فرانک کیانپور، خبرنگار ایسنا در استان کردستان در یادداشتی نوشته است:
«تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که دوران پس از بحران، اگرچه با کاهش تهدیدهای امنیتی همراه است، اما با چالشهای پیچیده اقتصادی و انرژی آغاز میشود؛ چالشهایی که مدیریت آنها به مراتب دشوارتر از مدیریت شرایط جنگی است.
اقتصاد ایران نیز در شرایطی وارد دوره پس از شرایط بحران و تنشهای نظامی اخیر شده که پیش از آن با مسائلی همچون تورم مزمن، نوسانات ارزی، محدودیتهای سرمایهگذاری، کسری منابع و ناترازیهای انرژی مواجه بود. به همین دلیل، هرگونه اختلال ناشی از جنگ میتواند بر مشکلات پیشین افزوده و روند بازگشت به ثبات را با دشواری بیشتری همراه کند.
گزارشها و تحلیلها نشان میدهد که جنگهای اخیر در منطقه خلیج فارس موجب افزایش هزینههای حملونقل، بیمه، تجارت و انرژی شده و آثار آن حتی پس از برقراری آتشبس نیز برای مدتی ادامه خواهد داشت. در چنین شرایطی، مهمترین مسئله برای اقتصاد ایران نه صرفاً جبران خسارتهای مستقیم، بلکه بازسازی اعتماد در سه سطح «اعتماد عمومی»، «اعتماد فعالان اقتصادی» و «اعتماد سرمایهگذاران» است.
تجربههای جهانی نشان میدهد، سرمایهگذاری و تولید پیش از آنکه به منابع مالی وابسته باشند، به ثبات و پیشبینیپذیری نیاز دارند. هرچه فضای اقتصادی قابل پیشبینیتر باشد، سرعت بازگشت فعالیتهای اقتصادی نیز افزایش خواهد یافت. در حوزه انرژی نیز کشور با آزمونی مهم مواجه است.
انرژی در دنیای امروز تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی و تابآوری اقتصادی تبدیل شده است. تحولات ماههای اخیر بار دیگر نشان داد وابستگی اقتصادها به مسیرهای محدود انتقال انرژی و زیرساختهای حساس، میتواند حتی بازارهای جهانی را با شوکهای گسترده مواجه کند. کارشناسان معتقدند بحرانهای اخیر، اهمیت امنیت انرژی، بهرهوری مصرف و تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی را بیش از گذشته آشکار کرده است. برای ایران، دورهی پس از جنگ میتواند فرصتی برای اصلاح برخی ناترازیهای مزمن انرژی نیز باشد. سالهاست که مصرف بالای انرژی، فرسودگی بخشی از زیرساختها، اتلاف منابع و شکاف میان تولید و مصرف، فشار فزایندهای بر اقتصاد کشور وارد کرده است.
در چنین وضعیتی، سرمایهگذاری در بهینهسازی مصرف، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، نوسازی شبکههای انتقال و حمایت از فناوریهای کممصرف دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای آینده اقتصاد کشور محسوب میشود. از سوی دیگر، نباید از نقش مردم در عبور از شرایط پس از بحران غافل شد. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که سرمایه اصلی کشور در مواجهه با بحرانها، تابآوری اجتماعی و اقتصادی شهروندان بوده است.
خانوادهها، کسبوکارهای کوچک، تولیدکنندگان محلی و شبکههای مردمی همواره بخشی از بار بحرانها را بر دوش کشیدهاند. با اینحال، تابآوری مردمی زمانی پایدار خواهد بود که با سیاستگذاریهای هوشمندانه، حمایتهای هدفمند و تقویت امید اجتماعی همراه شود. واقعیت آن است که دوران پس از بحران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمگیریهای مبتنی بر واقعیت، پرهیز از اقدامات کوتاهمدت و حرکت به سوی اصلاحات ساختاری است.
اقتصاد ایران برای عبور موفق از این مرحله به ترکیبی از ثبات اقتصادی، مدیریت کارآمد انرژی، حمایت از تولید و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. امروز شاید مهمترین سرمایه کشور نه منابع زیرزمینی و نه زیرساختهای فیزیکی، بلکه اعتماد اجتماعی و امید به آینده باشد. اگر این سرمایه حفظ و تقویت شود، اقتصاد ایران خواهد توانست از دشواریهای پس از جنگ عبور کند و مسیر توسعه پایدار را با قدرت بیشتری دنبال کند؛ اما اگر این فرصت نادیده گرفته شود، هزینههای دوران پساجنگ میتواند سالها بر اقتصاد و معیشت مردم سایه بیفکند.»
انتهای پیام
