بازنشستگی اگرچه پایان یک دوره شغلی محسوب میشود، اما در واقع آغاز فصل تازهای از زندگی است؛ فصلی که میتواند همراه با فرصتها و در عین حال چالشهای متعددی باشد. در این دوران، فرد دیگر با بسیاری از دغدغهها و مسئولیتهای شغلی گذشته روبهرو نیست و فرصت بیشتری برای پرداختن به علایق شخصی، خانواده و فعالیتهای اجتماعی در اختیار دارد. با این حال، تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن از محیط کار میتواند زمینهساز برخی مسائل روحی و اجتماعی شود.
یکی از مهمترین چالشهای دوران بازنشستگی، احساس کاهش نقش اجتماعی و کمرنگ شدن هویت شغلی است. بسیاری از افراد سالها جایگاه و هویت خود را در قالب مسئولیتهای حرفهای تعریف کردهاند و پس از بازنشستگی ممکن است با احساس افت اعتماد به نفس، کاهش انگیزه یا حتی بیهدفی مواجه شوند.
کاهش تعاملات اجتماعی نیز از دیگر چالشهای رایج این دوران به شمار میرود. محیط کار علاوه بر تأمین نیازهای اقتصادی، بستری برای ارتباطات روزانه، مشارکتهای گروهی و احساس تعلق اجتماعی فراهم میکند. با پایان فعالیت شغلی، این ارتباطات تا حدی کاهش یافته و در برخی موارد میتواند زمینه احساس تنهایی و انزوای اجتماعی را فراهم سازد.
در کنار این مسائل، نگرانیهای اقتصادی نیز از دغدغههای مهم بسیاری از بازنشستگان است. تغییر شرایط درآمدی، افزایش هزینههای زندگی، هزینههای ازدواج فرزندان و مسائل مرتبط با سلامت جسمی ممکن است موجب بروز استرس و اضطراب شده و کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود این چالشها، دوران بازنشستگی لزوماً دورهای همراه با محدودیت و انفعال نیست.
بازنشستگان به ایسنا چه میگویند؟
جواد، یکی از بازنشستگان ۶۷ ساله، با اشاره به دغدغههای اقتصادی این دوران میگوید: بخش زیادی از نگرانیهای ما فقط مربوط به خودمان نیست. بسیاری از بازنشستگان هنوز درگیر تأمین هزینههای ازدواج فرزندان، تهیه مسکن یا حمایت مالی از خانواده هستند. با وجود درآمد ثابت دوران بازنشستگی، تأمین این هزینهها گاهی فشار زیادی به خانواده وارد میکند.
غلامرضا، بازنشسته دیگری که بیش از سه دهه در بخش دولتی فعالیت داشته است، از تغییر سبک زندگی پس از بازنشستگی سخن میگوید: بعد از سالها کار، ناگهان بیشتر ساعات روز را در خانه سپری میکنیم. این تغییر برای خود فرد و اعضای خانواده نیازمند سازگاری است. گاهی اختلافنظرها یا حساسیتهای کوچک خانوادگی بیشتر میشود، چون همه به حضور دائمی یکدیگر عادت ندارند.
مائده سادات، بازنشسته آموزش و پرورش، کاهش ارتباطات اجتماعی را از چالشهای این دوره میداند: در زمان اشتغال، هر روز با همکاران و دانش آموزان در ارتباط بودیم و حضور در بین دانشآموزان و فضای شلوغ و پر جنب و جوش مدرسه برای من یک عادت شده بود. اما پس از بازنشستگی این ارتباطات کمتر شد و در ابتدای دوران بازنشستگی، اگر فرد برای حفظ روابط اجتماعی و فعالیتهای روزمره برنامهای نداشته باشد، ممکن است احساس تنهایی و انزوا کند.
در مقابل، برخی بازنشستگان معتقدند این دوران میتواند فرصتی برای تقویت روابط خانوادگی باشد؛ مصطفی میگوید: اگر خانواده و خود فرد نگاه مثبتی به بازنشستگی داشته باشند، این دوران میتواند زمان مناسبی برای بودن در کنار هم، رسیدگی به علایق شخصی و جبران کمبود وقت سالهای اشتغال باشد.
محمد، بازنشسته یکی از بانکها، با اشاره به مشکلات جسمی این دوران میگوید: سالها کار در محیط اداری و پشت میز نشستنهای طولانی، در کنار افزایش سن، باعث شده با مشکلات اسکلتی و عضلانی مواجه شوم. دردهای مفصلی، کمر درد و خشکی بدن از جمله مسائلی است که در دوران بازنشستگی بیشتر خودش را نشان میدهد. اگرچه سعی میکنم با پیادهروی و مراقبتهای پزشکی این شرایط را کنترل کنم، اما این مشکلات بخشی از زندگی این دوران شده است.
بازنشستگی؛ آغاز مرحلهای تازه از زندگی
زهرا طالقانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بازنشستگی در زندگی فرد شاغل، یک رویداد مهم و سرنوشتساز به شمار میآید. این دوره اغلب به عنوان نوعی گذار از میانسالی به سالمندی در نظر گرفته میشود و معمولاً با تغییراتی در هویت فرد، نقش اجتماعی او و فعالیتهای روزمرهاش همراه است.
این روانشناس ضمن اشاره بر ویژگیهای دوران بازنشستگی افزود: بازنشستگی پایان یک مرحله از زندگی و آغاز مرحلهای تازه است که میتواند تغییرات قابل توجهی در ساختار زندگی روزمره ایجاد کند. از یک سو، بازنشستگی میتواند مانند دروازهای به سوی فرصتهای جدید باشد. فرد در این دوره ممکن است زمان بیشتری برای پرداختن به علایق، اهداف و فعالیتهایی داشته باشد که در دوران اشتغال به دلیل مشغلههای کاری فرصت انجام آنها را نداشته است.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر، برخی افراد بازنشستگی را با احساساتی مانند از دست دادن هویت شغلی، بیهدفی، عدم اطمینان نسبت به آینده، ترس از طرد شدن، اضطراب، افسردگی و نگرانی از پیری تجربه میکنند. در واقع، نگرش افراد نسبت به بازنشستگی میتواند تحت تأثیر عواملی مانند دیدگاه شخصی، میزان آمادگی برای ورود به این دوره، تجربیات دیگران و تغییرات طبیعی مرتبط با افزایش سن قرار گیرد.
طالقانی با بیان این موضوع که بازنشستگی میتواند با مجموعهای از تغییرات روانی و اجتماعی همراه باشد گفت: بازنشستگی میتواند با تغییراتی از جمله ترس و استرس، تهدید در هویت فردی، تغییر در روابط اجتماعی، کاهش تعاملات، افت انگیزه و کاهش خوشبینی نسبت به زندگی همراه باشد.
وی در ادامه تاکید کرد: اگر این تغییرات به درستی مدیریت نشوند و افراد برای ورود به دوران بازنشستگی برنامهریزی و آمادگی لازم را نداشته باشند، ممکن است پیامدهایی مانند کاهش کیفیت زندگی، کاهش رضایت از زندگی، افت سلامت عمومی و حتی بروز بیماریهای روانتنی را به دنبال داشته باشد.
این روانشناس ادامه داد: از سوی دیگر، کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش حضور در خانه پس از بازنشستگی، ممکن است در فرد احساس فقدان، طردشدگی و تنهایی ایجاد کند. فردی که پیشتر در محیط کار با همکاران خود تعاملات و روابطی داشته، در دوره بازنشستگی این تعاملات را از دست میدهد و بهطبع، آن ارزشمندی، جایگاه و اثرگذاریای را که قبلاً برای خود متصور بوده، دیگر در خود و حتی در روابط خانوادگیاش به همان شکل نمیبیند.
طالقانی تصریح کرد: این شرایط میتواند احساس ضعف، ناتوانی و بیانگیزگی را در فرد ایجاد کند و بر سازگاری او با زندگی جدید اثر بگذارد.
وی درباره راهکارهای مدیریت چالشهای این دوره اظهار کرد: باید بدانیم مداخلات و برنامههای آموزشی پیش از بازنشستگی میتواند به فرد کمک کند تا انتظارات واقعبینانهتری داشته باشد و او را تشویق کند اهداف اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی را برای خود تعیین کند. این برنامهها در واقع منابع روانی و اجتماعی فرد را افزایش میدهند و به رضایت او از زندگی و سازگاری با زندگی دوران بازنشستگی کمک میکنند.
این روانشناس افزود: برنامههای آموزشی و مداخلات پیش از بازنشستگی عمدتاً بر مدیریت سبک زندگی سالم تأکید دارند. فرد بازنشسته برای داشتن یک زندگی خوب و برخورداری از سلامت روانی و جسمانی، نیاز به کسب مهارتهایی دارد که باید پیش از ورود به این دوره آنها را فرا بگیرد.
طالقانی با اشاره به برخی از این مهارتها گفت: مهارت تصمیمگیری برای تعیین هدف، هدفگذاری در زندگی، برنامهریزی کوتاهمدت و بلندمدت برای رسیدن به اهداف، عضویت در گروههای اجتماعی و انجمنها، شرکت در بحثهای گروهی و به اشتراکگذاری تجربهها از جمله راهکارهایی است که به فرد کمک میکند نیاز به تعلق داشتن به گروه را در خود تقویت کند. یکی از نیازهای اساسی انسان این است که به جمع، مؤسسه یا سازمانی تعلق داشته باشد.
وی ادامه داد: عضویت در انجمنها میتواند تعاملات اجتماعی از دسترفته را دوباره در فرد شکل دهد و با فعالیت در این انجمنها، فرد احساس ارزشمندی و اثرگذاری میکند و خود را فردی مؤثر برای خانواده و جامعه میبیند. به این ترتیب، هویت متزلزل شده او دوباره بازسازی و تقویت میشود.
این روانشناس با بیان اینکه از دیگر راهکارها شرکت در بحثهای گروهی و به اشتراکگذاری تجربههاست، افزود: این موارد از جمله راهکارهای روانشناختی هستند که به سلامت روان فرد بازنشسته کمک میکنند.
طالقانی درباره مؤلفههای سبک زندگی سالم نیز گفت: کسب مهارتها، اطلاعات و آگاهیهای بهداشتی برای مدیریت سبک زندگی سالم ضروری است. اهمیت چکاپ سلامت، خودارزیابی سلامت جسمانی، استفاده از رژیم غذایی سالم، استفاده از داروهای گیاهی و سنتی، انجام تمرینات ورزشی، ماساژ سنتی، ورزش ذهن و ایجاد فرصت برای یادگیری از جمله مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: فرد بازنشسته با پرداختن به تمرینات ذهنی و یادگیریهای مداوم و مکرر میتواند از ابتلا به آلزایمر پیشگیری کند.
طالقانی با بیان این موضوع که در دوران بازنشستگی تغییرات زیادی در زندگی فرد، بهویژه در سبک زندگی او رخ میدهد تصریح کرد: از جمله تغییرات دوران بازنشستگی میتوان به تغییر در پایگاه اجتماعی و اقتصادی، دگرگونی در وضعیت مالی، افزایش اوقات فراغت و بیکاری، کاهش درآمد و در مقابل افزایش برخی هزینههای خانوار اشاره کرد.
وی افزود: در این دوره معمولاً ساختار خانواده نیز تغییر میکند؛ فرزندان بزرگ میشوند، ازدواج میکنند و خانواده گستردهتر میشود. با اضافه شدن عروسها، دامادها و نوهها، رفتوآمدهای خانوادگی بیشتر میشود و دیدارهای دورهای خانواده نیز میتواند هزینههایی را به همراه داشته باشد.
این روانشناس ادامه داد: در کنار این مسائل، توقعات و انتظارات مالی فرزندان نیز ممکن است برای فرد بازنشسته ایجاد نگرانی کند. چنین شرایطی گاهی سبب میشود فرد بازنشسته دچار اضطراب شود؛ نگرانی از اینکه نتواند مانند گذشته انتظارات مالی فرزندان را برآورده کند یا اوضاع اقتصادی خانواده را مدیریت کند.
طالقانی درباره راهکارهای مواجهه با این شرایط گفت: برای برونرفت از مشکلات اقتصادی و روانی این دوره، داشتن امید به زندگی اهمیت زیادی دارد. همچنین پرداختن به شغلی متناسب با تواناییهای جسمی، ذهنی و روانی فرد بهویژه شغلی که در آن تجربه دارد میتواند کمککننده باشد.
وی توضیح داد: چنین فعالیتهایی علاوه بر کمک به وضعیت اقتصادی، نیاز فرد به تعلق داشتن به یک گروه یا سازمان را نیز تأمین میکند، تعاملات اجتماعی او را افزایش میدهد و احساس هویت شغلی و ارزشمندی را در او تقویت میکند؛ موضوعی که به سلامت روانی فرد بازنشسته کمک میکند.
این روانشناس افزود: از راهکارهای روانشناختی برای افزایش تابآوری در این دوران میتوان به هدفمند بودن در زندگی و تلاش برای رسیدن به اهداف اشاره کرد. داشتن هدف به فرد کمک میکند تداوم و پیوستگی خود را در برابر چالشهای زندگی حفظ کند.
طالقانی همچنین گفت: شرکت دادن افراد بازنشسته در کلاسهای آموزشی، هنری و فنی و همچنین گذراندن دورههای مهارتی متناسب با علاقه و نیاز آنها میتواند به بهبود شرایط روانی و افزایش تابآوری آنها کمک کند.
وی ادامه داد: یادگیری و تکمیل آموختهها در هر سنی میتواند احساس رضایت و عزتنفس را در فرد تقویت کند و به افزایش احساس ارزشمندی و توانمندی او بینجامد.
به گزارش ایسنا دوران سالمندی میتواند فرصتی ارزشمند برای رشد فردی، یادگیری مهارتهای جدید، انجام فعالیتهای مورد علاقه، توسعه روابط خانوادگی و مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی باشد. برنامهریزی مناسب برای اوقات فراغت، ورزش منظم، حفظ ارتباطات اجتماعی و توجه به سلامت روان از جمله عواملی هستند که میتوانند رضایت از زندگی را در این دوران افزایش دهند.
انتهای پیام
