دکتر بهرام پیماننیا عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به معنی «شخصیت» اظهار کرد: الگوی با ثبات و تکرار شوندهای از هیجان، سیستم شناختی و سیستم رفتاری انسان، شخصیت نام دارد. وقتی میگویند کسی شخصیتی دارد یعنی سبک فکری، الگوی هیجانی و الگوی رفتاری با ثبات و تکرار شونده خاص خود را دارد.
وی افزود: شخصیت یا «personality» از نقاب یا «persona» گرفته شده است. در گذشته در تئاترها بازیگران به اصطلاح برای نقش بازی کردن، از نقابهایی استفاده میکردند که با گذشت زمان این کلمه به شخصیت تبدیل شد.
اختلال شخصیت چیست؟
وی ادامه داد: به الگوی خشک و غیر منعطف از هیجان، افکار و رفتار که از هنجار جامعه متفاوت است و انواع انحراف در هیجان، افکار و رفتار، اختلال شخصیت میگویند. اختلالهای شخصیت انواع مختلفی دارد. اختلال شخصیت اسکیزوفرنی، وابسته، مرزی و خودشیفته چند نوع از این اختلالها هستند. هر کدام از اختلالهای شخصیتی انحرافی از هیجان، افکار و رفتار دارند و از الگوی خاصی پیروی میکنند که این الگوها فرد را به طبقه خاص خود که cluster های متفاوت دارد اختصاص میدهند.
اختلال شخصیت مرزی
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز افزود: اختلال شخصیت مرزی در روانشناسی یکی از پیچیدهترین اختلالها است. در نام آن «مرزی» آمده است که به معنی مرز بین هنجار و نابهنجار بودن است. اگر برای مثال مرز ناهنجاری را اختلال اسکیزوفرنی در نظر بگیریم، در جامعه میگویند فرد مجنون و دیوانه است که معادل همان واژه اسکیزوفرنی است. از طرف دیگر ممکن است بگویند که فلان شخص آدم نرمالی است. بین این دو، مرزی وجود دارد و فردی که اختلال شخصیت مرزی دارد بعضی اوقات نرمال و بعضی اوقات نابهنجار است.
پیماننیا بیان کرد: بیماری که اختلال شخصیت مرزی دارد، بین دو مرز نرمال و نابهنجار رفت و برگشت میکند. متاسفانه این اختلال لقبهای مختلفی دارد و مساله درمان این اختلال آنقدر عمیق است که یکی از این لقبها سیاهچاله رواندرمانی است.
وی ادامه داد: یکی از برجستهترین ویژگیهای افراد مرزی، نوسان خلق است و خلق و احساسات این افرد به طور مدام بالا و پایین میشود. ناملایمتهای زندگی ممکن است خلق یک فرد هنجار را به زودی تغییر ندهد اما کوچکترین اتفاق، قضاوت یا نقد در جامعه پیرامونی میتواند در کمترین زمان خلق یک فرد مرزی را ۱۸۰ درجه تغییر دهد اما این تغییر در فرد معمولی کندتر است.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: نوسان خلق باعث میشود افراد مرزی کمترین همدلی را از اطرافیان خود دریافت کنند و توسط دیگران طرد شوند. آنها از تنهاترین افرادی هستند که به رواندرمانگر مراجعه میکنند. افراد مرزی به علت نوسان خلق ابتدا خیلی صمیمی هستند اما بعد از کوچکترین تعارض بین فردی، موضع آنها عوض میشود و کسی که با آنها صمیمی است را کنار میگذارند و از او متنفر میشوند.
پیماننیا اضافه کرد: تقسیم کردن اطرافیان به بهترین و بدترین به اصطلاح «splitting» کردن نام دارد. افراد مرزی دیگران را به اهورا و اهریمن تقسیم میکنند و یک شخص را خیلی خوب و شخص دیگری را خیلی بد میبینند. افراد مرزی، جهان را تاریک و روشن یا سفید و سیاه میبینند و میخواهند جهان اطراف را به خیر و شر تقسیم کنند. از همین رو کوچکترین تضاد یا تعارض بین فرد مرزی و دیگران باعث میشود خلق آنها با این تقسیمبندی شناختی تغییر کند.
وی ادامه داد: یکی دیگر از ویژگیهای افراد مرزی، ضعف در خواندن ذهن دیگران و ذهنیسازی یا به اصطلاح «mentalizing» است. برای توضیح دادن ذهنیسازی برای مثال میتوان گفت پدری به فرزندان دوقلوی خود قول میدهد که آخر هفته آنها را به پارک میبرد اما وقتی آخر هفته میرسد به علت اتفاقات و مشکلات مختلف دل و دماغ عمل کردن به قول را نداشته باشد. یکی از این فرزندان توانایی ذهنیسازی بهتری دارد و وضعیت پدر را درک میکند اما فرزندی که در ذهنیسازی ضعف دارد نمیتواند این موضوع را درک کند.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: ویژگی دیگری که در این افراد دیده میشود، مشکل هویت یا Identity است. بعد از مدتی این نوسانها باعث میشود فرد هویت خود را زیر سوال ببرد و خلاء هویتی برای او ایجاد شود. این مشکل باعث ایجاد احساس یأس، ناامیدی، سردرگمی و پوچی در فرد میشود که بر تداوم کجخلقی، ناپایداریهای بین فردی، برنامههای شغلی و آرزوها تاثیر میگذارد. در نتیجه، این افراد نمیتوانند در زندگی، برنامهریزی اهداف و آرزوهای خود را پیش ببرند و ناگزیر میشوند به خوددرمانی روی بیاورند.
پیماننیا بیان کرد: انواع اعتیاد به مواد مخدر یا روابط جنسی، رانندگی پر خطر و هرگونه رفتاری که در آن تکانشگری دیده میشود. رفتار تکانشی رفتاری است که فرد تا قبل از انجام آن به عواقب آن فکر نکرده است و این رفتار در افراد مرزی دیده میشود.
مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی
وی با اشاره به اولین بخش مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی گفت: تعامل محیط و ژنتیک باعث میشود اختلال شخصیت مرزی به وجود بیاید. وقتی افراد مرزی به دنیا میآیند، تحمل آنها پایین است، حساس هستند، سریع مضطرب میشوند، بدغذا هستند، زود گریه میکنند و سر و صدای زیاد آنها را برانگیخته میکند. کوچکترین محرک بیرونی، این کودکان را دچار واکنش میکند که یک ویژگی زیستی و بخش اول مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی است.
پیماننیا اضافه کرد: هر چند خیلی از افراد وجود دارند که در محیط مناسبی رشد پیدا کردهاند و این حساسیت توانسته جنبه مثبتی پیدا کند. برای مثال، خلق هنرپیشگان سینما موقع اجرای نقش باید بین خنده، شادی و گریه تناوب پیدا کند. این تناوب و نوسان خلق در این زمینه موهبت حساب میشود.
بخش دوم مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی
وی ادامه داد: ممکن است فرد توسط والدینی که در زبان تخصصی «invalidating parent» یا «والدین ناارزنده ساز» نام دارند بزرگ شود. والدی که مدام فرزند حساس خود را سرزنش میکند و با واژگان تحقیرآمیز خطاب میدهد «ناارزنده ساز» نام دارد. این رفتار باعث میشود هویت بچه شکل نگیرد و خودسرزنشگری در کودک افزایش پیدا کند.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: شاید کودک از ابتدا نوسان شخصیتی داشته باشد اما هر چقدر این ضعف بیشتر به رخ او کشیده شود، علائم او شدیدتر و زمینه هدایت او به سمت بدتنظیمی هیجانی فراهم میشود. این بدتنظیمی هیجانی بخش دوم مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی است.
بخش سوم مثلث ایجاد اختلال شخصیت مرزی
پیماننیا بیان کرد: بعضی از افراد ممکن است تجربه انواع سواستفادهها را داشته باشند. سواستفاده عاطفی یا جسمی از این مولفه ها هستند. افرادی که در سالهای بعد به اختلال شخصیت مرزی مبتلا شدهاند هم سرشت در بیماری آنها نقش داشته و هم والدین و هم تروماهای اجتماعی که تجربه کردهاند. این مثلث اگر برای کسی وجود داشته باشد، احتمال بالایی وجود دارد که فرد به اختلال شخصی مرزی دچار شود.
تفاوت اختلال دوقطبی با اختلال شخصیت مرزی
وی افزود: در اختلال دو قطبی برای مثال وقتی فرد در فاز سرخوشی است و کسی نقدی به او وارد کند، از آن حال خارج نمیشود اما در اختلال شخصیت مرزی ممکن است خلق فرد در طول شبانه روز چندبار به علت نقد وارد شده به او تغییر کند.
تشخیص و درمان شخصیت مرزی
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: یکی از معیارها برای آغاز تشخیص شخصیت مرزی این است که فرد ۱۸ سالگی را پشت سر گذاشته باشد. برای درمان این اختلال روشهای مختلفی وجود دارد اما معروفترین آن رفتار درمانی دیالکتیک است. این رفتار درمانی برای نزدیک کردن افراد به ناحیه خاکستری است و به افراد کمک میکند تا خطاهای شناختی خود را بشناسند. به افراد یاد میدهند که الگوی تفکری که مبتنی بر دونیمه سازی است، اشتباه است و ساخته ذهن آنها است.
پیماننیا اضافه کرد: آمیزکردن پدیدهها و خودسرزنشگری، از خطاهای شناختی دیگر این افراد است که باید درمان شوند. در حوزه هیجان نیز انواع مهارتها وجود دارد؛ افراد باید یاد بگیرند به جای اقدام به رفتارهای تکانشیزمانی، رفتارهای تنظیم هیجان را یاد بگیرند.
وی بیان کرد: شناسایی الگوهای تنظیم هیجان کارآمد و ناکارآمد به بیمار آموزش داده میشود. برای مثال رواندرمانگر به فردی که زود از کوره درمیرود و خشمگین میشود میگوید یک تکه یخ در دست بگیرد تا ضربان قلب او پایین بیاید و محیط اطراف خود را دوباره بازبینی کند.
عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه داد: برخی افراد هنگام هیجانزده شدن، نشخوار فکری میکنند که یکی راهبردهای تنظیم هیجان ناکارآمد است. به افراد یاد داده میشود به جای مرور کردن موضوع و بزرگ کردن آن، یک تصمیم عملی بگیرند و مهارت حل مسأله کارآمد به آنها یا داده میشود.
پیماننیا گفت: همچنین تعامل و راهبردهای شناختی، هیجانی و رفتاری و در نهایت ذهنآگاهی و خود شفقتورزی به بیمار آموزش داده میشود تا با راهبردهای تنظیم هیجان ناکارآمد جایگزین شود.
انتهای پیام

