۱۴۰۵-۰۳-۲۱ | ۱۷:۳۹
اتحاد و تضاد در جامعه ایرانی؛ نقش هویت اجتماعی در شکل گیری سرمایه اجتماعی

یک جامعه شناس تشریح کرد

اتحاد و تضاد در جامعه ایرانی؛ نقش هویت اجتماعی در شکل گیری سرمایه اجتماعی

یک جامعه شناس درباره نسبت «اتحاد و تضاد» در شرایط جنگی تأکید کرد: شکل‌گیری همبستگی اجتماعی در شرایط بحران، بیش از هر چیز به سطح سرمایه اجتماعی و احساس تهدید مشترک وابسته است.

به گزارش ایسنا، سعید حسینی، جامعه شناس ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به بررسی نسبت میان اتحاد و تضاد اجتماعی در شرایط بحرانی مورد پرداخت.

در ابتدای پنجمین جلسه از سلسله نشست‌های شورای دانشجویی انجمن جامعه‌شناسی ایران، امیر علی اکبر پور، دبیر نشست با مروری بر تاریخ ایران از دوره صفویه و قاجار تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی هشت‌ساله، هدف نشست را تحلیل تجربه‌های اجتماعی در شرایط جنگی عنوان کرد و با استناد به دیدگاه ابن‌خلدون مبنی بر اینکه «عصبیت مایه پایداری جماعت است»، این مفهوم را عاملی برای شکل‌گیری پیوندهای جمعی در شرایط بحران دانست.

حسینی در ادامه با اشاره به تحول مفهوم عصبیت گفت: در جوامع سنتی، این مفهوم بر پایه پیوندهای قومی و قبیله‌ای شکل می‌گرفت، اما در جوامع مدرن، این پیوندها در قالب‌های گسترده‌تری مانند شهر، ملت و ساختارهای ملی بازتعریف شده و در قالب مفهوم «اتحاد اجتماعی» قابل مشاهده است.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ صرفاً یک تهدید خارجی است یا می‌تواند به بازتعریف روابط درونی جامعه منجر شود، اظهار کرد: در هر جامعه‌ای تعارض‌ها و اختلاف منافع به‌صورت طبیعی وجود دارد، اما در شرایط مواجهه با تهدید بیرونی، بخشی از این اختلاف‌ها موقتاً به حاشیه می‌رود و امکان شکل‌گیری همبستگی افزایش می‌یابد.

حسینی اضافه کرد: با این حال، در صورت عمیق شدن شکاف‌های اجتماعی، بحران‌ها لزوماً به اتحاد منجر نخواهند شد.
به طور کلی همبستگی اجتماعی در شرایط بحران به سطح سرمایه‌ی اجتماعی و احساس و اهداف مشترک جامعه وابسته است.

این دانش‌آموخته جامعه‌شناسی با اشاره به نقش هویت در شکل‌گیری تعارض‌های اجتماعی افزود: حاکمیت علاوه بر کارکرد حمایتی، نقش مهمی در هویت‌بخشی دارد. زمانی که افراد احساس کنند هویت مورد انتظارشان در جامعه تأمین نمی‌شود، زمینه بازتعریف مفاهیمی مانند وطن و منافع جمعی و در نتیجه شکل‌گیری تعارض‌های اجتماعی فراهم می‌شود.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، برخی گروه‌ها ممکن است تصور کنند از طریق بحران یا تغییر شرایط موجود، امکان تحقق بخشی از مطالباتشان فراهم می‌شود؛ از همین رو، جنگ یا بحران نه صرفاً به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تغییر وضعیت موجود نیز درک می‌شود.

حسینی با تأکید بر نقش سرمایه اجتماعی گفت: بی‌توجهی به مطالبات اجتماعی و تأخیر در پاسخ‌گویی به نیازها، به‌تدریج موجب تضعیف سرمایه اجتماعی می‌شود و این مسئله به کاهش سطح همبستگی در شرایط بحرانی می‌انجامد.

وی با اشاره به تجربه‌های تاریخی از جمله جنگ ویتنام و جنگ عراق در آمریکا افزود: میزان حمایت اجتماعی از جنگ‌ها ارتباط مستقیمی با سطح اعتماد میان جامعه و حاکمیت دارد. کاهش این اعتماد در طول زمان می‌تواند منجر به افزایش مخالفت‌های اجتماعی در بحران‌های بعدی شود.

این دانش‌آموخته جامعه‌شناسی درباره وضعیت جنگ ایران و عراق ابراز عقیده کرد: جنگ تحمیلی هشت‌ساله در شرایطی آغاز شد که جامعه ایران به‌تازگی تجربه انقلاب را پشت سر گذاشته و بر سر یک تغییر سیاسی به توافق رسیده بود؛ از این رو، زمینه همبستگی اجتماعی گسترده‌تری فراهم شد. اما در دوره‌های بعد، با انباشت برخی تعارض‌ها، شرایط اجتماعی دستخوش تغییر شد.

در بخش پایانی نشست، دبیر جلسه با طرح این پرسش که آیا همبستگی اجتماعی صرفاً در سایه تهدید خارجی شکل می‌گیرد یا می‌توان آن را بر پایه ارزش‌های مشترک نیز بنا کرد، گفت: ارزش‌های مشترک اساس شکل‌گیری اتحاد هستند، اما این ارزش‌ها نیازمند نهادینه‌سازی، آموزش و پاسداری مستمرند و در شرایط تهدید بیرونی، حساسیت جامعه نسبت به آن‌ها افزایش می‌یابد.

وی در جمع بندی گفت که در جوامع، برای افزایش همبستگی اجتماعی و کاهش مهاجرت بخشی از سرمایه اجتماعی باید مانع انباشت مطالبات پاسخ داده نشده و جلوگیری از بروز احساس سرخوردگی شد و در این صورت شکاف‌های اجتماعی در این زمینه به حداقل می‌رسد.

انتهای پیام

# سیاسی

آخرین اخبار سیاسی

چندرسانه‌ای