کیارش کریمی، خوانشگر و خوانشگردان در گفتوگو با ایسنا درباره علت انتخاب این متن اظهار کرد: در بخشی از نمایشنامه جملهای وجود دارد که میگوید «همهچیز قاطیپاطی شده، ما قرار بود جشن بگیریم، تبدیل به سوگواری شد، شاید الان مراسم سوگواری بگیریم، تبدیل به جشن شود.» برای من همین یک دیالوگ کافی بود تا این متن را انتخاب کنم.
وی ادامه داد: این جمله به حالوهوای این روزهای خودم بسیار نزدیک بود و فکر میکنم افراد زیادی نیز همین حس را تجربه میکنند. آدمها با شوق و امید دنبال یک اتفاق خوب، یک جشن یا یک آرزو میروند اما در نهایت آن چیزی که تصور میکردند، تبدیل به سوگواری میشود. گاهی هم برعکس است؛ شاید سوگواری امروز، روزی به جشن تبدیل شود. انگار زندگی مدام برخلاف چیزی که در باطن میخواهیم پیش میرود و اتفاقها همیشه آنطور که انتظار داریم، رقم نمیخورند.
وی درباره وضعیت نمایشنامهخوانی در میان نسل جدید تئاتر نیز بیان کرد: نمایشنامهخوانی برای نسل ما بیشتر شبیه یک وضعیت بقا شده است. واقعیت این است که نمایشنامه برای اجرا روی صحنه نوشته میشود، نه صرفا برای نمایشنامهخوانی؛ اما ما تئاتریها یکسری دغدغهها و حتی شاید عقدههای شخصی داریم نسبت به متنهایی که نتوانستهایم آنها را روی صحنه ببریم. به همین دلیل تلاش میکنیم حداقل از طریق خوانش، حرفمان را به مخاطب هرچند اندکی منتقل کنیم.
کریمی با اشاره به مشکلات نسل تازه تئاتر برای حضور در اجرای صحنهای تصریح کرد: نسل ما نسلی است که برای اجرا گرفتن باید یکسری امتیازها و شرایط خاص داشته باشد. باید از یکسری مسیرها و چارچوبها عبور کند تا اجازه اجرا بگیرد؛ در حالیکه خیلی از ما اساسا نمیخواهیم آن کارها را انجام دهیم تا صرفا اجازه اجرا داشته باشیم. به همین دلیل حتی اگر یک بستر کوچک هم وجود داشته باشد که بتوانیم خودمان را نشان دهیم و حرفمان را بزنیم، برایمان ارزشمند است.
وی درباره شهرتهای کوتاهمدت و فضای امروز هنر نیز گفت: امروز بعضی افراد خیلی سریع مطرح میشوند اما همانقدر سریع هم افول میکنند. ساختار امروز به شکلی است که افراد ناگهان بالا میروند و بعد خیلی زود فراموش میشوند. فضای مجازی این مسئله را خیلی واضح نشان داد؛ افرادی که مدتی همه دربارهشان صحبت میکنند اما بعد فقط یک اسم مبهم از آنها در ذهن باقی میماند. گاهی تمام تاریخ هنری یک فرد که خودش را هنرمند میداند، در همان شهرت کوتاه خلاصه میشود و تمام.
کریمی در پایان خطاب به مخاطبان اظهار کرد: تنها چیزی که میخواهیم این است که مخاطبان بیشتر کنار ما باشند و حمایتمان کنند تا بتوانیم اجراهای بیشتری داشته باشیم. واقعا انتظار زیادی نیست؛ فقط اینکه کمی بیشتر حواسشان به تئاتر و هنرمندان جوان باشد.
نمایشنامهخوانی، بستری کوچک اما مهم
ابوالفضل فلاح، خوانشگر این اجرا با اشاره به وضعیت فعلی تئاتر تبریز اظهار کرد: نمایشنامهخوانی با وجود اینکه بستری کوچک است، اما فرصت مهمی برای جوانها به شمار میرود تا خودشان را محک بزنند، با یکدیگر ارتباط بگیرند، همدیگر را بشناسند و بتوانند همکاریهای تازهای شکل دهند.
وی ادامه داد: متأسفانه فضای تئاتر تبریز به شکلی شده که بسیاری از افراد با یکدیگر مشکل دارند؛ کارگردان با کارگردان مشکل دارد و همین اختلافها به تئاتر آسیب میزند. نتیجه این وضعیت این میشود که آثار کمتری تولید میشود یا کیفیت برخی کارها پایین میآید و گروهها هم مدام کوچکتر و محدودتر میشوند.
وی افزود: فضا به شکلی شده که معمولا هر فرد فقط با یک حلقه محدود کار میکند و امکان پیشرفت گسترده وجود ندارد. مشکلات در تئاتر زیاد است اما به نظرم یکی از اصلیترین مشکلات همین اختلافها و کینههایی است که شکل گرفته و واقعا هم نمیدانم ریشه آن از کجاست.
این بازیگر جوان با اشاره به شرایط دانشجویان و هنرمندان تازهکار برای ورود به عرصه حرفهای بیان کرد: دانشجوها فعلا امکان کارگردانی حرفهای ندارند و باید از چارچوبها و مراحل مختلفی عبور کنند تا بتوانند مجوز اجرا بگیرند. به همین دلیل تنها کاری که فعلا میتوانیم انجام دهیم، همین نمایشنامهخوانی است؛ اینکه دغدغهها و حرفهایمان را در قالب خوانش اجرا کنیم.
وی با انتقاد از نگاه رایج نسبت به نمایشنامهخوانی گفت: متأسفانه نگاه خیلی سطحیای نسبت به نمایشنامهخوانی وجود دارد و ریشه این تفکر ناپیدا است. این قالب هنری بیش از حد دستکم گرفته میشود، در حالیکه میتواند فضای مهمی برای تجربه، رشد و بیان دغدغههای نسل جوان باشد.
فلاح درباره فضای کلی نمایشنامه «جشن» نیز اظهار کرد: این متن حالوهوایی گروتسک دارد و بیشتر آثار نویسنده نیز چنین فضایی دارند. متن به نوعی فضای اجتماعی جامعه و حالوهوای مردم را نشان میدهد و تلاش میکند وضعیت امروز اجتماع را بازتاب دهد. در پایان امیدوارم مخاطبان کنار ما بمانند و از تئاتر حمایت کنند.
آموزش، تشکیل شده از تمرین و تجربه
آیلین نجفپور، اکتخوان این اجرا نیز درباره تجربه حضور در نمایشنامهخوانی گفت: هنوز در دوران آموزش قرار داریم اما سعی میکنیم با تمرین و حضور در کارهای مختلف، تجربه بیشتری به دست بیاوریم و مسیر حرفهایمان را شکل دهیم. پیشتر اجراهای خیلی کوچکی در آموزشگاهها داشتیم اما این اجرا طبیعتا متفاوت بود؛ چون مخاطبان فقط از فضای آموزشی و هنری نبودند و افراد مختلفی برای تماشای کار آمده بودند.
وی درباره حس حضور مقابل مخاطبان گفت: اینکه غیر از تئاتریها و آدمهای هنری، مردم عادی هم برای دیدن تئاتر وقت میگذارند و به این هنر توجه میکنند، اتفاق خیلی خوبی است و امیدوارم این همراهی روزبهروز بیشتر شود. برای ما تئاتریها اجرا مقابل مردم همیشه یک حس شیرین و دوستداشتنی است. اینکه روبهروی مخاطب بایستی و اجرا کنی، همان چیزی است که همیشه دنبالش هستیم و طبیعتا حس بسیار خوبی دارد.
این هنرمند جوان درباره برداشت خود از نمایشنامه «جشن» نیز بیان کرد: این متن در سبک گروتسک نوشته شده و فضایی نزدیک به ابزورد دارد؛ فضایی که نوعی پوچی و روزمرگی زندگی را نشان میدهد. نمایشنامه درباره سه نوکر آبادی است که درگیر شرایطی شدهاند و تنها خواستهشان از این دنیا، داشتن یک جشن است. نمایشنامه به نوعی درگیریهای روزمره و وضعیت زندگی امروز را نشان میدهد و تلاش میکند این حس پوچی و سردرگمی را به تصویر بکشد.
به گزارش ایسنا، نجفپور در پایان خطاب به مخاطبان اظهار کرد: دوست دارم مخاطبان همیشه پیگیر هنر باشند و قدر این هنرها را بدانند. شاید خیلیها هنوز تئاتر را بهخوبی نشناسند اما شناختن آن میتواند تجربه ارزشمندی باشد. تئاتر حتی میتواند یک سرگرمی خوب و تاثیرگذار باشد و امیدوارم مردم وقت بگذارند و اجراها را ببینند.

انتهای پیام

