مرضیه عزیزی معین، روانشناس بالینی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بسیاری از افرادی که در سن بازنشستگی قرار دارند، بخش مهمی از هویت، روابط اجتماعی و احساس ارزشمندی خود را از شغلشان به دست آوردهاند. افراد در دوره اشتغال، معمولاً روابط گستردهتری با همکاران خود دارند، در ارتباط با کارمندان و محیط کار احساس مفید بودن میکنند و این حس را دارند که بخشی از نیاز جامعه را برطرف میکنند.
عزیزی معین افزود: وقتی بازنشستگی اتفاق میافتد، یک تغییر عمده در زندگی انسان رخ میدهد. فردی که هر روز نظم مشخصی برای رفتن به محل کار و انجام کارهایش داشته، ناگهان با شرایطی روبهرو میشود که دیگر نمیتواند همان فعالیتها را ادامه دهد. این تغییر میتواند با احساساتی مانند نگرانی، سردرگمی، حس فقدان، حس بیارزشی و این تصور که بودن یا نبودن من در دنیا فرقی نمیکند، همراه باشد. حتی ممکن است فرد احساس کند دیگر نمیتواند رشد کند، تجربههای تازه داشته باشد یا آدمهای جدید را ببیند.
این روانشناس با اشاره به نقش نگرش مثبت در این دوره گفت: اگر فرد از قبل نگرش مثبتی به بازنشستگی داشته باشد، تجربه بهتری خواهد داشت. برای مثال، اگر از قبل بداند که بعد از بازنشستگی میتواند برنامههای آموزشی داشته باشد، برای مسافرتها برنامهریزی کند، وقت بیشتری را با خانواده بگذراند یا کارهایی را که به دلیل شغلش نتوانسته دنبال کند، در این دوره پیگیری کند، نگاه بهتری به این مرحله خواهد داشت.
وی درباره آمادهسازی روانی پیش از بازنشستگی تصریح کرد: نخست باید نگرش افراد را نسبت به این دوره مثبت کنیم. باید بدانند که این دوران هم بخشی از زندگی همه انسانهاست و لزوماً ارزشمندی و هویت ما به شغل وابسته نیست، بلکه به نقشی که در خانواده و جامعه داریم نیز مربوط میشود.
عزیزی معین ادامه داد: اگر فرد پدر یا مادر خانواده است، همچنان این نقش را دارد. اگر روابط خوبی در فامیل یا میان همسایهها دارد، میتواند از این ارتباطات استفاده کند. همچنین میتوان برای او اهداف جدید تعریف کرد. برای آمادهسازی روانی، آموزش پیش از بازنشستگی، برنامهریزی برای اهداف جدید، تقویت روابط اجتماعی و حتی عضویت در مؤسسههای خیریه محلی یا شهری میتواند موثر باشد.
وی افزود: بعضی بازنشستگان میتوانند در پارکها کنار هم فعالیت داشته باشند، یا حتی با هم باغ کوچکی را اداره کنند و به کشاورزی بپردازند. یاد گرفتن مهارتهای جدید، مثل شطرنج یا مهارتهای دیگر، و توسعه علایق شخصی نیز میتواند به آنها کمک کند. برخی افراد هم علاقه دارند در کارهای عامالمنفعه یا فعالیتهای مسجدی نقش داشته باشند که این موضوع به آنها حس مفید بودن میدهد.
این روانشناس ادامه داد: میتوان پیش از بازنشستگی به افراد گفت که بعد از بازنشستگی میتوانند عضو کانون یا انجمن بازنشستگان شوند، یا در مؤسسههای خیریه محلی و شهری فعالیت کنند. همچنین میتوانند مهارتهای جدیدی کسب کنند یا حتی برخی از تجربههای خود را به کارمندان جدید آموزش دهند، چون این افراد کولهباری از تجربه دارند. مشاوره روانشناختی نیز در این زمینه میتواند بسیار کمککننده باشد.
عزیزی معین درباره تغییر نقش در این دوره اظهار کرد: فرد باید بداند که نقش او تغییر میکند و لازم است انتظاراتی معقول از خود داشته باشد. دیگر شاید نتواند شغل قبلی را ادامه دهد، اما میتواند چیزهای جدید یاد بگیرد، به سلامت جسمی خود و خانوادهاش بیشتر توجه کند و زمان بیشتری را با نوههایش بگذراند.
وی در ادامه با اشاره به نقش برنامهریزی برای اوقات فراغت در پیشگیری از افسردگی سالمندان گفت: باید توجه داشت که اوقات فراغت سالمند با اوقات فراغت نوجوان یا جوان متفاوت است. نوجوان میداند که تعطیلات تابستانی تمام میشود و دوباره باید به مدرسه برگردد، یا جوان میداند که باید پس از مدتی به کار یا دانشگاه بازگردد؛ اما برای سالمند، برنامهریزی اوقات فراغت باید تضمینکننده سلامت روان باشد.
این روانشناس توضیح داد: در دوران بازنشستگی، ساختار زمانی زندگی تغییر میکند. فردی که قبلاً صبحها بیدار میشد، به سر کار میرفت و فعالیتهای معناداری انجام میداد، حالا ممکن است این فعالیتها را نداشته باشد و همین موضوع باعث احساس پوچی، انزوا، افسردگی و بیارزشی شود.
وی افزود: در چنین شرایطی میتوان فعالیتهایی را جایگزین کرد تا فرد حس مفید بودن، تعلق اجتماعی و هدفمندی داشته باشد. شرکت در فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، داوطلبانه و ورزشی میتواند روابط اجتماعی فرد را افزایش دهد و عزت نفس او را تقویت کند.
عزیزی معین ادامه داد: فعالیتهای آموزشی فقط محدود به آموزش در یک اداره نیست؛ فرد میتواند تجربههای خود را به جوانان فامیل یا افراد نیازمند به تجربه منتقل کند. این فعالیتها باعث افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت احساس ارزشمندی میشود.
وی همچنین تصریح کرد: هرچه افراد بازنشسته بیشتر در فعالیتهای فرهنگی و مهارتی مشارکت داشته باشند، تواناییهای شناختی آنها نیز بیشتر حفظ میشود. در غیر این صورت، ممکن است کاهش توان شناختی، زوال و افت عملکرد رخ دهد. به همین دلیل بهتر است برای سالمند یک سبک زندگی فعال در نظر گرفته شود. سبک زندگی فعال باعث احساس مفید بودن، برنامهمندی و این حس میشود که فرد مهم و ارزشمند است.
عزیزی معین در خصوص اهمیت اوقات فراغت بازنشستگان نیز تأکید کرد: برای پر کردن اوقات فراغت سالمندان پس از بازنشستگی، باید فعالیتهای متنوع و متناسب با شرایط جسمی و روحی آنان در نظر گرفت. داشتن برنامه روزانه منظم، منظم بودن خواب، انجام ورزش و مطالعه کتابهای جدید از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ سلامت روان و جسم کمک کند.
وی ادامه داد: سالمندان میتوانند در کنار پیادهروی، تفریحهای جدیدی را نیز تجربه کنند؛ برای مثال به کافهها، پارکها و بوستانهای مختلف بروند و این تجربهها را با دوستان قدیمی یا همکاران خود داشته باشند. حتی برخی از بازنشستگان که توان جسمی بیشتری دارند، میتوانند فوتبال بازی کنند یا ورزشهای جدید یاد بگیرند.
عزیزی معین افزود: مطالعه کتابهای جدید، تبادل کتاب با دیگران و حضور در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی نیز میتواند برای این گروه سنی مفید باشد. شرکت در کلاسهای کامپیوتر، موسیقی، صنایع دستی، نقاشی، خوشنویسی و هنرهای دستی از جمله فعالیتهایی است که علاوه بر ایجاد نشاط، به تقویت تواناییهای شناختی نیز کمک میکند.
این روانشناس تصریح کرد: حتی بازیهایی مانند پازل با قطعات ریز نیز میتواند به تقویت عملکرد شناختی سالمندان کمک کند. همچنین کلاسهای موسیقی بسته به علاقه و توان فرد، میتواند در این دوران بسیار جذاب و موثر باشد.
وی با اشاره به اهمیت گسترش روابط اجتماعی گفت: حضور در انجمنهای بازنشستگان و دورهمیهای دوستانه همسنوسالان، از انزوا و گوشهگیری سالمندان جلوگیری میکند و به آنها کمک میکند ارتباط اجتماعی خود را حفظ کنند.
عزیزی معین ادامه داد: فعالیتهایی مانند شنا، یوگا و پیادهروی نهتنها حال سالمندان را بهتر میکند، بلکه به سلامت جسمی آنها نیز کمک میکند و باعث کاهش اضطراب و افسردگی میشود. این فعالیتهای بدنی منظم همچنین به سلامت عمومی جسم کمک میکند، زیرا بسیاری از بازنشستگان از زمینگیر شدن، وابستگی به دیگران و نیازمند شدن میترسند و ورزش میتواند این نگرانیها را کاهش دهد.
وی گفت: کتابخوانی و سفرهای یکروزه با همسنوسالان یا اعضای خانواده نیز میتواند به سالمندان کمک کند احساس خوبی داشته باشند. این فعالیتها باعث میشود رشد فردی و مشارکت اجتماعی آنان همچنان حفظ شود.
عزیزی معین در خصوص اهمیت حمایت خانواده از فرد بازنشسته گفت: خانواده یکی از مهمترین منابع حمایت روانی در دوران بازنشستگی است و نقش مهمی در سازگاری بهتر سالمندان با این مرحله از زندگی دارد. حفظ احترام، حمایت عاطفی، توجه به سلامت جسمی و مشارکت دادن بازنشسته در تصمیمگیریهای مهم خانوادگی از جمله اقداماتی است که میتواند به ایجاد امنیت روانی و تقویت حس ارزشمندی در او کمک کند.
وی ادامه داد: خانواده میتواند فرد بازنشسته را به حفظ ارتباطات اجتماعی، مشارکت در فعالیتهای مختلف، سفر با دوستان و همچنین یادگیری مهارتها و هنرهای جدید تشویق کند. این حمایتها به بازنشسته کمک میکند تا همچنان فعال بماند و احساس کند نقش مؤثری در زندگی دارد.
عزیزی معین افزود: در برخی خانوادهها، بازنشستگی ممکن است زمینهساز تنش شود؛ چرا که حضور فرد در خانه بیشتر میشود و نقش او در برخی امور خانوادگی تغییر میکند. به همین دلیل، لازم است اعضای خانواده درباره انتظارات و نقشهای جدید گفتوگو کنند و در عین حال استقلال فرد بازنشسته را حفظ کنند.
این روانشناس تصریح کرد: مسئولیتهای تازه میتواند میان اعضای خانواده تقسیم شود و برای بازنشسته نیز نقشهای متناسبی تعریف شود؛ برای مثال انجام برخی کارهای روزمره یا مشارکت در امور خانه. چنین رویکردی میتواند از بروز تعارض جلوگیری کند و فضای خانواده را بر پایه احترام و پذیرش تقویت کند.
وی ادامه داد: نباید بازنشسته احساس کند که چون بیشتر در خانه است یا سنش بالاتر رفته، نقشش کمرنگ شده یا دیگر مورد توجه و احترام قرار نمیگیرد. برعکس، وارد کردن او به تصمیمگیریها، استفاده از تجربههایش و توجه به نظر او میتواند به تقویت عزتنفس و احساس ارزشمندی کمک کند.
عزیزی معین گفت: در کنار حمایت عاطفی، حفظ استقلال فرد بازنشسته نیز اهمیت زیادی دارد و نباید او را بیش از حد وابسته کرد. بهتر است او همچنان بتواند کارهای شخصی خود را انجام دهد و برای دیدار با دوستان و فامیل، تا حد امکان استقلال خود را حفظ کند.
وی افزود: ایجاد تعادل میان فعالیتهای مشترک خانوادگی و فعالیتهای شخصی، به بازنشسته کمک میکند تا حس ارزشمندی، باتجربه بودن و اقتدار خود را حفظ کند.
عزیزی معین در خصوص تأثیرات مشکلات جسمی بر روان فرد بازنشسته گفت: یکی از موضوعات مهمی که در دوران بازنشستگی باید به آن توجه شود، تأثیر مشکلات جسمی و اسکلتی بر سلامت روان سالمندان است. در این دوره، دردهای مزمن، محدودیتهای حرکتی و ناتوانی در انجام کارهای روزمره میتواند باعث شود فرد احساس کند به دیگران وابسته شده و دیگر مانند گذشته کنترلی بر زندگی خود ندارد.
وی ادامه داد: با افزایش سن، بیماریهایی مانند آرتروز، کمردرد، پوکی استخوان و دردهای مفصلی بیشتر بروز پیدا میکنند. این مشکلات فقط به جسم مربوط نیستند، بلکه آثار روانی گستردهای هم دارند و میتوانند بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت روان، عزتنفس و اعتماد به نفس فرد بازنشسته اثر منفی بگذارند.
عزیزی معین افزود: بازنشستهها در این شرایط فقط با درد جسمی روبهرو نیستند، بلکه همزمان باید با هزینههای درمان، نگرانی از پیشرفت بیماری و همچنین وابستگی به دیگران برای مراجعه به پزشک یا انجام کارهای درمانی کنار بیایند. همین مسائل، اضطراب دوران سالمندی را تشدید میکند و احساس ناامنی و نگرانی را در فرد افزایش میدهد.
این روانشناس تصریح کرد: در دوران بازنشستگی معمولاً دو تغییر عمده بهطور همزمان رخ میدهد؛ یکی از دست دادن شغل و در نتیجه کاهش احساس مفید بودن و دیگری کاهش تواناییهای جسمی که میتواند افت عزتنفس را به دنبال داشته باشد. وقتی این دو مسئله همزمان اتفاق میافتد، فرد ممکن است بیش از گذشته در معرض اضطراب، افسردگی، انزوا و احساس ناتوانی قرار بگیرد.
وی ادامه داد: کاهش فعالیت بدنی و کاهش ارتباطات اجتماعی نیز از پیامدهای مهم مشکلات جسمی در این دوران است. وقتی سالمند به دلیل درد یا محدودیت حرکتی کمتر از خانه خارج میشود، کمتر در جمع حضور پیدا میکند و فعالیتهای معمول خود را کنار میگذارد، بهتدریج افت خلق، احساس پوچی، انزوا و افسردگی در او بیشتر میشود.
عزیزی معین گفت: در واقع میان سلامت جسم و سلامت روان یک چرخه معیوب شکل میگیرد؛ به این معنا که بیماری جسمی و دردهای مزمن میتواند سلامت روان را تضعیف کند و در مقابل، افت سلامت روان نیز باعث میشود فرد درد را شدیدتر تجربه کند، تحرکش کمتر شود و حال عمومیاش بدتر شود.
وی با تأکید بر ضرورت پیشگیری و مداخله بهموقع افزود: برای کاهش این پیامدها باید به مراقبت جسمی سالمندان توجه جدی داشت. انجام ورزش متناسب با سن، پیگیری درمان، استفاده از فیزیوتراپی در صورت نیاز و رسیدگی منظم به وضعیت جسمانی میتواند تا حد زیادی از کاهش تواناییهای حرکتی جلوگیری کند.
این روانشناس ادامه داد: در کنار مراقبت جسمی، حفظ ارتباطات اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارد. سالمند نباید به دلیل درد یا بیماری از جمع خانواده، دوستان و محیطهای اجتماعی فاصله بگیرد، چون این انزوا میتواند مشکلات روانی را تشدید کند. حمایت خانواده، احترام به سالمند و توجه به نیازهای او در این دوره نقش تعیینکنندهای دارد.
عزیزی معین افزود: دسترسی منظم به خدمات درمانی و مراجعه بهموقع برای پیگیری بیماریها هم بسیار مهم است. همچنین لازم است چکاپهای دورهای روانی و دریافت حمایتهای روانشناختی از متخصصان حوزه سالمندی در نظر گرفته شود تا اگر نشانههای اضطراب، افسردگی یا احساس ناتوانی در فرد ایجاد شد، بتوان بهموقع مداخله کرد.
وی در پایان گفت: اگر به مشکلات جسمی سالمندان در دوران بازنشستگی فقط از منظر بیماری و درد نگاه کنیم، بخشی از مسئله نادیده میماند؛ زیرا این مشکلات میتوانند استقلال، احساس ارزشمندی، اعتماد به نفس و سلامت روان بازنشسته را نیز تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل لازم است مراقبت از بازنشستگان بهصورت همهجانبه و با در نظر گرفتن همزمان ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی انجام شود.
انتهای پیام
