تاریخ معاصر ایران، گواهی بر عبور از گردنههایی است که هر یک بهتنهایی برای فروپاشی یک نظام کافی بود. با رحلت جانسوز معمار کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) که با بندگی و اخلاق الهی خود جانی تازه در پیکر اسلام دمیده بود، پرچم هدایت به دست خلف صالح ایشان، حضرت آیتالله خامنهای سپرده شد. در حالی که دوران امام، عصر فروپاشی سیستمهای اطلاعاتی دشمن و سردرگمی استکبار بود، دوران رهبری دوم با سازماندهی مجدد توطئهها و پیچیدگی مضاعفِ فتنهها همراه گشت؛ مسیری که در نهایت به عالیترین مقام بندگی یعنی «شهادت» ختم شد و ایشان را بهعنوان «سیدالشهدای انقلاب» در جریده عالم جاودانه کرد.
امروز، در سومین فصل از تاریخ رهبری انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در حالی سکانداری نظام را بر عهده گرفتهاند که میراثدار آن سیره درخشان و تقوای بینظیر هستند. با نگاهی عمیق به سوابق و منش ایشان، میتوان دریافت که با وجود دگرگونی در ابزارهای دشمنی استکبار، جوهره رهبری نظام اسلامی تغییری نکرده است. اشتراک در انس با قرآن، پافشاری بر مواضع در برابر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی و احتیاطِ سختگیرانه در حفظ بیتالمال، همان ریسمانهای محکمی هستند که از زمان امام راحل تا به امروز، امت را به ولایت پیوند زده و رمز پیروزی در این آزمون بزرگ الهی محسوب میشوند. اکنون مسئولیت مسئولان و آحاد ملت، اطاعت محض از ولیفقیه زمان است تا در این هیاهوی سیاسی، نصرت الهی بار دیگر بر این بنیاد محکم استوار شود.
در همین راستا و برای درک بیشتر مسیر انقلاب اسلامی از ابتدا تا به حال با حجتالاسلام محمدرضا صالحیان، مسئول دفتر نمایندگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در اصفهان به گفتوگو نشستهایم که در ادامه حاصل آن را میخوانید:
چه رازی در اعماق شخصیت معمار کبیر انقلاب نهفته است که ایشان را فراتر از یک رهبر سیاسی، به اسوهای جاودانه در ساحت بندگی و اخلاق بدل کرده است؟
در زمانی که حافظه تاریخی جهان، امام خمینی(ره) را با خروش انقلابی و دگرگونسازی معادلات قدرت در قرن بیستم میشناسد، لایههای عمیقتر شخصیت ایشان در پیوندی ناگسستنی با مفهوم «عبودیت» شکلگرفته است. برای امام، سیاست نه هدفی برای کسب قدرت، بلکه بستری برای تحقق تکالیف الهی بود. این بُعد از شخصیت ایشان که متأسفانه در سایه شهرت سیاسیشان تا حدی مغفول مانده، نشاندهنده آن است که تمام کنشهای اجتماعی و مبارزاتی امام، چشمهای جوشان در مقام بندگی و خضوع در پیشگاه حقتعالی داشت. در واقع، ابعاد اخلاقی ایشان، میوه شیرین درختی بود که ریشه در توحید و شهود باطنی داشت.
در حوزه اخلاق، حضرت امام(ره) تنها به تدریس مفاهیم اکتفا نکرد، بلکه به معنای واقعی کلمه «مجسمه اخلاق» بود. برجستگی ایشان در این ساحت چنان است که در تاریخ معاصر، بهسختی میتوان نظیری برای ایشان یافت که توانسته باشد میان عرفان نظری و اخلاق عملی پیوند استوار برقرار کند. اخلاق مدنظر امام، نه یک آیین تشریفاتی برای معاشرت، بلکه مسیری برای تهذیب نفس و رهایی از بندهای «منیت» بود. ایشان بر این باور بود که تا انسانی خود را نساخته باشد، هرگز نخواهد توانست جامعهای را بهسوی صلاح و رستگاری هدایت کند.
تجلی علمی این معلم بزرگ اخلاق را میتوان در آثار ماندگاری مانند «شرح چهل حدیث» و «آدابالصلاة» جستوجو کرد. امام در بیانات اخلاقی خود، با دقتی موشکافانه، رذایل نفسانی را کالبدشکافی کرده و راههای درمان آن را با زبانی که هم برای نخبگان و هم برای تودهها قابلفهم بود، تبیین میکردند. درسهای اخلاق ایشان در حوزههای علمیه، تنها یک کلاس درس نبود، بلکه محفلی برای تحول جانها و بیداری دلها به شمار میرفت؛ کلامی که از قلب برمیخاست و به همین دلیل، بر جان مخاطب مینشست و او را در مسیر خودسازی یاری میداد.
علاوه بر جنبه علمی، تجسم عینی اخلاق در زندگی شخصی و سیره عملی امام، شگفتانگیزترین بخش از حیات ایشان است. از نظم دقیق در امور روزانه و احترام ویژه به اعضای خانواده گرفته تا شجاعت بینظیر در برابر ستمگران و تواضع در برابر محرومان، همگی نشانههایی از تربیتیافتگی در مکتب وحی بود. این هماهنگی میان قول و فعل، از امام شخصیتی ساخت که کلامش نافذ و نگاهش دگرگونکننده بود.
برای همین شناخت امام بدون درک مقام بندگی و سلوک اخلاقی ایشان، شناختی ناقص و سطحی بود؛ چون رمز نفوذ او در دلهای میلیونها انسان، نه در قدرت تشکیلاتی، بلکه در صفا و صدق اخلاقی ایشان پنهان بود.
نقش مردم در اندیشه امام خمینی(ره) چگونه در عمل و بهویژه در مقاطع حساس تاریخی نمود پیدا کرد؟
یکی از مهمترین شاخصهای اندیشه و عمل امام، باور عمیق به حضور مستقیم مردم در سرنوشت کشور بود. این باور فقط به روزهای پیروزی انقلاب یا به سازوکارهای رسمی سیاسی محدود نمیشد، بلکه در دشوارترین و سرنوشتسازترین مقاطع نیز ادامه داشت. بهعنوان نمونه، در دوران دفاع مقدس، امام(ره) معتقد بود مردم باید بهصورت مستقیم در صحنه حضور داشته باشند. در آن دوره، اگرچه فرماندهان و مدیران ارشد نظامی در جلسات تصمیمگیری و طراحی حضور داشتند، اما از نگاه امام، دفاع از کشور صرفاً مأموریتی متعلق به ساختار رسمی نظامی نبود؛ مردم، نیروهای بسیجی و جوانان مؤمن نیز باید در متن این تصمیم و در میدان عمل حاضر میشدند. این نگاه نشان میدهد که در اندیشه امام، مردم عنصر تزیینی یا حاشیهای نبودند. ایشان به حضور مردم نه از سر اضطرار، بلکه از سر اعتقاد باورداشت.
آیا دفاع از امام خمینی(ره) باید صرفاً به بیان جزئیات فقهی و مواضع موردی محدود شود؟
خیر؛ هرچند شیوه، احکام و فتواهای امام برای بخش قابلتوجهی از جامعه همچنان اهمیت دارد و امروز نیز بسیاری از مردم با اجازه مجتهد زنده بر تقلید از امام باقیماندهاند و در مسائل روزمره زندگی خود از آرای فقهی ایشان تبعیت میکنند، اما دفاع از امام اگر به همین سطح محدود شود، تصویر کاملی از ایشان به دست نخواهد داد.
اگر قرار است از امام دفاع شود، باید نقش کلیدی، تمدنی و بنیانگذارانه ایشان در بازتعریف نسبت دین، مردم، حکومت، استقلال و مقاومت تبیین شود. باید نشان داد که امام چگونه جغرافیای فکری و اعتقادی جدیدی برای ملت ایران ترسیم کرد؛ جغرافیایی که در آن مردم فقط پیرو فرمان نبودند، بلکه در ساختن سرنوشت خویش مشارکت فعال پیدا کردند. دفاع از امام یعنی فهم این منظومه، نه صرفاً پرداختن به مواضع موردی یا تاریخی.
با وجود تفاوت شرایط دو دوره، وجوه اشتراک امام خمینی(ره) و حضرت آیتالله خامنهای(ره)در چه بود؟
در مقایسه شرایط دوران امام با دوره رهبری حضرت آیتالله خامنهای(ره)، یکی از وجوه افتراق این است که در زمان امام، دشمن در موضعی منفعل قرار داشت؛ بسیاری از سیستمهای اطلاعاتیاش فروپاشیده بود، وضعیت آشفتهای داشت و در چگونگی مواجهه با امام، انقلاب اسلامی و نظام دچار سردرگمی بود، اما در زمان رهبر معظم انقلاب، بهویژه در دهه دوم، سوم و چهارم انقلاب، دشمنان بار دیگر سفارتخانهها، مراکز و سیستمهای اطلاعاتی خود را سازماندهی کردند و از این جهت، شرایط به لحاظ پیچیدگی توطئهها بسیار دشوارتر شد. این تنها یک نمونه از وجوه تفاوت است. با این حال، وجوه اشتراک امام و رهبر معظم انقلاب در همه ابعاد بسیار فراوان است.
یکی از مهمترین وجوه اشتراک این دو شخصیت بزرگ، انس عمیق، باور قلبی و وابستگی همهجانبه به قرآن کریم است. به همان اندازه که امام به این آیه شریفه باورداشت که: «لَنْ تَرْضَیٰ عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَیٰ حَتَّیٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»، رهبر شهید انقلاب نیز به عمق همین آیه باور داشت. همانگونه که حضرت امام به مضمون این آیه شریفه ایمان و اعتقاد داشت که: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ»، رهبر معظم انقلاب نیز به همان اندازه به حقیقت و معنای این آیه باور داشتند.
این دو بزرگوار حتی در برخی جزئیات نیز شباهتهای قابلتوجهی به یکدیگر داشتند. برای مثال، هم امام در دوران حضور در نجف و هم رهبر شهید انقلاب، در مناسبتهای شهادت ائمه اطهار(ع) در بیت خود مجلس ذکر مصیبت و روضه برگزار میکردند و هر دو به طور ویژه برای شهادت حضرت زهرا(س) نیز در منزل خود مراسم روضه و ذکر مصیبت برپا میکردند.
از دیگر وجوه اشتراک این دو بزرگوار، سادهزیستی، احتیاط شدید در استفاده از وجوه بیتالمال و حساسیت نسبت به مسائل مالی بود. با اطمینان میتوان گفت، همان احتیاطها، التزامها و تقیداتی که امام در قبال وجوه بیتالمال داشتند، در رهبر شهید انقلاب، نیز وجود داشت؛ امام هرگز در زندگی شخصی خود از بیتالمال استفاده نکرد. ممکن است این پرسش مطرح شود که پس هزینه زندگی ایشان چگونه تأمین میشد؟ اولاً زندگی شخصی و خانوادگی امام بسیار ساده و کمهزینه بود. ثانیاً تمام هزینههای زندگی ایشان از محل هدایا و نذورات شخصی علاقهمندان تأمین میشد. البته لازم است این نکته را نیز عرض کنم که هدایا و نذورات شخصی امام و رهبر شهید انقلاب، هزاران برابر بیش از نیاز زندگی شخصی ایشان بوده است.
تقارن ۱۴ خرداد امسال با عید غدیر چه معنا و پیامی دارد؟
۱۴ خرداد امسال با عید ولایت، عید غدیر، مصادف شده است و همین تقارن، معنایی فراتر از یک همزمانی تقویمی دارد. غدیر در نگاه دینی و تاریخی، صرفاً یک واقعه مربوط به یک روز یا یک دوره خاص نیست، بلکه حامل یک پیام ماندگار برای همه اعصار است. غدیر از یک سو نشانه روبهپایان بودن دوران طولانی نبوت و رسالت است؛ دورانی که با رحلت پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) پرونده آن برای همیشه بسته شد. فاصله میان واقعه غدیر تا رحلت پیامبر(ص) نیز بیش از ۷۰ روز نبود و این خود نشان میدهد که غدیر در واپسین مرحله از حیات پیامبر، بهعنوان حلقه اتصال امت با مسیر آینده ترسیم شده است.
اما پیام بعدی و اساسی غدیر، ایجاد ظرفیت دائمی برای استمرار هدایت جامعه است. معنای غدیر این است که جامعه بشری باید همواره با امام عصر خود در پیوند، بیعت و عهد باقی بماند؛ حتی اگر آن امام از دید جامعه آشکار نباشد و در غیبت به سر ببرد، بنابراین غدیر را نمیتوان صرفاً به یک دوره تاریخی محدود کرد. غدیر یک حقیقت جاری است؛ حقیقتی که نسبت جامعه با امامت، ولایت، مسئولیتپذیری و وفاداری را تعریف میکند. به همین دلیل است که عید غدیر در شمار بزرگترین اعیاد اسلامی قرار گرفته است.
در نگاه امام خمینی(ره)، غدیر صرفاً یک عید آیینی یا مناسبتی محدود نیست، بلکه حقیقتی اجتماعی، سیاسی و تمدنی است. امام غدیر را عید محرومان و مظلومان میدانست؛ عیدی که در آن مسئله هدایت، عدالت، حقطلبی و صیانت از مسیر جامعه اسلامی در برابر انحرافها و سلطهجوییها مطرح میشود. از این منظر، غدیر با عدالت اجتماعی، مسئولیت عمومی و حاکمیت ارزشهای الهی پیوند میخورد.
وقتی امام از «بسیج مستضعفان» سخن میگفتند، در واقع افقی را ترسیم میکردند که در آن همه حقجویان و عدالتخواهان عالم بتوانند ذیل یک جبهه معنوی و اجتماعی تعریف شوند. در این برداشت، غدیر فقط یادآور نصب ولایت نیست، بلکه تجلی مردمسالاری دینی نیز است؛ یعنی مشارکت مردم در پاسداری از حق، در وفاداری به بیعت، در ایستادگی بر سر آرمانها و در ساختن جامعهای که میان ایمان، عدالت و حضور مردم جمع میشود.
دیدگاه شما درباره فلسفه بزرگداشت ۱۴ خرداد چیست؟
مراسم ۱۴ خرداد صرفاً یک آیین یادبود برای یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه بازخوانی یک مسیر فکری، اعتقادی و سیاسی است که امام خمینی(ره) برای ملت ایران ترسیم کرد. این مراسم قرار است میثاق مردم با آن خط فکری را زنده نگه دارد، جغرافیای اعتقادی جامعه را تحکیم بخشد و نسبت نسلهای مختلف را با مفاهیمی چون ولایت، مردمسالاری دینی، حضور مردم، وفاداری، مقاومت و وحدت بازتعریف کند.
از این منظر، تقارن ۱۴ خرداد با عید غدیر نیز این پیام را پررنگتر میکند که غدیر یک حقیقت زنده و جاری است؛ حقیقتی که در هر زمان، در قالب بیعت آگاهانه، حضور مسئولانه مردم و وفاداری به مسیر حق باید خود را نشان دهد. به همین دلیل، ۱۴ خرداد امسال نیز نه فقط یک روز بزرگداشت، بلکه صحنهای برای تجدید بیعت ملت با امام و رهبر سوم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای و میثاق، بازاندیشی در میراث امام و تأکید دوباره بر وحدت و انسجام ملی است.
از منظر شما برجستگی اصلی شخصیت امام خمینی(ره) در چه سطحی باید درک شود؟
امام خمینی(ره) شخصیتی استثنایی بودند و اگر بخواهیم عظمت ایشان را درست درک کنیم، نباید تنها به عرصههای روزمره، جزئیات معمول یا حتی برخی احکام جزئی بسنده کنیم. مقیاس فهم امام، مقیاسی کلان و تاریخی است. امام از افقی بسیار بلند به جامعه، تاریخ و سرنوشت ملتها مینگریست. آنچه ایشان را ممتاز میکند، صرفاً مجموعهای از دیدگاههای فقهی یا مواضع مقطعی نیست، بلکه قدرت طراحی یک نظام فکری و سیاسی متفاوت در سطح تمدنی است.
امام میخواست در کشوری که قرنها در معرض سلطه بیگانگان و قدرتهای مداخلهگر بوده و ساختارهای سیاسی آن به نحوی ریشهدار در سنتهای سلطنتی و وابسته شکلگرفته بود، نظامی جدید با فلسفهای کاملاً متفاوت بنا کند؛ نظامی که نه استمرار ساختارهای پیشین، بلکه نقطه عزیمت تازهای برای حکمرانی بر پایه دین، مردم و استقلال باشد. برای تحقق چنین هدفی، طبیعی بود که امام ناگزیر باشد اصول و مبانی این نظام جدید را تبیین و در ذهن و زبان جامعه تثبیت کند. طرح مفهوم «جمهوری اسلامی» دقیقاً از همین نقطه قابلفهم است.
جمهوری اسلامی در این نگاه چه معنایی پیدا میکند و چرا بر جمهوریت تأکید میشود؟
پرسش از معنای «جمهوری اسلامی» یکی از مهمترین پرسشهایی است که برای فهم اندیشه سیاسی امام باید به آن پاسخ داد. اینکه چرا در این ترکیب، «جمهوری» در کنار «اسلامی» قرار میگیرد و چرا بر حضور مردم چنین تأکیدی میشود، مسئلهای بنیادی است. پاسخ این است که در منطق امام، اگر مردم وارد میدان شوند، اسلام نیز در عرصه جامعه تحقق پیدا میکند. اسلامِ بدون حضور مردم، در سطح شعار و ساختارهای خشک باقی میماند؛ اما وقتی مردم در متن تصمیمگیری، انتخاب، نظارت، وفاداری و فداکاری قرار میگیرند، جامعه از حالت منفعل خارج میشود و به جامعهای غدیری تبدیل میشود.
جامعه غدیری، جامعهای است که مردم در آن بیعت میکنند و مهمتر از آن، بر سر بیعت خود میمانند. جمهوریت در این معنا، صرفاً یک سازوکار انتخاباتی یا یک فرم سیاسی نیست؛ بلکه میدان دادن به نقش واقعی مردم در حفظ جهتگیریهای کلان جامعه است. امام هنر سیاستگذاری خود را در این نشان داد که ارکان مختلف نظام را بهگونهای طراحی کند که مردم دائماً در این بیعت فعال باقی بمانند؛ روزی در انتخابات و رأیدادن به خبرگان، شوراها، صحنههای اجتماعی و روزی در میدانهای دفاع و مقاومت.
نسبت حقیقت غدیر با سبک زندگی و رفتار اجتماعی مردم از منظر امام خمینی(ره) چگونه تبیین شد؟
نباید حقیقت غدیر را تنها در برگزاری یک عید، حضور در مراسم یا سردادن شعار خلاصه کرد. همانگونه که امام خمینی(ره) نیز بر آن تأکید داشتند، غدیر زمانی معنا پیدا میکند که آموزههای آن در سبک زندگی، رفتار اجتماعی و سیره عملی افراد تجلی یابد. یعنی وفاداری به غدیر فقط در سطح اظهار محبت و اعلام وفاداری نیست، بلکه در نحوه زیست فردی و جمعی، در مسئولیتپذیری، در عدالتخواهی، در دفاع از حقیقت و در ایستادگی بر سر عهد معنا پیدا میکند.
بر همین مبنا گفته میشود که مردم ایران در عمل وفاداری خود را به این مسیر نشان دادهاند و انتظار این است که این وفاداری در آینده نیز استمرار یابد. تأکید بر روحیه ایثار و پایداری، با ارجاع به شعار یاران امام حسین(ع) در شب عاشورا، در همین چارچوب قرار میگیرد؛ یعنی وفاداری به راه حق تا آخرین حد ممکن.
۱۴ خرداد امسال چه نسبتی با مسیر ۳۷ سال امامت و رهبری شهید دارد؟
در طول ۳۷ سال گذشته، شعار اصلی و محوری مردم «میثاق با امام و رهبری» بوده است. این خط محوری امسال نیز استمراریافته و «میثاق با امامین انقلاب و بیعت با رهبری» هدف اصلی ملت شریف ایران بوده و این خود ناظر به یک واقعیت تاریخی و اعتقادی است؛ اینکه مسیر انقلاب اسلامی، مسیر گسسته و مقطعی نبوده، بلکه در امتداد یک خط فکری و عملی تداومیافته است.
منطق این میثاق و تجدید بیعت بر این اساس استوار است که هر جامعهای اگر از مسیر امامت و ولایت فاصله بگیرد، حتی اگر در ظاهر برخوردار از امکانات و زرقوبرق باشد، در باطن دچار شکست و فرسایش خواهد شد. از این منظر، هر حرکتی که مردم در مسیر اعتلای کشور انجام میدهند، میتواند تجدید همان بیعت تاریخی تلقی شود. حضور مردم در دفاع از ایران، حمایت از نیروهای میدان، پشتیبانی از مسیرهای ملی و انقلابی و ایستادگی در برابر تهدیدها، همهوهمه در این قالب معنا میشود.
برای حفظ «جغرافیای اعتقادی» جامعه چه توصیهای دارید؟
در این شرایط خاص، تهدید علیه ایران فقط محدود به مرزهای جغرافیایی و سرزمینی نیست. دشمنان یک ملت ممکن است در ظاهر به دنبال تجزیه سرزمینی یا تضعیف ظرفیتهای مادی آن باشند، اما سطح عمیقتر تهدید، تغییر در مرزهای اعتقادی، فکری، اجتماعی و سیاسی جامعه است. اگر جامعهای در این سطوح دچار تزلزل شود، حفظ جغرافیای فیزیکی و سرزمینی آن نیز دشوارتر خواهد شد.
تأکید بر اینکه ایران حفظ شد؛ چون جغرافیای عقیدتی مردم حفظ شد، اشاره به همین مسئله دارد. مردم وقتی مرزبندیهای اعتقادی و ارزشی خود را میشناسند، زمان ورود به صحنه را تشخیص میدهند، نسبت خود را با ولایت و رهبری میفهمند و میدانند در چه نقطهای باید فداکاری کنند. در این تلقی، جغرافیای سرزمینی بر شانههای جغرافیای اعتقادی استوار میشود. به همین دلیل، ۱۴ خرداد فقط بزرگداشت یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای بازخوانی و تحکیم همین جغرافیای فکری و اعتقادی است.
آیا در این برهه سرنوشتساز تاریخ اسلام، مدعیان ایمان میتوانند از آزمون بزرگ الهی سربلند بیرون بیایند؟
امروز همه ما در یک مقطع حساس تاریخی، مورد آزمایش بزرگ الهی واقع شدهایم. رمز موفقیت در این آزمون و رسیدن به سعادت حقیقی، تنها در گوش جانسپردن به فرمان آفریدگار هستی است. خداوند متعال در قرآن مجید، مرز میان ایمان واقعی و ادعای ایمان را چنین تبیین میفرماید: «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً» (نساء: ۶۵)؛
«ای پیامبر! به خدا سوگند مدعیان ایمان، هرگز در ادعای خود صادق نیستند و به خدا و رسالت تو، ایمان واقعی کامل ندارند، مگر اینکه در همه مشاجرات و منازعات سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و اقتصادی، تو را بهعنوان ولی امر شرعی، حکم و حاکم بین خود قرار دهند، سپس آنچه که تو بین آنان داوری و حکم کردی از صمیم قلب و عمق جان خود به آن ملتزم و پایبند باشند و هرگز هیچگونه سنگینی و کراهت و استنکار نسبت به آن در قلب و جان خود احساس نکنند، وگرنه در ادعای ایمان خود صادق نیستند.»
در امتداد این نگاه قرآنی، باید به یاد داشت که بنا بر فرموده امام راحل(ره)، ولایتفقیه استمرار ولایت رسولالله(ص) است. این حقیقت به معنای آن است که ترازوی سنجش ایمان ما در عصر حاضر، میزان تمکین قلبی از حکم ولیفقیه است. اگر در برابر حکمی که از سوی رهبری بهعنوان فصلالخطاب در اختلافات سیاسی صادر میشود، در اعماق وجودمان احساس ناخرسندی یا سنگینی کنیم، طبق صریح آیه فوق، در صدق ایمان خود دچار تردید هستیم. خداوند در سوره قیامت میفرماید: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلی نَفْسِهِ بَصیرَةٌ وَ لَوْ أَلْقی مَعاذیرَهُ» (قیامت: ۱۴ و ۱۵)؛
«بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش بهخوبی آگاه است، هر چند در ظاهر برای خود عذرهایی بتراشد.» لذا هرکس باید در خلوت خود با خدا، نگاهی به درون بیندازد و ببیند آیا حقیقتاً در مسیر تسلیم و اطاعت گام برمیدارد یا خیر.
برایناساس، تذکر اساسی و وظیفه شرعی همه ما در این تلاطمهای سیاسی، اطاعت بیچون و چرا از ولیفقیه زمان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (دام ظله العالی) است و لاغیر. رمز پیروزی ملت ما، پیروی از کسی است که خداوند پس از شهادت امام شهیدمان، با ولایت او به دلهای مؤمنین آرامش بخشید و وظیفه ما امروز این است که باید فارغ از گرایشهای سیاسی و سلیقهای، دست اتحاد داده و از هرگونه اتهام و اهانت به برادران مؤمن که در خط ولایت هستند، بهشدت پرهیز کرد.
در این میان، مسئولیتی سنگین بر دوش متصدیان امر و مسئولان جمهوری اسلامی است. این یک تذکر جدی است که وصیت امام راحل(ره) مبنی بر خیانتکار بودن آمریکا و مضرات مذاکره با دشمن صهیونیستی، باید نصب العین تمام اقدامات باشد. مسئولان موظف هستند شروط و محورهایی را که رهبر معظم انقلاب در پیامهای خود بیان داشتهاند، دقیقاً اجرا نموده و ذرهای از آن تخطی نکنند. باید دانست که هرگونه تخلف از این بیانات، شرعاً حرام و خیانت به خون شهدا، بهویژه خون «سیدالشهدای انقلاب، رهبر شهید انقلاب اسلامی» خواهد بود و موجب ایجاد شکاف در صفوف مستحکم ملت میشود.
ملت بزرگ ایران که بیش از ۹۰ شبانهروز در غم عروج ملکوتی رهبر فرزانه و شهیدان خود سوگوار بوده و با ایثار از آسایش خود گذشتهاند تا در خیابانها و میادین از کیان اسلام صیانت کند، شایسته بیشترین احترام و آگاهی از تصمیمات مسئولین هستند. صیانت از این روحیه انقلابی و جلوگیری از بروز یأس در میان مردم، تنها با حرکت دقیق در صراط مستقیم ولایت و پایبندی صادقانه به فرامین رهبری میسر خواهد شد تا همگی مشمول وعده نصرت الهی شویم.
از رسانهها و فضای عمومی کشور در این برهه تاریخی چه انتظاری میرود؟
نقش رسانهها در حفظ انسجام و وحدت ملی بسیار مهم و مؤثر است، پس از عبور از شرایط دشوار، رسانهها باید پیشگام ایجاد جریانی فراگیر برای تقویت وحدت ملی باشند. مقابله با تفرقهافکنی، پرهیز از دامنزدن به چنددستگی و تلاش برای ترویج فرهنگ انسجام از جمله انتظاراتی است که در این زمینه مطرح شده است. جامعه ایران، جامعهای پویا و برخوردار از تنوع دیدگاهها است، اما مواجهه با سخنان یا رفتارهایی که میتواند بذر اختلاف و تنش بپاشد، نیازمند روشنگری، تبیین و مدیریت رسانهای است. در این نگاه، رسانه فقط ناقل خبر نیست، بلکه در هدایت فضای عمومی، تقویت آگاهی و جلوگیری از تشدید شکافها نیز مسئولیت دارد.
انتهای پیام

