محمدهادی مهدینیا در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه مفهوم شهر دوستدار کودک ذیل مفهوم گستردهتر شهر همهشمول تعریف میشود، اظهار کرد: شهر همهشمول به این معناست که همه افرادی که در یک شهر زندگی میکنند، باید به یک اندازه از امکان استفاده از امکانات، فضاها و خدمات شهری برخوردار باشند. در ادبیات شهر همهشمول، چهار گروه بیش از سایرین با محدودیتها و محرومیتهایی در کل وضعیت شهری دنیا مواجه هستند که شامل کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و در برخی جوامع زنان میشود. بر همین اساس، برنامهریزی و طراحی شهری باید از منظر این گروهها انجام شود.
وی با اشاره به اینکه باید شهر را از دریچه این افراد نگاه کنیم، اظهار کرد: مادری که همراه کودک خود در شهر تردد میکند، از لحظه خروج از منزل تا رسیدن به مقصد با موانعی مانند حملونقل عمومی، پلهای عابر پیاده، پیادهروها، بانکها، فروشگاهها و سایر فضاهای خدماتی مواجه میشود. اگر شهر را از دریچه نگاه این افراد طراحی کنیم، زیرساختها نیز به گونهای شکل خواهند گرفت که همه شهروندان بتوانند به راحتی از آن بهرهمند شوند. همین موضوع درباره کودکان نیز صدق میکند. یک کودک شش یا هفت ساله شهر را از ارتفاع و زاویه دید متفاوتی میبیند. بنابراین ارتفاع آبخوریها، پلهها، جداول خیابان، آسانسورها، پلهای عابر پیاده و حتی ورودی ساختمانها باید متناسب با نیازهای او طراحی شود. هرچه شهر بیشتر از منظر کودک دیده و طراحی شود، به مفهوم واقعی شهر دوستدار کودک نزدیکتر خواهیم شد.
عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد درباره وضعیت مشهد در این حوزه، خاطرنشان کرد: شهر دوستدار کودک یکی از اولویتهای مدیریت شهری در دوره گذشته بوده است، اما تحقق کامل آن فرآیندی بلندمدت است و هنوز تا رسیدن به استانداردهای مطلوب فاصله داریم. در کشورهای توسعهیافته مانند آلمان، هلند و فرانسه، سالهاست که ضوابط و استانداردهای شهرسازی با محوریت گروههای خاص از جمله کودکان تدوین و اجرا شده و به همین دلیل گروههای مد نظر در این زمینه با چالشهای بسیار کمتری در مقایسه با شهری مثل مشهد مواجه هستند.
مهدینیا با اشاره به اقدامات صورت گرفته در این زمینه در مشهد، تصریح کرد: طی سالهای اخیر در حوزه تدوین ضوابط، مقررات، طراحی شهری و الزام مشاوران و پیمانکاران به رعایت استانداردهای مرتبط با کودکان، اقدامات مناسبی انجام شده و این موضوع به یکی از اولویتهای مدیریت شهری تبدیل شده است.
نخستین اولویت؛ تأمین امنیت و ایمنی کودکان
وی با بیان اینکه تحقق شهر دوستدار کودک نیازمند اولویتبندی صحیح است، اظهار کرد: در اجرای این سیاستها نباید دچار فانتزیگرایی شد و تصور کرد همه استانداردها باید به طور همزمان اجرا شوند. نخستین اولویت باید تأمین امنیت و ایمنی کودکان باشد؛ بهویژه در نقاطی که تداخل حرکت خودروها و عابران پیاده وجود دارد یا عبور عرضی خیابانها صورت میگیرد. پس از رفع مسائل ایمنی، میتوان به ارتقای کیفیت خدمات شهری مانند طراحی آبخوریها، مبلمان شهری و سایر امکانات متناسب با نیاز کودکان پرداخت.
این شهرساز با تاکید بر اهمیت نقش نهادهای محلی در تحقق شهر دوستدار کودک، اظهار کرد: بخشی از این مسئولیت به تدوین و اجرای ضوابط و مقررات باز میگردد، اما بخش مهم دیگر، مطالبهگری جامعه است. انجمنهای اولیا و مربیان، سازمانهای مردمنهاد، انجمنهای دوستدار کودک و خانوادهها باید در این زمینه مطالبهگر باشند و مدیران شهری نیز با نگاه انتقادپذیر، این مطالبهگری را فرصتی برای بهبود کیفیت شهر بدانند. آموزش نیز نقش مهمی در تحقق این هدف دارد. مدارس، فرهنگسراها و سایر مراکز فرهنگی میتوانند با برگزاری کارگاههای آموزشی، جشنوارههای هنری، مسابقات نقاشی و برنامههای شهروندی، کودکان را با حقوق خود در شهر آشنا کنند. آشنایی نسل آینده با حقوق شهروندی، وظیفه حاکمیت است و زمینه شکلگیری نسلی مطالبهگر و آگاه را فراهم میکند.
مهدینیا در پایان تأکید کرد: مهمترین گام برای حرکت به سمت شهر دوستدار کودک، ایجاد حس نیاز و مطالبهگری در میان خانوادهها و کودکان است. زمانی که این مطالبه در جامعه شکل بگیرد، دستگاههای مسئول نیز با جدیت بیشتری اجرای سیاستها و پروژههای مرتبط با شهر دوستدار کودک را در اولویت قرار خواهند داد.
انتهای پیام

