یکی از نکات مهم این نمایش، استفاده از اشعار فردوسی در دیالوگهای دو سرباز بود. آنها در بخشهایی از اجرا، اشعاری از فردوسی میخواندند و همین مسئله به نمایش حال و هوایی حماسی و ادبی میبخشید. حضور کلام فردوسی در دهان دو سرباز، پیوندی میان جنگ معاصر یا موقعیت نمایشی با گذشتهای اسطورهای و حماسی ایجاد میکرد. این انتخاب، باعث میشد جنگ در نمایش فقط یک درگیری ساده و روزمره دیده نشود، بلکه مفهومی عمیقتر و ریشهدارتر پیدا کند، گویی سربازان نه فقط درباره یک نبرد مشخص، بلکه درباره سرنوشت انسان در میدان جنگ سخن میگویند.
طراحی صحنه نیز ساده اما معنادار بود. اطراف صحنه جعبههایی قرار داشت که به نظر میرسید علاوه بر کارکرد بصری، میتوانستند نمادی از سنگر، مانع، بار جنگ یا حتی محدودیتهای ذهنی و روحی شخصیتها باشند. این جعبهها فضای نمایش را از حالت خالی خارج میکردند و به صحنه نوعی هندسه خشک و نظامی میدادند. حضور این عناصر در کنار نورپردازی قرمز و تاریکی ابتدایی، به فضای اثر انسجام میبخشید و حس محاصره، فشار و ناامنی را تشدید میکرد.

در طول نمایش، دو سرباز درباره جنگ صحبت میکردند. گفتوگوهای آنها بر محور جنگ، عشق و خانواده بود، اما نکته قابل توجه این بود که نمایش فقط به بیان مستقیم تلخیهای جنگ بسنده نمیکرد. در میان این گفتوگوها، جملاتی از شکسپیر نیز شنیده میشد. استفاده از متن و جملات شکسپیر در کنار اشعار فردوسی، ترکیبی جالب و غیرمنتظره ساخته بود، ترکیبی که از یک سو ریشه در ادبیات کلاسیک فارسی داشت و از سوی دیگر به ادبیات نمایشی جهان متصل میشد. این همنشینی، به اثر حالتی فراتر از یک روایت ساده جنگی میداد و آن را به متنی ادبیتر و تأملبرانگیزتر تبدیل میکرد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم نمایش، تغییر مداوم نورپردازی در طول اجرا بود. نور در این اثر فقط یک ابزار روشنکننده صحنه نبود، بلکه بخشی از روایت محسوب میشد. تغییر نورها به شکل مستقیم بر حس و حال صحنه اثر میگذاشت و هر بار فضای تازهای ایجاد میکرد. از تاریکی و سرخی آغازین گرفته تا تغییراتی که در ادامه رخ میداد. نورپردازی به تماشاگر کمک میکرد که با وضعیت روحی شخصیتها و تغییرات فضای نمایشی همراه شود. این تغییرات نشان میداد که اجرا تلاش دارد، از امکانات بصری برای انتقال معنا بهره ببرد و تنها متکی به دیالوگ نباشد.
در میانه نمایش، لحظاتی نیز وجود داشت که تماشاگران میخندیدند و لحظاتی از طنز یا موقعیتهای چندمعنایی نیز در دل روایت قرار داشت. همین امر باعث میشد نمایش از یکنواختی فاصله بگیرد و مخاطب در طول اجرا با احساسات گوناگون مواجه شود. خنده تماشاگران در چنین نمایشی میتواند نشانه آن باشد، که اثر توانسته میان تلخی جنگ و لحظات انسانیتر، تعادل ایجاد کند، تعادلی که به جذابیت و تأثیرگذاری اجرا افزوده بود.

از بخشهای قابل توجه دیگر نمایش، تقابل دو نگاه متفاوت در میان دو سرباز بود. یک سرباز درباره عشق سخن میگفت و سرباز دیگر از اشعار فردوسی میخواند. این تقابل، از مهمترین لایههای معنایی نمایش به شمار میرفت. در یک سو، عشق به عنوان احساسی انسانی، لطیف و شخصی مطرح میشد و در سوی دیگر، شعر فردوسی یادآور حماسه، نبرد، تاریخ و سرنوشت جمعی بود. این دوگانگی، نمایش را از یک روایت صرفاً جنگی فراتر میبرد و آن را به تأملی درباره انسان تبدیل میکرد، انسانی که حتی در دل جنگ نیز از عشق، شعر، خاطره و معنا جدا نمیشود.
سهیل سهیلی نویسنده و کارگردان نمایش «بوم» در گفتوگو با ایسنا، درباره شکلگیری ایده این نمایش اظهار کرد: ایده اصلی این نمایشنامه زمانی به ذهنم رسید که بهعنوان سرباز پدافند خدمت میکردم. همزمان با شروع جنگ، تصمیم گرفتم نمایشنامهای درباره زندگی و تجربه جنگ بنویسم. در این اثر سعی کردم تمام سیاهیها و تلخیهای جنگ را به شکل کامل اما از زاویهای متفاوت نشان بدهم.
وی ادامه داد: تناقض اصلی نمایش در اینجا است که شخصیتهای اصلی آن، دو موشک هستند که درباره زندگی حرف میزنند، موشکهایی که نمیخواهند منفجر شوند. نمایشنامه دو بخش دارد، یک بخش در لانه موشکی میگذرد که در آن دو موشک و یک پرنده وجود دارد و بخش دیگر در یک پادگان نظامی روایت میشود.
این نویسنده و کارگردان درباره روند نگارش اثر، اضافه کرد: بخش مربوط به پادگان کاملاً بر اساس تجربههای شخصی من در دوران سربازی نوشته شده است، از شخصیتپردازیها گرفته تا داستانهایی که در آن فضا شکل میگیرد. بعد از آن بخش موشکی را به نمایش اضافه کردم که حال و هوای فانتزیتری به اثر میدهد. در حال حاضر چهار شب است که اجرای این نمایش آغاز شده و خوشبختانه در این چهار شب با استقبال خوب مخاطبان روبهرو شدهایم.

سهیلی، درباره روند انتخاب بازیگران نیز بیان کرد: در این اثر خود، یکی از نقشها را بازی میکنم. در ابتدا تلاش داشتم فرد دیگری این نقش را بازی کند، اما در نهایت شرایط به گونهای پیش رفت، که خودم این نقش را اجرا کردم. حسام محدث از دیگر بازیگران این نمایش است که پیش از این بازیهای کمدی زیادی در تئاتر مشهد داشت. هنگام نوشتن نمایشنامه، او را برای این نقش در ذهن داشتم، بهویژه به دلیل تواناییاش در بازیهای کمدی و ویژگیهای خاصی که در اجرا دارد. روژان نیازی نیز از دیگر بازیگران این اثر است. در واقع پیش از آنکه نگارش نمایشنامه به پایان برسد، با بازیگران صحبت کرده بودم و حتی میتوان گفت، که شخصیتها تا حد زیادی بر اساس خود بازیگران شکل گرفتند.
وی درباره چالشهای تولید اثر، گفت: رساندن یک اثر به مرحله اجرا کار بسیار سختی است و مراحل مختلفی دارد، از گرفتن مجوز گرفته تا تمرینها و طی کردن یک پروسه طولانی. در سینما این مسیر معمولاً کوتاهتر است، اما در تئاتر این روند زمانبرتر است و همین موضوع باعث میشود که برای کار کردن در تئاتر به یک تیم بسیار همدل نیاز داشته باشید. خوشبختانه من این شانس را داشتم که چنین تیمی را پیدا کنم، چه در میان بازیگران و چه در میان عوامل پشت صحنه. درواقع این گروه از همان زمان نگارش متن شکل گرفت و تا امروز که نمایش روی صحنه است در کنار هم ماندهایم.
این کارگردان تئاتر درباره تفاوت این نمایش با آثار قبلی خود، خاطرنشان کرد: مهمترین تفاوت «بوم» با کارهای قبلی من این است که این نمایش به نظر من با زمانه خودش همزبانتر است. تجربههایی که در این سالها به دست آوردهام باعث شده است که نگاه متفاوتتری در این اثر داشته باشم. به نظرم اکنون بهترین زمان برای اجرای این نمایش بود، بهویژه در شرایطی که بسیاری درباره جنگ صحبت میکنند. تلاش کردم در این اثر زاویه نگاه متفاوتی به موضوع جنگ ارائه دهم و ببینم چه چیز تازهای میتوان به این بحث اضافه کرد.

سهیلی درباره وضعیت تئاتر مشهد، بیان کرد: در مدتی اجراهای تئاتر تعطیل شده بود، اما اکنون خوشبختانه دوباره اجراها آغاز شده است. اینکه در چنین شرایطی گونههای مختلف تئاتری روی صحنه میروند اتفاق خوبی است، چراکه معمولاً تئاتر نخستین حوزهای است که در شرایط دشوار تعطیل میشود. اکنون که دوباره اجراها جریان پیدا کرده، برای فضای تئاتر اتفاق مثبتی محسوب میشود.
جواد لیانی، تهیهکننده نمایش «بوم» در گفتوگو با ایسنا درباره دلیل انتخاب اثر «بوم» برای تولید و اجرای صحنهای آن اظهار کرد: در شرایط فعلی، تولید تئاتر و بهویژه تهیهکنندگی در این حوزه با چالشهای فراوانی همراه است. به طور کلی تهیهکنندگی تئاتر از نظر اقتصادی بازگشت قابل توجهی ندارد و میتوان گفت اقتصاد تئاتر، بهویژه در شهری مانند مشهد، هنوز به آن معنای واقعی شکل نگرفته است. با این حال در همین شرایط نیز تصمیم گرفتیم روی این اثر کار کنیم.
وی ادامه داد: یکی از دلایل اصلی انتخاب این نمایش، نگاه متفاوت آن به موضوع جنگ است. تصمیم ما به عنوان گروه تولید این بود که اثری با موضوع جنگ روی صحنه ببریم، اما در عین حال فضایی ایجاد کنیم که مخاطب حال خوبی را تجربه کند. به همین دلیل تلاش کردیم نمایشی کمدی با محوریت جنگ تولید کنیم؛ نمایشی که در کنار پرداختن به این موضوع، بتواند حال و هوای مخاطبان را نیز بهتر کند.
تهیه کننده نمایش «بوم» با اشاره به زمان اجرای این اثر، اضافه کرد: این نمایش ازجمله آثاری است که پس از وقفهای که در اجراهای تئاتر ایجاد شده بود، روی صحنه رفت. تا جایی که اطلاع دارم این نمایش جزو نخستین یا دومین اثر تئاتری بود که پس از آن شرایط دوباره اجراهای خود را آغاز کرد. طبیعی است که در چنین فضایی، هنر، بهویژه تئاتر و سینما، تأثیر زیادی بر روحیه و روان مردم داشته باشد.

لیانی درباره نگاه اثر به موضوع جنگ، بیان کرد: در این نمایش تلاش شده است نگاه متعادلی به جنگ ارائه شود. از یک سو اثر به سمت سیاهی مطلق، اندوه و تراژدی صرف نمیرود و از سوی دیگر نیز قصد ندارد، تصویری سادهانگارانه یا مثبت از جنگ ارائه دهد. واقعیت این است که جنگ پدیدهای تلخ است و ما هم در این اثر به این موضوع اشاره میکنیم. در عین حال تلاش کردهایم، درباره مسائلی مانند امنیت انسانها و بهویژه امنیت کودکان در زمان جنگ صحبت کنیم.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: هدف اصلی من به عنوان تهیهکننده این بود که اثری روی صحنه برود که بتواند حال مخاطبان را بهتر کند. در شرایطی که مردم با دغدغهها و فشارهای مختلفی روبهرو هستند، هنر میتواند فضایی برای تنفس ذهنی ایجاد کند. به همین دلیل تلاش کردیم فضایی فراهم شود، که مخاطبان به سالن بیایند، تئاتر ببینند و برای مدتی از دغدغههای روزمره فاصله بگیرند.
انتهای پیام

