به گزارش ایسنا عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان و رئیس پژوهشکده شورای نگهبان، در فراق امام شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای دلنوشتهای منتشر کرد.
در بخشی از این دلنوشته آمده است که آقای من شاهد بودیم چه خون دلها خوردی برای اعتلای دین خدا و عزت کشور اسلامی، اما هیچگاه دم نزدی و از کسی گلایه نکردی، چون جان و آبروی ارزشمند خود را در راه خدا هدیه کرده بودی و منتظر قبول آن از سوی باری تعالی.
متن کامل این دلنوشته به شرح زیر است:
«آقای من، فراقت از چله گذشت و کمکم جای خالیات بر دلم سنگینی میکند. هنوز باورمان نمیشود که ما را تنها گذاشتی و رفتی. چه زود که شربت لب لعلت را نچشیدیم و ما را ترک نمودی. آقای من میدانی بر قلب شکسته ما چه میگذرد؟ میدانی که روز و شب دنبالت میگردیم، شاید اثری از تو بیابیم؟ افسوس که دیگر خندههایت ما را شاد نمیکند و دریغ که شاهد چهره زیبایت نخواهیم بود. آقای من تو کجا و من کجا؟ تو شهد شهادت را چشیده و ما هنوز در خم اول کوچه هستیم. آقای من خاطرت هست که نگران صف آخریها بودی، خود، اما صف اولی شدی؟ صف اول خدمت، صف اول شجاعت و در نهایت صف اول شهادت.
گفته شده که سارتر انسانها را جستجوگران معنا میخواند و ویکتور فرانکل نیز انسان را کاوشگر معنا میدانست، از این رو شاید بتوان درکی داشت از همت والای تو آنگاه که عزم بر روشنگری کردی و یکتنه پردازش و پالایش دین را در دوران خفقان ستمشاهی بر دوش کشیدی، چون در جستجوی معنا بودی. آقای من دوریت سوزناک است و بس غمناک، اما چه کنیم که دستمان از تو کوتاه است. آقای من شاهد بودیم چه خون دلها خوردی برای اعتلای دین خدا و عزت کشور اسلامی، اما هیچگاه دم نزدی و از کسی گلایه نکردی، چون جان و آبروی ارزشمند خود را در راه خدا هدیه کرده بودی و منتظر قبول آن از سوی باری تعالی.
تو شهیدی شاهد بودی و راه را نشان میدادی. راه رسیدن به عدالت، راه نیل به کمال، راه علم الیقین و عین الیقین. سرور من اکنون شکایت به که برم و از کدامین راهبر نقشه راه طلب کنم؟ تو بگو جانان من. اکنون چگونه به میهمانی الهی رمضان پای بگذارم وقتی تو راهنما نیستی؟ و آخرین ضیافت رمضان را با ما همراه نشدی! منتظرت بودیم. خیل مشتاقان امسال بی تو روزه گشودند و نماز عید شکر را بدون تو اقامه کردند...
آقای من تو بگو اکنون کجا روم و شکایت به که برم از تنهاییت؟ از فقدانت؟ در فقد نبی (ص) و ولی (عج) به تو دلخوش بودیم آن را نیز از ما دریغ کردی؟
اکنون چله عروج آسمانی تو گذشت و فوز عظیم را در آغوش گرفتی و ما را با خسران اعظم روبهرو ساختی. تو مقبول شدی و ما مغبون. تو صف اول شدی و ما شاید که صف آخر نیز نه. تو مُسْتَجابُ الدَّعْوَةِ شدی و ما همچنان در صف منتظران تا چه نویسند و کدامین را برگزینند.
ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
بر در تو نشستهام منتظر عنایتی
ورچه نثار تو کنم جان، نرهم ز درد تو
نیست از آنکه تا ابد عشق تو را نهایتی
دل ز فراق گشت خون، جان به لب آمد از غمت
زحمتم آید، ار کنم از غم تو حکایتی
(عراقی)
تو و پیر و مرادت خمینی روحالله (ره) جامعه را به مقام امامت رساندید که امروز حتی در غیبت شما راهتان را سرسختانه و پرشور ادامه میدهند. رهبر شهید هر ساله در ۱۴ خرداد منتظر بودیم تا درسی دیگر از مکتب خمینی کبیر (ره) عرضه بداری و منشور انقلاب را برای سالی دیگر نو کنی، اما صد افسوس که ۱۴ خرداد امسال دو غم را با هم داشت، غم عروج روحالله و شهادت سید علی. اعیاد امسال ما همراه بود با مرثیهخوانی از دست دادن استاد و شاگرد. امام شهید غم دوری تو سنگینتر از آنی است که در این سطور جای شود. غم تو همیشه تاریخ با ما خواهد بود همانگونه که غم شهادت علی (ع) و حسین (ع) با ما ماندگار شده است.
امید آن بود که نماز را در مسجد الاقصی با تو بگزاریم، افسوس، اما که شوق تو برای دیدار یار مانع این فیض شد و اکنون تنها میراث ما درسهایی است که در مکتب تو فرا گرفتهایم، درس شجاعت، درس مقاومت، و درس بندگی درگاه الهی. امروز جاماندگان تو امید آن دارند تا راه ترا محکم و استوار بپیمایند و علم اسلام به دست آن دلربای پنهان از دیدها بسپارند؛ لذا استغاثه به درگاهش میآوریم که: «اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ» ...
اکنون که دستمان خالی است، هر لحظه دعا میکنیم.
دستِ مرا بگیر خدایا
دستی که کورمال، به هر سوی.
در جستجوی توست
و البته امیدوارانه میخوانیم که
روزی تو خواهی آمد از کوچههای باران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران.»
انتهای پیام

