زهرا زرگر در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: کتاب «راهنمای دوختن زمین به آسمان» اثری از مجموعه چهاردهگانهای است که انتشارات بهنشر با محوریت زندگی چهارده معصوم (ع) منتشر میکند. در این مجموعه، بنا بر این بوده است که با نگاهی به بخشهایی از زندگی، وجوه شخصیتی و یا پیامهای کلامی معصومین (ع)، رمانی در بستری کاملاً امروزی نگاشته شود؛ بهطوری که داستان در زمانه و شرایط زندگی نوجوانان امروز اتفاق بیفتد.
وی افزود: نگارش کتابی در ارتباط با حضرت فاطمه (س) به من پیشنهاد شد و پس از بررسی شخصیت ایشان، ویژگی «بخشندگی» به عنوان برجستهترین وجه برای من نمایان شد. از آنجا که شأن نزول برخی از آیات قرآن کریم در باب بخشش، به موقعیتهای مرتبط با زندگی ایشان بازمیگردد، تصمیم گرفتم طرح و پیرنگ داستان را بر پایه چالشها و تنشهای ناشی از مفهوم بخشندگی بنا کنم؛ به گونهای که موقعیتهایی را تصویر کنم که در آن، شخصیتها با دوراهیهای دشواری در زمینه بخشش مواجه میشوند.
این نویسنده با اشاره به مفهوم عنوان کتاب تصریح کرد: عنوان داستان، یعنی «راهنمای دوختن زمین به آسمان»، عنوانی چندپهلو است. در زبان فارسی، اصطلاحاتی چون «آسمان و زمین را به هم دوختن» کنایه از سماجت و تلاش بیوقفه برای رسیدن به یک هدف است. شخصیت اصلی داستان ما نیز دختری است که در دستیابی به خواستههای خود بسیار پیگیر و اصطلاحاً سمج است.
زرگر ادامه داد: کلمه «راهنما» در این عنوان نیز دو معنای موازی دارد، نخست به معنای «شیوه و دستورالعمل»؛ بنابراین یک معنای عنوان میتواند «شیوهنامهای برای سماجت به خرج دادن» باشد که با کنشهای شخصیت داستان در طول اثر منطبق است. معنای دیگر این است که ما از عالم مادیات، پلی برای رسیدن به عالم معنویات بسازیم.
وی افزود: در اینجا «راهنما» میتواند به معنای الگو و پیشوایی باشد که ما را در این مسیر هدایت میکند. بر این اساس، تعبیر دوم عنوان به شخصیتهایی اشاره دارد که در داستان نقش راهبر را ایفا میکنند؛ از یکسو مادرِ شخصیت اصلی و از سوی دیگر حضرت فاطمه (س) که به نوعی راهنمای گذار از اسباب مادی به سمت اهداف متعالی هستند.
این نویسنده با بیان اینکه این اثر به عنوان یک رمان رئال شناخته میشود، خاطرنشان کرد: این اثر، یک رمان واقعگرا است و در جهانی شبیه به جهان واقعی اتفاق میافتد. در این داستان، قوانین جادویی وجود ندارد و هویتها وشخصیتهای آن، انسانهای معمولی هستند؛ بنابراین بایدها و نبایدهای ژانر فانتزی بر این اثر حاکم نیست.

تلاش برای یافتن پاسخ اینکه: بخشیدن، انسان را با چه چالشهایی مواجه میکند
زرگر افزود: در بحث مضمون، پس از انتخاب «بخشندگی» به عنوان هسته اصلی، به این فکر کردم که چگونه میتوان از قالبهای مرسوم که در آن بخشندگی صرفاً به عنوان یک فضیلت بیچونوچرا و ستودنی تصویر میشود، فاصله گرفت. هدف نگاهی پرسشگرانه و واقعبینانهتر بود تا بررسی کنم که بخشیدن، انسان را با چه چالشها، پرسشها و محدودیتهایی مواجه میکند.
وی با اشاره به نگاه شخصیتهای اصلی رمان، توضیح داد: در این مسیر سعی کردم از تحمیل هرگونه قضاوت قاطع به خواننده بپرهیزم؛ به همین دلیل شخصیتهای اصلی داستان از زوایای مختلف به موضوع نگاه میکنند و در طول روایت با پرسشهای گوناگونی دست و پنجه نرم میکنند که با مخاطب نیز در میان گذاشته میشود. این پرسشها ممکن است پس از پایان اتفاقات داستانی همچنان در ذهن مخاطب زنده بماند و او را به تفکر و ترسیم مسیر پاسخِ اختصاصی خود دعوت کند.
این نویسنده ادامه داد: هدف من این نبود که توصیهای ساده مبنی بر اینکه «بخشنده بودن کار خوبی است» را تجویز کنم بلکه میخواستم نشان دهم که گاهی بخشنده بودن دشوار است، گاه ممکن است اشتباه باشد و گاه ملاحظات متعددی را میطلبد که هر فردی در مواجهه با آن، خود باید مسئولیت پاسخگویی و تصمیمگیری نهایی را بر عهده بگیرد.
توجه ویژه به مسئله انتخاب و تصمیمگیری در دوران نوجوانی در جریان داستان
زرگر درباره ایجاد همزادپنداری مخاطب نوجوان با شخصیت اصلی رمان «مهریماه» اظهار کرد: نوجوانان در این سن به تدریج با مسئله انتخاب و تصمیمگیری مواجه میشوند و باید بیاموزند که مسئولیت انتخابهایشان با خودشان است و عنان زندگیشان را در دست بگیرند. برای همذات پنداری بیشتر مخاطب، به ویژگیهای خلقیِ رایج در این سن توجه کردم؛ از جمله هیجانزدگی، کمطاقتی برای رسیدن به خواستهها و تمایل به استقلال که گاه با نوعی تقابل با بزرگترها همراه است؛ اینکه نوجوانان معتقدند خودشان بهتر از بزرگترها میتوانند راهکارهای عملیاتی پیدا کنند و مسائل را حل کنند.
وی افزود: این خصلتها در نسلهای مختلف دیده شده و در نسل حاضر نیز شاید پررنگتر باشد؛ بنابراین تلاش کردم مهریماه واجد این ویژگیها باشد تا شخصیتی باورپذیر را ارائه دهم.
این نویسنده خاطرنشان کرد: این یک داستان طنز نیست و هدفِ خنداندنِ مخاطب را ندارد. با این حال، به دلیل اینکه فضای داستان گاهی با اتفاقات تلخ و سنگین همراه است و فشار روانی بر شخصیت اصلی وارد میکند، از طنزِ ظریف و سبکی بهره بردم تا از تبدیل شدن داستان به اثری عبوس جلوگیری شود. این طنز که گاه از جنس بازیهای زبانی و گاه موقعیت یا شخصیتپردازی است، رگههایی ظریف دارد که صرفاً برای شیرینتر شدن فضا و همراهی بهتر مخاطب بهکار رفته است.
زرگر با اشاره به بازخورد مخاطبین نوجوان و خوانندگان این اثر تصریح کرد: از آنجا که حدود پنج ماه از انتشار کتاب میگذرد و متأسفانه در این مدت کشور شرایط طبیعی را پشت سر نگذاشته، فرصت محدودی برای گفتگو با نوجوانان و دریافت بازخوردها داشتهام. با این حال، در مواردی که با مخاطبان گفتگو کردم، اشتیاق و همراهی خوبی با داستان داشتند و احساس میکردند که کشش روایی اثر بالاست.
وی افزود: آن جنبهای که مدنظر من بود، یعنی درگیر کردن مخاطب با پرسشهای درونی، تا حدودی محقق شده است. با این حال، برای ارائه پاسخی دقیقتر و مطمئنتر، نیاز است که زمان بیشتری بگذرد و کتاب به دست طیف وسیعتری از خوانندگان اصلی خود برسد تا بتوان تحلیل دقیقتری از بازخوردها داشت.
انتهای پیام

