پروین صفوی در گفتوگو با ایسنا در خصوص حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده، اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تولد خواهر یا برادر جدید، نگران از دست دادن توجه، محبت و جایگاه خود در خانواده هستند، در این خصوص، آنچه اهمیت زیادی دارد، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک است.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان ادامه داد: در بیشتر موارد این حسادت یک واکنش طبیعی به تغییر ساختار خانواده محسوب میشود، کودک بزرگتر پیش از تولد نوزاد جدید، مرکز توجه خانواده بوده است، اما پس از تولد نوزاد، محبت و توجه والدین تقسیم میشود، بنابراین این احساس لزوماً نشانه مشکل روانی در کودک نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط جدید است.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان افزود: از مهمترین دلایل شکلگیری حسادت پس از تولد فرزند جدید، میتوان به کاهش توجه به فرزند اول اشاره کرد، نوزاد به طور طبیعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی از سوی والدین است و کودک بزرگتر ممکن است این موضوع را به معنای بیاهمیت شدن خود یا کمارزش شدن جایگاهش نزد والدین تعبیر کند.
وی تصریح کرد: همچنین کودک ممکن است احساس کند جایگاه خود را از دست داده و دیگر اهمیت سابق را برای والدین ندارد، از طرف دیگر، ممکن است خود را با نوزاد مقایسه کند یا والدین با به کار بردن جملات مقایسهای میان فرزند کوچکتر و فرزند بزرگتر، این مقایسه را تشدید کنند که این موضوع میتواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.
صفوی توضیح داد: تغییرات ناگهانی در شرایط زندگی، مانند جابهجایی اتاق، شروع مهدکودک، سپردن کودک به مراقبی دیگر یا کاهش زمانی که برای فرزند بزرگتر اختصاص داده میشود، میتواند موجب ایجاد حس ناامنی و افزایش حسادت در فرزند اول شود.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بیان کرد: ویژگیهای شخصیتی کودک نیز در این میان اهمیت دارد، به عنوان مثال، کودکان حساستر، مضطربتر یا وابستهتر معمولاً واکنشهای شدیدتری از خود نشان میدهند.
وی در خصوص تأثیر سن کودک بر شدت و نوع حسادت، اظهار کرد: این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است، در سنین دو تا چهار سالگی معمولاً شدیدترین واکنشها مشاهده میشود، زیرا کودک هنوز مفهوم اشتراکگذاری محبت را درک نمیکند، در این سن، کودک ممکن است به رفتارهای سنین پایینتر برگرد، برای مثال، کودکی که کنترل ادرار داشته است ممکن است دچار شبادراری شود یا رفتارهایی مانند مکیدن انگشت و صحبت کردن با لحن کودکانه در او تشدید شود.
صفوی افزود: در سنین پنج تا هفت سالگی، حسادت بیشتر به شکل رقابت، لجبازی یا شکایت از تبعیض والدین میان فرزندان بروز پیدا میکند، در این سن، کودک توانایی بیشتری برای بیان احساسات خود دارد، در سن هشت سال به بالا، معمولاً حسادت پنهانتر است و امکان دارد، به شکل گوشهگیری، ناراحتی، افت انگیزه یا رفتارهای رقابتی ظاهر شود.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در خصوص تفاوت میان حسادت طبیعی و حسادتی که نیاز به مداخله تخصصی و درمانی دارد، گفت: حسادت طبیعی بین فرزندان معمولاً به صورت ناراحتی، گاهی همراه با اعتراض، درخواست توجه بیشتر یا بروز رفتارهای رقابتی جزئی دیده میشود و این علائم بهتدریج کاهش پیدا میکنند.
وی افزود: اما حسادتی که نیاز به بررسی تخصصی و احتمالاً مداخله روانپزشکی یا روانشناسی دارد، میتواند با علائمی همراه باشد، برای مثال، اگر کودک به مدت چند هفته یا چند ماه پرخاشگری شدیدی نسبت به نوزاد تازه متولدشده داشته باشد، قصد آسیب رساندن عمدی به فرزند کوچکتر را داشته باشد، دچار افسردگی، گوشهگیری یا غمگینی شدید شود، افت شدید عملکرد تحصیلی پیدا کند یا برای مدت طولانی با اضطراب شدید و اختلال خواب درگیر باشد و همچنین رفتارهای پسرفتی مداوم نشان دهد، در این موارد نیاز به مشورت با روانپزشک یا روانشناس کودک وجود دارد.
صفوی با اشاره به نشانههای حسادت در کودکان گفت: حسادت همیشه به صورت مستقیم بیان نمیشود، گاهی ممکن است به شکل چسبندگی بیش از حد کودک به والدین، بهانهگیری و قشقرق، لجبازی، مخالفت با قوانین خانه، گریههای مکرر و زیاد، درخواست بغل شدن یا شیر خوردن مانند نوزاد، تلاش برای جلب توجه به هر شکل ممکن یا کنارهگیری و سکوت غیرمعمول بروز پیدا کند.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان یادآور شد: پرخاشگری، لجبازی و افت تحصیلی گاهی نوعی پیام غیرمستقیم از سوی کودک هستند، کودک با این رفتارها در واقع میخواهد به والدین بگوید که هنوز به توجه و محبت آنها نیاز دارد، ممکن است کودک متوجه شود که نوزاد هنگام گریه مورد توجه قرار میگیرد، بنابراین او نیز با لجبازی، بدرفتاری یا انجام ندادن تکالیف خود تلاش میکند توجه والدین را جلب کند.
وی در خصوص روشهای مؤثر برای کاهش حسادت در کودکان، توضیح داد: یکی از مهمترین اقداماتی که والدین میتوانند انجام دهند، اختصاص زمان ویژه به فرزند بزرگتر است، یعنی زمانی اختصاصی که والد و کودک به صورت دونفره در کنار هم وقت بگذرانند و بازیها و فعالیتهای مورد علاقه کودک را انجام دهند، همچنین اختصاص روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توجه ویژه به فرزند بزرگتر میتواند مؤثر باشد.
صفوی اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، پذیرش احساسات کودک است، به جای سرزنش او، والدین میتوانند از جملاتی مانند میبینم ناراحتی که امروز بیشتر کنار فرزند کوچکتر بودم استفاده کنند، این موضوع به کودک کمک میکند احساسات خود را بشناسد و بتواند آنها را بیان کند.
این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان توضیح داد: همچنین باید از هرگونه مقایسه میان فرزند بزرگتر و نوزاد اجتناب شود، هرگونه مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم میان دو فرزند میتواند موجب تشدید رقابت شود، لازم است روحیه همکاری به جای رقابت در فرزند شکل بگیرد، برای مثال، به جای اینکه به فرزند بگوییم تو بهترین فرزند خانواده هستی، میتوانیم بر همکاری و کمک متقابل تأکید کنیم، همچنین باید به رفتارهای مثبت کودک توجه شود، برای نمونه، زمانی که رفتار خوبی با نوزاد دارد، کودک مورد تحسین قرار گیرد.
وی با بیان اینکه مشارکت دادن کودک در مراقبت از نوزاد نیز میتواند فواید و محدودیتهایی داشته باشد، گفت: از جمله فواید آن میتوان به افزایش احساس تعلق، کاهش احساس طردشدگی تقویت مسئولیتپذیری و ایجاد ارتباط عاطفی با نوزاد اشاره کرد، فعالیتهایی مانند انتخاب لباس نوزاد، قصه گفتن برای او و کمک در چیدن وسایل نوزاد از جمله این موارد هستند، اما محدودیت آن این است که نباید نقش والد به کودک بزرگتر واگذار شود و مسئولیتهای سنگین برای او در نظر گرفته شود، همچنین کمک کردن باید کاملاً داوطلبانه باشد و هیچ اجباری در میان نباشد.
صفوی در خصوص بازیها و فعالیتهای خانوادگی که میتوانند رابطه میان فرزندان را تقویت کنند، خاطرنشان کرد: بازیهای مشارکتی، بازیهایی که همه اعضای خانواده در آن حضور دارند، قصهگویی خانوادگی، انجام کارهای هنری مشترک و بازیهای نقشآفرینی میتوانند در تقویت این موضوع مفید باشند.
انتهای پیام

