آنچه تحقیقات قبلی به عنوان نشانهای از بهره هوشی (IQ) تلقی میکردند، در واقع میتوانسته نشانهای از شرایط کودک باشد که از طریق خستگی و استرس خود را نشان میدهد.
محققان مدتهاست که از تحقیقات ارتباط گسترده مغز برای ارتباط ویژگیهای فیزیکی مغز با ویژگیهایی مانند بهره هوشی، سلامت روان یا رفتار استفاده میکنند. این تحقیقات برای ترسیم ساختار و عملکرد مغز در برابر معیارهای شناختی یا رفتاری به اسکنهای امارآی (MRI) متکی هستند اما بیشتر این کارها محیط اطراف کودک را کنار گذاشتهاند. به ندرت پرسیده شده است که چگونه فقر، منابع محله یا زندگی روزمره ممکن است مغز در حال رشد را شکل دهد.
در این تحقیق، محققان صدها عامل بیولوژیکی، روانی، اجتماعی و محیطی مرتبط با رشد دوران کودکی را بررسی کردند. وقتی همه چیز بهطور مساوی مقایسه شد، یک عامل بر بقیه برتری داشت. وضعیت مالی خانواده و منابع محله کودک قویترین ارتباط را با رشد مغز نشان داد. عوامل اجتماعی-اقتصادی حدود ۱۶ درصد از تنوع در عملکرد مغز کودکان را توضیح دادند که خیلی بیشتر از ضریب هوشی، سبک فرزندپروری یا سابقه سلامتی بود.
تاثیرات بر مغز در حال رشد
محققان تصمیم گرفتند که صدها تاثیر را بر مغز در حال رشد در شرایط برابر مقایسه کنند و برای اولین بار در این مقیاس، مشخص شد که شرایط اجتماعی-اقتصادی عمیقترین تاثیر را بر هر عامل بررسی شده میگذارد.
محققان اسکنهای مغزی نزدیک به ۱۲ هزار کودک ۹ تا ۱۰ ساله را بررسی کردند. در مجموع، آنان ۶۴۹ متغیر را در ۱۲ دسته نقشهبرداری کرد. این متغیرها از زمان استفاده از صفحه نمایش و خواب گرفته تا جمعیتشناسی، فرزندپروری، سلامت جسمی و مصرف مواد مخدر را شامل میشدند. ۳۷ متغیر از ۴۰ متغیر برتر مرتبط با عملکرد مغز، اجتماعی-اقتصادی و از میان ۴۰ مورد برتر مرتبط با ساختار مغز، ۳۵ مورد مربوط به عوامل اجتماعی-اقتصادی بودند.
محققان بر این باور بودند که فرصتهای اجتماعی-اقتصادی مهم باشند، اما فکر نمیکردند تا این حد اهمیت داشته باشند. این عوامل فقط هر چیز دیگری را تحتالشعاع قرار میدادند.
مغزهای خسته، نه مغزهای کند
این الگو، معنای شگفتانگیزی داشت؛ مناطقی از مغز که توسط عوامل اجتماعی-اقتصادی شکل گرفته بودند، همان مناطقی شدند که بیشترین حساسیت را به خواب و استرس داشتند. این همپوشانی به چیزی غیر از توانایی اشاره داشت. مغز یک کودک محروم، کمتوانتر به نظر نمیرسید. بلکه خسته و فرسوده بود.
محققان افزودند: مغز کودکی با پیشینه اجتماعی-اقتصادی پایین، شبیه کودکی از یک محیط اجتماعی-اقتصادی بالاست که دچار کمبود خواب و استرس بوده است. این مغز کمهوشتر نیست. به نظر میرسد مغزی خسته و تحت استرس است. نکته خوب این است که خواب و استرس هر دو قابل تغییر هستند. اگر بتوانیم راهی برای بهبود خواب و کاهش استرس کودکانی از خانوادههایی با فرصتهای اجتماعی-اقتصادی محدودتر پیدا کنیم، ممکن است بتوانیم تفاوتهای مغزی مرتبط با شرایط اجتماعی-اقتصادی را کاهش دهیم.

تاثیرات غیرمستقیم سختیها
این یافتهها نشان میدهد که سختیهای اجتماعی-اقتصادی بهطور غیرمستقیم به مغز میرسند و از طریق بارهای روزمره مانند خواب نامنظم و استرس مداوم منتقل میشوند. این مسیر مهم است زیرا هر دو قابل تغییر هستند. خواب و استرس برخلاف ویژگیهای ثابت، به حمایت و مداخله پاسخ میدهند.
سیگنال اجتماعی-اقتصادی در نواحی حرکتی و حسی مغز متمرکز بود. این نواحی با تغییرات روزانه در استراحت و تنش تغییر میکنند. نواحی که به تفکر و حل مسئله مرتبط بودند، تا حد زیادی دست نخورده ماندند. به نظر میرسد که شرایط اجتماعی-اقتصادی به جای مراکز استدلال مغز، بر سیستمهای حرکتی و حسی بدن تاثیر میگذارند.
سیگنال بهره هوشی محو میشود
دانشمندان سالهاست در جستوجوی نشانههای هوش در ساختار و ترکیب مغز هستند، اما یافتههای جدید نشان میدهد، بسیاری از ارتباطهایی که در تحقیقات گذشته میان ضریب هوشی و ویژگیهایی مانند ضخامت قشر مغز گزارش شده بود، ممکن است در واقع بازتاب تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی افراد باشد.
نتایج این تحقیق نشان داد که نمرات ضریب هوشی بهطور معناداری با وضعیت اجتماعی-اقتصادی ارتباط دارد. هنگامی که پژوهشگران این عامل را در تحلیلهای خود لحاظ کردند، بیشتر پیوندهای مشاهده شده میان ویژگیهای مغزی و ضریب هوشی از بین رفت بهطوری که حدود ۷۰ درصد از این ارتباطات دیگر از نظر آماری معنادار نبودند.
بهبود سلامت مغز کودکان
محققان در آزمایش دیگری، فقط کودکانی را از پیشینههای اجتماعی-اقتصادی بالا بررسی کردند. در آن گروه، بهره هوشی هیچ ارتباطی با ساختار یا عملکرد مغز نشان نداد. نتایج نشان داد اگر به اسکن مغز کودکان نگاه کنیم، میتوانیم بگوییم که خانواده آنان چقدر مرفه هستند و چقدر خواب و زمان تماشای صفحه نمایش دارند، اما نمیتوانیم بهره هوشی آنان را تشخیص دهیم.
محققان اظهار کردند: این نتایج به ما میگوید که بهره هوشی ریشه در نوروبیولوژی ندارد بلکه محیط، مغز کودکان را به شیوههایی شکل میدهد که به اشتباه بهعنوان بازتابی از بهره هوشی تفسیر شدهاند، در حالی که در واقع آنها فقط بازتابی از استرس و کمبود خواب هستند. اینها چیزهایی هستند که میتوانیم برای بهبود سلامت مغز کودکان کاری در مورد آنها انجام دهیم.
نتایج این تحقیق در مجله «ساینس» (Science) منتشر شده است.
انتهای پیام
