۱۴۰۵-۰۳-۲۵ | ۱۵:۲۰
مردم باید رکن اصلی نظام حکمرانی باشند/بازگشت به رقابت‌های جناحی، تهدیدی برای امر ملی

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس:

مردم باید رکن اصلی نظام حکمرانی باشند/بازگشت به رقابت‌های جناحی، تهدیدی برای امر ملی

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس گفت: در گفتمان انقلاب اسلامی، مفهوم مردمی‌سازی جایگاه مهمی دارد، اما در سال‌های اخیر تا حدودی از این ایده فاصله گرفته بودیم و کمتر احساس می‌شد که مردم باید به‌طور مستقیم در مسائل کشور نقش‌آفرینی کنند. به نظر من جنگ اخیر تا حدی این فاصله را ترمیم کرد و بار دیگر این احساس را به وجود آورد که باید با مردم سخن گفت.

به گزارش ایسنا، فاطمه محمدی، مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، امروز در دومین دورهٔ همایش «امر ملی و پساجنگ» که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، با تأکید بر اهمیت دوران پس از جنگ اظهار کرد: ایران پس از جنگ، از ایرانِ در حال جنگ و حتی ایرانِ پیش از جنگ مهم‌تر است. معتقدم ایرانِ پساجنگ با مسائل بسیار جدی‌تر، حیاتی‌تر و حساس‌تری روبه‌رو خواهد بود و به همین دلیل لازم است بیش از هر زمان دیگری به این موضوع توجه کنیم.

وی افزود: آنچه در بیش از ۱۰۰ شب گذشته و به‌ویژه در دو تا سه شب اخیر در تجمعات خیابانی رخ داد، نشان‌دهنده نوعی کنشگری اجتماعی متفاوت از آن چیزی است که برخی افراد در ساحت حکمرانی می‌پذیرند یا آن را جدی می‌گیرند. مشارکت در امر اجتماعی و بیان صریح دیدگاه‌ها، چه تند و چه میانه، بخشی از واقعیت جامعه امروز ایران است.

تحمیل نگاه‌های افراطی به جامعه، هزینه‌های کشور را افزایش می‌دهد

محمدی ادامه داد: شب گذشته در شبکه اجتماعی ایکس نوشتم که بسیار خطرناک است اگر تصور کنیم در امر ملی، که به کل جمعیت ایران مربوط می‌شود، اقلیتی محدود بتواند نگاه تند و افراطی خود را بر ۹۰ میلیون ایرانی تحمیل کند یا با تهدید، اجرای دیدگاه‌های خود را در عرصه سیاسی کشور مطالبه کند.

وی تأکید کرد: این مسئله باید در آینده سیاسی ایران به‌صورت علمی، کارشناسی و دقیق مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا هزینه تمامی مسائل کشور را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی با یک لایه سخت مواجه می‌شویم که هر مسئله‌ای را به تهدید و هر پدیده‌ای را به بحران تبدیل می‌کند. در نتیجه، مدیریت بحران از دست لایه‌های میانی خارج شده و کشور ناچار می‌شود با هزینه‌های سنگین به حل مسائل بپردازد.

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس خاطرنشان کرد: این روند نه‌تنها به نفع امنیت ملی نیست، بلکه در برخی سطوح حتی ذهنیت عمومی مردم را نیز با مخاطره مواجه می‌کند. در شب‌های اخیر شاهد شکل‌گیری برخی شائبه‌های ذهنی در میان مردم بودیم. البته من در اینجا درباره درستی یا نادرستی اصل موضوع صحبت نمی‌کنم، بلکه درباره شیوه‌های کنشگری هزینه‌ساز سخن می‌گویم.

امر ملی با ملی‌گرایی تفاوت دارد

محمدی با اشاره به تفاوت میان دو مفهوم امر ملی و ملی‌گرایی گفت: امر ملی و ملی‌گرایی دو موضوع کاملاً متفاوت در جامعه‌شناسی هستند و حتی در جامعه‌شناسی رفتار ایرانی نیز تعاریف و مصادیق خاص خود را دارند. ممکن است امر ملی در کشوری مانند آمریکا تعریفی مشخص داشته باشد، اما در ایران به دلیل ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی، معنایی متفاوت پیدا می‌کند.

وی افزود: در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، مردم در پی دستیابی به رفاه نسبی، آرامش روانی و امنیت خانواده خود هستند. برای مثال، شهروندان اسرائیلی در زمان بحران به پناهگاه‌ها می‌روند و در آمریکا نیز اصولاً شهروندان به‌طور مستقیم درگیر جنگ نمی‌شوند؛ مگر آنکه پیامدهای اقتصادی آن را احساس کنند. اما در ایران شاهد پدیده‌ای متفاوت هستیم؛ مردم ایران پناهگاه خود را در خیابان جست‌وجو می‌کنند.

وی تصریح کرد: جامعه‌شناسی رفتار مردم ایران در مواجهه با بحران‌ها و ابرچالش‌ها، از جمله جنگ، با بسیاری از جوامع دیگر متفاوت است و همین تفاوت باید مورد توجه قرار گیرد.

خیر جمعی، محور شکل‌گیری امر ملی است

محمدی در ادامه توضیح داد: بخش مهمی از امر ملی به خیر جمعی متصل است. زمانی یک موضوع به امر ملی تبدیل می‌شود که مشارکت حداکثری مردم در آن شکل بگیرد. این نقطه دقیقاً وجه تمایز امر ملی با ملی‌گرایی است.

وی افزود: ملی‌گرایی بیشتر به هویت و تعلقات ملی گره خورده است؛ اینکه ما ایرانی هستیم، وطن خود را دوست داریم، امنیت ملی و مرزهای سرزمینی برایمان اهمیت دارد و پرچم جمهوری اسلامی ایران برایمان ارزشمند است. اما امر ملی زمانی شکل می‌گیرد که یک موضوع به خیر جمعی پیوند بخورد و مردم احساس کنند در آن نقش و سهم دارند.

پرچم به نماد مشارکت اجتماعی در جنگ تبدیل شد

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس اظهار کرد: در جنگ اخیر شاهد یک خلاقیت اجتماعی بودیم؛ اینکه پرچم از یک نماد هویتی صرف فراتر رفت و به ابزاری برای شکل‌گیری امر ملی تبدیل شد. هر جا افراد می‌خواستند گرد هم جمع شوند، پرچم به نشانه‌ای برای همبستگی و تجمع تبدیل می‌شد.

وی ادامه داد: تقریباً در همه تجمعات، حتی اگر تعداد پرچم‌ها اندک بود، این نماد حضور داشت و افراد با دیدن آن متوجه می‌شدند که محل تجمع و مشارکت جمعی کجاست. به این ترتیب، امر ملی شکل گرفت و افراد احساس کردند می‌توانند ذیل این نماد مشترک گرد هم آمده و مشارکت خود را در یک مسئله سیاسی و اجتماعی نشان دهند.

محمدی تأکید کرد: خیر جمعی در واقع به معنای احساس دخالت و اثرگذاری در یک مسئله است. بسیاری از افرادی که در تجمعات خیابانی حضور داشتند، در گفت‌وگوها اظهار می‌کردند که احساس می‌کنند به نبرد جمهوری اسلامی کمک می‌کنند. در آن فضا، کمتر کسی احساس می‌کرد که وظیفه‌ای ندارد یا سهمی در این ماجرا بر عهده او نیست.

روایت یک زن ۸۴ ساله از مشارکت در امر ملی

وی با اشاره به تجربه‌ای میدانی گفت: در یکی از تجمعات، بانوی سالمندی را دیدم که به‌سختی روی صندلی نشسته بود و حتی توان راه رفتن نداشت. از او پرسیدم چرا هر شب در این تجمع حاضر می‌شود. اطرافیانش گفتند که او هر شب در این محل حضور دارد.

محمدی افزود: این بانوی حدوداً ۸۴ ساله از من خواست او را در پویش «جان‌فدا» ثبت‌نام کنم. وقتی از او پرسیدم چه کمکی می‌تواند انجام دهد، پاسخ داد که خانه‌ای در حوالی میدان انقلاب دارد و می‌خواهد آن را در اختیار نیروهایی قرار دهد که برای دفاع و خدمت در میدان حضور دارند تا بتوانند در آن استراحت کنند.

وی خاطرنشان کرد: این نمونه نشان می‌دهد که وقتی امر ملی شکل می‌گیرد، افراد صرف‌نظر از سن، توان جسمی یا موقعیت اجتماعی، تلاش می‌کنند سهمی در خیر جمعی و حل مسائل کشور داشته باشند.

امر ملی زمانی شکل می‌گیرد که مردم خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند

محمدی ادامه داد: اینجاست که امر ملی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که فرد خود را در مسائل حاکمیتی دخیل می‌بیند و احساس می‌کند از این طریق می‌تواند دین خود را به کشورش ادا کند. این موضوع فارغ از مفهوم ملی‌گرایی است. بار دیگر تأکید می‌کنم که ملی‌گرایی یک بحث است، اما زمانی که یک موضوع به امر ملی تبدیل می‌شود، محور اصلی آن مشارکت مردم است.

وی افزود: افراد زیادی را دیدیم که در شرایط عادی دارای جایگاه‌های مدیریتی و مسئولیتی هستند و برای انجام امور روزمره خود از امکانات و تشریفات اداری استفاده می‌کنند، اما در روزهای جنگ در میان مردم حاضر شدند. شبی در میدان شهید طهرانی‌مقدم سخنرانی داشتم و مشاهده کردم افرادی که مسئولیت‌های مهمی بر عهده دارند و تحت تدابیر و پروتکل‌های امنیتی قرار می‌گیرند، در کنار مردم با در دست داشتن پرچم حضور یافته بودند. این صحنه را هم در میان بانوان و هم در میان آقایان مشاهده کردم.

وی خاطرنشان کرد: همان بانوی سالمندی که پیش‌تر درباره او صحبت کردم، با وجود مشکلات جسمی و بیماری، هر شب در تجمعات حضور پیدا می‌کرد. در نگاه معمول شاید از چنین فردی انتظار مشارکت میدانی وجود نداشته باشد، اما مسئله جنگ اخیر به یک امر ملی روشن، جدی و دارای تعاریف مشترک برای جامعه تبدیل شده بود.

مردم حتی در شهرهای دور از جنگ نیز احساس مسئولیت می‌کردند

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس اظهار کرد: در کشور شهرهای زیادی وجود داشتند که مستقیماً مورد تعرض قرار نگرفته بودند و درگیر جنگ نبودند، اما زمانی که به این شهرها سفر می‌کردم و با مردم گفت‌وگو داشتم، مشاهده می‌کردم با وجود آنکه تجربه مستقیمی از جنگ نداشتند، حضوری فعال در عرصه اجتماعی و خیابانی داشتند و در این امر مشارکت می‌کردند؛ گویی خود در متن میدان جنگ قرار دارند.

وی افزود: مردم احساس می‌کردند اکنون موضوعی پیش آمده که باید به‌عنوان سرباز وطن در آن مشارکت داشته باشند. این همان نقطه‌ای است که امر ملی اهمیت خود را نشان می‌دهد.

نگرانی از کاهش سرمایه اجتماعی در دوران پساجنگ

محمدی با ابراز نگرانی نسبت به آینده سرمایه اجتماعی کشور گفت: امیدوارم برداشت من نادرست باشد و واقعاً آرزو می‌کنم که چنین نشود، اما تصور می‌کنم ممکن است نتوانیم این امر ملی را در دوران پساجنگ حفظ کنیم. بیم آن دارم که خیابان را از دست بدهیم، مردم را از دست بدهیم، سرمایه اجتماعی را از دست بدهیم و این اتحاد و همبستگی تضعیف شود؛ زیرا ما هنوز به‌خوبی یاد نگرفته‌ایم چگونه از امر ملی صیانت کنیم.

وی ادامه داد: امیدوارم روزی همین‌جا دور هم بنشینیم و به من بگویند این تحلیل کاملاً اشتباه بوده است. من از چنین اتفاقی خوشحال خواهم شد. امیدوارم بتوانیم حضور مردم در صحنه را حفظ کنیم و سرمایه اجتماعی‌ای که بار دیگر احیا شده است، تداوم پیدا کند.

محمدی تصریح کرد: معتقدم همان افرادی که در مقاطعی در خیابان‌ها علیه جمهوری اسلامی شعار می‌دادند، در جریان جنگ اخیر در کنار جمهوری اسلامی ایستادند و از کشور دفاع کردند؛ زیرا مسئله، یک امر ملی بود. در این مقطع، مفهوم تقدس صرفاً به مفاهیم دینی و مذهبی محدود نشد، بلکه هر فردی احساس کرد این سرزمین، کشور اوست و باید از آن دفاع کند.

امنیت و آرامش خانواده ایرانی باید اولویت سیاست‌گذاری باشد

وی افزود: این سرمایه اجتماعی افزایش یافته است، اما پرسش اصلی این است که آیا در دوران پساجنگ نیز می‌توانیم آن را حفظ کنیم؟ آیا همچنان مردم را در مسائل مختلف کشور دخیل خواهیم دانست؟ اگر می‌دانیم اقتصاد شکننده می‌تواند زندگی و آرامش خانواده‌های ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد، سیاست‌گذار باید در تصمیم‌گیری‌های خود پیش از هر چیز امنیت، آرامش و سلامت روان خانواده ایرانی را در نظر بگیرد.

محمدی تأکید کرد: تنها در این صورت است که می‌توان دوباره از مردم انتظار داشت هنگام بروز بحران‌ها در کنار کشور بایستند و از آن حمایت کنند. مردم ایران نشان داده‌اند هرگاه کشور با بحران مواجه شود، ایستادگی می‌کنند. در ماه‌های گذشته نیز این مسئله را به‌وضوح مشاهده کردیم. شاید کمتر ملتی بتواند چنین سطحی از مقاومت و تاب‌آوری را از خود نشان دهد.

وی ادامه داد: بدون تردید شرایط دشوار است و نمی‌توان با شعار از کنار مشکلات گذشت، اما همین که مردم درک می‌کنند کشورشان درگیر جنگ است و بخشی از فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از این وضعیت است، حاضر می‌شوند برخی هزینه‌های شخصی خود را کاهش دهند تا منافع بزرگ‌تری حفظ شود. این همان معنای مقاومت است و در چارچوب امر ملی قابل تعریف می‌شود.

هویت؛ مسئله‌ای بنیادین در جامعه ایران

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به نظریه هویت اجتماعی گفت: در این نظریه تأکید می‌شود که افراد هویت خود را از عضویت در گروه‌ها به دست می‌آورند. هویت در ایران مسئله‌ای بسیار جدی و پررنگ است. حتی بسیاری از بحران‌های فرهنگی و اجتماعی امروز، از جمله چالش‌های مرتبط با عفاف و حجاب یا برخی مسائل اعتقادی، ریشه در مسائل هویتی دارند.

وی افزود: ما در سال‌های گذشته از موضوع هویت، بازتولید آن، بازتعریف آن و امتداد اجتماعی آن غفلت کرده‌ایم. در نتیجه، در برخی حوزه‌ها دچار چندپارگی شده‌ایم. در حالی که هویت جمعی فراتر از منافع فردی و شخصی عمل می‌کند.

محمدی ادامه داد: در جریان جنگ اخیر، تقریباً همه بر یک موضوع تأکید داشتند و آن حفظ ایران بود. برای مردم چندان مهم نبود چه کسی در میدان نظامی حضور دارد، چه کسی در کف خیابان است یا چه کسی در عرصه دیپلماسی فعالیت می‌کند. همه تلاش‌ها در جهت حفظ کشور معنا پیدا می‌کرد و اینجا منافع جمعی بر منافع فردی سایه انداخته بود.

بازگشت به رقابت‌های جناحی، تهدیدی برای امر ملی است

وی خاطرنشان کرد: دلیل اینکه دوران پساجنگ را بسیار مهم می‌دانم این است که بیم آن دارم دوباره وارد فرآیندهای جناحی شویم و منافع جمعی جای خود را به منافع فردی و گروهی بدهد. دوباره این پرسش‌ها مطرح شود که چه کسی چه گفت، چه کسی چه امضایی کرد و کدام جریان سیاسی سهم بیشتری دارد؛ در حالی که در شرایط امر ملی، این مسائل نباید اولویت پیدا کنند.

محمدی تصریح کرد: زمانی که امر ملی در ساختارهای کشور نهادینه شود، مردم با باور و پذیرش در میدان حضور پیدا می‌کنند. این موضوع نه در حوزه دیپلماسی، نه در عرصه امنیت و نه در سایر حوزه‌ها مسئله پیچیده‌ای نیست، اما گاهی اولویت یافتن منافع جناحی مانع تحقق خیر جمعی می‌شود.

اقتصاد به‌تنهایی ضامن حل مسائل اجتماعی نیست

وی با اشاره به اهمیت هم‌زمان حوزه‌های مختلف اجتماعی گفت: یکی از خطاهای رایج این است که تصور کنیم همه مسائل در اقتصاد خلاصه می‌شود. من با این نگاه موافق نیستم. اقتصاد مهم است، اما همه چیز نیست.

محمدی افزود: در حوزه جمعیت این مسئله را به‌وضوح مشاهده کرده‌ایم. خانواده‌های مرفه فراوانی وجود دارند که فرزندآوری نمی‌کنند و در مقابل، خانواده‌هایی با شرایط اقتصادی متوسط یا ضعیف‌تر نیز هستند که با چالش‌های دیگری مواجه‌اند. بنابراین نمی‌توان همه مسائل را صرفاً به اقتصاد تقلیل داد؛ زیرا فرهنگ و سایر حوزه‌های اجتماعی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

مردم باید رکن اصلی نظام حکمرانی باشند

وی گفت: انسجام اجتماعی زمانی به دستاورد تبدیل می‌شود و به افزایش سرمایه اجتماعی می‌انجامد که همه ساختارها، مردم را رکن اصلی خود بدانند. این به معنای آن است که شبکه‌های مختلف تصمیم‌گیری و اجرایی کشور در خدمت مردم و در جهت منافع آنان عمل کنند.

محمدی افزود: در گفتمان انقلاب اسلامی، مفهوم مردمی‌سازی جایگاه مهمی دارد، اما در سال‌های اخیر تا حدودی از این ایده فاصله گرفته بودیم و کمتر احساس می‌شد که مردم باید به‌طور مستقیم در مسائل کشور نقش‌آفرینی کنند. به نظر من جنگ اخیر تا حدی این فاصله را ترمیم کرد و بار دیگر این احساس را به وجود آورد که باید با مردم سخن گفت، آنان را در مسائل کشور دخیل دانست و مشارکتشان را جدی گرفت.

وی خاطرنشان کرد: بخشی از واکنش‌ها و کنش‌های بین‌المللی نسبت به ایران در جریان جنگ اخیر نیز ناشی از همین حضور و میدان‌داری مردم بود؛ حضوری که مانع از فروپاشی انسجام اجتماعی شد و ظرفیت‌های مهمی را برای کشور به نمایش گذاشت.

حضور مردم در میدان، محاسبات دشمن را برهم زد

محمدی با اشاره به نقش مردم در تحولات اخیر گفت: با آغاز جنگ، یکی از مهم‌ترین محاسبات دشمن این بود که میان مردم و حاکمیت شکاف وجود دارد و در صورت وقوع بحران، مردم علیه حاکمیت به خیابان‌ها خواهند آمد. این تصور به‌گونه‌ای طراحی شده بود که پس از شهادت فرماندهان و چهره‌های برجسته کشور، موجی از اعتراضات شکل بگیرد و زمینه اجرای سناریوهای مورد نظر دشمن فراهم شود.

وی افزود: بارها در سخنرانی‌های مختلف تأکید کرده‌ام که جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران از مدت‌ها قبل آغاز شده بود و تصور دشمن این بود که کشور پس از این حوادث دچار فروپاشی اجتماعی خواهد شد. اما زمانی که مردم به میدان‌ها و خیابان‌ها آمدند، این تصور را باطل کردند.

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس ادامه داد: مردم نشان دادند هر زمان که موضوع امنیت ملی، حفظ کشور و تمامیت ارضی ایران مطرح باشد، در کنار کشور خود می‌ایستند. حتی اگر نسبت به برخی عملکردها و سیاست‌ها انتقاد داشته باشند، در مواقعی که اصل کشور و منافع ملی در معرض تهدید قرار گیرد، از ایران و نهادهای حاکمیتی حمایت می‌کنند.

مسائل داخلی باید به دست خود مردم حل شود

وی تصریح کرد: مردم ایران با صدایی رسا اعلام کردند که اگر مسئله یا اختلافی وجود داشته باشد، در داخل کشور و توسط خود مردم حل خواهد شد و نیازی به مداخله خارجی نیست. این پیام مهمی بود که در جریان تحولات اخیر به‌روشنی منتقل شد.

محمدی افزود: امیدوارم به نقطه‌ای رسیده باشیم که حتی افرادی که در برخی رخدادهای تلخ گذشته نقش‌آفرینی کرده‌اند نیز دریافته باشند هیچ کشوری دلسوزتر از مردم ایران برای آینده این سرزمین نخواهد بود و هیچ بازیگر خارجی نمی‌تواند نسخه‌ای بهتر از اراده ملت ایران برای حل مسائل کشور ارائه کند.

سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته باید برای نسل‌های آینده حفظ شود

وی تأکید کرد: امیدوارم بتوانیم سرمایه اجتماعی ارزشمندی را که در این ماه‌ها شکل گرفت، نه فقط برای سال‌های پیش رو، بلکه برای دهه‌ها و نسل‌های آینده حفظ کنیم. این سرمایه اجتماعی حاصل اعتماد، همبستگی و حضور مردم در صحنه است و نباید به‌سادگی از دست برود.

مدیر آسیب‌های اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس خاطرنشان کرد: مردم ایران در این مقطع تاریخی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کردند و شایسته قدردانی هستند. امیدوارم از این پس مدیرانی در مسئولیت‌های مختلف قرار گیرند که مهم‌ترین دغدغه و اولویت آنان خدمت به مردم، حفظ منافع عمومی و دلسوزی برای جامعه باشد.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی