و جمعیتی تغییر میکند و در چنین شرایطی پدیده سالخوردگی جمعیت رخ میدهد. در این وضعیت، نیروی کار و خلاقیت کاهش پیدا میکند.
صادقی با اشاره به وضعیت فرزندآوری در کشور گفت: مشکل ما در میان زوجهای ازدواجکرده این است که هنوز فرزند اول آنها به دنیا نیامده است.
وی تصریح کرد: در خانوادههای دارای چند فرزند، تقسیم وظایف صورت میگیرد و مسئولیتپذیری افزایش مییابد. اصطلاحی به نام آموزش همسالان وجود دارد، به این معنا که گاهی والدین نمیتوانند برخی مطالب را به فرزندان خود منتقل کنند یا فرزندان به سخنان آنها توجه نمیکنند، در چنین شرایطی این مسئولیت به خواهر یا برادر بزرگتر سپرده میشود.چنین کودکی در جامعه توانمندتر خواهد بود و به نوعی لوس و مامانی بار نمیآید.
وی به موانع ازدواج و فرزندآوری اشاره کرد و گفت: اقتصاد، مسکن، تحصیل و یا تصمیم نگرفتن برای فرزندآوری از جمله این موانع است. همچنین تأخیر در ازدواج، سختیهای زندگی و ازدواج نکردن نیز از عوامل مؤثر بر کاهش فرزندآوری به شمار میرود.
صادقی افزود: ترس از معلول شدن کودکان به دلیل مسائل ارثی، عدم مسئولیتپذیری برخی افراد و این تفکر که ممکن است زندگی مشترک دوام نداشته باشد، از دیگر عواملی است که بر تصمیم افراد برای ازدواج و فرزندآوری تأثیر میگذارد.مهاجرتها و برخی تبلیغات از دیگر عوامل مؤثر در این زمینه است.
انتهای پیام

