به گزارش ایسنا، تصادفات جادهای و شهری همچنان از مهمترین علل مرگ، آسیب و ناتوانی در جهان به شمار میروند. بر اساس آمارها، هر ساله حدود ۱.۳ میلیون نفر در اثر تصادفات جان خود را از دست میدهند و دهها میلیون نفر نیز دچار آسیبهای غیرکشنده میشوند؛ آسیبهایی که در بسیاری موارد میتوانند به ناتوانی طولانیمدت منجر شوند. این حوادث فقط یک مسئله پزشکی نیستند، بلکه بار اقتصادی و اجتماعی بزرگی هم برای خانوادهها و دولتها ایجاد میکنند. هزینه درمان، از دست رفتن توان کاری، نیاز به مراقبت از مجروحان و فشار روانی بر خانوادهها تنها بخشی از پیامدهای این حوادث است. در این میان، کودکان از آسیبپذیرترین گروهها هستند، زیرا هم از نظر جسمی شکنندهترند و هم درک و تجربه کمتری از خطرهای ترافیکی دارند.
اهمیت این موضوع در کشور ما نیز بسیار بالاست. ایران در منطقه خاورمیانه از کشورهایی است که تلفات بالایی در تصادفات جادهای دارد و در سال ۲۰۱۹ بیش از ۱۷ هزار نفر در کشور بر اثر این حوادث جان باختهاند. همچنین بررسیهای پیشین نشان دادهاند که در میان کودکان صفر تا ۱۴ سال، برخی انواع حوادث ترافیکی از جمله حوادث مرتبط با دوچرخه سهم مهمی در جراحتها دارند. با وجود تلاشهایی که در سالهای اخیر برای بهبود ایمنی انجام شده، هنوز هم آگاهی والدین درباره ایمنی ترافیک کودکان پایین گزارش شده است. این کمبود آگاهی میتواند باعث بیتوجهی به اقدامات پیشگیرانه، افزایش قرار گرفتن کودک در موقعیتهای پرخطر و ناتوانی در مدیریت درست این موقعیتها شود. از سوی دیگر، رفتار والدین الگوی مهمی برای کودکان است و کودکان ممکن است همان رفتارهای ایمن یا پرخطر را تقلید کنند.
در همین زمینه، سعید فلاح علیآبادی، عضو هیات علمی دپارتمان سلامت در بلایا و فوریتها در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، همراه با دو همکار همدانشگاهی و با همراهی دانشگاه علوم پزشکی کردستان، تحقیقی را درباره تجربهها و نگرش والدین نسبت به مسائل ایمنی ترافیکی کودکان انجام دادهاند. آنها در این پژوهش، تلاش کردهاند که دریابند والدین چه چیزهایی را عامل خطر برای کودکان میدانند، چه موانعی بر سر رعایت ایمنی وجود دارد و چرا با وجود شناخته شدن بسیاری از توصیههای ایمنی، هنوز کودکان در رفتوآمدهای روزمره و هنگام سوار شدن در خودرو در معرض خطر قرار میگیرند.
در این تحقیق ۲۴ نفر از والدین شرکت کردند و دادهها با مصاحبههای باز و نیمهساختاریافته جمعآوری شد؛ به این معنا که والدین فرصت داشتند آزادانه درباره تجربهها و نگرانیهایشان صحبت کنند، اما گفتوگو بر محور موضوعات مشخصی پیش میرفت. در مرحله تحلیل نیز پژوهشگران از روش تحلیل محتوایی استفاده کردند؛ روشی که در آن الگوها و موضوعهای اصلی از دل گفتههای شرکتکنندگان بیرون کشیده میشود.
نتایج پژوهش نشان دادند که از نگاه والدین، عوامل مؤثر بر ایمنی ترافیکی کودکان فقط به یک مسئله ساده مانند بیاحتیاطی در رانندگی محدود نمیشود. پژوهشگران پنج دسته اصلی و ۱۸ زیرمجموعه را شناسایی کردند: عوامل مرتبط با والدین، عوامل مرتبط با فرزند، عوامل اجرایی و مدیریتی، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی.
در بخش مربوط به والدین، مواردی مانند رفتارهای پرخطر، ویژگیهای شخصی و روانی، آگاهی و شناخت، و استفاده از تجهیزات ایمنی مطرح شد. در بخش مربوط به کودکان نیز رفتار، ویژگیهای فردی، آموزش، رفتارهای پرخطر و شناخت از خطرها اهمیت داشت. این یافتهها نشان میدهند که ایمنی کودک در ترافیک حاصل مجموعهای از تصمیمها، عادتها و شرایط محیطی است.
یافتهها همچنین نشان دادند که عوامل فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی نقش مهمی در این موضوع دارند. از نگاه والدین، فرهنگ عمومی جامعه، شیوه تربیت کودک و میزان رواج فرهنگ ایمنی بر رفتارهای روزمره اثر میگذارند. در کنار این موارد، توان مالی خانواده، کیفیت و ایمنی خودرو و وضعیت زیرساختها نیز بسیار اثرگذارند. بر همین اساس، پژوهش تأکید میکند که اجرای مداخلههای پیشگیرانه و اقدامات کاهشی در سطح خانواده، مدرسه و جامعه میتواند در کاهش تصادفها و شدت آسیبهای واردشده به کودکان نقش مهمی داشته باشد. به بیان ساده، اگر آموزش، نظارت، امکانات ایمنی و محیط شهری همزمان تقویت شوند، احتمال آسیب دیدن کودکان کمتر میشود.
طبق اطلاعات تکمیلی این پژوهش، رعایت نشدن ایمنی کودک در هنگام رانندگی فقط خطر آسیب جسمی مانند شکستگی، ضربه به سر یا حتی مرگ را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند پیامدهای عاطفی و روانی طولانیمدت هم داشته باشد. کودکانی که درگیر تصادف یا موقعیتهای ترسناک ترافیکی میشوند، ممکن است دچار اضطراب، ترس یا حتی اختلال استرس پس از سانحه شوند. به همین دلیل، مسئله فقط پیشگیری از یک حادثه لحظهای نیست، بلکه حفاظت از کیفیت زندگی و سلامت کلی کودک مطرح است. در این میان، آموزش یکی از مهمترین و پایدارترین راهحلها معرفی شده است. همه شرکتکنندگان در این مطالعه بر اهمیت آموزش برای پیشگیری از حوادث رانندگی کودکان تأکید داشتهاند.
نکته مهم دیگر، نقش رفتار روزمره والدین است. چون کودکان در سالهای نخست زندگی با مشاهده یاد میگیرند، رعایت قوانین از سوی پدر و مادر میتواند به آموزشی غیرمستقیم اما بسیار مؤثر تبدیل شود. در این پژوهش، استفاده از صندلی کودک، کمربند ایمنی و پایبندی به قوانین راهنمایی و رانندگی از موضوعهای کلیدی بوده است.
مجریان این تحقیق همچنین یادآوری میکنند که استفاده درست از صندلی کودک میتواند خطر مرگ در تصادف را به میزان زیادی کاهش دهد، اما هنوز استفاده از این وسایل در میان بخشی از خانوادهها محدود است. بعضی از والدین هزینه صندلی کودک را مانع میدانند و بعضی دیگر بر این باورند که اگر خانواده توان خرید خودرو دارد، باید ایمنی کودک را هم در اولویت بگذارد. افزون بر این، والدین ضعف در اجرای قوانین، بیتوجهی برخی رانندگان و عابران به مقررات، روشنایی نامناسب، وضعیت نامطلوب راهها و مدیریت ضعیف ترافیکی را از علتهای مهم ناایمن بودن محیط برای کودکان دانستهاند.
این یافتههای علمی که توجه به آنها می تواند از بار مشکلات ترافیکی مرتبط با کودکان بکاهد، در «فصلنامه مهندسی ترافیک» نشریهای وابسته به سازمان حمل و نقل و ترافیک شهر تهران انتشار یافتهاند.
انتهای پیام

