۱۴۰۵-۰۳-۱۶ | ۱۲:۵۳

حال بد اصالت قالی در خراسان شمالی

خراسان شمالی (ایسنا) - این روزها فرش در خراسان شمالی حال و روز خوبی ندارد. این را تاجران ورشکسته‌ای می‌گویند که سر از بازار بوتیک باز کرده‌اند و لباس می‌فروشند. این را بافندگانی می‌گویند که برای فروش قالیچه‌هایی که بافته‌اند بازار را بالا و پایین می‌کنند.

این روزها فرش طنین فراموشی دارد؛ طنین ناخوشایندی که سرنوشت، آن را ساز می‌کند تا دست حوادث از آستین تاریخ بیرون آید و به فرش گرهی ناگشودنی زند. این گره‌ها در خود فرورفته و متفکر نشسته‌اند تا با دست تدبیر باز شوند چون واقعیت این است که دیگر از دارنشینی خسته شده‌اند و انتظار یک ناجی را می‌کشند که گره از گردن‌شان بگشاید تا از بلندای دار به زیر آیند و بهشت زیر پای مردمان شوند.

بازار فرش در خراسان شمالی بیشتر از آن چیزی که فکر کنید، آرام و ساکت است و هرازگاهی عبور سرد رهگذری که خیال خرید ندارد لبخند گذرایی به چهره مغازه‌دارها می‌نشاند. اگر بازار عرصه عرضه و تقاضاست باید گفت مدت‌های مدیدی است در بازار فرش خبر از تقاضا نیست دیگر از آن خواستگاران از فرنگ‌آمده و تاجران عربی که به دنبال این زیباترین عروس‌های شرقی و جهانی(فرش دو رویه تمام ابریشم دویدوخ) کارگاه‌های خانگی روستاهای جرگلان را طی می‌کردند خبری نیست. فرش‌ها که دیگر از انتظار خسته شده‌اند در خود مچاله شده و به خوابی ابریشمی فرورفته‌اند، آن‌ها آنقدر آرام و طولانی خوابیده‌اند که تاجرانِ نگران را هرچند وقت یک بار به سوی خود می‌کشند تا قامت کشیده‌شان را برانداز کنند و ببینند که آیا هنوز این قالی‌ها نفس می‌کشند یا نه؟ آن وقت برمی‌گردند تا دست‌هایشان را زیر چانه بزنند و به انتظار بنشینند.

تاجری که مغازه‌اش در دورافتاده‌ترین جای بازار از یاد رفته است می‌گوید علت‌های زیادی باعث کساد شدن بازار فرش شده است که مهم‌ترین آن تحریم‌هاست. همیشه در اقتصاد ایران فرش اولین کالایی است که تحریم می‌شود و آخرین کالایی است که تحریم از آن برداشته می‌شود. ما بازارهای خوبی در آمریکا و کانادا داشتیم که به خاطر همین تحریم آن‌ها را از دست دادیم.

جنگ‌های سال گذشته نیز مزید بر علت بوده و سبب شد تا فروش فرش قفل شود و خیلی از همکارهای ما که دیده‌اند دیگر صادرات فرش برایشان صرفه اقتصادی ندارد کارشان را تعطیل کردند و به کارهایی مثل ساختمان‌سازی و لباس‌فروشی روی آوردند. این‌طوری خیلی از بافنده‌ها هم بیکار شده‌اند که یا در روستاها کار دیگری را انجام می‌دهند یا در شهرها دستفروشی.

انگشتان هنرمندی که روزگاری فوت و فن فرش را از نسلی به نسلی دیگر دست به دست می‌کردند حال کنار خیابان‌ها و معابر می‌نشینند تا چسب و قیچی و خودکار بفروشند. عابرانی که از سر دلسوزی می‌ایستند تا چیزی از آن‌ها بخرند شاید تصورش را هم نمی‌کنند که این دست‌های چین و چروک‌خورده چه قدرت جادویی برای نقش زدن تصویرهایی دارد که حتی خیال‌شان هم نمی‌تواند آن را ببافند.

حال این بازار خالی، گویی حقیقتی تلخ است، مشتی از خروار واقعیت است. خلوت بودن این بازار بیانگر خیل بیکارانی است که با وجود تبحر و تخصص در زمینه کاری‌شان به خاطر شرایط اقتصادی که در آن دخیل نبوده‌اند به انزوا کشیده شده‌اند. آن‌ها تجربه سالیان دورشان را در صندوقچه‌ای در پس ذهن گذاشته‌اند و حال رفته‌اند تا جایی دیگر از نو شروع کنند یا مانده‌اند تا فقط آنچه را که بر سرشان آمده برای خود یا دیگران مرور کنند.

آقای آفرین تولید کننده و تاجر فرش جهانی در روستای مرزی دویدوخ در جرگلان؛ پیری که بر روی فرش‌های تولید و خریداری شده اش، تنها نشسته و با دستش قالیچه‌های کنارش را نوازش می‌کند می‌گوید عمده درآمد بازار فرش از صادرات است وگرنه سال‌هاست که در داخل ایران کسی فرش دستباف نمی‌خرد، فرش ماشینی حدود 80 درصد از بازار داخلی فرش دستباف را گرفته است.

این روزها فرش حال و روز خوبی ندارد. این را تاجران ورشکسته‌ای می‌گویند که سر بازار بوتیک باز کرده‌اند و لباس درجه چندم خارجی می‌فروشند. این را بافندگانی می‌گویند که برای فروش قالیچه‌هایی که بافته‌اند بازار را بالا و پایین می‌کنند.

چراغ‌های خاموش این بازار از اصالتی به اغما رفته حکایت دارد که باید برای احیایش دست به دعا برداشت و کاری کرد. واقعیت این است که مرگ فرش، مرگ زندگی و معیشت وابستگان و صاحبان این صنعت است؛ صنعتی که سده‌های دراز برای این سرزمین هم نان‌آوری کرده، هم افتخارآفرینی اما امروز تلاطم زمان و جهان رشته‌های هزارساله فرش را پنبه کرده. گردبادهای اقتصادی چراغ‌ها را کشته و خانه این صنعت را از بنیان برکنده و آن را به سرزمین‌های دوردستی برده و به دست نامادری‌هایی سپرده تا با دست‌های بیگانه‌شان آنها را بپروراند.

حسین ایزانلو رئیس اتحادیه صنایع دستی و فرش دستباف خراسان شمالی نیز از وجود 50 هزار متر مربع انواع فرش دپوی شده دستباف در خراسان شمالی خبر می‌دهد. متاسفانه جنگ 12 روزه و جنگ رمضان کاری کرد که صادرات فرش کاملا قفل شود و هیچ فرشی صادر نشود.

قبل از جنگ رمضان مقدار کمی از فرش‌های دو رویه تمام ابریشم دویدوخ به علت ابعاد کوچکشان به صورت چمدانی صادر می‌شد اما با شروع جنگ رمضان و محاصره دریایی و مسائل سیاسی این فرش‌هایی که نفیس هستند و آوازه جهانی دارند نیز دیگر صادر نمی‌شوند.

عدم صادرات فرش از یک سو، بالارفتن قیمت مواد اولیه از سوی دیگر بطوریکه قیمت نخ پشمی و ابریشمی هر کدام سه برابر شده سبب شده تا تولید فرش در این استان به حداقل برسد و الان بیشتر قالیبافان می‌بافند تا فقط پروانه آن‌ها باطل نشود.

اما فرش بی‌محابا سرزمین مادری خود را طلب می‌کند. فرش با تمام دست به دست شدن‌ها، زمین خوردن‌ها و لگدمال شدن‌ها باز هم هوس برخاستن دارد چون می‌خواهد برای بازگشتن، تمام جاده‌های منتهی به آغوش مادر را بدود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای