به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت:
"استعفای رییسجمهور" عنوان پروندهای است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند، دشمنان پس از ناامیدی از عملیات نظامی و فشار اقتصادی و... علیه ایران به آن روی آوردهاند. شایعهای که به سرعت طول و عرض رسانههای داخلی را درنوردید و در ویترین شبکهای مانند فاکسنیوز و رسانههای اسراییلی نشست و ابعادی جهانی پیدا کرد. اما باید دید ریشههای انتشار یک چنین اخباری از کجا نشأت میگیرد و اهداف مطرحکنندگان آن چیست؟ اول خرداد بود که یک نماینده عضو جبهه پایداری با انتشار ویدیویی، بدون هیچ سند و مدرکی ادعا کرد که رییسجمهور روز ۲۹ فروردین ماه استعفا داده است! او در این مطالب توهینآمیز، ادعاهای دیگری را نیز مطرح کرده بود که حتی چهرههای اصولگرایی چون عبدالله گنجی نیز به آن واکنش نشان داده و آن را سراسر دروغ ارزیابی کردند. یک هفته پس از طرح این ادعاها، موضوع استعفای رییسجمهور ناگهان سر از شبکههای فارسیزبان و پس از آن فاکسنیوز و رسانههای اسراییلی درآورد و آن را به عنوان دستاوردهای ترامپ فاکتور کردند! بلافاصله پس از این بازتابها بود که برخی تحلیلگران سیاسی در ایران همصدایی برخی افراد و گروههای سیاسی ایران با منافع اسراییلیها و امریکاییها را برجسته کرده و نسبت به تداوم آن تذکار دادند.
اساسا مشخص نیست چرا این گروههای سیاسی داخلی بهرغم تکذیبیههای مکرر مقامات دولتی از جمله رییس شورای اطلاعرسانی و سخنگوی دولت و... همچنان بر طبل استعفای رییسجمهور میکوبند؟ دیروز الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاعرسانی دولت نسبت به این حاشیهسازیها واکنش نشان داد و با انتشار توییتی نوشت: «رییسجمهور پزشکیان با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور و خدمت به مردم است. برای چندمین بار در ماههای اخیر، برخی رسانههای خارجی و شبکههای همسو با آنها شایعه استعفای رییسجمهور را مطرح کردهاند؛ شایعهای که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد و پیش از این نیز بارها تکذیب شده است.»
جدای از حضرتی، طباطبایی معاون ارتباطات دفتر رییسجمهور و سخنگوی دولت هم یک چنین اخباری را تکذیب کرده و اعلام کرد رییسجمهور به عهد خود با مردم پایبند است.
تحلیلگران اما ریشه یک چنین شایعهسازیهایی را در داخل ارزیابی کرده و آن را نه یک کنش سیاسی عادی، بلکه بخشی از یک راهبرد سازمانیافته برای ضربه زدن به انسجام ملی در شرایط حساس فعلی ارزیابی میکنند. اسماعیل گرامیمقدم از فعالان سیاسی اصلاحطلب این دست شایعهسازیها را نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از یک «عملیات روانی» هدفمند میدانند که با هدف ایجاد تزلزل در مدیریت ارشد کشور و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بینالمللی طراحی و اجرا میشود. نکته عجیب ماجرا اما چرایی همصدا شدن برخی افراد و جریانات داخلی مخالف دولت با عملیات روانی دشمنان است.
اسماعیل گرامیمقدم، قائممقام حزب اعتماد ملی در این گفتوگو ضمن تقبیح شدید این رفتارها، آنها را «جریانسازیهای عناصر خاص» خواند که با هدف تخریب دستاوردهای دولت در دوران پس از جنگ و ایجاد اختلال در معیشت مردم طراحی شده است.»
گرامیمقدم با اشاره به شرایط حساس کشور پس از پایان موفقیتآمیز چالشهای اخیر اظهار داشت: «پس از کسب دستاوردهای بسیار در دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی در یک جنگ ۴۰ روزه، دشمن به این نتیجه رسید که باید استراتژی خود را تغییر بدهد و اکنون با تمرکز بر عملیات روانی وارد میدان شده است. افزایش بودجه برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور برای ضریب دادن به حاشیهسازیهای داخلی، نشاندهنده ابعاد گسترده این پروژه است. از سوی دیگر، مذاکرهکنندگان ایرانی نیز عملکرد مناسبی داشتند و کشور در حال حرکت به سمت یک تفاهم و کاهش تخاصم است.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه میگوید: «با این حال، برخی جریانات تندرو تصور میکنند که پس از این موفقیتهای دولت، ممکن است دیگر جایگاهی برای تداوم زیست سیاسی آنها وجود نداشته باشد. آنها نگرانند که اگر کشور به ثبات برسد، نفوذ و قدرت آنها در تصمیمگیریهای کلان تضعیف شود؛ بنابراین دست به کار شدهاند تا با ایجاد تنش، این فضا را به نفع خود تغییر بدهند.»
او با انتقاد شدید از گسترش دایره حملات این جریان تصریح میکند: «تنها رییسجمهور مخاطب تندرویهای این افراد نیست. طی روزهای اخیر شاهد بودیم که برخی از این افراد حتی پستهایی منتشر میکنند که راس هرم تصمیمساز کشور را مخاطب قرار میدهد و پس از آن، برای سطوح پایینتر یعنی مقام دوم کشور نیز حاشیهسازی میکنند. صحبتهای اخیر این نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس درباره استعفای رییسجمهور، تنها نمونهای از این اقدامات زنجیرهای است که با انزجار چهرههای اصولگرا نیز مواجه شد. این جریانات به دنبال تضعیف رییسجمهور هستند و از این تضعیف، به دنبال منافع شخصی و گروهی جریان خود میگردند. آنها با علم به اینکه رییسجمهور در حال انجام اقدامات مثبتی هست، به دنبال ایجاد تفرقه در جامعه هستند.»
گرامیمقدم با انتقاد از برخوردهای دوگانه در قبال جریانات سیاسی، به تفاوت رفتار با اصلاحطلبان و تندروها در ادوار مختلف پرداخت و اظهار داشت: «در گذشته و حتی پیش از شرایط بحرانی جنگ، اگر نقدی کوچک از سوی اصلاحطلبان مطرح میشد، منجر به تشکیل پرونده، زندان و انفرادی میشد. اما متأسفانه امروز این دسته از جریانها به دلیل اینکه رسانه ملی هم در اختیار آنهاست، آزادانه تحلیلهای غلط و تفرقهانگیز در صدا و سیما ارائه میدهند و ذهن مردم را مخدوش میکنند.»
او میافزاید: «مماشات زیادی با این گروهها شده و دستگاههای امنیتی و نظارتی باید هرچه زودتر تکلیف این دسته از جریاناتی که اساسا برای موقعیت جنگ و شرایط بحرانی کشور ارزشی قائل نیستند و مدام بر طبل تفرقه و برهم زدن هماهنگی بین نهادهای مختلف میکوبند را مشخص کنند. نمیشود کسی از تریبونهای رسمی به وحدت و انسجام ملی حمله کند، خوراک برای رسانههای خارجی تهیه کند و در نهایت هیچکس پاسخگوی این اقدامات نباشد.»
گرامیمقدم در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص راهکارهای پیش روی دولت برای مقابله با این حاشیهسازیها یادآور میشود: «آقای رییسجمهور و ارکان مختلف دولت باید مذاکرات را در راستای منافع ملی به سرانجام مناسب برسانند، اقتصاد کشور و معیشت مردم را بهبود ببخشند و به عهد خود با مردم وفا کنند. همه باید بدانند جایگاه و وزن رییسجمهور به عنوان شخصیت دوم کشور در هماهنگی با رهبری تعریف شده تا از حقوق ملت دفاع کند. پزشکیان هم باید مدام با قدرتی که قانون به او داده است، در راستای حل و فصل تنشهای بینالمللی گام بردارد. اگر همین اقدامات رییسجمهور انجام شده و تفاهمی به نفع ملت ایران حاصل شود، این بزرگترین دستاورد رییسجمهور خواهد بود.»
انتهای پیام

