۱۴۰۵-۰۳-۱۴ | ۱۰:۳۰
منبع: نمایندگی اصفهان
جامعیت شخصیت امام خمینی(ره)؛ از فلسفه و عرفان تا الهیات اجتماعی

جامعیت شخصیت امام خمینی(ره)؛ از فلسفه و عرفان تا الهیات اجتماعی

اصفهان (ایسنا) - عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان معتنقد است امام خمینی(ره) به دلیل برخورداری از نگاهی جامع به ابعاد معرفتی، معنوی، فلسفی و اجتماعی انسان، شخصیتی تحول‌آفرین و تمدن‌ساز بود که اندیشه‌های وی در فلسفه، عرفان و سیاست بر پایه حکمت متعالیه شکل گرفت و نقش دین را در همه عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی تبیین کرد.

در تاریخ اندیشه اسلامی، شخصیت‌هایی ماندگار و اثرگذار شناخته می‌شوند که توانسته‌اند میان ساحت‌های مختلف معرفت انسانی پیوندی عمیق برقرار کنند و از مرزهای یک دانش یا یک حوزه فکری فراتر روند. امام خمینی(ره) از جمله متفکرانی است که شناخت ایشان صرفاً از دریچه سیاست و رهبری یک انقلاب، تصویری کامل از ابعاد وجودی و فکری وی به دست نمی‌دهد. بنیان‌های نظری اندیشه امام در بستری از فلسفه اسلامی، عرفان نظری، اخلاق و تفسیر دینی شکل گرفته بود و همین پشتوانه معرفتی، نگاه وی را به انسان، جامعه و حکومت از بسیاری از رویکردهای رایج متمایز می‌کرد.

تأمل در آثار فلسفی و عرفانی امام نشان می‌دهد که پیش از آن که یک رهبر سیاسی باشد، متفکری دغدغه‌مند در باب حقیقت انسان و جایگاه وی در نظام هستی بود. مباحث مربوط به خودسازی، سلوک معنوی، مراتب وجود و نسبت انسان با خداوند در نوشته‌ها و درس‌های ایشان جایگاهی برجسته دارد.

از این رو، برای بررسی بیشتر شخصیت امام خمینی(ره) از نگاه فلسفه و عرفان با حجت‌الاسلام جعفر شانظری، عضو هئیت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه آن را می‌خوانید:

امام خمینی(ره) چه تلقی و برداشتی از دین و معرفت دینی داشتند و این رویکرد چه تأثیرات و پیامدهایی در عرصه اندیشه اسلامی، جامعه و نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر جای گذاشت؟

اگرچه در طول تاریخ انقلاب اسلامی، آثار، نوشته‌ها، مقالات و کتاب‌های فراوانی درباره شخصیت امام خمینی(ره) نگاشته شده است، اما به اختصار می‌توان گفت که انسان‌های بزرگ در عرصه تاریخ بشر، از ویژگی بنیادین «جامع‌نگری» و «کل‌نگری» برخوردارند. مراد از کل‌نگری آن است که انسان در عرصه‌ها و ساحت‌های گوناگون وجودی به رشدی متعالی دست یافته باشد؛ چنین انسانی، هم در ساحت معرفت و هم در عرصه رفتار،عقلانیت، بعد قلبی و معنوی و نیز در عرصه‌های فردی و اجتماعی، از جامعیتی ویژه برخوردار است. همین جامعیت و کل‌نگری است که منشأ احیا، تحول و تمدن‌سازی در یک جامعه می‌شود.

فارغ از نقش سیاسی و انقلابی امام خمینی(ره)، شخصیت علمی، فلسفی و عرفانی ایشان چگونه قابل تبیین است؟

شخصیت حضرت امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه) از این سنخ شخصیت‌ها بود. ایشان در عرصه عقل‌گرایی و فلسفه، در حوزه عرفان و ساحت قلبی و نیز در میدان سیاست و اجتماع، شخصیتی ممتاز و اثرگذار بودند. حیات سیاسی ایشان نیز گویای همین جامعیت شخصیتی است. این کل‌نگری موجب می‌شود که نگاه به دین نیز نگاهی جامع باشد؛ زیرا اگر دین‌های الهی و به‌ویژه دین حضرت خاتم(ص) برای ساختن و تعالی انسان و ایجاد تمدن آمده‌اند، تنها در صورتی می‌توانند این نقش را ایفا کنند که گزاره‌های آن‌ها ناظر به تمامی ساحت‌های وجودی انسان باشد. هنگامی که به دین پیامبر اعظم(ص) و تجلی آن در قرآن کریم می‌نگریم، این جامعیت و کل‌نگری به‌روشنی مشاهده می‌شود. قرآن کریم هم به ساحت طبیعی و زیست مادی انسان و هم ساحت معرفتی، ابعاد قلبی، عاطفی و معنوی وی توجه دارد. اگر قرآن را با این نگاه بررسی کنیم که مخاطب آن انسانی قرار دارد که دارای سه ساحت معرفتی، عاطفی و جسمانی است، خواهیم دید که آموزه‌های آن در پی تعالی هر سه ساحت هستند. در ساحت ظاهری و جسمانی، هدف آن ارتقای طهارت، پاکیزگی و سلامت جسم است؛ در ساحت عاطفی و قلبی، مباحث اخلاقی و تهذیب نفس را مطرح می‌کند که زمینه آرامش و آسایش انسان را فراهم می‌سازد؛ و در ساحت عقلی، معرفتی عمیق و گسترده در حوزه هستی‌شناسی و انسان‌شناسی به انسان عطا می‌کند که منشأ تعالی فکری وی می‌شود.با چنین نگاهی، شخصیتی مانند امام خمینی(ره) را می‌توان شخصیتی جامع دانست. 

 امام خمینی(ره) در حوزه فلسفه و عرفان اسلامی از کدام مکاتب و اندیشمندان برجسته تأثیر پذیرفته بودند و این تأثیرات در آثار و اندیشه‌های ایشان چگونه نمود یافته است؟

آثار فلسفی ایشان، از جمله تقریرات فلسفی در شرح منظومه و شرح اسفار ملاصدرا، همچنین آثار تفسیری ایشان در حوزه قرآن کریم که در چندین جلد منتشر شده‌اند و نیز آثار عرفانی و دیوان اشعار ایشان، همگی نشان می‌دهند که ایشان شخصیتی جامع‌نگر و کل‌نگر بودند؛ شخصیت‌هایی که می‌توانند منشأ تحول در ساحت انسانی شوند. البته گاهی یک بعد از حیات چنین شخصیت‌هایی، مانند حیات سیاسی امام خمینی(ره)، چنان برجسته می‌شود که سایر ابعاد شخصیت ایشان کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

حضرت امام خمینی(ره) از حیث فلسفی، همانند علامه طباطبایی، متأثر از حکمت متعالیه بودند؛ مکتبی که جمع میان عقل، نقل و قلب، یا به تعبیر دیگر جمع میان عرفان، برهان و قرآن است و به‌عنوان تعالی‌یافته‌ترین نظام فلسفی در جهان اسلام شناخته می‌شود. ایشان در مباحث فلسفی، شارح و گسترش‌دهنده اندیشه حکمت متعالیه بودند. تقریرات فلسفی ایشان در شرح اسفار و نیز شرح منظومه ملاهادی سبزواری، نشانه روشنی از این تأثیرپذیری و نقش‌آفرینی علمی است. در عرصه عرفان نیز ایشان از محضر استادان برجسته‌ای چون میرزا جواد ملکی بهره بردند. با این حال، با توجه به آثاری چون «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه» و نیز مجموعه آثار و اندیشه‌های عرفانی ایشان، روشن است که خود صاحب یک مکتب و مسلک عرفانی بودند. در مجموعه مقالات مربوط به کنگره اندیشه اخلاقی و عرفانی حضرت امام(ره)، مقاله‌ای با نام «اسفار اربعه» از منظر ایشان وجود دارد که نشان می‌دهد چهار سفر معنوی و سلوک عرفانی را با تقریری نوین و متفاوت از دیگر دیدگاه‌ها تبیین کرده‌اند.

مبانی فلسفی و عرفانی امام خمینی(ره) تا چه میزان در شیوه حکمرانی، تصمیم‌گیری‌های کلان و الگوی رهبری ایشان تأثیرگذار بود؟

همان نگاه جامع و عقل‌گرایانه‌ای که مبنای آن حکمت متعالیه بود، در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز در اندیشه امام خمینی(ره) تجلی یافت. عقل‌گرایی اجتماعی ایشان بر مبانی حکمت متعالیه استوار بود؛ همان فلسفه‌ای که بر این اصل تأکید دارد که حاکمیت و ولایت از آن خداوند است و نظام سیاسی و اجتماعی باید بر پایه مبانی وحیانی ترسیم شود. این نگرش حکمی، فلسفی و عرفانی، زمینه‌ساز تحولی بنیادین در تاریخ معاصر ایران شد. این تحول، ریشه در نگاه خاص ایشان به انسان داشت؛ نگاهی که انسان را صرفاً موجودی دارای زیست طبیعی نمی‌دانست، بلکه بر اهمیت زیست معنوی تأکید می‌کرد. از سوی دیگر، ایشان معتقد بودند که انسان نباید تنها در ساحت فردی تعریف شود، بلکه باید در قالب یک زیست اجتماعی به تکامل برسد. چنین بینش‌هایی که سرچشمه آن‌ها حکمت متعالیه بود، موجب شد امام خمینی(ره) منشأ تحول و نوگرایی در عرصه حکمرانی در جهان معاصر شوند.

امام خمینی(ره) با توجه به جایگاه علمی و مرجعیت دینی خود، چه نگاهی به حوزه‌های علمیه و روحانیت داشتند؟ ایشان چه ویژگی‌ها و شاخص‌هایی را برای «روحانیت تراز اسلامی» ترسیم می‌کردند و این الگو چه نسبتی با نیازهای جامعه اسلامی داشت؟

ایشان با تفکرات متحجرانه‌ای که در بخشی از تاریخ حوزه‌های علمیه وجود داشت و نقش دین را در مدیریت و عرصه اجتماع کمرنگ می‌کرد، مخالفت داشتند. در منشور روحانیت نیز به‌صراحت بر این مسئله تأکید کرده‌اند. نگاه قشری به دین، تحجرگرایی، جمود فکری و رویکردهای اشعری‌مسلک، همگی مورد نقد ایشان بود. در مقابل، ایشان نقش روحانیت را در چارچوب «الهیات اجتماعی» تفسیر می‌کردند.

مهم‌ترین اصول، مبانی و اندیشه‌های مشترک میان امام خمینی(ره) و رهبران پس از ایشان در حوزه دین، انقلاب، ولایت فقیه و حکمرانی اسلامی را چگونه می‌توان تبیین کرد؟

 الهیات اجتماعی به این معناست که وحی و معارف الهی باید در تمامی عرصه‌های جامعه، از سیاست و مدیریت گرفته تا تربیت، اقتصاد و روابط بین‌الملل، حضور و تجلی داشته باشند. رهبر شهید بزرگوار انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز همین مسیر را دنبال کرده و الهیات اجتماعی را ترویج کرده‌اند. این نگاه به دین، نگاهی بنیادین و تمدن‌ساز است؛ نگاهی که می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی در عرصه‌های علمی، سیاسی، اجتماعی و سایر ابعاد حیات بشری باشد.

عیب از ماست اگر دوست ز ما مستور است
دیده بگشا که بینی همه عالم طور است
یارب این پرده پندار که در دیده ماست
باز کن تا که ببینیم همه عالم نور است

با توجه به اشعاری از امام خمینی(ره)، این نگاه، نگاهی عمیقاً توحیدی و نورانی است که انسان را به پیوند میان زمین و آسمان و به نگرشی متعالی نسبت به انسان و جهان فرامی‌خواند؛ نگرشی که بر محبت، مودت و اتحاد استوار است و عناصری که زیربنای جامعه مبتنی بر الهیات اجتماعی را شکل می‌دهند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای