۱۴۰۵-۰۳-۱۱ | ۱۰:۳۴
منبع: نمایندگی اصفهان
اصفهان در انتظار طلوع دوباره؛ چگونه خنده را به خیابان‌های شهر بازگردانیم؟

اصفهان در انتظار طلوع دوباره؛ چگونه خنده را به خیابان‌های شهر بازگردانیم؟

اصفهان (ایسنا) - در حالی که اصفهان نیمه جهان، سال‌ها است در غبار خاطرات دوران سخت و خشکی شریان‌های آبی‌اش گرفتار نوعی رخوت شده، ضرورت بازطراحی «نشاط اجتماعی» بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

گزارش پیش‌رو به تحلیل ابزارهای فرهنگی و روان‌شناختی موردنیاز برای عبور از این وضعیت گذار می‌پردازد؛ از خیابان‌هایی که باید به «اتاق نشیمن» مردم تبدیل شوند تا هنری که باید از حصار سالن‌ها به دل میدان‌ها کوچ کند.

اصفهان ما، این روزها در سایه سنگین یک افسردگی محیطی نفس می‌کشد. پس از گذر از سال‌های پرتنش، گویی شهروندان در لاک دفاعی خود فرورفته‌اند. آنچه در فضای عمومی شهر مشاهده می‌شود، نه لزوماً ناامیدی مطلق که نوعی «خستگی مزمن جمعی» است. اصفهان، شهر معماران بی‌بدیل و هنرمندان خلاق، نمی‌تواند به سکوت تن دهد.

روان‌شناسی مدرن به ما می‌گوید که جامعه، یک پیکره زنده است؛ اگر یک عضو آن مثل زاینده‌رود آسیب ببیند، کل بدن دچار التهاب می‌شود. برای درمان این زخم، نسخه‌های درمانی قدیمی دیگر کارساز نیستند. ما به «معماری شادی» نیاز داریم؛ طرحی نو که در آن پیاده‌راه، تئاتر، موسیقی و تجمعات داوطلبانه، به‌جای سنگ و سیمان، ستون‌های اصلی بازسازی روح شهر باشند. این گزارش، دعوتی است به یک «پیمان ملی برای مهربانی»؛ مسیری که از کوچه‌های خاکی محلات شروع می‌شود و تا قلب نقش‌جهان ادامه می‌یابد.

 راهکارهای عبور از رخوت

حسین سماواتیان، روان‌شناس و استاد دانشگاه اصفهان، با تأکید بر اینکه خروج از فضای رخوت‌زده پس از دوران پرفشار در اصفهان نیازمند گذار از سوگ انفعالی به نشاط کنشگرانه است، به ایسنا اظهار می‌کند: زیربنای اصلی این درمان روانی در تغییر نگاه شهروندان به فضاهای شهری نهفته است، به‌طوری که نباید تنها منتظر رویدادهای کلان ماند، بلکه باید با بازتعریف زیست شبانه و تبدیل پیاده‌راه‌ها به اتاق نشیمن شهر، بستری فراهم کرد تا مردم در ساعات پس از کار، به‌جای پناه‌بردن به‌تنهایی خانه‌ها، در تعاملات چهره‌به‌چهره، پیوندهای عاطفی گسسته را دوباره ترمیم کنند و بدین‌سان حس تعلق اجتماعی که اولین قربانی افسردگی است، در رگ‌های شهر جاری شود.

وی می‌افزاید: هنر خیابانی، به‌ویژه تئاترهای کمدی و پرفورمنس‌های طنز محیطی، قدرتمندترین ابزار برای شکستن سد یأس عمومی است؛ چرا که خنده، یک کنش بیولوژیک مسری است که با کاهش سطح کورتیزول در خون، پیوند ناگسستنی میان افراد غریبه در فضای عمومی ایجاد می‌کند و وقتی این هنر کمدی از سالن‌های محصور به دل میدان‌ها و کوچه‌ها می‌آید، در واقع به شهروندان آسیب‌دیده از تروماهای پس از جنگ این پیام را می‌دهد که شهر، هنوز هم آغوش گشوده‌ای برای شادی دارد و این تغییر فضای بصری، پیش‌نیاز تغییر وضعیت روانی جامعه است.

این روان‌شناس  بیان می‌کند: باید از ظرفیت تجمعات هدفمند شبانه با الگوبرداری از ساختار موفق موکب‌های مردمی استفاده کرد، نه با رویکردی صرفاً آیینی، بلکه به‌عنوان پاتوق‌هایی برای تبادل مهربانی و امید؛ در این ایستگاه‌های مردمی می‌توان با ارائه خوراک فرهنگی، اجرای موسیقی زنده و ایجاد فضای گفت‌وگوی دوستانه، کاری کرد که شهروندان از حالت مصرف‌کننده اخبار ناامیدکننده به تولیدکنندگان امید بدل شوند، چرا که وقتی فرد افسرده دست‌به‌کار ایجاد شادی برای هم‌نوع خود می‌شود، در واقع به‌صورت معکوس، در حال درمان روان خویش است.

سماواتیان خاطرنشان می‌کند: اصفهان باید به سمت پروژه‌های نرم‌افزاری روح‌بخش حرکت کند، زیرا در وضعیت پس از دوران پرفشار، مردم بیش از آنکه به پروژه‌های عمرانی سنگین نیاز داشته باشند، به فضاهای مشارکت‌محور نیازمند هستند. مدیریت شهری باید با حمایت از جوانان خلاق و هنرمند، اجازه دهد تا شهر به یک بوم بزرگ هنری تبدیل شود که در آن هر گوشه‌اش دلیلی برای لبخند باشد و وقتی شهروند در پیاده‌روی شبانه‌اش با یک قطعه موسیقی، یک تئاتر خیابانی کوتاه یا حتی یک چیدمان هنری طنز روبه‌رو می‌شود، احساس حضور در یک پیکره زنده را بازیابی می‌کند که این امر مستقیماً درماندگی آموخته‌شده را به چالش می‌کشد.

وی تصریح می‌کند: نشاط اجتماعی، ثمره مستقیم دیدن دیگری و دیده‌شدن در فضاهای عمومی است و اگر اصفهان بتواند با تکیه بر غنای فرهنگی دیرینه‌اش، فضاهایی را فراهم کند که در آن موسیقی، طنز و گفت‌وگوی صمیمانه جایگزین سکوت مرگبار خیابان‌ها شود، نه‌تنها افسردگی ناشی از خشکی رودخانه و تنش‌های گذشته، بلکه آثار ماندگار هر ترومای اجتماعی دیگری نیز التیام خواهد یافت؛ اصفهان برای عبور از این تونل تاریک، بیش از هر چیز به شجاعت «به هم لبخندزدن» و جسارت «با هم خندیدن» در فضای عمومی نیاز دارد تا در نهایت، هویت پویا و سرزنده این شهر، بار دیگر بر غبار اندوه پیروز شود.

جامعه پس از جنگ با بازسازی اعتماد، دوباره جان می‌گیرد

 علی مرادی استاد جامعه‌شناس دانشگاه فرهنگیان اصفهان، نیز با اشاره به اینکه بازگشت شور و پویایی به جامعه در دوران پساجنگ بیش از آنکه یک مسئله احساسی باشد، یک پروژه اجتماعی است، اظهار می‌کند: جنگ معمولاً تنها زیرساخت‌های فیزیکی را تخریب نمی‌کند، بلکه شبکه‌های اعتماد و همکاری میان افراد را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. از این رو نخستین گام در مسیر بازسازی جامعه، احیای سرمایه اجتماعی و تقویت احساس تعلق شهروندان به سرنوشت مشترک است؛ زیرا جامعه‌ای که اعتماد در آن آسیب‌دیده باشد، حتی در صورت برخورداری از امکانات اقتصادی نیز برای بازیابی نشاط با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

وی می‌افزاید: تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که دوران پساجنگ، زمان بازگشت نهادهای محلی و تشکل‌های مردمی به متن زندگی اجتماعی است. انجمن‌های فرهنگی، گروه‌های داوطلبانه، هیئت‌های ورزشی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش حلقه‌های واسط میان مردم و نهادهای رسمی را ایفا کنند. هر اندازه این فضاهای مشارکتی گسترده‌تر شوند، شهروندان احساس خواهند کرد که در روند بازسازی جامعه سهم و نقش دارند و همین احساس مشارکت، زمینه شکل‌گیری امید اجتماعی را فراهم می‌کند.

این استاد جامعه‌شناس بیان می‌کند: یکی از چالش‌های مهم جوامع پس از بحران، گسترش فردگرایی ناشی از ناامنی‌های طولانی‌مدت است. در چنین شرایطی افراد برای محافظت از خود، دایره روابطشان را محدود می‌کنند و ارتباطات اجتماعی کاهش می‌یابد؛ بنابراین سیاست‌گذاران باید برنامه‌هایی طراحی کنند که مردم را حول اهداف مشترک گرد هم آورد؛ از فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی گرفته تا پروژه‌های محله‌محور که بتواند حس همکاری و مسئولیت جمعی را دوباره زنده کند.

مرادی خاطرنشان می‌کند: بازسازی حافظه جمعی نیز از دیگر ضرورت‌های دوران پساجنگ است. جامعه نباید درگذشته متوقف شود و نباید خاطرات دشوار را نادیده بگیرد. آنچه اهمیت دارد تبدیل تجربه رنج به سرمایه‌ای برای همبستگی ملی است. برگزاری رویدادهای فرهنگی، روایت تجربه‌های مشترک و ثبت خاطرات شهروندان می‌تواند به شکل‌گیری روایتی مشترک از عبور جامعه از بحران کمک کند؛ روایتی که به‌جای تأکید بر آسیب‌ها، بر تاب‌آوری و توانایی جامعه برای بازسازی خود استوار باشد.

وی تصریح می‌کند: بازگشت نشاط اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که مردم نشانه‌های عینی از عادی‌شدن زندگی را در محیط پیرامون خود مشاهده کنند. رونق فعالیت‌های فرهنگی، افزایش حضور خانواده‌ها در فضاهای عمومی، بازگشایی مراکز اجتماعی و تقویت برنامه‌های جمعی، همگی پیام ثبات و تداوم زندگی را به جامعه منتقل می‌کنند. در واقع شهروندان زمانی به آینده امیدوار می‌شوند که احساس کنند زندگی روزمره دوباره قابل پیش‌بینی و قابل برنامه‌ریزی شده است.

این استاد جامعه‌شناس تأکید می‌کند: جامعه پس از جنگ بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی که میان مردم، میان نسل‌ها و میان شهروندان و نهادهای اجتماعی جریان داشته باشد. هر اقدامی که بتواند این پیوندها را تقویت کند، در نهایت به افزایش همبستگی، مشارکت و سرزندگی اجتماعی منجر خواهد شد و زمینه را برای عبور پایدار از پیامدهای جنگ فراهم می‌کند.

به گزارش ایسنا، اصفهان در انتظار معجزه نیست، چون خود اصفهان معجزه است. در حالی‌که سال‌ها است نگاه‌ها به بستر رودخانه دوخته شده، باید بیاموزیم که «آب حیات» در روابط انسانی ما جریان دارد. اگر در محله‌ای، همسایگان برای برگزاری یک شب‌شعر طنز گرد هم می‌آیند، اگر هنرمندی سازش را در پیاده‌راه جلفا کوک می‌کند و اگر جوانی در میدان نقش‌جهان با لبخندی از سر صدق، مهربانی را به رهگذری هدیه می‌دهد، ما در حال جاری کردن زاینده‌رود انسانی هستیم. افسردگی، تنها در تاریکی و انزوا رشد می‌کند؛ اما شهر ما، با آن تاریخ غنی و مردم بافرهنگش، بیش از آن است که در تله اندوه بماند. ما در حال بازگشتیم؛ بازگشت به شهری که در آن، خندیدن، یک کنش مدنی شجاعانه است. ما معماران نشاط خود هستیم.

انتهای پیام

#

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای