۱۴۰۵-۰۳-۲۰ | ۰۷:۲۰
ققنوس در آتش؛ تحلیلی بر صد روز مقاومت و تداوم تاریخی ایران

/یادداشت/

ققنوس در آتش؛ تحلیلی بر صد روز مقاومت و تداوم تاریخی ایران

بوشهر (ایسنا) - در حافظه جمعی و اسطوره‌شناسی ایرانی، ققنوس فقط یک پرنده افسانه‌ای نیست، بلکه استعاره‌ای جامعه‌شناختی از مکانیسم بقای یک تمدن است. این پرنده نه با گریز از شعله‌ها، که با عبور از دل آتش و بازتولید خویش از خاکستر خود، جاودانگی می‌یابد.

حیدر کاشف، خبرنگار و روزنامه نگار در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:

 تاریخ چند هزارساله فلات ایران، روایتی مکرر از همین الگو است. سرزمینی که بارها در معرض تهاجمات ویرانگر، انزوای ژئوپلیتیک و بحران‌های سهمگین قرار گرفته، اما هر بار به‌جای فروپاشی، هویتی صیقل‌یافته و تاب‌آورتر از خود بر جای گذاشته است.

دوره صد روزه اخیر، که ایران را در یکی از سنگین‌ترین و پیچیده‌ترین تقابل‌های نظامی-امنیتی چند دهه اخیر با محوریت آمریکا قرارداد، نه یک رخداد گذرا، که آزمون دشوار «تداوم تاریخی» و سنجش ظرفیت تاب‌آوری ساختاری این ملت بود.

برای واکاوی چگونگی عبور پیروزمندانه از این گردنه، نباید تحلیل را به مقایسه کَمی تسلیحاتی تقلیل داد. پیروزی در نبردهای نامتقارن و هیبریدی مدرن، حاصل هم‌افزایی سه رکن اساسی است، واقع‌بینی استراتژیک نیروهای مسلح، همبستگی اجتماعی و حفظ آرامش به‌مثابه یک کنش آگاهانه ملی.

نقش نیروهای مسلح در این صد روز، فراتر از یک رویارویی فقط نظامی، نمایشی از «بازدارندگی محاسبه‌شده» بود. در روزهایی که تنش‌ها به اوج خود رسید و حملات هوایی یا پهپادی به تاسیسات حیاتی یا اهداف نظامی محتمل می‌کرد، دکترین دفاعی ایران از شعارهای ایدئولوژیک فاصله گرفت و به سمت یک عمل‌گرایی دور از انتظار و دقیق حرکت کرد. برای نمونه، در جریان تبادل آتش مستقیم و عملیات‌ هوایی و پهپادی دشمن ، پرهیز از واکنش‌های هیجانی و تمرکز دقیق بر پایگاه های آمریکایی در منطقه و حذف نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد در مخفی گاه های خود در هتل‌ها، نشان‌دهنده بلوغ استراتژیک فرماندهان بود.

نیروهای مسلح با مدیریت هوشمندانه گسل‌های بحران، ثابت کردند که هدف نهایی، نه انتقام‌جویی کور، بلکه حفظ تمامیت ارضی و تحمیل هزینه پشیمان کننده به متجاوز است. این ایستادگی، بازتولید مدرن کهن‌الگوی پاسداری از خاک بود، پاسداری که با خرد و تجربه نبردهای پیشین همراه بود.

اما هیچ ساختار نظامی، بدون پشتوانه اجتماعی، قادر به تحمل چنین فشاری نیست. در جنگ‌های ترکیبی امروز، مرز میان جبهه و جامعه از میان رفته است.

نقش بی‌بدیل مردم در این صد روز، نه فقط در قالب تجمعات خیابانی، که در شکل «همبستگی ارگانیک» و تداوم چرخه زندگی تعریف می‌شد.

وقتی دشمن با جنگ روانی و فشارهای اقتصادی مضاعف به دنبال ایجاد گسست اجتماعی و فرار سرمایه مادی و اجتماعی بود، بخش بزرگی از جامعه با ماندن و ادامه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، عمق استراتژیک کشور را تقویت کرد.

تا جایی که بازگشت ایرانیان خارج از کشور به داخل ، سوژه تحلیلگران خارجی شد. این حمایت، پیامی روشن مخابره می‌کرد، هدف قرار دادن ایران، به معنای درگیری با تک‌تک سلول‌های یک پیکره واحد است. مردم با درک شرایط، به‌طور غیرمستقیم اما مؤثر، بار سنگین تحریم‌ها و تهدیدها را به دوش کشیدند و اجازه ندادند فشار خارجی به فروپاشی داخلی بیانجامد.اگرچه که دیر یا زود دولت نیز باید این بار را از دوش مردم بردارد.

در این میان، متغیر تعیین‌کننده‌ای که اغلب در تحلیل‌های کلان نادیده گرفته می‌شود، «آرامش» است. در دکترین جنگ‌های شناختی، هدف نهایی دشمن، تسخیر خاک نیست، بلکه ایجاد هرج‌ومرج، وحشت عمومی و فلج‌کردن اراده ملی است.

اهمیت حفظ آرامش مردم در این صد روز، به‌معنای انفعال یا بی‌تفاوتی نبود، بلکه یک «مقاومت هوشمندانه» محسوب می‌شد. زمانی که شایعات پیرامون حملات قریب‌الوقوع یا کمبود کالا در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شد، پرهیز جامعه از شتاب‌زدگی، هجوم به بازارها یا ایجاد ناامنی، بزرگ‌ترین ضربه را به محاسبات دشمن وارد کرد. این آرامش، زاییده خرد جمعی بود،خردی که می‌دانست طوفان می‌گذرد، اما ویرانی‌های ناشی از وحشت، ترمیم‌ناپذیر خواهد بود.

حفظ این ثبات روانی، فضا را برای تصمیم‌گیری‌های دیپلماتیک و امنیتی حاکمیت فراهم کرد و اجازه نداد هیجانات زودگذر، سکان کشتی متلاطم کشور را از دست عقلانیت خارج کند.

صد روز مقاومت اخیر، فصل جدیدی از بلوغ سیاسی و اجتماعی را به تاریخ ایران افزود. این دوره نشان داد که «ایران» پیش از آنکه یک مفهوم جغرافیایی یا یک ساختار سیاسی صرف باشد، یک «واقعیت تاریخی» و یک هویت زنده است که در برابر فشارها، نه تنها متلاشی نمی‌شود، بلکه فشرده‌تر و منسجم‌تر می‌شود.

این پیروزی، پایان راه نیست، بلکه آغاز درکی عمیق‌تر از ظرفیت‌های درونی یک ملت است. ملتی که آموخته است در برابر طوفان، مانند کوه استوار بماند و در برابر آتش، چون ققنوس، بال‌های خود را برای پروازی بلندتر بگشاید. استواری تاریخی ایران تضمین می‌کند که این صد روز، نه به‌عنوان یک زخم، که به‌عنوان نشانی از تاب‌آوری و خرد جمعی در حافظه این سرزمین جاودانه خواهد ماند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای