چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۱۴
«صلح امام حسن»؛ کتابی که ابعاد تاریخی یک تصمیم سرنوشت‌ساز را روشن می‌کند

«صلح امام حسن»؛ کتابی که ابعاد تاریخی یک تصمیم سرنوشت‌ساز را روشن می‌کند

خراسان رضوی (ایسنا) - یک مدرس حوزه علمیه با اشاره به کتاب «صلح امام حسن» اثر سیدرضی آل‌یاسین، این اثر را پژوهشی جامع و مستند درباره شرایط دوران امام حسن (ع) و زمینه‌های پذیرش صلح دانست و گفت: در بررسی این واقعه نباید تنها به خیانت فرماندهان بسنده کرد، بلکه خستگی جامعه از جنگ‌های پی‌درپی نیز از عوامل مهمی بود که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است.

آیت‌الله سید ابوالفضل موسویان در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه کتاب صلح امام حسن، نوشته سیدرضی آل‌یاسین اثری بسیار جامع درباره شرایط روزگار امام حسن، به‌ویژه یاران نزدیک امام و فرماندهانی که مورد تأیید به‌نظر می‌رسیدند است، اظهار کرد: این فرماندهان در واقع نتوانستند این کار را درست پیش ببرند که باعث شد امام مجبور به پذیرش صلح شوند. یعنی بعضی اوقات که به امام عرض می‌کردند که فرمانده شما به معاویه پیوست، ایشان فرمانده دیگری برای سپاه خود تعیین می‌کردند و گاهی دو یا چند فرمانده را به‌ترتیب منصوب می‌کردند؛ اگر آن نیز خیانت می‌کرد و به معاویه می‌پیوست، نفر بعدی را جایگزین می‌کردند.  

وی افزود: تحلیل مرحوم آل‌یاسین این است که وقتی شخصیت‌های فرماندهی چنین وضعیتی داشتند، دیگر امام نمی‌توانستند به کسی اعتماد کنند و همین امر ایشان را به پذیرش صلح واداشت. سپس در کتاب صلح امام حسن یک‌یک آن فرماندهان را ذکر می‌کند که هرکدام با چه نیرنگی از سوی معاویه به سمت خود کشیده شدند، یا اینکه چگونه از سپاه امام حسن کناره‌گیری کردند و در سپاه نماندند. ایشان برای این مطلب مستندات تاریخی بسیاری نیز ارائه می‌دهد. کتاب صلح امام حسن، اثر بسیار متقنی است و برخلاف کتاب‌های دیگری که دیگران نوشته بودند، مرحوم آل‌یاسین دقت بسیار بیشتری داشته و مستنداتش بسیار محکم و مستدل است؛ بنابراین برای عام و خاص این کتاب قانع‌کننده بوده است.

این مدرس حوزه علمیه با بیان اینکه حتی در میان حوزه‌های علمیه نیز چنین بود که تمام فضلا اذعان می‌کردند استدلال‌ها و مستندات خوبی در این کتاب بیان و ذکر شده است، افزود: از این جهت هیچ نقدی بر ایشان وارد نبود و تقریباً مورد قبول محققان حوزه قرار گرفته است و من ندیدم کسی اشکالی داشته باشد. ترجمه رهبر شهید از اثر مرحوم آل‌یاسین بسیار خوب بود و پس از آن نیز کسی ترجمه دیگری برای این کتاب انجام نداده است زیرا ترجمه کاملاً دقیق بود، امانت در آن رعایت شده و با قلمی شیوا نوشته شده بود، بنابراین گمان نمی‌کنم شخص دیگری به ترجمه این کتاب روی آورده باشد.

موسویان خاطرنشان کرد: صلح امام حسن(ع) صرفاً به دلیل خیانت فرماندهانی که تعیین شدند نبود، گرچه آن نیز می‌توانست مؤثر باشد، ولی ظاهراً فضا، فضایی نبود که مردم بخواهند علیه معاویه مبارزه و جنگ کنند. خود امیرالمؤمنین با اینکه جنگ صفین را با معاویه داشتند و به پیروزی نزدیک شدند، قضیه حکمیت پیش آمد و ایشان مجبور به ترک جنگ شدند، اما پس از آن پیوسته مردم را تشویق و تحریک می‌کردند که باید با معاویه بجنگیم و خطر جدی بنی‌امیه را گوشزد می‌کردند. در نهج‌البلاغه خطبه‌هایی وجود دارد که امیرالمؤمنین درباره جهاد و فضیلت آن مطالب بسیاری را، مانند باب‌های جهاد و امثال آن، مطرح کردند تا مردم را به جهاد علیه معاویه ترغیب کنند. با این حال، سه جنگ بر امیرالمؤمنین تحمیل شد؛ جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان. این سه جنگ چنان تأثیر گذاشت که جامعه را خسته کرد و از این جهت دشمن موفق شد که روحیه مردم را تضعیف کند، زیرا در ظرف کمتر از پنج سال حکومت امیرالمؤمنین، سه جنگ بزرگ رخ داده بود که کم نبود.

این استاد دانشگاه مفید با تاکید بر اینکه جنگ با معاویه می‌بایست توسط امام حسن(ع) تعقیب می‌شد، تصریح کرد: ایشان سپاهی ترتیب داده بودند که قرار بود به جنگ معاویه برود، اما به شهادت امیرالمؤمنین(ع) انجامید. شرایط به‌گونه‌ای بود که مردم آمادگی پذیرش جنگ جدیدی را نداشتند و این را باید از نظر جامعه‌شناختی بررسی کرد. اینکه صرفا بگوییم فرماندهان کناره‌گیری کردند و رفتند، از نظر تاریخی درست است، اما این فرماندهان بهترین شخصیت‌هایی بودند که امام تعیین کرده بودند و افراد ناشناخته‌ای نبودند؛ مرحوم سید رضی آل‌یاسین به تفصیل توضیح می‌دهد که اینان چه کسانی بودند، از ابن عباس و امثال آن‌ها که چهره‌های ممتازی بودند. فضا، فضایی خسته‌کننده برای مردم شده بود و این موضوع یکی از نکات مغفول در تحلیل ماجرای امام حسن(ع) است.

وی گفت: خود امام حسن(ع) اصرار بر جنگ داشتند و خواهان آن بودند، اما وقتی مردم و حتی خواص آمادگی نداشتند، طبیعتاً امام نمی‌توانستند با چنین روحیه‌ای  اقدام کنند. بنابراین، برخلاف میل باطنی خود، صلح را پذیرفتند و مورد اعتراض برخی خواص نیز قرار گرفتند؛ به‌گفته‌ای، مؤمنان به حضرت اعتراض می‌کردند و حتی شخصی مانند حجر بن عدی به امام حسن مجتبی لقب بسیار زشت مذل المومنین را داد یعنی تو باعث ذلت مومنین شدی، در پاسخ به آنان، ازجمله به حجر بن عدی، امام حسن مجتبی(ع) می‌فرمودند که اگر این جنگ رخ می‌داد، با توجه به روحیه سپاه، نمی‌توانستیم بر دشمن غلبه کنیم و چه‌بسا تمام افراد مورد اعتماد از بین می‌رفتند و امام نگران خواص و نخبگانی بودند که می‌توانستند ادامه‌دهنده راه پیامبر و ائمه باشند. اگر اینان نابود می‌شدند، خواسته بنی‌امیه که می‌خواستند اسلام را کاملاً منحرف کنند، تحقق می‌یافت؛ از این رو امام برای حفظ همین خواص و شیعیان خالص، تن به صلح دادند تا آنان بمانند و بعدها اقداماتی انجام دهند که نهایتاً به قیام کربلا و نهضت‌های بعدی انجامید.

موسویان با اشاره به اینکه در بررسی تاریخی صلح امام حسن(ع) کمی غفلت شده و وضعیت اجتماعی به‌گونه‌ای نبود که مردم خواهان ادامه جنگ باشند، اظهار کرد: وقتی امام به‌صراحت این مطلب یعنی جنگ با معاویه را بیان کردند که مردم یکپارچه گفتند «البقیة البقیة» یعنی می‌خواهیم زنده بمانیم و نمی‌خواهیم بمیریم و شهید شویم، می‌بینیم که امام تسلیم صلح می‌شوند. همچنین امام حسین(ع) که ۱۰ سال پس از امام حسن(ع) در دوره معاویه، امامت کردند، هیچ اقدامی علیه معاویه انجام ندادند؛ این نشان می‌دهد که حتی در آن زمان شرایط برای اقدام مساعد نبوده تا اینکه یزید روی کار آمد و فضا به‌کلی تغییر کرد. مردم به شدت از موروثی شدن حکومت و به قدرت رسیدن یزید که هیچ شخصیت قابل اعتنایی نداشت و حتی ظواهر دین را رعایت نمی‌کرد، ناخشنود شدند و شرایط برای قیام امام حسین فراهم شد.

این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: گرچه تحلیل گذشتگان بیشتر بر خیانت فرماندهان متمرکز بوده و مستنداتی نیز برای آن آورده‌اند که به‌جای خود درست است، اما نمی‌توان گفت تمام علت همین بوده است؛ جامعه دیگر آمادگی جنگ نداشت و این نکته قابل تأمل است. وقتی امام از مردم نظرخواهی کردند، احتمالاً در میان آنان مخالفانی هم بودند، اما آن‌قدر این نگرش غالب بود که گویا همگان با ادامه جنگ مخالف بودند. این مسئله می‌تواند اساسی باشد و باید بررسی شود که چه شرایطی باعث شد جنگ‌های تحمیلی بر امیرالمؤمنین(ع)، مردم را از ادامه نبرد خسته کند. نباید صرفاً به خیانت چند فرمانده و کناره‌گیری آن‌ها بسنده کرد و گفت امام تسلیم صلح شدند؛ بلکه فضا به‌گونه‌ای نبود که جنگ ادامه یابد و امام به این مقدار اکتفا نکردند. مخالفت‌ها، تمردها و خیانت‌ها هرچند مؤثر بودند، اما علت تامه نبودند؛ شرایط اجتماعی و خستگی عمومی، عامل اصلی بود که نباید از آن غفلت کرد.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها