سیدرضا شاکری در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر ضرورت گفتوگوی نسل جدید با میراث فکری امام خمینی(ره)، گفت: تجربه رهبری امام، چه در سطح ایران و چه در جهان اسلام، همچنان ظرفیت بازخوانی، بازتفسیر و ارائه الگوهای جدید رهبری مبتنی بر ارزشها و فضیلتهای انسانی را دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی در پاسخ به این پرسش که کدام بخش از اندیشههای امام خمینی(ره) برای نسل جدید قابلیت بازخوانی و روزآمدسازی دارد، اظهار کرد: از منظر اندیشه سیاسی میتوان به این سؤال پاسخهای متعددی داد. نزدیک به چهار دهه از رحلت امام خمینی(ره) میگذرد و در این فاصله، تحولات گسترده اجتماعی، فرهنگی و جهانی رخ داده و نسلهای جدیدی در ایران شکل گرفتهاند که تجربه مستقیمی از انقلاب اسلامی ندارند.
ضرورت گفتوگوی انتقادی نسل جوان با میراث امام
وی افزود: جوانان امروز در جهان متفاوتی زندگی میکنند. برای آنکه بتوانند با میراث، سنت و فرهنگ خود ارتباط برقرار کنند، باید زمینه گفتوگوی انتقادی با گذشته فراهم شود؛ گفتوگویی که امکانات، محدودیتها، نقاط قوت و ضعف آن دوران را مورد توجه قرار دهد.
شاکری ادامه داد: به اعتقاد من، جوانان میتوانند در دو حوزه اساسی با امام خمینی(ره) و تجربه زیسته ایشان آشنا شوند؛ نخست، تجربه شخصی و فردی امام و دوم، تجربه ایشان به عنوان یک رهبر سیاسی. علاوه بر این، بخش سومی نیز وجود دارد که متناسب با اقتضائات زمان قابلیت روزآمدسازی و بازخوانی دارد و آن تجربه رهبری امام است.
تجربه رهبری امام؛ الگویی برای جهان اسلام
وی خاطرنشان کرد: تجربه رهبری امام خمینی(ره) میتواند مبنایی برای تحول در الگوهای رهبری در کشورهای اسلامی باشد و امکان بهرهگیری از آن برای شکلدهی به الگوهای جدید رهبری مبتنی بر ارزشها و فضیلتهای اخلاقی و انسانی وجود دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی درباره اهمیت دوره جوانی امام خمینی(ره) گفت: من تأکید ویژهای بر این دوره دارم. این بخش از زندگی امام دو گروه مخاطب دارد؛ یکی مخاطب عام که همه جوانان را دربرمیگیرد و دیگری مخاطب خاص شامل دانشجویان، کارآفرینان و جوانانی که در عرصههای مختلف علمی، اقتصادی و اجتماعی مشغول فعالیت و نوآوری هستند.
آگاهی، مسئولیتپذیری و استقلال فکری در جوانی امام
وی ادامه داد: یکی از مهمترین ابعاد تجربه جوانی امام، شکلگیری آگاهی، مسئولیتپذیری و استقلال فکری و عملی در زندگی ایشان است. ازدواج امام که مبتنی بر عشق و محبت بود، در کنار تجربههای علمی و فکری، به شکلگیری این شخصیت مستقل کمک کرد.
شاکری اظهار کرد: امام خمینی(ره) در ۲۷ سالگی کتاب «شرح دعای سحر» را نگاشت؛ اثری که جلوههایی از اندیشه سیاسی و گرایش به مدینه فاضله در آن مشاهده میشود. پس از آن نیز کتاب «چهل حدیث» را تألیف کرد که اثری معتبر و قابل تأمل است و من در کتاب «رهبری سیاسی امام» از آن به عنوان یکی از مبانی نظری اندیشه ایشان بهره بردهام.
وی افزود: امام خمینی(ره) در ۴۱ سالگی و در سال ۱۳۲۲ کتاب «کشفالاسرار» را نوشت. این اقدام نشاندهنده سطح بالای آگاهی و مسئولیتپذیری ایشان بود. امام در شرایطی که میتوانست صرفاً به فعالیتهای حوزوی بپردازد، در پاسخ به کتاب «اسرار هزار ساله» که روحانیت را به خرافهگرایی متهم کرده بود، وارد میدان شد و اثری تأثیرگذار خلق کرد.
جمهوری اسلامی؛ میراث سیاسی امام برای شهروند مسئول
شاکری با اشاره به میراث سیاسی امام خمینی(ره) گفت: هر جوان ایرانی که در عرصههای مختلف زندگی و فعالیت میکند، باید نسبت به زندگی سیاسی خود آگاهی و احساس مسئولیت داشته باشد و بتواند در جهانی معنادار، نقش سیاسی خود را ایفا کند.
وی افزود: مهمترین میراثی که امام خمینی(ره) از خود بر جای گذاشت، تأسیس جمهوری اسلامی بود. کسانی که به اندیشه امام میپردازند، باید به این نکته توجه داشته باشند که جمهوری اسلامی در اندیشه ایشان چارچوبی برای معنا بخشیدن به زندگی سیاسی شهروندان و ایفای مسئولانه نقش آنان در ساختار سیاسی کشور است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: تحقق آرمانهای مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مستلزم پایبندی همه افراد به مسئولیتهای خود است. اگر هر فرد در جایگاه خود، از شهروند عادی گرفته تا نماینده مجلس، مدیر، معلم یا بخشدار، مسئولیتهایش را به درستی انجام دهد، بسیاری از مشکلات بدون نیاز به سازوکارهای گسترده نظارتی قابل حل خواهد بود.
بحران رهبری سیاسی در جهان و اهمیت بازخوانی تجربه امام
وی تأکید کرد: مجموعه تجربه رهبری امام خمینی(ره) قابلیت بررسی، بازخوانی و صورتبندی جدید متناسب با شرایط امروز ایران و جهان را دارد. در شرایطی که رهبری سیاسی در بسیاری از نقاط جهان با بحرانهای معرفتی مواجه است، مطالعه تجربه امام میتواند افقهای جدیدی را در حوزه رهبری سیاسی بگشاید. از این منظر، امام خمینی(ره) یکی از رهبران بزرگ و اثرگذار در علم سیاست به شمار میرود و ابعاد مختلف تجربه رهبری ایشان همچنان ظرفیت پژوهش و بهرهبرداری نظری و عملی دارد.
عدالت بدون شفافیت، نقد قدرت و مسئولیتپذیری نهادها محقق نمیشود
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر اینکه عدالت همچنان یکی از مسائل اساسی ایران و جهان است، گفت: اندیشه امام خمینی(ره) در حوزه عدالت، حتی در شرایط کنونی و در دل نظام سرمایهداری جهانی نیز میتواند الهامبخش شکلگیری انگیزهها، اندیشهها و سازوکارهایی برای نزدیک شدن به جهانی عادلانهتر باشد.
شاکری در پاسخ به پرسشی درباره نسبت تأکید امام خمینی(ره) بر مستضعفان و محرومان با سیاستهای اقتصادی امروز، از جمله خصوصیسازی، اقتصاد بازار و تعامل با اقتصاد جهانی، اظهار کرد: مسئله عدالت به یکی از مهمترین دغدغههای بشری در جهان معاصر تبدیل شده است و آثار و پیامدهای بیعدالتی را میتوان در زندگی تودههای مردم مشاهده کرد. با این حال، نمیتوان برای این مسئله پیچیده راهحلی فوری و نهایی ارائه داد و تحقق عدالت نیازمند تأملات عمیق نظری و عملی است.
وی افزود: البته این تأملات نباید ما را از کنش و عمل در مسیر عدالت دور کند. در دورهای که امام خمینی(ره) گفتمان مستضعفان و محرومان را مطرح کرد، جهان تحت تأثیر نوعی دوگانه قرار داشت؛ از یک سو محرومان و مستضعفان و از سوی دیگر ثروتمندان، قدرتهای امپریالیستی و صاحبان سرمایه قرار داشتند که بخش مهمی از ثروت خود را از طریق بهرهکشی به دست آورده بودند.
عدالت؛ مسئلهای جهانی در عصر سرمایهداری
شاکری ادامه داد: این دوگانه را میتوان هم در اندیشه امام خمینی(ره) و هم در جنبشهای ضداستعماری و استقلالطلبانه کشورهای جهان سوم مشاهده کرد. هرچند نظام دوقطبی آن دوران بیش از آنکه مبتنی بر عدالت باشد، بر پایه منافع قدرتهای جهانی شکل گرفته بود، اما مسئله عدالت در بستر آن شرایط اهمیت ویژهای پیدا کرد.
وی تصریح کرد: امروز نیز در فضای سرمایهداری جهانی، انباشت ثروت در دست گروهی محدود و گسترش محرومیت برای بخشهای وسیعی از جامعه، موجب شده است که عدالت همچنان به یک مسئله اساسی در همه کشورها، از جمله ایران، تبدیل شود. گاه فاصله میان برخورداران و محرومان به اندازهای افزایش مییابد که حتی درک متقابل و همدلی میان این دو گروه نیز دشوار میشود.
عدالت از منظر امام؛ پیوند حق، انصاف و مسئولیت اجتماعی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به نظریههای معاصر عدالت گفت: در دهههای اخیر، نظریهپردازانی همچون جان رالز با ارائه نظریه عدالت، تحولات مهمی در فلسفه سیاسی و نظریهپردازی اجتماعی ایجاد کردند و بسیاری از اندیشمندان، از جمله متفکران دینی، تلاش کردند با بهرهگیری از این مباحث، نسبت میان عدالت و ارزشهای دینی را بازاندیشی کنند.
وی افزود: عدالت در نهایت به خود انسان و وجدان انسانی بازمیگردد. انسان به عنوان عضوی از جامعه بشری، در گذشته، حال و آینده، همواره با مسئله عدالت مواجه بوده است. فرد در فعالیت اقتصادی و تولید ثروت، حق دارد برای پیشرفت و رفاه خود تلاش کند و تولید ثروت نیز برای بقای جامعه ضروری است، اما مسئله اصلی آن است که این فرایند در نسبت با دیگران چگونه شکل میگیرد.
شاکری خاطرنشان کرد: عدالت زمانی معنا پیدا میکند که در کنار حق فردی، انصاف نیز مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی فرصتها برای همه افراد به شکل برابر فراهم باشد، فساد وجود نداشته باشد و مناسبات اقتصادی و اجتماعی بر پایه روابط غیرشفاف، رانت و پارتیبازی شکل نگیرد.
عدالت؛ هم مسئولیت فردی و هم وظیفه نهادی
وی با تأکید بر دو بعد فردی و نهادی عدالت اظهار کرد: از منظر اندیشه امام خمینی(ره)، عدالت هم یک مسئولیت انسانی و اخلاقی برای هر فرد است و هم وظیفهای برای نهاد سیاست و حکومت. دولت و ساختارهای حکمرانی باید شرایطی را فراهم کنند که همه شهروندان از فرصتهای برابر برای فعالیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برخوردار باشند.
شاکری ادامه داد: عدالت تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه باید در شخصیت و رفتار رهبران سیاسی نیز تجلی پیدا کند. شهروندان باید این احساس را داشته باشند که رهبران و مسئولان کشور در برابر قانون متعهد هستند و در تصمیمگیریها و اقدامات خود به اصول اخلاقی و عدالت پایبند میمانند.
حکمرانی عادلانه باید در عملکرد نهادها نمایان شود
وی با بیان اینکه عدالت باید کارکرد عملی و عینی داشته باشد، گفت: مهمتر از شعار عدالت، ظهور و بروز آن در نظام حکمرانی است. حکمرانی مبتنی بر ارزشها، فضیلتها و قانون اساسی باید در رفتار همه نهادهای سیاسی، از عالیترین سطوح تا پایینترین ردههای اجرایی، قابل مشاهده باشد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی افزود: اگر در همه سازوکارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، از سرمایهگذاری و تولید گرفته تا توزیع منابع و فرصتها، دو اصل عدالت به عنوان یک ارزش انسانی و عدالت به عنوان یک اصل نهادی رعایت شود، زمینه تحقق جامعهای عادلانهتر فراهم خواهد شد؛ هرچند رسیدن به این هدف با دشواریها و موانع فراوانی همراه است.
امر به معروف و نهی از منکر باید متوجه نقد قدرت و ثروت باشد
وی در ادامه بر نقش نخبگان، دانشگاهیان، روشنفکران، روحانیت و مراجع دینی در تحقق عدالت تأکید کرد و گفت: یکی از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی و دینی ما، فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. به اعتقاد من، این اصل باید بیش از هر چیز متوجه نقد قدرت و ثروت باشد.
شاکری تصریح کرد: اگر امر به معروف و نهی از منکر را تنها به حوزههای محدود و فرعی تقلیل دهیم و آن را از مسائل اصلی و اولویتدار جامعه دور کنیم، در واقع از ظرفیت عظیم تاریخی و دینی آن برای تحقق عدالت غفلت کردهایم.
شفافیت؛ پیششرط تحقق عدالت
وی تأکید کرد: عدالت بدون شفافیت امکان تحقق ندارد. شهروندان باید اطمینان داشته باشند که استخدامها، جذب نیروها، توزیع منابع، واگذاریها، قراردادها و سایر تصمیمات مهم اقتصادی و اداری بر اساس ضوابط قانونی، شفاف و قابل نظارت انجام میشود. هرچه شفافیت بیشتر باشد، امکان تحقق عدالت نیز افزایش خواهد یافت.
تحقق عدالت نیازمند نظارت جامعه مدنی، مبارزه با فساد و مدیریت تعارض منافع است
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر ضرورت مبارزه ساختاری با فساد گفت: تحقق عدالت تنها با تصویب قوانین امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند شکلگیری یک نگرش انتقادی، نظارت مستمر و حضور نیروهای سالم و مسئولیتپذیر در جامعه مدنی است.
شاکری در ادامه مباحث خود درباره عدالت اظهار کرد: برای تحقق عدالت باید نگرش انتقادی نسبت به ساختارها و فرآیندها وجود داشته باشد. هرجا زمینه فساد وجود دارد، باید با بهرهگیری از دانش و تکنیکهای مدیریتی از شکلگیری آن جلوگیری کرد. همچنین مدیریت و کنترل تعارض منافع از مهمترین اقداماتی است که میتواند مسیر بروز فساد را محدود کند.
وی افزود: مبارزه با فساد تنها به برخورد با متخلفان محدود نمیشود، بلکه باید ریشههای آن نیز مورد بررسی قرار گیرد؛ اینکه فساد تا چه اندازه به ساختارهای قدرت و سیاست، روابط خویشاوندی، نفوذهای اجتماعی یا امتیازات شخصی و فردی بازمیگردد. بدون شناخت این عوامل، مبارزه با فساد به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
شاکری تصریح کرد: عدالت برای تحقق خود نیازمند همراهی یک نیروی کنشگر سالم در حوزه جامعه مدنی است. حضور نهادهای مدنی، گروههای اجتماعی و شهروندان مسئول میتواند به پیشبرد عدالت کمک کند و مانع از آن شود که قدرت و ثروت در ساختارهای غیرشفاف و نهادینهشده متمرکز شود.
حقوق اقلیتها را باید در منظومه فکری امام خمینی(ره) بررسی کرد
وی در پاسخ به پرسشی درباره نگاه امام خمینی(ره) به حقوق اقلیتهای دینی و قومی و نقدهایی که این نگاه را تابعی از فقه سنتی میدانند، اظهار کرد: این موضوع در واقع به مسئله مهم حقوق مردم بازمیگردد. برای تحلیل این مسئله باید ابتدا ساختار و منظومه اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) را به درستی بازسازی و صورتبندی کنیم.
وی افزود: یکی از مباحث مهمی که امام خمینی(ره) در برخی آثار خود، از جمله در کتاب «اربعین حدیث»، به آن اشاره کردهاند، موضوع طبقهبندی علوم شرعی و نسبت میان سطوح مختلف معرفت دینی است. در این چارچوب، علوم الهی و کمالی جایگاهی بنیادین دارند و فردی که میخواهد در جامعه نقش هدایتگر و اثرگذار ایفا کند، باید از مراتب بالای معرفت و خودسازی برخوردار باشد.
خودسازی رهبر؛ مبنای مسئولیتپذیری سیاسی
شاکری خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) در سنت عرفانی ابنعربی پرورش یافته بود و از ظرفیتهای قابل توجه فلسفی، معرفتی و عرفانی برخوردار بود. جمع میان عرفان نظری و عرفان عملی در شخصیت ایشان ویژگی کمنظیری به شمار میرود که در میان رهبران سیاسی جهان کمتر میتوان نمونهای مشابه برای آن یافت.
وی ادامه داد: این خودسازی و کمال معنوی، زمینهساز پذیرش مسئولیت رهبری و ایفای صحیح آن میشود. از این منظر، اعتبار فقه در اندیشه امام خمینی(ره) تنها به دانش فقهی محدود نمیشود، بلکه از اخلاق، معرفت الهی و کمالات انسانی نیز تأثیر میپذیرد. اگر این ابعاد نادیده گرفته شوند، فقه به مجموعهای از تکنیکها و قواعد صرف فروکاسته خواهد شد.
حقوق اقلیتها، زنان و اقوام در پرتو انسانشناسی و هستیشناسی امام
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی اظهار کرد: امام خمینی(ره) از یک هستیشناسی و انسانشناسی مشخص برخوردار است و حقوق اقلیتهای دینی، اقوام، زنان، مردان، کودکان و خانواده را باید در چارچوب همین منظومه فکری مورد بررسی قرار داد.
وی افزود: این حقوق، جلوههای گوناگون حقوق انسان در عرصههای مختلف زندگی هستند و برای فهم آنها باید دید در ساختار معرفتی و فکری امام چگونه صورتبندی شدهاند. به همین دلیل، تحلیل این مسائل صرفاً با استناد به برخی احکام فقهی یا گزارههای منفرد امکانپذیر نیست و باید کلیت اندیشه ایشان را در نظر گرفت.
حقوق مردم در اندیشه امام بر پایه نظم اجتماعی مورد پذیرش جامعه شکل میگیرد
شاکری تصریح کرد: به اعتقاد من، حقوق مردم در اندیشه امام خمینی(ره) در ارتباط با اکثریت جامعه و نظم اجتماعی مورد پذیرش آن شکل میگیرد. در جامعهای که اکثریت مردم مسلمان هستند و خواهان زیست در چارچوب یک نظام اسلامیاند، بسیاری از حقوق و مناسبات اجتماعی در نسبت با همین نظم جمعی تعریف میشود.
وی ادامه داد: از این منظر، میان مبانی معرفتی، اخلاقی و فقهی در اندیشه امام پیوندی منسجم وجود دارد و همین پیوند امکان استخراج دیدگاههای ایشان درباره حقوق اقلیتها، اقوام و سایر گروههای اجتماعی را فراهم میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی در پایان تأکید کرد: بررسی حقوق اقلیتها و حقوق مردم در اندیشه امام خمینی(ره) مستلزم توجه به پیشفرضهای معرفتی و انسانشناختی این منظومه فکری است؛ پیشفرضهایی که بدون در نظر گرفتن آنها نمیتوان به تحلیل دقیق و منصفانهای از آرای ایشان دست یافت.
انتهای پیام

