۱۴۰۵-۰۳-۲۳ | ۰۷:۳۶
کودکی زیر بار معیشت/ روایت ناتمام میلیون‌ها کودک کار

کودکی زیر بار معیشت/ روایت ناتمام میلیون‌ها کودک کار

بوشهر (ایسنا) - گرمای ظهرهای بلند بوشهر مدت‌هاست شروع شده و سر چهارراه‌ها، کودکان بسیاری از ساعت‌ها قبل کار روزانه خود را آغاز کرده‌اند. یکی سر چهارراه‌های مرکز شهر گل می‌فروشد، دیگری با بسته‌ای دستمال کاغذی میان خودروها رفت‌وآمد می‌کند و کودکی دیگر لابد در کارگاهی دور از چشم رهگذران مشغول کاری است که تناسبی با سن و سالش ندارد.

این تصویر تنها به بوشهر محدود نیست. پدیده کار ِکودک سال‌هاست به یکی از چالش‌های اجتماعی در ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیده‌ای که فراتر از یک مسئله اقتصادی، با سلامت روان، آموزش، امنیت اجتماعی و آینده یک نسل گره خورده است.

هر سال ۲۲خرداد، روز مبارزه با کار کودک در تقویم خودنمایی می‌کند؛ روزی برای یادآوری میلیون‌ها کودکی در سرتاسر جهان که هنوز از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم‌اند. بر اساس تازه‌ترین گزارش مشترک سازمان بین‌المللی کار و یونیسف، در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک بوده‌اند که از این میان، ۵۴ میلیون نفر در مشاغل خطرناک فعالیت می‌کنند؛ مشاغلی که سلامت، امنیت و رشد آنان را تهدید می‌کند. اگرچه این آمار نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته‌است، اما جهان همچنان از تحقق هدف حذف کامل کار کودک فاصله دارد.

آمارهایی که همه واقعیت را نشان نمی‌دهند

در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این کودکان در اقتصاد غیررسمی فعالیت می‌کنند و به همین دلیل در آمارهای رسمی ثبت نمی‌شوند.

گزارش‌های سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال‌های اخیر از شناسایی ده‌ها هزار کودک کار و خیابان در کشور خبر داده‌اند، اما فعالان اجتماعی بر این باورند که تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلام‌شده است. بسیاری از این کودکان در کارگاه‌های کوچک، مشاغل خانگی، فعالیت‌های کشاورزی، جمع‌آوری پسماند و سایر بخش‌های غیررسمی اقتصاد مشغول به کار هستند.

در استان بوشهر نیز اگرچه آماری جامع و قابل استناد از تعداد کودکان کار منتشر نشده‌است، اما مسئولان بهزیستی طی سال‌های گذشته از شناسایی صدها کودک کار و خیابانی در طرح‌های ساماندهی خبر داده‌اند. با این حال کارشناسان تأکید می‌کنند که شمار واقعی این کودکان احتمالاً بیش از آمارهای شناسایی‌شده است.

زخم‌هایی که دیده نمی‌شوند

کارِ کودک تنها به خستگی جسمی و درآمد ناچیز محدود نمی‌شود. نخستین قربانی این پدیده، سلامت روان کودکان است.

هدی محمودی، کارشناس روان‌شناسی، در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: ورود کودک به چرخه کار در سنین پایین می‌تواند روند طبیعی رشد هیجانی و شخصیتی او را مختل کند. فشارهای اقتصادی، مسئولیت‌های زودهنگام و تجربه تحقیر یا بی‌توجهی در محیط کار، زمینه بروز اضطراب، افسردگی، کاهش عزت‌نفس و احساس ناامنی را فراهم می‌کند.

به گفته او، بسیاری از کودکان کار در شرایطی رشد می‌کنند که ناچارند زودتر از سن طبیعی با دغدغه‌های بزرگسالان مواجه شوند. همین موضوع می‌تواند فرآیند شکل‌گیری شخصیت و هویت آنان را با اختلال مواجه کند.

این روانشناس ادامه می‌دهد: اختلال در رشد هیجانی، دشواری در تنظیم احساسات، پرخاشگری یا انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای روانی کار کودک است. بسیاری از این کودکان به دلیل مواجهه با استرس مزمن، در تمرکز، برنامه‌ریزی برای آینده و شکل‌گیری اعتماد به نفس دچار مشکل می‌شوند.

کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که سال‌ها در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، بیش از دیگران در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی قرار می‌گیرند.

کودکانی که از مدرسه جا می‌مانند

یکی از مهم‌ترین پیامدهای کار کودک، محرومیت از آموزش است. کودکانی که بخش عمده روز خود را صرف کار می‌کنند، یا از تحصیل بازمی‌مانند یا کیفیت آموزش آنان به شدت کاهش پیدا می‌کند.

محمودی در این باره می‌گوید: دوری از مدرسه و محیط‌های آموزشی تنها به معنای عقب‌ماندن از درس نیست. مدرسه محلی برای یادگیری مهارت‌های اجتماعی، تعامل با همسالان و رشد شناختی کودک است. محرومیت از این فضا می‌تواند فرصت‌های شغلی و اجتماعی فرد را در آینده محدود کند.

به گفته این کارشناس، فاصله گرفتن از روابط سالم با همسالان، احساس طردشدگی اجتماعی، کاهش مهارت‌های ارتباطی و انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای محرومیت آموزشی در کودکان کار است.

جامعه‌شناسان نیز معتقدند کار کودک در بسیاری از موارد به بازتولید چرخه فقر منجر می‌شود. کودکی که از تحصیل بازمی‌ماند، در آینده نیز فرصت‌های شغلی کمتری خواهد داشت و احتمال گرفتار شدن او در فقر و آسیب‌های اجتماعی افزایش می‌یابد.

خشونتی که پشت درهای بسته اتفاق می‌افتد

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده کار کودک، قرار گرفتن این کودکان در معرض انواع خشونت و سوءاستفاده است.

محمودی می‌گوید: کودکان کار به دلیل حضور در محیط‌های غیررسمی و فاقد نظارت، بیش از سایر کودکان در معرض خشونت جسمی، آزار روانی و حتی سوءاستفاده جنسی قرار دارند. آثار این آسیب‌ها تنها به همان زمان محدود نمی‌شود و ممکن است سال‌ها بعد نیز زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.

به گفته وی، تجربه خشونت می‌تواند باعث ترس مزمن، بی‌اعتمادی به دیگران، احساس شرم و گناه و حتی بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه شود.علاوه بر این، شرایط نامناسب کاری، تغذیه ناکافی، ساعات طولانی کار و نبود دسترسی مناسب به خدمات درمانی نیز سلامت جسمی کودکان را تهدید می‌کند.

حقوقی که روی کاغذ مانده‌اند

ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوست. بر اساس این کنوانسیون، کودکان حق دارند از آموزش، سلامت، رفاه و حمایت در برابر بهره‌کشی اقتصادی برخوردار باشند. همچنین قانون کار ایران، به‌کارگیری افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده و برای اشتغال نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز محدودیت‌هایی در نظر گرفته است. از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که در سال ۱۳۹۹ اجرایی شد، بهره‌کشی اقتصادی از کودکان و به‌کارگیری آنان در فعالیت‌های زیان‌آور را از مصادیق کودک‌آزاری دانسته و برای آن مجازات‌هایی تعیین کرده است. با وجود این قوانین، کارشناسان معتقدند فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است و بخش مهمی از کودکان کار در حوزه‌هایی فعالیت می‌کنند که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.

خانواده و دولت؛ دو ضلع اصلی مسئولیت

بخش بزرگی از کودکان کار در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که با فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق یا سایر آسیب‌های اجتماعی مواجه هستند.

محمودی معتقد است: خانواده‌ها نقش مهمی در پیشگیری از کار کودک دارند. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و اولویت دادن به آموزش می‌تواند از ورود بسیاری از کودکان به بازار کار جلوگیری کند. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از خانواده‌ها خود قربانی شرایط اقتصادی هستند و بدون حمایت‌های اجتماعی توان مقابله با این وضعیت را ندارند.

کارشناسان تأکید می‌کنند: مقابله با کار کودک تنها با برخوردهای انتظامی یا جمع‌آوری کودکان از خیابان امکان‌پذیر نیست. کاهش فقر، ایجاد فرصت‌های شغلی برای والدین، گسترش پوشش‌های حمایتی، توسعه آموزش رایگان و باکیفیت و تقویت خدمات اجتماعی از جمله راهکارهایی است که می‌تواند به کاهش این پدیده کمک کند.

مهاجران افغان؛ واقعیت فراتر از یک تصور عمومی

در سال‌های اخیر حضور بخشی از کودکان مهاجر افغان در میان کودکان کار، به یکی از موضوعات مورد بحث تبدیل شده است. با این حال کارشناسان معتقدند نسبت دادن پدیده کار کودک به یک گروه یا ملیت خاص، نگاهی ساده‌انگارانه و غیرواقع‌بینانه است.

محمودی در این باره می‌گوید: در برخی مناطق، شرایط دشوار اقتصادی و محدودیت‌های معیشتی برخی خانواده‌های مهاجر می‌تواند احتمال ورود کودکان به بازار کار را افزایش دهد، اما ریشه اصلی این پدیده در فقر، نابرابری اقتصادی و ضعف نظام‌های حمایتی است؛ همان عواملی که بسیاری از کودکان ایرانی را نیز به سمت کار سوق می‌دهد.

کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی نیز تأکید می‌کنند: راه‌حل این مسئله نه محروم کردن کودکان از خدمات آموزشی و حمایتی، بلکه گسترش حمایت‌های اجتماعی برای تمامی کودکان ساکن کشور است.

کودکی یک حق است، نه امتیاز

کودک کار را نباید تنها در چهره پسربچه‌ای که پشت چراغ قرمز گل می‌فروشد یا دخترکی که در مترو دستمال کاغذی عرضه می‌کند، خلاصه کرد. هر کودک کاری، روایت ناتمام یک فرصت از دست‌رفته است؛ فرصتی برای آموزش، رشد، بازی و تجربه زندگی در امنیت.

کار کودک، بیش از آنکه یک مسئله فردی باشد، نشانه‌ای از شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه است. شکاف‌هایی که اگر ترمیم نشوند، پیامدهای آن تنها متوجه کودکان نخواهد بود، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

به گزارش ایسنا، روز جهانی مبارزه با کار کودک فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که از خانواده آغاز می‌شود، به دولت می‌رسد و در نهایت همه جامعه را در بر می‌گیرد، زیرا کودکان قرار نیست نان‌آور باشند؛ آن‌ها باید فرصت کودک بودن داشته باشند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای