۱۴۰۵-۰۳-۲۳ | ۰۹:۳۵
منبع: نمایندگی اصفهان
شهدای اقتدار و اتحاد ملی؛ آن‌ها که ایران را به هم پیوند زدند

شهدای اقتدار و اتحاد ملی؛ آن‌ها که ایران را به هم پیوند زدند

اصفهان (ایسنا) - هنوز زخم آن روزها تازه است. هنوز نام بسیاری از شهدا در خانه‌ها با بغض برده می‌شود. هنوز عکس جوانانی که از پشت میزهای پژوهش، از دل آزمایشگاه‌ها، از پای سامانه‌های پدافندی، از کابین هواگردها و از سنگرهای دفاع از وطن به آسمان پر کشیدند، بر دیوار خاطره این سرزمین تازه مانده است.

وقتی بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آسمان ایران هدف تجاوز رژیم صهیونیستی قرار گرفت، دشمن تنها به دنبال تخریب مراکز نظامی، دفاعی و علمی کشور نبود. هدف، فراتر از ساختمان‌ها و تجهیزات بود؛ آن‌ها می‌خواستند اراده یک ملت را نشانه بگیرند، اعتماد مردم را خدشه‌دار کنند و میان ایرانیان شکاف بیندازند، اما آنچه رقم خورد، درست نقطه مقابل خواست دشمن بود.

در آن روزها، مردم بیش از هر زمان دیگری معنای وطن را لمس کردند. وطن فقط نامی روی نقشه نبود؛ چهره مادری بود که چشم‌انتظار بازگشت فرزندش ماند، دستان پدری بود که پرچم سه‌رنگ ایران را بر تابوت فرزند شهیدش کشید، اشک‌های همسری بود که لباس دامادی را به یادگار نگه داشت و کودکانی که هنوز معنای کامل واژه شهادت را نمی‌دانستند، اما نبودن پدر را با تمام وجود احساس کردند.

در میان شهدا، چهره‌های گوناگونی دیده می‌شد؛ دانشمندانی که سال‌ها بی‌هیاهو برای پیشرفت علمی کشور تلاش کرده بودند، متخصصان و نخبگان صنعت دفاعی و هوافضا که امنیت ایران را در بلندای آسمان طراحی می‌کردند، فرماندهان و نیروهای ارتش، سپاه و فراجا که شب‌وروز خود را وقف آرامش مردم کرده بودند و جوانانی که شاید تنها چند روز تا آغاز فصل تازه زندگی‌شان فاصله داشتند. آن‌ها از مسیرهای متفاوتی آمده بودند، اما مقصد همه یکی بود؛ ایران.

یکی در آزمایشگاه از مرزهای دانش پاسداری می‌کرد، دیگری در پایگاه پدافندی چشم به آسمان داشت، آن یکی در اتاق فرماندهی مسئولیت امنیت کشور را بر دوش می‌کشید و دیگری در سکوت و گمنامی، آماده دفاع از خاک وطن بود. تفاوتی میان آن‌ها نبود؛ زیرا همه در یک نقطه به هم می‌رسیدند؛ تعهد به ایران.

شاید به همین دلیل است که عنوان «شهدای اقتدار و اتحاد ملی» تنها یک نام در تقویم رسمی کشور نیست. این نام، خلاصه یک حقیقت بزرگ است؛ اینکه اقتدار ایران فقط در فناوری‌های پیشرفته، تجهیزات نظامی یا توان دفاعی خلاصه نمی‌شود. اقتدار واقعی، در انسان‌هایی ریشه دارد که هنگام خطر، مسئولیت دفاع از کشور را بر دوش می‌گیرند و از جان خود برای امنیت دیگران می‌گذرند، اما آنچه این شهدا را به نمادی ماندگار تبدیل کرد، تنها ایثار و فداکاری‌شان نبود. آن‌ها در روزگاری که دشمن به دنبال ایجاد هراس و تفرقه بود، ناخواسته به محور وحدت ملی تبدیل شدند. خون آن‌ها بر زمین ریخت، اما در رگ‌های همبستگی این ملت جاری شد. در مراسم تشییع، در آیین‌های وداع و در لحظه‌هایی که میلیون‌ها ایرانی با هر سلیقه و نگاه کنار یکدیگر ایستادند، می‌شد این حقیقت را دید که ایران هنوز بر سرمایه‌ای بزرگ تکیه دارد؛ سرمایه‌ای به نام همدلی.

شاید سال‌ها بعد، وقتی تاریخ‌نگاران به این روزها برگردند، بیش از هر چیز از همین همبستگی سخن بگویند. از روزهایی که دانشمند و سرباز، فرمانده و پژوهشگر، پیر و جوان، زن و مرد، همه در یک روایت مشترک قرار گرفتند. روایتی که قهرمانان آن نه برای شهرت و نام، بلکه برای انجام‌وظیفه ایستادند و جان خود را تقدیم کردند.

ثبت عنوان «شهدای اقتدار و اتحاد ملی» در تقویم کشور، ادای احترام به همین روایت است؛ روایتی که با خون نوشته شد و با گذر زمان فراموش نخواهد شد. این نام یادآور آن است که امنیت و استقلال ایران، حاصل تلاش و فداکاری انسان‌هایی است که هر یک‌بخشی از ستون‌های استوار این سرزمین بودند.

شهدای اقتدار؛ روایت خون‌هایی که اتحاد ملی را ماندگار کردند

شهید سید مصطفی صفادل، جوانی مؤمن، قرآنی و انقلابی از شهر اصفهان بود که پنج تیر ۱۳۷۸ دیده به جهان گشود. او از کودکی با قرآن و معارف دینی مأنوس شد. ستوان یکم شهید سید مصطفی صفادل بامداد ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه پدافند هوایی اصفهان به شهادت رسید. این شهید هنگام شهادت ۲۵ سال داشت و قرار بود شهریورماه همان سال مراسم ازدواج خود را برگزار کند. 

 مادر شهید سید مصطفی صفادل با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و تربیتی فرزندش به ایسنا اظهار می‌کند: سید مصطفی پنجم تیر ۱۳۷۸ در اصفهان و در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. او نخستین فرزند خانواده بود و از همان دوران کودکی علاقه ویژه‌ای به قرآن، مراسم مذهبی و آموزه‌های دینی داشت.

وی می‌افزاید: پیش از تولد فرزندم تلاش کردم بامطالعه و برنامه‌ریزی برای مادری آماده شوم و در دوران بارداری نیز به تلاوت قرآن و خواندن سوره یاسین اهتمام داشتم. از همان سال‌های نخست زندگی، سید مصطفی را با مفاهیم قرآنی و دینی آشنا کردم و او استعداد و علاقه زیادی در این زمینه نشان می‌داد.

مادر شهید صفادل بیان می‌کند: سید مصطفی از کودکی روحیه‌ای متفاوت داشت و به گفته اطرافیان از هم‌سن‌وسالان خود متمایز بود. او خیلی زود زبان باز کرد و در سه‌سالگی بخشی از احادیث و سوره‌های کوتاه قرآن را حفظ کرده بود. سه سال و نیم بیشتر نداشت که در کلاس‌های قرآن ثبت‌نام کرد و به‌سرعت موردتوجه مربیان و دیگر کودکان قرار گرفت.

وی با بیان اینکه سید مصطفی همواره نسبت به خانواده به‌ویژه برادرش احساس مسئولیت و محبت داشت، ادامه می‌دهد: با تولد فرزند دومم، سید مصطفی از اینکه صاحب برادر شده بود خوشحال بود و رابطه عاطفی عمیقی میان دو برادر شکل گرفت.

 مادر شهید سید مصطفی صفادل با اشاره به روزهای آغاز جنگ و اعزام فرزندش به محل خدمت می‌گوید: با انتشار اخبار حملات رژیم صهیونیستی، نگرانی شدیدی داشتم، اما سید مصطفی با آرامش همیشگی‌اش تلاش می‌کرد اعضای خانواده را آرام کند و معتقد بود نیروهای مسلح با آمادگی کامل از کشور دفاع خواهند کرد.

وی توضیح می‌دهد: با وجود نگرانی‌های خانوادگی، سید مصطفی تأکید داشت در صورت ادامه شرایط باید به یگان خود بازگردد، زیرا احساس می‌کرد حضورش در محل خدمت ضروری است. در روز عید غدیر پس از دیدار با خانواده و نامزدش، راهی پایگاه شد تا به هم‌رزمان خود ملحق شود.

مادر شهید صفادل ادامه می‌دهد: برادر کوچک‌ترش سید مجتبی نیز برای همراهی و مراقبت از برادرش به محل خدمت رفت و در روزهای جنگ همواره در کنار او حضور داشت. این همراهی و همدلی میان دو برادر از کودکی وجود داشت و تا آخرین لحظات زندگی سید مصطفی ادامه یافت.

وی درباره نحوه اطلاع از شهادت فرزندش اظهار می‌کند: صبح ۳۱ خرداد تماسی با همسرم گرفته شد و ابتدا اعلام کردند سید مصطفی مجروح و در بیمارستان بستری شده است. خانواده بلافاصله راهی بیمارستان شدند، اما در طول مسیر شرایط به‌گونه‌ای بود که امکان اطلاع دقیق از وضعیت او وجود نداشت.

این مادر شهید اضافه می‌کند: پس از رسیدن به بیمارستان و مشاهده وضعیت سید مجتبی، متوجه شدیم سید مصطفی بر اثر جراحات شدید به شهادت رسیده است. این خبر برای خانواده بسیار سنگین بود، به‌ویژه اینکه قرار بود مراسم ازدواج پسرم در ۲۵ شهریور برگزار شود.

وی با اشاره به آخرین لحظات زندگی فرزندش تصریح می‌کند: سید مصطفی در جریان مأموریت دفاعی خود به همراه جمعی از هم‌رزمانش در یکی از مراکز راهبردی اصفهان مستقر بود که در پی حمله دشمن مجروح شد و ساعاتی بعد از حمله به شهادت رسید.

این مادر شهید خاطرنشان می‌کند: پیوند عاطفی میان دو برادر بسیار عمیق بود؛ به‌گونه‌ای که سید مجتبی تا آخرین لحظه در کنار برادرش ماند و در واپسین دقایق زندگی، سید مصطفی در آغوش برادر کوچک‌ترش آرام گرفت. 

شهیدی که دیدار با رهبر انقلاب را نقطه عطف زندگی خود می‌خواند

هم‌رزم شهید سید مصطفی صفادل با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی این شهید اظهار می‌کند: سید مصطفی از همان دوران نوجوانی روحیه‌ای متفاوت داشت و همواره تلاش می‌کرد در مسیر رشد علمی، فرهنگی و معنوی گام بردارد. او فردی خوش‌اخلاق، مسئولیت‌پذیر و متعهد بود و در میان دوستان و همکاران به‌عنوان جوانی پرتلاش و باانگیزه شناخته می‌شد.

وی می‌افزاید: شهید صفادل در دوران تحصیل به دلیل فعالیت‌های فرهنگی و موفقیت‌هایش در بسیج دانش‌آموزی، برای دیدار با رهبر شهید انقلاب انتخاب شده بود. این دیدار تأثیر عمیقی بر روحیه و نگرش او گذاشت و بارها از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و خاطره‌انگیزترین روزهای زندگی خود یاد می‌کرد. سید مصطفی معتقد بود سخنان رهبر شهید انقلاب در آن دیدار مسیر آینده او را روشن‌تر کرده و مسئولیتش را در قبال کشور و جامعه دوچندان ساخته است.

این هم‌رزم شهید بیان می‌کند: هر زمان صحبت از آن دیدار می‌شد، با شور و اشتیاق از جزئیات آن خاطره تعریف می‌کرد و می‌گفت آن روز، بهترین و تأثیرگذارترین روز زندگی‌اش بوده است. او همواره تلاش می‌کرد توصیه‌هایی را که در آن دیدار شنیده بود در زندگی شخصی و اجتماعی خود به کار بگیرد و دیگران را نیز به فعالیت‌های فرهنگی، علمی و جهادی تشویق کند.

وی می‌گوید: شهید صفادل باورداشت اقتدار کشور در سایه ایمان، علم، تلاش و وحدت ملی شکل می‌گیرد. او تا آخرین روزهای زندگی بر همین باور استوار ماند و سرانجام نیز در مسیر دفاع از امنیت و آرامش مردم به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید. امروز یاد و نام او برای دوستان و هم‌رزمانش یادآور اخلاص، مسئولیت‌پذیری و پایبندی به آرمان‌های انقلاب اسلامی است.

اتحاد ملی مهم‌ترین پشتوانه اقتدار کشور است

مسئول بسیج منطقه با اشاره به نقش مردم در عبور از حوادث و تهدیدها، نیز اظهار می‌کند: آنچه امروز از آن به‌عنوان اقتدار ملی یاد می‌کنیم، تنها به توان دفاعی کشور محدود نمی‌شود، بلکه حاصل اعتماد متقابل میان مردم و نظام و حضور مسئولانه اقشار مختلف جامعه در صحنه‌های گوناگون است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده هر زمان کشور با تهدیدی مواجه شده، مردم با حفظ انسجام و همدلی، نقشه‌های دشمنان را خنثی کرده‌اند.

وی می‌افزاید: دشمنان همواره تلاش می‌کنند با جنگ رسانه‌ای، انتشار اخبار نادرست و ایجاد شکاف‌های اجتماعی، وحدت ملی را هدف قرار دهند. در مقابل، هوشیاری مردم و آگاهی نسل جوان سبب شده این تلاش‌ها به نتیجه نرسد. امروز حفظ همبستگی اجتماعی بیش از هر زمان دیگری یک ضرورت ملی محسوب می‌شود و همه نهادها باید در این زمینه مسئولیت خود را ایفا کنند.

مسئول بسیج منطقه بیان می‌کند: شهدای اقتدار نماد همین روحیه همدلی و مسئولیت‌پذیری هستند. این شهدا از اقشار، سلیقه‌ها و مناطق مختلف کشور برخاسته‌اند، اما همه آن‌ها در یک نقطه مشترک بودند و آن دفاع از امنیت و آرامش مردم بود. همین ویژگی نشان می‌دهد که فرهنگ ایثار و فداکاری می‌تواند عامل پیوند و همگرایی در جامعه باشد.

وی ادامه می‌دهد: نسل جوان باید بداند که اتحاد ملی تنها یک شعار نیست، بلکه سرمایه‌ای ارزشمند برای پیشرفت کشور به شمار می‌رود. هر اقدامی که به افزایش اعتماد، همدلی و مشارکت اجتماعی منجر شود، در حقیقت گامی در مسیر حفظ اقتدار ملی است و شهدا با جان‌فشانی خود اهمیت این موضوع را برای همه ما به یادگار گذاشته‌اند. 

به گزارش ایسنا، هر بار که این عنوان در تقویم ملی دیده می‌شود، باید به یاد آورد که پشت هر نام، زندگی‌ای جریان داشته است؛ مادری که چشم‌انتظار مانده، پدری که به فرزندش افتخار می‌کند، همسری که خاطرات مشترک را در دل مرور می‌کند و ملتی که آرامش امروز خود را مدیون ازخودگذشتگی آن‌ها است.

شهدای اقتدار و اتحاد ملی، فقط بخشی از تاریخ ایران نیستند؛ آن‌ها تفسیر زنده یک مفهوم هستند؛ اینکه هرگاه این سرزمین در معرض تهدید قرار گیرد، فرزندانش از هر لباس، هر تخصص و هر جایگاه، کنار یکدیگر می‌ایستند و اجازه نمی‌دهند نام ایران تنها بماند. و این شاید زیباترین میراث آن‌ها باشد؛ اینکه در روزهای سخت، دوباره به ما یادآوری کردند ایران تنها یک سرزمین نیست؛ خانه مشترک همه ما است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای